1404/11/05
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 91 - 93 /دو دام شیطان برای ایجاد دشمنی و کینه بین مردم - لزوم اطاعت از خدا و رسول او و پرهیز از پیروی از شیطان
﴿إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ﴾.[1]
﴿وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴾.[2]
این آیه در ادامه آیات پیشین قرار دارد و به تبیین نقش شوم شیطان در ایجاد عداوت و بغضاء در جامعه میپردازد. این آیه به این موضوع اشاره میکند که هدف اصلی شیطان، ایجاد اختلاف و دشمنی بین انسانها است.
کار شیطان انداختن عداوت و بغضاء بین افراد است و ابزارش هم شراب و قمار است. شیطان برای رسیدن به این هدف شوم، از ابزارهای مختلفی استفاده میکند؛ از جمله شراب و قمار. این دو وسیله، باعث غفلت انسان از یاد خدا و انجام واجبات، به ویژه نماز میشوند. در این آیه، با عبارت ﴿وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي﴾،[3] (نماز را برای یاد من بپا دار)، به اهمیت نماز به عنوان یک وسیله برای یادآوری و ذکر خداوند اشاره شده است. ذکر خاص (نماز) بعد از ذکر عام (یاد خدا) ذکر شده است، تا اهمیت نماز را بیشتر نشان دهد.
شیطان با ایجاد شبهات اعتقادی و ترویج آنها، گرههای ایمان را در انسانها باز میکند. سپس، علاقه آنها را به انجام مستحبات کمرنگ میسازد. این روند، به تدریج انسان را به سمت مکروهات و در نهایت، حرامها سوق میدهد. این همان «یُوقِعُ بَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ»؛ (بین شما عداوت و بغضاء ایجاد میکند) است. این دشمنی و کینه، هم در ابعاد اصطلاحی (اختلافات فقهی و حقوقی) و هم در ابعاد اخلاقی و معنوی (شکست در رعایت بایدها و نبایدهای اخلاقی) بروز پیدا میکند. به لحاظ فقهی، این دشمنی به احکام خمسه (واجب، مستحب، مباح، مکروه، حرام) برمیگردد، اما به لحاظ اخلاق و سیر و سلوک، انسان سالک با ترک واجبات و مستحبات، دچار انحراف میشود.
پرسش «فَهَلْ أَنْتُم مُّنتَهُونَ»، یک سؤال توبیخی است که بر ضرورت اجتناب از دامهای شیطان تأکید میکند. نهی در این آیه به معنای رسیدن به نهایت پرهیز و رعایت حدود الهی است. این سؤال، در واقع، یک هشدار است و از انسان میخواهد که از مسیر گناه و معصیت بازگردد.
گاهی سؤالها در قرآن کریم، دلیل بر وجوب یا حرمت هستند. گاهی جملات خبری هستند اما دارای مفهوم وجوب هستند؛ مانند: «یُعیدُ الصَّلَاةَ»، و گاهی جملات استفهامی هستند، اما دارای مفهوم وجوب یا حرمت هستند. این استفهام در آیه مورد بحث، به معنای این است که انسان باید به نهایت پرهیز برسد و حدود الهی را رعایت کند؛ یعنی: «مِن عَمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ»؛ از این عمل شیطان اجتناب کنید.
کسی میتواند از دامهای شیطان پرهیز کند که دشمنشناس باشد و از ابزارهای او آگاه باشد. بداند که شراب و قمار دو وسیلهای هستند که شیطان از طریق آنها، القای شیطنت و ایجاد بغضاء میکند.
برای رهایی از دام شیطان و رسیدن به کمال، باید خدا و پیامبرش را اطاعت کرد. اطاعت از طاعت است که از طوع است؛ یعنی انسان با میل چیزی را انجام دهد.[4] میلتان با اوامر و نواهی الهی همسان شود و شما تمایل به انجام اوامر الهی داشته باشید. امر مطلق بر نهی هم اطلاق میشود. اطاعت، به معنای انجام اوامر الهی با رغبت و میل قلبی است؛ به طوری که تمایلات ما با اوامر و نواهی الهی همسو شود. این آیه بیانگر مقابل اراده شیطان است و بر تحقق اراده الهی تأکید میکند.
اطاعت به معنای قرار گرفتن در فرمان دیگری است، اما این اطاعت باید با تمایل قلبی باشد.
اطاعت، هم در سطح تشریعی (رعایت احکام فقهی) و هم در سطح سلوکی (انجام واجبات و مستحبات با اخلاص) باید تحقق یابد. اطاعتکنندگان دو قسم هستند: اطاعتکنندگان تکوینی و اطاعتکنندگان تشریعی. اطاعت تشریعی در جایی است که انسان امر و نهی را رعایت کند و اطاعت بر اساس میل باشد.
آیه به «حذر» فرا میخواند که یک حالت پیشگیری است. این «حذر»، هم یک امر است و هم نهی. این هشدار، به معنای هوشیاری در برابر ترفندهای شیطان و پرهیز از آنهاست.
«تولّی» به معنای رو برگرداندن است؛اما هم به معنای رو آوردن به چیزی[5] و هم به معنای رو برگرداندن از آن است؛[6] در توضیح این مطلب باید گفت که اگر «ولی» با «إلی» متعدی شود، به معنای اقبال و اگر با «عَن» متعدی شود، به معنای ادبار است. «ولایت» نیز هم به معنای اقبال (تمایل) و هم به معنای ادبار (دوری) است. عقل انسان بین اقبال و ادبار در نوسان است. انسانها در این مسیر یا ضائق (تمایل به باطل) هستند و یا حنیف (تمایل به حق).
در نهایت، آیه یادآور میشود که وظیفه پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) صرفاً «بلاغ مبین» است؛ یعنی رساندن پیام الهی به بهترین شکل ممکن. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با صدق لهجه و روشنگری، پیام حق را به درستی به مردم منتقل میکردند. «بلاغ مبین» به معنای پیام روشن و واضح است که هم قداست و عظمت دارد و هم عصمت.
انبیای الهی با بر اساس فهم عقول با مردم سخن میگفتند و «أَصدَقُ لَهجَةً» بودند؛ چنانکه در روایتی فرمودند: «... إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ».[7] با اعوجاج حرف نمیزنند. درباره حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نیز همینطور بودند؛ در بیان حق مماشات نمیکردند. هم پیام اینها روشن است و هم روشنگر است. بلاغ مبین، یعنی همین. ﴿هُدًى لِّلنَّاسِ﴾[8] و ﴿هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾[9] است. اطاعت خدا و اطاعت رسول که در طول هم هستند، حذر دارد که پیشگیری است. ﴿رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا﴾.[10]
آیه 93، بیشترین مطالب را در مورد تقوا بیان میکند و یک آیه علمی و عملی جامع است که راه رسیدن به رستگاری را در آن ترسیم کرده است. دعای ﴿رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا﴾،[11] (پروردگارا، قلبهای ما را بعد از هدایت کردن ما متزلزل مفرما)، نیز نشاندهندهی اهمیت حفظ ایمان و پرهیز از دامهای شیطان است. بلاغ و رسول و قرآن، همه مبین است.