1400/09/03
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: احادیث اصول کافی (کتاب العقل و الجهل)/اهمیت عقل /عقل، انتخاب حضرت آدم (علیه السلام)
خدا را شاکریم که در محضر آیات و روایات هستیم. حدیث امروز از کافی شریف است. توصیه میکنیم همه عزیزان با این کتاب، ارتباط داشته باشند. سیر روایی داشته باشند. سیر انفسی ما بر اساس دو چیز است: یکی آیات الهی و دیگر روایات اهل بیت (علیهمالسلام).
بزرگترین کنکور عالم را چه کسی برگزار کرد؟ عرض میکنیم حضرت حق برگزار کرد، آن هم برای یک شرکتکننده. خودش واحد است، کنکورش واحد است، سوالش تک است و امتحانگیرنده و امتحانشده هر دو یکی است. این سنخیت بین علت و معلول است؛ ربط حادث به قدیم.
مرحوم کلینی در کافی این روایت را به عنوان دومین حدیث میآورند. کتاب العقل و الجهل را ملاحظه کنید. در فرهنگ اسلامی ما جهل، مقابل علم نیست، بلکه مقابل عقل است. جناب کلینی اولین روایت را از امام باقر (علیهالسلام) نقل میکند که حضرت میفرماید: «لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلَ اسْتَنْطَقَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ».[1] اولین گفتمان سخن حضرت حق با عقل است که اندیشمندان باید دربارهاش تفکر کنند.
پس از این، حدیث دوم را مطرح میکنند:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: «هَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ ع فَقَالَ يَا آدَمُ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ وَاحِدَةً مِنْ ثَلَاثٍ فَاخْتَرْهَا وَ دَعِ اثْنَتَيْنِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا الثَّلَاثُ فَقَالَ الْعَقْلُ وَ الْحَيَاءُ وَ الدِّينُ فَقَالَ آدَمُ إِنِّي قَدِ اخْتَرْتُ الْعَقْلَ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لِلْحَيَاءِ وَ الدِّينِ انْصَرِفَا وَ دَعَاهُ فَقَالا يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّا أُمِرْنَا أَنْ نَكُونَ مَعَ الْعَقْلِ حَيْثُ كَانَ قَالَ فَشَأْنَكُمَا وَ عَرَجَ».[2]
کسانی که سؤالهای آکادمیها را طرح میکنند، باید عاقلانه باشد. حدیث بسیار خوبی است. اصبغ بن نباته، یار خاص حضرت امیر (علیهالسلام) است.
«قال هبط جبرائیل علی آدم (علیهالسلام)»؛ هبوط جبرائیل بر حضرت آدم (علیهالسلام)، معنایش این است که حضرت آدم (علیهالسلام)، مهبط جناب جبرائیل (علیهالسلام) شد. بعد فرمود: «یا آدم إنی أمرت أن أخیرک واحدة من ثلاث فاخترها»؛ ما سه گزینه برای تو داریم، باید یکی را انتخاب کنی. بزرگترین، یا اولین کنکور نظام وجود. «و دع اثنتین»؛ یکی را انتخاب کن و دو تا را رها کن. سؤال سهگزینهای برای تمام نظام عالم. جناب آدم برای همهی ما در آزمون شرکت کرد. سعی کنیم دنبالهروی خوبی باشیم. آدم (علیهالسلام) سوال کرد: «ما الثلاث»؟ آدم نباید از آزمون فاصله بگیرد. کسی که عقل داده شده، از آزمون وحشتی ندارد. آن سه گزینه را سریع بگو چیست؟ «فقال: العقل و الحیاء و الدین»؛ سه گزینه، عقل و حیا و دین است؛ انتخاب کن؛ با وجود اینکه هر سه لازم است.
«فقال آدم إنی قد اخترت العقل»؛ آدم از سه گزینه، عقل را انتخاب کرد. با اینکه هر سه لازم است بین حیا و دین و عقل، ولی عقل را انتخاب کرد. انتخاب سختی بود. «فقال جبرائیل للحیاء و الدین انصرفا و دعاه»؛ جبرائیل به حیا و دین گفت که شما منصرف شوید و بروید. عقل را انتخاب کرد. آدم را رها کنید و بروید.
حیا و دین به سخن درآمدند. «فقالا یا جبرائیل إنّا أمرنا أن نکون مع العقل حیث کان»؛ تو میگویی آدم را رها کنیم، ولی خدای آفریننده به ما گفته هر کجا عقل است، ما همنشین او باشیم. شاید جناب آدم (علیهالسلام) هم در این قسمت، متوسل شد و عقول وعقل تام، یعنی اهل بیت (علیهمالسلام)، او را کمک کرد. «قال فشأنکما و عرج»؛ جناب جبرائیل گفت: این شأنیت و عظمت برای شما مبارک باشد و عروج کرد. اولین گفتمان در نظام وجود، برای سیر و سلوک جناب آدم، همین بود و اینکه مسیرش مشخص شود. انشاءالله عاقلانه راه را انتخاب کنیم، تا حیاء و دین دنبالهرو ما باشند. عرض ما این است که برای عقل، برنامهریزی کنیم. عقل جز برای عبادت باریتعالی نیست. برای عبودیت، برنامهریزی کنیم. رزقنا الله إیانا و إیاکم.