درس خارج فقه استاد میرزا محمدحسین احمدی‌فقیه‌یزدی

1405/01/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: کتاب الجهاد/جهاد در قرآن /مفهوم دشمن در آیات قرآن

 

تطبیق قاعده عهد ذهنی بر مفهوم دشمن در آیات شریفه

 

اما بحث مهم فقهی که داشتیم خب ما از آیات شریفه می‌خواهیم اون خصوصیات را که برای قضیه مهم جنگ هست این را مورد توجه قرار بدیم. خب حالا خصوصیاتی که ذکر شد اتفاقاً همین بحث مهمی که ما الان در عهد ذهنی بیان کردیم من می‌خوام امروز این مصداق آیه شریفه را که در بحث ما هست اینم به عهد ذهنی توجه بدیم و فکر می‌کنم اینم از مثال‌های بسیار روشن و خوبی است که ما دقیقاً می‌توانیم این را برگردانیم. یکی بحث دشمنه. دشمن را داره اعم ذکر می‌کنه. هر کس مقابل حق ایستادگی داشته باشه هر کس برابر حق بایستد اینا ما به عنوان دشمن حسابش می‌کنیم. می‌خواهد خصوصیت دینی و خصوصیت خاص ایمانی خاصی هم داشته باشه یا نداشته باشه. اون خصوصیات غیر از این است که اصل دشمنی و برابر حق ایستادنه. دیروز مفصل بحثی کردم راجع به اینکه دو تا تمثیل اینجا ﴿لَا يُقَاتِلُونَكُمْ جَمِيعًا إِلَّا فِي قُرًى مُّحَصَّنَةٍ أَوْ مِن وَرَاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُم بَيْنَهُم شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّى ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْقِلُونَ﴾ آخر سوره حشر. خب در این آیه دقت می‌فرمایید که این آیه ۱۴ آیه بعدش فرمود ﴿كَمَثَلِ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَرِيبًا ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾. اینجا به عهد ذهنی برمی‌گرده که اون قبیله‌ای که قبل از این‌ها بودن آن‌ها هم خیلی مقابل حق ایستادن و وبالی که به گردن‌شان آمد و به امرشان شد این کشیدن اون وبال امر خودشون را اون نتیجه امر خودشون را اینا کشیدن «ذاقوا وبال امرهم» «ولهم عذاب الیم» اینا براشون یک عذاب دردناکی هم پیش میاد. مطلب خیلی زیبا هست که به اون عهد ذهنی که هر که مقابل حق بایستد آخرش از بین رفتنی است. الان ما در این جنگ فعلی که با قضیه اسرائیل و آمریکا داریم ذهنیت همه ما اینه که ما که بر حقیم آخر غالب میشیم. ما ایستادگی بکنیم ولو اینکه صدمه داریم گناه هم کردیم معصیت هم کردیم واقعاً هم همون نتایج گناه و معصیت را خودمون داریم می‌بینیم اشتباهاتی که کردیم اینا همه‌اش مؤاخذه داره اینا در مقام مؤاخذه و اینهاست که جای خودش هست دیگه یک فرمول معینیه و یک نظم معینی در این وبال زندگی هست که باید ماها اون چیزهایی که اثر گناه و معصیت‌هایی که کردیم ببینیم و نتیجه‌اش بالاخره باید بچشیم اما دشمن هم اون هم در همون موقعیت و موضعی که هست اونم عدل الهی اقتضای بر همین داره که آخرالامر اون را نابود می‌کند و از بین می‌رود چنانچه این آیه فرمود اینها این دشمن‌هایی که مقابله می‌کنند نظیر اونا هستند ﴿کمثل الذین من قبلهم قریبا ذاقوا وبال امرهم﴾ کشیدن وبال امر خودشون را «ولهم عذاب الیم» براشون عذاب الیم هست.

