1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 93 و 94 /نسبت بین ایمان، تقوا، عمل صالح و احسان - صید در حج، ابزار امتحان الهی
﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّأَحْسَنُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴾.[1]
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾.[2]
عرض شد که این آیه 93 از آیات منحصر به فردی است که بیشترین واژهی تقوا در آن به کار رفته است. تقوا و ایمان، مقول به تشکیک است و دارای مراتب است. از اولین مراتب تولد تا حشر انسان، این مراتب هست.
نکتهی دیگر در مورد این آیه این است که ایمان و عمل صالح، پیشنیاز تقوا و ایمان و عمل صالح است و تقوا، همهاش بستر برای احسان است. تمام مراحل سیر زندگی انسان در این آیه شریفه بیان شده است. این از اختصاصات این کریمه شریفه است.
نکتهی بعدی در آغاز آیه، «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ» آمده است. برخی «جُناح» را مُعَرَّب گناه دانستهاند.[3] وقتی ایمان و تقوا و عمل صالح داشته باشد، در آنچه چشیده و استفاده کرده است، گناهی نیست. طعم در اینجا شامل نوشیدنیها هم میشود.
ما یک ایمان ابتدایی داریم و یک ایمان اوسط و یک ایمان و تقوای پاداشی. برخی نظرشان این است که اگر در آیهای از آیات، کلمهای تکرار شد، تأکید است. سه مرتبه تقوا در این آیه آمده است. برخی این را هم برای تأکید میدانند؛ ولی به نظر ما تأسیس است، نه تأکید و اولی است. تکرار تقوا هر یک دارای حقیقت خاصی است. تقوای اول، ابتدایی است. تقوایی که بعد از ایمان است، تقوای ثانوی است و تقوای سوم، تقوای نهایی است که با احسان آمده است؛ یعنی در اینجا سه مرتبه از تقوای عام و خاص و اخص آمده است. کسی که با انگیزه حرکت کند و دارای اندیشه شود و از اندیشه دارای انگیزههای خاصی شود، قابل لیاقتهای مخصوص است.
تقوا و ایمان و عمل صالح آمده و باز تقوا آمده و تقوا و احسان در پایان آمده است. احسان در روایات، این است که انسان طوری عبادت کند که گویا خدا را میبیند، یا خدا او را میبیند.[4]
«مُحسِن» اگر از «حُسن» باشد، به معنای نیکویی است و اگر از «احسان» باشد، به معنای نیکوکاری است. به نظر ما از احسان است. احسان، حسن را هم دارد. اِحسان از باب اِفعال است. مقام فعلی را پشت سر گذاشته است. احسان، اخص از ایمان است.
اسلام است و ایمان و احسان. تقوا، بستر و زمینه برای همهی این عناوین و مقامات است. ذات باریتعالی دو معیت با موجودات دارد: یکی مطلقه و قیومیه که در مورد آن در قرآن میفرماید: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾.[5] علت و معلول جدا نیستند، به همراهی طرفینی. اما معیت دیگر، همراهی معلول با علت است که معلول دارای اراده و اختیار و برنامه است. این خاص انسان است؛ آیاتی مانند: ﴿قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ﴾[6] و ﴿لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ﴾[7] . ﴿يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ﴾،[8] بر این معیت خاصّه دلالت دارد. او به ما مشتاق بود و ما به او محتاج بودیم. ما او را دوست داریم و او، ما را. ﴿يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾ برای این است که به احسان رسیدند و محبت خدا را به وجود آوردند؛ مانند اینکه پدری پولی به پسر میدهد، برای پدر چیزی تهیه میکند و به او برمیگرداند.
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللّهُ بِشَيْءٍ مِّنَ الصَّيْدِ تَنَالُهُ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ».
سوره مائده که آغازش با «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» است، بیشترین خطاباتش، «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» است. فکر نمیکنم که غیر از سوره مائده، سورهای با این تعداد عنوان خطاب به اهل ایمان باشد. اینکه خطاب «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» آمده است، قبولیها را فرموده که مردودیها هم معلوم شود.
«لَيَبْلُوَنَّكُمُ»؛
این جمله، دو تأکید دارد؛ هم با لام تأکید در ابتدای آن آمده است و هم با نون تأکید ثقیله آمده است.
با توجه به آیه گذشته، این آیه میفرماید که ای مؤمنینی که محسن شدید و به مقام خاص رسیدید، بدانید که خداوند، شما را امتحان میکند.
«بَلاء»، مشکلاتی است که با آمدن آن مشکلات، بین صبور و جزوع فاصله ایجاد میشود.[9] انسانها یا دارای عمل صالح هستند و یا طالح.
«صَید»، حیوانی است که در تیررس و دسترس است. «صَید» به معنای «مَصید» است.[10]
«رِماح»، جمع «رُمح» است و به معنای نیزه است.[11] «رَمی» هم به معنای تیر انداختن است.[12]
این آیه میفرماید که آنقدر صید در دسترس است که خدا، شما را به آن امتحان میکند. این حرمت صید برای همه کس نیست. وقتی که شما غنی شدید و ثروت جمع کردید و با احرام به حرم وارد شدید، صید بر شما حرام میشود. این حرمت صید برای مؤمنی است که مدتی در انتظار دیدن کعبه است و باید با آداب و لباس و محرّمات خاصی، وارد حرم شود. اینجا است که صید بر او حرام است. بعد از بیرون آمدن از احرام از محرماتی که بر فرد باقی میماند، این صید است که تا زمانی که در حرم است، صید بر او حرام است. صید، هم حرمت زمانی دارد و هم مکانی. زمانش، میقات و احرام است و از جهت مکان در منطقهی حرم. برخی گمان میکنند که حرام، یعنی امر پست؛ خیر، چنین نیست. «حَرام»، یعنی چیزی که حریم دارد و نباید انسان وارد آن شود.[13] مَحرَم شدن در ازدواج، یعنی حرمت ازدواج.
این آیهی حرمت صید در حج در حدیبیه نازل شد که کاروان در معرض پرندگان قابل صید قرار میگرفت.[14]
«لِيَعْلَمَ اللّهُ مَن يَخَافُهُ بِالْغَيْبِ»؛
تا بدانند که در غیب کدام از خدا پروا میکند. در پنهان هم مراقبت میکند و یا به وسیلهی علم پنهانی که در ظاهر هم مراقبت میکند.
«فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ»؛
کسی که بعد از این حرمت به حرام الهی ورود پیدا کند، برای او عذاب الیم و دردناکی است. حرمتهای الهی هر یک دارای مجازات هستند.
میتوان این بیان را داشت که «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ» از ترسیم مراتب تقوا در آیهی قبل است. تقوای نسبت به محرّمات و محلّلات و همهی امور داریم. تقوای نسبت به خود نیز باید داشت. ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾[15] باید تقوا را آنقدر رعایت کنیم که برسیم به ﴿اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾[16] که تقوای اخصِ اخص است.