درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/11/08

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

1- خلاصه جلسات گذشته
1.1- نوع خطاب در این آیه
1.2- مراتب احسان
2- تفسیر آیه ۹۴
2.1- نعمت‌های در دسترس، ابزار امتحان الهی
2.2- روش صحیح شکر نعمت
2.3- دلیل امتحان حرمت صید در این آیه
2.4- مجازات تعدّی از این حکم الهی
3- تفسیر آیه ۹۵
3.1- ارتباط آیه با آیه‌ی قبل
3.2- اطلاق نهی از صید در این آیه
3.3- منظور از «حُرُم» در این آیه
3.4- حرمت زمانی و مکانی صید
3.5- معنای «نَعَم»
3.6- کفاره‌ی صید در حرم و در حال اِحرام
3.7- لزوم حکم دو عادل بر برابری کفاره با صید
3.8- معنای مثل در این آیه
3.9- لزوم فرستادن قربانی به محدوده‌ی حرم و تفاوت کفاره‌ی عمره با حج
3.10- جایگزین قربانی در صورت عدم تمکّن از قربانی
3.11- شمول عفو الهی نسبت به صید کنندگان قبل از نزول این آیه
3.12- ترتیب یا تخییر در خصال کفاره
3.13- لزوم تعدد کفاره در صورت تعدد صید
3.14- معنای انتقام الهی
4- تفسیر آیه 96
4.1- حلیت صید بحری و حرمت صید برّی
4.2- بقای حرمت صید در حال اِحرام و زمان حضور در حرم، حتی با خروج از اِحرام
4.3- سؤال شاگرد
4.4- پاسخ استاد
4.5- سؤال شاگرد
4.6- پاسخ استاد
4.7- سؤال شاگرد
4.8- پاسخ استاد
4.9- دلیل ذکر تقوا بعد از بیان این نواهی
4.10- معنای تقوا در روایات
4.11- آثار توجه به معاد
4.12- جمع‌بندی

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 95 و 96 /امتحان حجاج با صید در حج و حکمت حرمت صید در حج - کفاره صید در حج

 

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.[1]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْتُلُواْ الصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَو عَدْلُ ذَلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّهُ عَمَّا سَلَف وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللّهُ مِنْهُ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ﴾.[2]

﴿أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِيَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾.[3]

1- خلاصه جلسات گذشته

1.1- نوع خطاب در این آیه

خداوند متعال را شاکرم که در محضر آیات الهی هستیم؛ «رَبِّ أَنْعَمْتَ فَزِد». در آیات گذشته عرض شد که سوره مبارکه مائده از سوره‌هایی است که بیشترین خطاب «یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» را داراست. این خطاب، خطاب تخصیصی نیست؛ بلکه خطاب تغلیبی است. خطاب تخصیصی بدان معناست که صرفاً اختصاص به انسان‌های مؤمن داشته باشد و لاغیر؛ اما این خطاب، تغلیبی بوده و همه‌ی مکلفین عالم را شامل می‌شود.

1.2- وجوب عقلی تقلید
چراکه وجوب احکام، اطاعت از اوامر الهی و وجوب تقلید، وجوبی عقلی است و اگر شرعی باشد، به دلیل عقلی ثابت شده است. این نکته‌ی بسیار مهمی است که بارها بدان اشاره کرده‌ایم. با این مبنا، خطاب‌های «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» متوجه تمامی مکلفین خواهد بود.

1.3- عنوان محسن، بالاترین عنوان خطاب و تخصیصی حضرت حق
همچنین در آیات گذشته بیان شد که حضرت حق فرمودند تقوا داشته باشید، ایمان داشته باشید، عمل صالح انجام دهید، و مجدداً تقوا و ایمان، و سپس تقوا و احسان را مطرح فرمودند. از ذکر این عناوین و بیان موضوعات خاص در کنار یکدیگر، به این نتیجه رسیدیم که بالاترین عنوان خطابی و تخصیصی حضرت حق به لحاظ تحقق و واقعیت، عنوان «محسن» است؛ لذا فرمود: ﴿وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾.[4] و ﴿إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوا وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ﴾.[5] با این حال تعبیر «مع المؤمنین» وارد نشده است؛ زیرا «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست». وقتی خداوند با محسنین باشد، با مؤمنین نیز خواهد بود؛ چراکه مقام احسان نسبت به مقام ایمان، اخصّ است.