 

تبیین تمثیل قرآنی دشمن به شیطان و آثار وضعی اعمال

 

حالا دیروز این مطلب را که متوجه بودم که ممکنه کسانی اینجا یک سؤالاتی براشون پیش بیاد لذا بحث امروز که عهد را در بحث مهم اصول الفقه توضیح دادن اینجا الان عین همون مثاله. ﴿كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ﴾ مثال این دشمنان، دشمنانی که در روبروی حق ایستادند اینا قرآن می‌فرماید اینا مثل‌شان مثل شیطانه. خیلی زیبا بیان شده. عین مسئله شیطان اینا وجودشان هست. شیطان چیکار می‌کنه؟ وقتی به انسان میگه کافر بشو «اذ قال للانسان اکفر» کافر بشو «فلما کفر» وقتی ایمانش را از دست داد همین شیطان میگه «انی بریء منک انی اخاف الله رب العالمین» من از خدایی که رب عالمینه می‌ترسم دیگه نزدیک تو نمی‌شم. تو ایمانش را گرفتی ولی میگه من حالا ولو این آدم آدم بی‌امانی هست که به جهنم داره واصل میشه من از خدا می‌ترسم نزدیکش نمی‌شم. عیناً این دشمنان حق و حقیقت از این موضع وضعیت شیطان را دارند. میگه این کار را بکن الان آمریکا هم به اسرائیل داره میگه این کار بکن اون کار بکن این کار بکن اون کار بکن هی چیز می‌کنه ولی وقتی خراب شد و دید که جایی است که نمیشه میگه نه دیگه من نزدیک تو نمی‌شم اول بهش میگه کافر بشو و این کارها را انجام بده و این و این و این بعدش میگه نه «انی بریء منک» من اینا نگفته بودم چنانچه ما دیدیم در بعضی از این صحبت‌های ترامپ این بود که من نگفته بودم این کار بکنید و از من نبوده طرفش من نبودم. این حرف‌ها را با صراحت یه همچین حرف‌هایی با اون که بدون اذن او اصلاً کاری اینا جرأت ندارند انجام بدن. خودش را کدخدای دنیا می‌دونه و کسی هیچ کس بدون اذن او می‌خواد بگه کسی کاری انجام نمیده. ولی در عین حال وقتی خراب شد دیگه «انی بریء منک» من از شما دور این همون صفت شیطانیه و همون حالت شیطانیه که عهد ذهنیه. اینجا آیه قرآن داره به اون عهد ذهنی که ما از شیطان می‌دانیم که تخلف از حرف‌های خودش داره حرفی می‌زنه تزیین می‌کنه بعد تخلف از حرف خودش می‌کنه و حتی به طرف مقابل میگه «انی بریء منک» این عیناً همین وضعیت در وجود افرادی که دشمن حق هستند و برابر حق ایستادگی می‌کنند عیناً همین حالت را دارند و به همین حالت هم منعکس میشه. مطلب بسیار بسیار ریشه‌داری است و عظمت داره که تمثیل می‌فرماید این دشمنان «کمثل الشیطان» وضع‌شان مثل وضع شیطانه یعنی خصوصیات شیطان را ببینید اینا در وضع این جنگ‌شان مثل جنگ شیطان با انسانه. «اذ قال للانسان اکفر فلما کفر قال انی بریء منک» من از تو دیگه بری هستم. حالا او میگه انی با همه‌ای که از خدا دور شده و رجیم شده و چه در عین حال باز هم از خدا می‌ترسه «انی اخاف الله رب العالمین». در واقع ترسی که در قلوب دشمنان می‌افته اون ترس از مقابله با حقه. مقابله با حقیقته. هر اندازه ما در مسائل حق و حقیقت درستی عمل کنیم همون دنیای منحرف بالاخره یک روزنه‌ای در قلبش ایجاد میشه که اینا حقن در برابر حق نبایستی ایستادگی کرد دشمنی در برابر حق غلطه و کسی هم که داره این دشمنی می‌کنه در برابر حق اینم محکومه و نباید با او همراهی کنن. ما نهایت درجه باید برنامه حق و حقیقت خودمون را ثابت بکنیم و روی اون ایستادگی داشته باشیم هیچ جا اشتباه‌کاری... الان هم بسیاری از کارهایی را که ما داریم غرامتش را می‌بینیم به واسطه اینه که درست دقت نکردیم. دقت نکردیم یک آثار ناگواری برای ما پیش‌آمد کرده که خود همین‌ها هم عقاب کار ماست. عقاب اعمال ماست. عقاب اعمال غیر از این است که دشمنی داره با ما، ما با اینکه مستحق عقاب اعمال‌مون هستیم در عین حال اگر به حق و حقیقت متمسک بجوییم و درست باشیم بازم مستحق کمک خداوند و نصرت خداوند داریم ﴿ان تنصروا الله ینصرکم﴾ این یک حقیقت و یک امر واقعیه. اگه نصرت خدا یعنی به معنای اینکه همراه حق باشید، دنبال حق باشید، حق و حقیقت را گم نکنید «ینصرکم» خداوند هم به شما کمک می‌کند و همراهی می‌کند و معلومه اگه مخالفت با فرمان خدا بکنیم به هر نحوی باشد آخرش یک مجازاتی داره و در این لابلای‌ها باید ما کیفر اعمال‌مون را ببینیم بدون کیفر اعمال نمیشه.

