درس تفسیر استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: تفسیر سوره مائده/تفسیر آیات 65 و 66 /شرط آمرزش و دخول در بهشت برای اهل کتاب - شرط ریزش نعمت‌های الهی برای اهل کتاب - دو گروه معتدل و افراطی اهل کتاب

 

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ﴾[1]
﴿وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ﴾.[2]

﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ﴾.[3]

 

1- خلاصه جلسه گذشته

در خصوصیات بعضی از یهود و نصاری در آیه « وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ» بودیم. دو عامل برای نجات انسان‌ها و برای تبدیل سیئات به خوبی‌ها مطرح شد: عنوان ایمان و تقوا.

2- تفسیر آیه 65

2.1- نسبت بین ایمان و تقوا

ایمان جنبه نظری و باوری دین را مطرح می‌کند و تقوا جنبه اجرایی دین را مطرح می‌کند. در واقع باید عرض کرد که ایمان، حفظ و حفاظت اندیشه‌های انسان‌هاست و تقوا، حفظ و حفاظت کردار و رفتار و آنچه که باید انجام شود.

2.2- مرتبه‌ای بودن ایمان و تقوا

تقوا بعد از عنوان ایمان دلیل بر این است که نگه‌دار ایمان است. ایمان دارای مراتب است و تقوا هم دارای مراتب است؛ یعنی مقول به تشکیک است و هر مرحله‌ای از ایمان، مرحله‌ای از تقوا را دارد و در نتیجه هر مرحله‌ای از این دو پوششی برای سیئات و بدی‌های انسان هستند.

2.3- پاک شدن گناهان، مقدمه‌ی ورود به بهشت

«وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ» بعد از عنوان «لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ»، این را می‌رساند که انسان با سیئه وارد بهشت نمی‌شود. سیئه باید محو شود و به حسنه تبدیل شود و حسنه به درجه تبدیل شود و این معنای درجه، یعنی بهشت است. تعبیری که در آیه شریفه هست: «وَلأدْخَلْنَاهُمْ جَنَّاتِ النَّعِيمِ»، یعنی ما به وسیله‌ی ایمان‌شان، به وسیله‌ی تقوای‌شان و به وسیله‌ی پوشش گذاشتن بر سیئات‌شان، این‌ها را وارد بر جنات نعیم می‌کنیم.

2.4- نکته ادبی

و همه‌ی این‌ها شرطی دارد. شرط در این آیه، کلمه (لَوْ) است. در ادبیات عرب گفتیم که حرف (لَو) برای امتناع است؛ یعنی بعدش معمولا واقع نمی‌شود؛ یعنی اگر چنین باشد، نتیجه چنان می‌شود. ولی شرط ممتنع است و تالی هم ممتنع می‌شود؛ مثل: ﴿لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا﴾؛[4] اگر دو خدا در نظام هستی بود، فساد و افساد به وجود می‌آمد. یعنی بعد از (لو) ممتنع است .و در اینجا این است که این اهل کتاب ایمان نیاوردند و تقوا نداشتند و در سیئه ماندند و تبدیل به حسنه نشد؛ در نتیجه وارد بهشت نشدند.

3- تفسیر آیه 66

3.1- منظور از «ما أُنزِلَ إِلَیهِم»

باز هم خداوند در جمله‌ی شرطیه‌ی دیگر می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ»؛ اگر این‌ها تورات وانجیل «وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ» که همان صحف و زبور و مزامیر و بقیه کتاب هایی که نازل شده را اقامه می‌کردند.آیا می‌شود گفت که این «وَمَا أُنزِلَ إِلَيهِم مِّن رَّبِّهِمْ» شاید عام باشد و قرآن را هم در بر بگیرد؟ اگر ما گفتیم که این‌ها حدوث را مطرح می‌کند و بقا هم به دنبال جریان های حدوثی این جامع‌شناسی این انسان‌هایی است که در هر زمان زندگی می‌کنند، این سخن قابل برداشت است. عرض ما این است که این دو قضیه‌ی شرطیه‌ی امتناعیه که در این دو آیه آمده است، استمرار دارد.

3.2- منظور از نعمت‌های فوقانی و تحتانی

«لَأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم»؛ اگر این‌ها تورات و انجیل را اقامه می‌کردند و به کتاب‌های گذشته ایمان داشتند، نعمت‌های الهی از فوق و تحت آن‌ها و به عبارت بهتر از زمین و آسمان بر این‌ها سرازیر می‌شد.که این جمله هم شامل نعمت‌های مادی است و هم نعمت‌های معنوی. در نعمتهای مادی از آسمان باران و نزولات جوّی می‌آید که انشالله خدای کریم نزولات آسمانی را بر انسان‌ها نازل بکند. و از زمین نعمت‌های مختلفی که انسان و موجودات زمینی به این نعمت‌ها زندگی‌شان تامین می‌شود، نازل می‌کند.

