درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/17

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)
1.1- بحثی در مورد میزان توجه به سند روایات
1.2- ذکر دائمی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مجالس
1.3- اقسام ذکر و هدف از ذکر
1.4- کلام آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه‌الله) در مورد انجام مستحبات و اذکار در جمع
1.5- کلام علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) در مورد انجام مستحبات و اذکار در جمع
1.6- توجه به خداوند و دوری از گناه در مجالس مشاوره
1.7- لزوم الگوگیری مشاوران از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مشاوره و مشورت
2- خلاصه جلسات گذشته
3- عدم فرق بین معصوم و غیر معصوم در اصل لزوم مشاوره
4- نیاز به مشورت برای عالم و غیر عالم
5- دلالت آیات مشاوره بر وجوب مشاوره
6- نظر استاد در مورد حکم مشاوره و دلیل آن
7- سلسله‌ی انبیا (علیهم‌السلام)، دلیل بر استمرار مشاوره‌ی اسلامی
8- مشاوره، بهترین پشتیبان انسان
9- طرفینی بودن مشاوره
10- وجوب عینی و عقلی مشاوره
11- تقدم دلیل عقلی یا نقلی بر مشاوره
12- لزوم استناد به دلیل عقلی با پشتوانه‌ی دلیل نقلی

 

 

موضوع: فقه المشاوره/ادله‌ی مشاوره /نیاز همه به مشاوره - ادله‌ی مشاوره - وجوب عینی و عقلی مشاوره

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

1.1- بحثی در مورد میزان توجه به سند روایات

در فرمایش آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. بارها عرض کردیم که بعضی از روایات، متن، دلیل بر صدور است. بحثی هم مطرح می‌شود که آیا نیاز به اسناد و سند دارد یا نه که خوب هم هست؛ اما ما نظرمان این است که اگر بشود از متن به کلام امام و معصوم (علیه‌السلام) رسید، حجیت دارد و معمولا احادیثی که در سلسله سند ائمه‌ی ما هستند و بخصوص باز اگر حدیثی راجع به خود حالات امام و معصوم باشد، این دیگر خیلی حائز اهمیت است، یا احادیثی که از بزرگان صحابه و یاران اهل بیت رسیده است؛ مثل احادیث زراره، محمد ابن مسلم، ابوحمزه و بقیه. و این حدیث، ترسیم یک عرفان ناب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است که همه را از افراط و تفریط نگه می‌دارد.

1.2- ذکر دائمی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مجالس

الحمدلله رب العالمین در این فراز بودیم که امام حسین (علیه‌السلام) از نشست و برخاست حضرت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سؤال کردند، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «كَانَ لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ».[1]

1.3- اقسام ذکر و هدف از ذکر

می‌شود بگوییم که این ذکر، توجه مطلق است؟ گاهی می‌گوییم فلانی متذکر است و گاهی می‌گوییم عین ذکر است. ذکر زبانی، مقدمه‌ی ذکر قلبی است. توجه قلبی برای نفی تعلق است که به ما تعقل می‌دهد. تعقل به ما وحدت می‌دهد. وقتی انسان به وحدانیت ذکر رسید، وجه [وجه الله] می‌شود. گذشته و الآن و آینده برای او یکسان است. آن‌قدر تمرین کنید که چه کارهای جزئی و چه کارهای کلی، متوجه الی الله باشید.

1.4- کلام آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه‌الله) در مورد انجام مستحبات و اذکار در جمع

خدمت حضرت آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه‌الله) عرض کردم که انسان با دوستش مسافرت می‌رود، آیا استحباب‌هایش را انجام دهد؟ شبهه‌ی ریا نیست؟ مبانی سیر و سلوکی علامه بحرالعلوم، علامه حسن‌زاده و آیت‌الله بهاءالدینی (رضوان‌الله‌علیهم) را نوشته‌ام. علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله)، فصلُ الخطاب عرفا بودند. هرچه نفس اِشراف و اِشراق داشته باشد، قوی‌تر است. این‌ سؤال را از علامه هم پرسیدم. آیت‌الله بهاءالدینی (رحمه‌الله) فرمودند: «ریا در جایی است که خود انسان، قِلقِلَکَش شود. شما کار خود را انجام دهید و کاری به دیگران و برداشت آن‌ها نداشته باشید».

1.5- کلام علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) در مورد انجام مستحبات و اذکار در جمع

از حضرت استاد علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) هم این سؤال را پرسیدم، فرمودند: «آقاجان من، شما اگر به حضور تامّ و توجه و مقام ذکر برسید، دیگران هر برداشتی می‌خواهند داشته باشند». بعد فرمودند که حضرت سرّ الأنبیاء و المرسلین امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) که به مقام اسم اعظم و ولایت عظمی رسیدند، شخصیت‌شان طوری شد که فرمودند: «هَلَكَ فِيَّ رَجُلاَنِ: مُحِبٌّ غَال، وَمُبْغِضٌ قَال».[2] دو گروه در مورد من هلاک شدند: دوستان اهل افراط و دشمنان اهل تفریط.