1.2- مراتب احسان

در تبیین مراتب احسان بیان شد که احسان دارای دو گام است: گام نخست آن است که خداوند را به‌گونه‌ای عبادت کنیم که گویا او ما را می‌بیند؛ و گام نهایی و دوم آن است که به‌گونه‌ای عبادت ورزیم که گویا ما او را می‌بینیم، و این مرتبه، مقام صدیقین است. حضرت امیرالمؤمنین - سرّ الانبیاء و المرسلین - علی (علیه‌الصلاةوالسلام) فرمودند: «لَم أَکُن بِالَّذی أَعبُدُ رَبّاً لَم أَرَهُ»؛[6] من خدا را به‌گونه‌ای عبادت می‌کنم که او را می‌بینم. در این مرتبه دیگر جای تعبیر «کأنّ» نیست، بلکه مقام «أنّ» است.

2- تفسیر آیه ۹۴

2.1- نعمت‌های در دسترس، ابزار امتحان الهی

آیهٔ گذشته به این مضمون بود که خداوند، مؤمنین را به صیدی که در دسترس آنان است مبتلا می‌سازد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾. از آیهٔ پیشین این نکته‌ی مهم استفاده می‌شود که امتحان الهی از نعمت‌های دمِ‌دستی و همیشگی انسان صورت می‌گیرد و این امری قطعی است؛ از این‌رو فرمود: ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ﴾.[7]

2.2- روش صحیح شکر نعمت

شکر نعمت در آن است که از نعمت سخن بگوییم و از مرتبهٔ سخن نیز فراتر رویم؛ سخن‌گفتن از نعمت به معنای توجه به آن است و استفادهٔ درست، نشان‌دهندهٔ قدردانی از نعمت است. نعمت الهی همانند علم، ظرف و وعایی دارد که هرگز دچار ضیق و تنگی نمی‌شود، بلکه همواره در حال وسعت است.

2.3- دلیل امتحان حرمت صید در این آیه

بر این اساس، ابتلاء و امتحان الهی به نعمت‌های در دسترس تعلق می‌گیرد. صید، یکی از مصادیق نعمت‌های دمِ‌دستی برای مُحرِمین و کسانی بود که قصد ورود به حرم را داشتند و خداوند انسان‌ها را به‌وسیلهٔ آن آزمود. علت این امتحان با «لام غایت» یا «لام تعلیل» بیان شده است، تا هدف از آزمون مشخص گردد: «لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ»؛ اینکه چه کسانی در غیب و به‌وسیلهٔ علمی که دارند، از خداوند خشیت می‌ورزند.

2.4- مجازات تعدّی از این حکم الهی

سپس فرمود: «فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ». این عبارت قضیه‌ای شرطیه است؛ به این معنا که اگر کسی از حکم حرمت صید، تجاوز کرده و راه افراط و تفریط پیش گیرد، عذابی دردناک خواهد داشت. «أَلیم»، صفت مشبهه به معنای مؤلم و دردآور است.

3- تفسیر آیه ۹۵

3.1- ارتباط آیه با آیه‌ی قبل

در بررسی تناسب و ارتباط این آیه با آیهٔ پیشین، بر اساس مبنای پیوستگی و عدم گسستگی آیات، گویا سائلی می‌پرسد: چه کسی از عذاب الیم دور است و چه کسی دچار آن می‌شود؟ آیهٔ شریفه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ»، خطاب به مؤمنین، در مقام بیان این معناست که کسانی که صید (حیوانات دمِ‌دستی) را نکشند، دچار عذاب الیم نمی‌شوند.

3.2- اطلاق نهی از صید در این آیه

در مباحث فقهی که در مبحث حج به تفصیل بررسی شد، این مسئله مطرح است که آیا «صید» منحصر به حیوانات حلال‌گوشت است، یا شامل حرام‌گوشت نیز می‌شود؟ و آیا صرفاً حیواناتی را که برای استفاده از گوشت شکار می‌شوند در بر می‌گیرد، یا خیر؟ مبنای مختار بر اساس اطلاق آیهٔ «لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ»، شمول آن است. قدر متیقنِ آیه، حیوان حلال‌گوشتی است که برای مصرف گوشت شکار می‌شود؛ اما اگر حیوانی حلال‌گوشت نباشد، ولی دارای ارزش مالی و تجاری بالایی باشد (مثلاً پوست یا اجزایی از بدن آن استفادهٔ دارویی یا غیردارویی داشته باشد)، چنانچه عنوان «صید» بر آن صدق کند، اطلاقِ «حُرُم» شامل آن خواهد شد؛ هرچند صید غالباً بر حیوانات شکاری و بیابانیِ مأکول‌اللحم اطلاق می‌شود، اما نهیِ «لَا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ» دارای عمومیت است، إِلَّا مَا خَرَجَ بِالدَّلِيلِ.