3.3- علم اکتسابی و علم اعطائی

اما نعمت معنوی این است که این‌ها علمی دارند که این علم‌شان بر دو قسم است:

1.علم های اکتسابی: این علوم را در مدرسه و دانشگاه و حوزه و در مجامع علمی می‌روند و این علوم را کسب می‌کنند و این‌ها علومی است که «مِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم» است: یعنی باید گام برداند، درس بخوانند و زحمت بکشند، تا عالم شوند.

2. «لأكَلُواْ مِن فَوْقِهِمْ»، آن است که این‌ها به جایی برسند که علوم دریافتی داشته باشند. ﴿مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ﴾.[5]

ما دو نوع علم داریم: علم اکتسابی و علم لدنی؛ یکی فوقانی یا آسمانی است و یکی زمینی و تحتانی.

حضرت علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) می‌فرمودند: بکوشید که علوم‌تان دریافتی باشد. علم رسول الله و ائمه (علیهم‌السلام) دریافتی بود. ما اگر تابع آن‌ها باشیم، باید به جایی برسیم که علوم‌مان دریافتی باشد. چه زمانی به علوم دریافتی می‌رسیم؟ وقتی که مراوده بافرشتگان الهی داشته باشیم و چنانچه بر آقا رسول الله وحی می‌آمد و این آیات نازل می‌شد، بر ماهم الهام بیاید و مطالبی دریافت کنیم.

3.4- معنای «أُمّة»، «قصد» و «اقتصاد»

«مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ». ضمیر «مِنهُم» به اهل کتاب برمی‌گردد. از این اهل کتاب، امّت هستند. گفتیم که امت، گروهی هستند که مقصد و مقصودشان یکی باشد.[6] «مُقتَصِدَة» از «قَصد» و «اقتصاد» است. قصد، چیزی است که با هدف انجام شود[7] و اقتصاد، هم مورد قصد است و هم مورد اعتدال است. عرب به هر چیزی اقتصاد نمی‌گوید؛ بلکه به چیزی اقتصاد می‌گویند که در آن اعتدال است.[8]

3.5- نقش اعتدال یا افراط و تفریط در امّت‌ها

از این اهل کتاب کسانی هستند که امت مقتصده هستند؛ یعنی مردمانی هستند که هدف‌شان واحد است و در این هدف واحد، نه افراط دارند و نه تفریط دارند. آفت افراط جوامع را بیچاره می‌کند و آفت تفریط، جوامع را ساقط می‌کند. این امت مقتصده، از هردو افراط وتفریط محفوظ هستند.

3.6- اعتدال پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

همان که در روایت حلیة رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به امام حسین (علیه‌السلام) در مورد خود آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «مُعْتَدِلَ الْأَمْرِ غَيْرَ مُخْتَلِفٍ»؛ آن حضرت معتدل بودند. این معتدل بودن، همان امت متوسطه هست. این «مِّنْهُمْ أُمَّةٌ مُّقْتَصِدَةٌ»، امت متوسطه در دین اسلام است؛ به دلیل اینکه در روایات آمده است: «الشمال و الیمین مضلة و الطریق الوسطی هی الجادة»[9]

3.7- زشتی عمل بیشتر اهل کتاب

«وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ سَاء مَا يَعْمَلُونَ»؛ حالا که ایمان ندارند، این‌ها در کارهای زشت‌شان باقی می‌مانند. سوء عمل‌شان این‌ها را بیشتر گرفتار کرده است.

3.8- تبعات گناهان در جوامع و راهکار نجات از آن

در اصلاح جوامع و در نعمت‌های جمعی، اکثر مردم باید صالح باشند که نعمت‌های الهی ساری و جاری باشند. برای همین بعضی از گناهان اگر عمومی شوند، نعمت‌ها سلب می‌شوند. برای دفع گناهان نیاز به این است که اکثر مردم، به درگاه الهی دعا و تضرّع کنند.

3.9- آثار سوء عمل اهل کتاب

هم نعمت‌های مادی و هم معنوی از این‌ها زوال پیدا می‌کند و هم نزولات آسمانی از این‌ها سلب می‌شود و هم علم این‌ها جز الفاظ، چیزی نخواهد بود.

 


[1] سوره مائده، آيه 65.
[2] سوره مائده، آيه 66.
[3] سوره مائده، آيه 67.
[4] سوره انبیاء، آيه 22.
[5] سوره نمل، آيه 6.
[6] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص86.
[7] مجمع البحرين، الطريحي النجفي، فخر الدين، ج3، ص509.
[8] مجمع البحرين، الطريحي النجفي، فخر الدين، ج3، ص509.
[9] شرح الكافي، المازندراني، الملا صالح، ج11، ص276.