1.6- توجه به خداوند و دوری از گناه در مجالس مشاوره

«لَا یَقومُ إلّا عَلَی ذِکرٍ». این را تمرین بکنید. الان بحث‌مان فقه المشاوره هست و اعزه‌ی مشاور و کسانی که بحمدلله هدایت نفوس را بر عهده دارید، تمرین کنید که ظاهر مجالس ما به حسب لفظ باید متوجه الی الله باشد، غیبت و اهانت نباشد و تنقیص دیگران نباشد. استغفار و حمد و شکر و ذکر باشد؛ تا برسد به جایی که ما را از دیگران منسلخ کند و به انقطاع به خداوند برسیم؛ «إِلَهی هَبْ لِي كَمَالَ اَلاِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ».[3] برای این مقصد، برنامه‌ریزی کنید.

1.7- لزوم الگوگیری مشاوران از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مشاوره و مشورت

حضرت در در مجلسی که می‌خواستند بنشینند، هر کجا جا بود، می‌نشستند. مواظب بودند که جای خاصی به ایشان اختصاص نیابد. «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ»،[4] این‌گونه است. انسان باید در هر لحظه، انیس و مونسی داشته باشد. یک مشاور موفق آن است که «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ» باشد. گاهی اتاق و مؤسسه دارد و دیگران می‌آیند و منشی دارد و گاهی می‌بیند که باید کسی را مورد شَور و مشورت قرار دهد.گاهی احساس می‌کند که خودش باید کسی را شَور و مشورت بدهد و حتی گاهی خودش نیاز به شَور و مشورت دارد. تمرین سیمای رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، این است که نظام هستی، نظام مراتب است.علت و معلول آن‌چنان به همدیگر وابستگی دارند که آن که معلول است، گاهی علت می‌شود و آنی که در سلسله‌ی علل است، گاهی معلولِ علل پیشین و پسین می‌شود. علل غایی هم موثر در علت فاعلی است.

2- خلاصه جلسات گذشته

در مباحث مشاوره‌ی اسلامی تعریف مشاوره‌ی اسلامی را عرض کردیم. همچنین در حکم مشاوره که چه حکمی از احکام دارد - که سوال بسیار مهمی است – را عرض کردیم.

3- عدم فرق بین معصوم و غیر معصوم در اصل لزوم مشاوره

نسبت به اصل مشاوره گفتیم که قانون همگانی است و در اصل مشاوره، فرقی بین رسول، امام و دیگران نیست. در اصل رجوع به مشاوره فرقی بین امام و دیگران نیست. امام که علم لدنّی دارد، بر اساس آیه‌ی: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[5] که خطاب به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، مشاوره، شاملش می‌شود. به برهان اولویت، وقتی امام باید مشاوره بگیرد، دیگران به طریق اولی باید مشاوره بگیرند. ﴿وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ﴾،[6] اعم از امام و مأموم است.

4- نیاز به مشورت برای عالم و غیر عالم

هرکس در هر مرتبه‌ای از علوم باشد، باز بی‌نیاز از مشورت نیست؛ چرا؟ چون حتی کسانی که مشورت می‌دهند، چون علم دارای مراتب است، باز در مرتبه‌ای نیاز به مشورت و مشاوره دارند؛ یعنی نگوییم مشاوره‌ی اسلامی برای کسی است که آسیب دیده است و می‌رود به کسی که آسیب را می‌شناسد - حالا از تجربه‌اش یا از علمش یا از اصولش - راهکار می‌دهد و او از آسیب خارج می‌شود.

5- دلالت آیات مشاوره بر وجوب مشاوره

در مشاوره‌ی اسلامی، آن چیزی که مهم است، در ارتباط با حضرت حق است. خود حضرت حق می‌فرمایند: ﴿وَشَاوِرْهُمْ﴾.[7] در اینجا تا دلیلی بر عدم وجوب نداشته باشد، باید امر به مشاوره اطاعت شود. اوامر، دالّ بر وجوب هستند. در این قسمت هم شارع مقدس، الّا مَا خَرَجَ بِالدّلیل، تابع عرف است وعرف را امضا کرده است. در عرف وقتی پدری به پسری و استادی به شاگردی چیزی می گوید، اصلا احتمال تخلف نمی‌دهد؛ و الّا امر صادر نمی‌شود. مراحل استحباب و وجوب، نیاز به قرینه دارد.

6- نظر استاد در مورد حکم مشاوره و دلیل آن

برخی گفتند که مشاوره، امر استحبابی است. ولی ما به نظرمان اصل مشاوره‌، وجوب دارد؛ الا ما خرج بالدّلیل؛ چرا که ضرورت مشاوره به اصل نیاز و به فقر وجودی برمی‌گردد و هر چه که انسان به کمالات برسد، به فقر وجودی خودش بیشتر می‌رسد. اگر انسان این‌گونه رسید، در مسیر کمال است. اگر درس خوانده شد و احساس بی‌نیازی کرد، اشتباه است. ما در نظام وجودی فارغ‌التحصیل نداریم. به لحاظ معارف چنین نیست. در حوزه و دانشگاه، یک مرحله تمام می‌شود. ﴿وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴾ و «رَبِّ زِدني تَحَيُّراً مِنكَ»[8] ادامه دارد.