3.3- منظور از «حُرُم» در این آیه

عبارت «وَأَنتُمْ حُرُمٌ»، جملهٔ حالیه است؛ یعنی در حالی که شما مُحرِم هستید، یا در حرم قرار دارید. یکی از محرمات بیست‌وچهارگانهٔ احرام، صید است و حتی خوردن گوشت صید نیز بر مُحرِم حرام است.

3.4- حرمت زمانی و مکانی صید

فرمود: «وَمَن قَتَلَهُ مِنكُم مُّتَعَمِّدًا»؛ اگر کسی از شما مُحرِمین، صید را متعمداً بکشد. قید «متعمداً» قید غالبی است. اگر کسی فراموش کند که مُحرِم است و دست به صید بزند، حکم خود را دارد؛ زیرا صید هم در حال احرام و هم در محدودهٔ حرم حرام است؛ یعنی هم حرمت زمانی (زمان احرام) دارد و هم حرمت مکانی. لذا اگر شخص از لباس احرام خارج شود اما در محدودهٔ حرم باشد، همچنان صید بر او حرام خواهد بود.

3.5- معنای «نَعَم»

سپس می‌فرماید: «فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ»؛ کفارهٔ آن، معادل همان حیوان از «نَعَم» (چهارپایان) است. وجه نام‌گذاری چهارپایان به «نَعَم»، اشتقاق آن از نَعومت و نعمت است که موجب آسایش انسان می‌شوند.[8]

3.6- کفاره‌ی صید در حرم و در حال اِحرام

بر این اساس، باید به میزان صیدی که کشته شده، از چهارپایان کفاره داده شود؛ مثلاً در برابر قوچ صحرایی، گوسفند، و در برابر حیوانات بزرگ‌تر، گاو یا شتر.

3.7- لزوم حکم دو عادل بر برابری کفاره با صید

«يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنكُمْ»؛ تعبیر قرآنی بسیار دقیقی است که دو کارشناس عادل باید بر برابریِ این جزا و کفاره با صیدی که انجام شده، حکم کنند.

3.8- معنای مثل در این آیه

در این‌جا این بحث مطرح است که آیا مراد از «مِثل»، مماثلت در جنس و نوع است یا مماثلت در قیمت؟ برخی قائل شده‌اند که مماثلت در خصوصیات ماهوی مراد است؛ اما مبنای ما این است که «مثل» در این‌جا به معنای مساوی و معادل است (اعم از مثلی و قیمی)، به‌گونه‌ای که پرداخت قیمت آن نیز به‌عنوان کفاره کفایت می‌کند؛ مشروط بر اینکه پرداخت قیمت، جهت قربانی‌شدن در کعبه (مکه یا مِنا) باشد.

3.9- لزوم فرستادن قربانی به محدوده‌ی حرم و تفاوت کفاره‌ی عمره با حج

«هَدْيًا بَالِغَ الْكَعْبَةِ»؛ این قربانی باید به‌عنوان هدیه به کعبه (یعنی محدودهٔ حرم) برسد و در داخل حرم یا منا ذبح گردد. شایان ذکر است که کفارهٔ عمره و حج در این زمینه تفاوت دارند؛ کفارهٔ عمره باید در مکه و کفارهٔ حج در منا قربانی شود.

3.10- جایگزین قربانی در صورت عدم تمکّن از قربانی

«أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَٰلِكَ صِيَامًا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِ»؛ یا به‌جای آن اطعام مساکین کند و یا معادل آن روزه بگیرد، تا سنگینی و وبال گناه خود را بچشد. قرآن کریم، تعبیر «ذوق» (چشیدن) را برای وبال به کار برده است.

3.11- شمول عفو الهی نسبت به صید کنندگان قبل از نزول این آیه

«عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ»؛ خداوند از گذشته‌ها عفو کرده و می‌گذرد. بر اساس اصلِ عطف‌به‌ماسبق‌نشدنِ قوانین، تشریع احکام مربوط به آینده است و کسانی که پیش‌تر مبتلا به این مسئله بوده‌اند، مشمول عفو الهی قرار می‌گیرند.

