1404/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 82 - 85 /درخواستهای مؤمنین از میان نصاری از خداوند
﴿لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ﴾.[1]
﴿وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ﴾.[2]
ذات حضرت حق را به کرّات و مرّات و به عدد اسماء و کلماتش شکرگزاریم که در محضر آیات الهی هستیم.
در آیه 82 و 83
، حضرت حق دشمنان انسانیت و اسلام را تحلیل میکند. کسانی که جزو دشمنترین دشمنان انسانیت و اسلام هستند و شبیهترین مردم به لحاظ عداوت و دشمنی برای مؤمنین، یهود و کسانی هستند که مشرک شدهاند. یهود به عنوان فرقهای که وعده آمدن رسول خدا (ص) را میدادند و حتی به یثرب هجرت کردند تا ایشان را ببینند؛ ولی پس از مبعوث شدن، دشمنیهایشان آشکار شد. «وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ»، وصفی است که به علیت اشاره دارد؛ یهود نیز مشرکند و در حال خیانت هستند. شرک گاهی ذاتی و خفی است و گاهی غیر ذاتی. این افراد در نوع اول موحد هستند، اما کارهای مشرکانه در اقدام علیه مسلمانان انجام میدهند.
نصاری، نزدیکترین دوستان به مسلمانان هستند. این مسئله، قضیهی حقیقیه است؛ یعنی یک حقیقت است که زمان خاصی ندارد و هر زمان که ویژگیهای آن آشکار شود، تحقق مییابد. «أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً» به دلیل وجود عالمان (قسیسین و رهبان) که آنها را به سوی حضرت حق دعوت میکنند، و همچنین به دلیل ترس و خشوعشان در برابر خدا و عدم تکبرشان است. وصف به شیء، مشعر به علّیّت است؛ یعنی میتوانند «أقربُ مودّةً» باشند که مستکبر نباشند. این قضیه حقیقی است و تکبر مانع مودت و نزدیکی به خدا میشود.
وقتی آیات قرآن نازل میشد، نصاری اشکشان جاری میشد و تحت تأثیر قرار میگرفتند. گریه گاهی آنقدر شدید است که گویا تمام چشمها در حال گریه است. امام صادق (ع) فرمودند: «رقت قلب از اشک چشم فهمیده میشود». سه کلمه من قابل دقت است: «مِنَ الدَّمع»، «مِمّا عرفوا» و «مِنَ الحَقّ».
اشکهایشان از معرفت و ادبی که دارند و از حق است جاری میشود.
آنها نسبت به آیات الهی تواضع دارند و اهل تکبر نیستند.
اینها با تواضع میگویند: «رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ»؛ خدایا ما ایمان آوردیم ما را با شاهدین قرار بده. معیت قیومیه با ذات باری تعالی بر همه موجودات است ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ﴾.[3] [4] این معیت خارج از اراده انسان و داخل در اراده حق است. جزو ارادات مطلقه است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در این معیت هستیم. و معیت ثانویه، معیت خاصه با مؤمنین و متقین و محسنین است[5] . ﴿إنَّ رَحمَتَ اللّهِ قَرِيبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِينَ﴾.[6] فطرت انسان در این معیت، دخیل است و «مَعَ الشَّاهِدِينَ»، نشاندهنده معیت ثانویه است. اینها دلهای نرمی داشتند و آثار آیات را دیدند و پذیرفتند و به خاطر معرفتی که به حق داشتند، آرزو میکنند که با شاهدین قرار گیرند. این یک مقام برای آنهاست و اگر انسان از فطرت خود استفاده کند و سلامت آن را حفظ کند، ﴿هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ﴾،[7] شامل حالش میشود.
﴿وَمَا لَنَا لاَ نُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبَّنَا مَعَ الْقَوْمِ الصَّالِحِينَ﴾.[8] «مَا جَاءنَا مِنَ الْحَقِّ» به قرآن و انجیل اشاره دارد. آرزوی ما این است که پروردگار، ما را با قوم صالح وارد کند؛ قومی که هم حسن فعلی (عمل خوب) دارند و هم حسن فاعلی (فاعل خوب). اگر کاری خوب باشد، اما فاعلش بدکار باشد، صالح نیست. اگر فاعل خوبی باشد و کار بدی انجام دهد، پذیرفته نیست. فعل صالح هم از یک فاعل خوب صادر میشود و هم خود عمل خوب باشد. این امر به ویژه در مورد حضرت امام زمان (علیهالسلام) صدق میکند که مصلح تام و اتمّ هستند و باید جامعهای صالح وجود داشته باشد که هم جزو خوبان باشند و هم کار خوب انجام دهند.
﴿فَأَثَابَهُمُ اللّهُ بِمَا قَالُواْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ﴾.[9]
خداوند به اینها ثواب میدهد و به خواستهای که داشتند. ثواب، انسان را پوشش میدهد. «رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ»؛ و اینکه ما را با قوم صالح قرار بده. خداوند، آنها را در بهشت قرار میدهد. ذات باریتعالی آیات را فرستاده و آیات نیز از طریق دعا به سوی او صعود میکنند. آیات نازله، قرآن و آیات صاعده، دعا است.
«وَذَلِكَ جَزَاء الْمُحْسِنِينَ
». مقام محسنین بالاتر از مقام شاهدین و صالحین است. «ذلک» به «جنّات» باز میگردد. ابتدا شاهدین، سپس صالحین و در نهایت محسنین ذکر شدهاند. طبق روایت امام صادق (علیهالسلام)، احسان، بالاتر از ایمان است.
«وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ[10] ». معیت با محسنین بالاترین مقام است. اسلام، خاص است، ایمان، اخص و احسان، اخصِ اخص است.