 

واکاوی دستور استغفار پس از پیروزی و قانون مکافات عمل

 

خب این که بعد از پیروزی می‌فرماید قرآن حالا که فتح شد برای تو ﴿و استغفر لربک﴾ استغفار پروردگار داشته باش اینا خیلی‌ها نتوانستند این مطلب را درست حلش کنند و تصوراتی براشون حاصل شده نه خیر این برگشتش به همون عهد ذهنیه که توضیحش در جلسه اصول کامل دادم. اینا به عهد ذهنی برمی‌گرده، عهد ذهنی هم روشنه که چه جاهایی لغزش‌هایی بوده اون لغزش‌ها باید استغفار بشه وقتی برای پیغمبر یا همچین دستوری میشه من و امثال بنده دیگه تکلیف‌شان روشن است که مقابله کردن با بعضی از حرف‌ها و چرا برای ما این چنین شد و چرا برای ما اونچنان شد و این ضرر برای ما رسید و این مؤاخذه برای ما رسید، مؤاخذه‌اش همونه که خب کارهای خطایی که کردیم، اصلاً خطا و لغزش بدون مؤاخذه نمیشه باید مؤاخذه بشه، باید... مگر اینکه احیاناً خداوند رحم کنه و استغفار بکنیم و با استغفار خداوند متعال از ما بگذرد ان‌شاءالله و دیگر اون جهاتی که خدای نکرده غلبه بشه و بیش از حد اون اندازه ما پیمانه‌مون سرریز میشه، پیمانه که پر شد اون عذاب میاد به هر نحو و آخرش هم همون‌طوری که برای دشمن عذاب الیمه برای خطاهای ما و لغزش‌هایی که توبه نکنیم و تکرار بکنیم و اصرار بر همین وضعیت خراب‌مون داشته باشیم، چطور گفتم که خود اصرار بر صغائر هم میشه خودش کبیره، ذاتش عوض میشه ذات کبیره میشه برای همینه. استغفار باید کرد پشیمانی داشت از اعمال بدی که داشتیم برگردیم و بدونیم مکافات عمل از مکافات عمل غافل مشو، درست هم فرمودند «گندم از گندم بروید جو ز جو» هر چیزی قانون سر جای خودش هست. گندم، گندم می‌روید جو، جو. باید هر چیزی رو ضابطه خودش انجام بگیره.

 

نقش تغییر موضوع در دگرگونی احکام و تکالیف شرعی

 

اگر ضابطه تغییر کرد بله یک مواردی ممکنه به یک لحاظی تغییر ضابطه بشود به واسطه جهاتی که موضوع تغییر کرده. اون یه بحث جدایی است که خود عزیزان خیلی دقیق بحث کردید و می‌دانید. یه تغییر موضوع است همونی که ما فکر می‌کردیم مثلاً عبادته تغییر موضوع میده و میشه یک گناه. یا اونی که گناهه تغییر موضوعش شده و به واسطه جهتی ممکن تکلیف بشه و وظیفه بشه و عمل واجب بشه مثل اونجایی که ترس مؤمن و یه مؤمن را در برابر مسائل دشمنی دشمن آورده و این سپر قرار داده. خب این تغییر موضوع شده موضوع تغییر کرده اینا اون جاهای خودش باید شناسایی بشه و به درستی عمل بشه. ولی به هر حال کار غلط و کار اشتباه و گناه و معصیت جرم داره، مجازات داره، مکافات داره باید اینها را بدانیم که به هر نحوی سراغ ما خواهد آمد مگر اینکه ان‌شاءالله درست استغفار بکنیم، درست توبه بکنیم، برگشت به حقیقت و اون وظیفه حقیقی برگشت بکنیم. ان‌شاءالله همه عزیزان مراقبت و مواظبت کنید و این بحث را هم مباحـ... مباحثه‌اش بفرمایید اگر مطلبی فرمایشی هست بنده استفاده می‌کنم.