3.12- ترتیب یا تخییر در خصال کفاره

در خصوص اینکه آیا خصال مطرح‌شده در آیه («فَجَزَاءٌ مِّثْلُ مَا قَتَلَ»، «أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامٌ»، «أَوْ عَدْلُ ذَٰلِكَ صِيَامًا») بر سبیل تخییر است یا ترتیب، میان فقها بحث شده است. آیا مکلف در انتخاب هر یک آزاد است (تخییر) یا رعایت ترتیب واجب است؟ مبنای مشهور فقها بر اساس ظاهر حرف «أو»، دلالت آن بر تخییر است؛ به‌ویژه در فرضی که مکلف توانایی پرداخت دو کفارهٔ اول را نداشته باشد.

3.13- لزوم تعدد کفاره در صورت تعدد صید

«وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ»؛ کسی که مجدداً مرتکب این گناه شود و حرمت صید را بشکند، خداوند از او انتقام خواهد گرفت. در این‌جا این مسئلهٔ اصولی و فقهی مطرح می‌شود که آیا تکرار و تعدد صید، موجب تعدد کفاره است یا خیر؟ آیا تکرار صید صرفاً حرمت تکلیفی دارد، یا حرمت وضعی (ثبوت کفاره) را نیز شامل می‌شود؟ شکی در ثبوت هر دو حرمت نیست؛ از این‌رو تعدد سبب، موجب تعدد مسبب (کفاره) می‌گردد؛ مگر آنکه دلیل خاصی بر عدم تعدد وارد شده باشد. طبق مبنای ما، «ذو اسباب، ذو مسببات است؛ مگر «ما خرج بالدلیل»؛ لذا برای هر صید، کفاره‌ای جداگانه واجب است.

3.14- معنای انتقام الهی

«وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ»؛ خداوند عزیز است (مغلوب نمی‌شود) و صاحبِ انتقام است. «انتقام» از ریشهٔ «نقمت» و در مقابل «نعمت» قرار دارد. در عرف عامه، انتقام به نادرستی معنا شده است؛ در حالی‌که انتقام الهی به معنای سلب نعمت است. وقتی نعمت سلب شود، مبدل به نقمت خواهد شد. خداوند متعال نعمتی را در اختیار انسان قرار داده تا در غیر زمان احرام و خارج از حرم از آن بهره ببرد؛ اما اگر انسان در حال احرام یا در حرم از آن سوءاستفاده کند، نعمت به نقمت تبدیل می‌شود و در این‌جاست که خدا «ذو انتقام» خواهد بود.

4- تفسیر آیه 96

4.1- حلیت صید بحری و حرمت صید برّی

 

سپس می‌فرماید: «أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعًا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ». صید بر دو قسم برّی (صحرایی) و بحری (دریایی) است. آنچه حرام شده، صید برّی است؛ اما صید بحری (مانند ماهی‌ها) حلال است. خداوند در این آیه، استفاده از نعمت دریا را برای مردم و «سیّاره» (کاروان‌ها) حلال کرده است. «سیّاره» به معنای کاروانِ در حال حرکت است، مانند تعبیر طیّاره برای هواپیما. «وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًا»؛ صید صحرایی مادامی‌که در حال احرام هستید بر شما حرام شده است.

4.2- بقای حرمت صید در حال اِحرام و زمان حضور در حرم، حتی با خروج از اِحرام

تعبیر «حُرُماً» شامل دو وصف است: «مُحرِم بودن» و «در حرم بودن». شخص از زمانی که در میقات مُحرِم می‌شود، محرمات بیست‌وچهارگانه بر او حرام می‌گردد؛ بنابراین در طول مسیر تا ورود به حرم، حق صید کردن ندارد. پس از ورود به حرم و انجام اعمال و خروج از احرام (تقصیر)، هرچند دیگر مُحرِم نیست، اما به لحاظ حضور در محدودهٔ حرم، همچنان حرمت صید بر جای خود باقی است.