7- سلسله‌ی انبیا (علیهم‌السلام)، دلیل بر استمرار مشاوره‌ی اسلامی

ضرورت مشاوره، نیاز مدنی و اجتماعی است. صدور انسان از حضرت حق بهترین گواهی است که نباید سلسله قطع بشود. ﴿قَفَّيْنَا﴾.[9] در قفینای قرآن دقت کنید. ما این سلسله را استمرار مشاوره‌ی اسلامی می‌دانیم. پیغمبری بعد از پیغمبری آمد و قافیه‌ی اتصال به حضرت حق را ادامه داد. «قَفَّینا»، یعنی از آدم و نوح (علیهماالسلام) این سلسله ادامه یافت و به حضرت عیسی (علیه‌السلام) رسید؛ ﴿آتیناه الانجیل.﴾،[10] تا به دست ما رسیده است. سلسله‌ی نظام مشورتی، سلسله‌ی پیوسته است.

8- مشاوره، بهترین پشتیبان انسان

هر کس در هر زمانی بی مشاور نخواهد بود؛ حتی کسی که گمان می‌کند که تنها است. به تعبیر حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): «وَلاَ ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ»؛[11] هیچ پشتیبانی مانند مشاوره نیست.

9- طرفینی بودن مشاوره

در سوره‌ی آل عمران، ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ﴾[12] است و هم اینکه «فی» دارد. «شاوِرهُم» آمده است. «شاوِرهُم»، باب «مُفاعَلَة» است. در ادبیات عرب گفتند که باب «مُفاعَلَة»، طرفینی است. مشاوره بی مشورت نمی‌شود. اکرام بی کرم نمی‌شود.

10- وجوب عینی و عقلی مشاوره

مشورت، امری اجتماعی است. عینیت و کفایی بودن وجوب مشاوره، دلیل ثانوی امر است. اگر روزی دلیل بر کفایی نیافتیم، اصل بر وجوب عینی مشاوره است. مشاوره، وجوب عقلی دارد، نه شرعی. ارتباط بین انسان و خدا، اولین ارتباط به برهان وجوب و امکان است. مسیحیان گفتند: ﴿الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ﴾[13] است. ﴿ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ﴾،[14] کفر است، نه «رابِعُ ثَلاثَة».[15] مشاوره، مربوط به اصل نیاز است. گاهی به وجوب عینی است و گاهی کفایی. وجوب عقلی است، ولی عقل بی شرع نمی‌شود. شرع، مقابل عقل نیست. نقل در مقابل عقل است.

11- تقدم دلیل عقلی یا نقلی بر مشاوره

اگرچه بعضی از ادله‌ی ما ادله‌ی نقلی هستند. ما می‌گوییم که ادله‌ای که ما استنباط می‌کنیم، کتاب است، سنت است، عقل است و اجماع. ما اجماع را دلیل مستقل نمی‌دانیم. حال در ترتیب این‌ها، کدام یک دلیل مقدم است، اینجا است که ما باید بحث کنیم.

12- لزوم استناد به دلیل عقلی با پشتوانه‌ی دلیل نقلی

البته در اینجا هم بر اساس آیه‌ی: ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾،[16] ما باید سراغ عاقلی برویم که حرفی که می‌زند، از جای دیگری ‌بزند و به خدا متصل باشد که این، کمال اطمینان است. این ارتباط با نقل، منافاتی ندارد با اینکه بعضی اوقات ارشادی و به حکم عقل باشد. عقل، چرغ هدایتی ماست؛ اما این چراغ هدایتی ما بدون بستر اتصالی نمی‌شود. اینجاست که از ارشادیت به مولویت می‌رسد. آیا عقل کامل هم این نسبت را دارد، یا خیر؟ آیا کمالی که مطرح است، منقطع است، یا ادامه دارد؟ معصومین (علیهم‌السلام)، کمال دارند و ادامه دارد، یا خیر؟ اوامر و نواهی برای آن‌ها چگونه است؟

اگر دلیلی بر استحباب نداشته باشیم، مشاوره امر اجتماعی ضروری است.

 


[1] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص285.
[2] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص334، حکمت 117.
[3] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص158.
[4] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص96، خطبه 108.
[5] سوره آل عمران، آيه 159.
[6] سوره شورى، آيه 38.
[7] سوره آل عمران، آيه 159.
[8] احاديث نبوي در متون كهن فارسي، زاد هوش، محمد رضا، ج1، ص376.
[9] سوره حدید، آيه 27.
[10] سوره حدید، آيه 27.
[11] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص326، حکمت 54.
[12] سوره آل عمران، آيه 159.
[13] سوره توبه، آيه 30.
[14] سوره مائده، آيه 73.
[15] سوره مجادله، آيه 7.
[16] سوره نجم، آيه 3.