4.3- سؤال شاگرد

با توجه به اینکه احکام شرعی تابع مصالح و مفاسد واقعی هستند، از جهت واقع چه تفاوتی میان صید برّ و بحر وجود دارد که یکی حلال و دیگری حرام شده است؟

4.4- پاسخ استاد

مصالح واقعی، اموری هستند که علم آن‌ها نزد شارع است. با این حال، در روایات (از جمله روایت امام صادق علیه‌السلام) اشاره شده که نعمت دریا گستردگی فراوانی دارد و موضوع صید برّ و بحر متفاوت است. همچنین چنانچه هر دو صید حرام می‌شد، حجاج و معتمرین در تأمین تغذیه دچار مضیقه می‌شدند؛ زیرا صید بحری بخشی از تغذیهٔ روزمرهٔ آنان را تشکیل می‌داد. علاوه بر این، صید بحری برخلاف صید برّی، دارای تذکیه همراه با خون‌ریزی (دم سائله) نیست. لازم به ذکر است که بر اساس مناسک، حتی اطعام از صید یا نشان‌دادن شکار به دیگری نیز بر مُحرِم حرام است.

4.5- سؤال شاگرد

در محدودهٔ جغرافیایی حرم مکه، دریا وجود ندارد؛ آیا ممکن است در زمان تشریع آیه، محدودهٔ حرم به‌گونه‌ای بوده که بخشی از دریا را شامل می‌شده است؟

4.6- پاسخ استاد

دریاچه‌ها، حوضچه‌ها، رودخانه‌ها و یا حتی استخرهای پرورش ماهی که صیدِ حیوانات آبی در آن‌ها صدق کند، در مسیر راه و یا مناطق نزدیک به حرم (مانند جده) وجود داشته و دارد، و عنوان «صید البحر» بر آن‌ها صدق می‌کند.

4.7- سؤال شاگرد

آیا می‌توان گفت تفاوت حکم برّ و بحر، علاوه بر امور تکوینی، به مناسبات اجتماعی و جنبه‌های تربیتی شارع بازمی‌گردد؟ یعنی چون صید برّ بیشتر مبتنی بر هوا و هوس و سرگرمی بوده، شارع برای رشد و تربیت مکلفین آن را محرم ساخته است؟

4.8- پاسخ استاد

این تحلیل به‌عنوان متمِّم قابل قبول است. در صید برّی، جنبهٔ هوا و هوس و سرگرمی غلبه داشته است؛ چنان‌که سلاطین، اوقات خود را به شکار می‌گذراندند. غرض اصلی آن است که شارع مقدس از میان نعمت‌های در دسترس، بخشی را حلال و بخشی را حرام کرده تا عیارِ اطاعت‌پذیریِ مکلفین و تحقق آیهٔ ﴿وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ﴾[9] آشکار گردد.

4.9- دلیل ذکر تقوا بعد از بیان این نواهی

در پایان آیه می‌فرماید: «وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ». ذکر امر به تقوا پس از بیان این نواهی، بدین معناست که مراقب حلال و حرام الهی باشید. تقوا، پیشگیری از گناه و ایجاد مصونیت است، نه محدودیت.

4.10- معنای تقوا در روایات

از حضرت امام صادق (علیه‌الصلاةوالسلام) در مورد معنای تقوا سؤال شد، ایشان فرمودند: «أَن لَا يَفقِدَكَ اللهُ حَيثُ أَمَرَكَ وَلَا يَراكَ حَيثُ نَهاكَ»؛[10] تقوا آن است که خداوند تو را در جایی که امر کرده غایب نبیند و در جایی که نهی کرده حاضر نیابد.

4.11- آثار توجه به معاد

تعبیر «الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»، یادآور معاد و هدف نهایی است. توجه به معاد، مهم‌ترین عامل در تنظیم انگیزهٔ انسان و مانع از تعدّی به حقوق‌الله و حقوق‌الناس است.

4.12- جمع‌بندی

حاصل آنکه آیهٔ نودوپنجم، حرمت صید را بر محرم بیان کرده و احکام کفارهٔ آن را به‌تفصیل تشریع نموده، و آیهٔ نودوششم حلیت صید دریا را در برابر حرمت صید صحرا در حال احرام روشن ساخته است. هر دو آیه سرانجام به امر به تقوا و یادکرد معاد ختم می‌شود.

 


[1] سوره مائده، آيه 94.
[2] سوره مائده، آيه 95.
[3] سوره مائده، آيه 96.
[4] سوره مائده، آيه 93.
[5] سوره نحل، آيه 128.
[6] الأمالي، الشيخ الصدوق، ج1، ص423.
[7] سوره ضحی، آیه 11.
[8] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص816.
[9] سوره مائده، آيه 92.
[10] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج67، ص285.