1404/07/28
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: فقه المشاورة/تعریف مشاوره /نسبت بین مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی - عدم تعریف ماهوی برای مشاوره - وجوه تباین مشاوره اسلامی و مشاوره اصطلاحی
قَالَ الْحَسَنُ فَكَتَمْتُ هَذَا الْخَبَرَ عَنِ الْحُسَيْنِ زَمَاناً ثُمَّ حَدَّثْتُهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ سَبَقَنِي إِلَيْهِ وَ سَأَلَهُ عَمَّا سَأَلْتُهُ عَنْهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ سَأَلَ أَبَاهُ عَنْ مَدْخَلِ النَّبِيِّ وَ مَخْرَجِهِ وَ مَجْلِسِهِ وَ شَكْلِهِ فَلَمْ يَدَعْ مِنْهُ شَيْئاً قَالَ الْحُسَيْنُ سَأَلْتُ أَبِي عَنْ مَدْخَلِ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ كَانَ دُخُولُهُ لِنَفْسِهِ مَأْذُوناً لَهُ فِي ذَلِكَ فَإِذَا أَوَى إِلَى مَنْزِلِهِ جَزَّأَ دُخُولَهُ ثَلَاثَةَ أَجْزَاءٍ جُزْءاً لِلَّهِ تَعَالَى وَ جُزْءاً لِأَهْلِهِ وَ جُزْءاً لِنَفْسِهِ ثُمَّ جَزَّأَ جُزْأَهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ فَيَرُدُّ ذَلِكَ بِالْخَاصَّةِ عَلَى الْعَامَّةِ وَ لَا يَدَّخِرُ عَنْهُمْ مِنْهُ شَيْئاً وَ كَانَ مِنْ سِيرَتِهِ فِي جُزْءِ الْأُمَّةِ إِيثَارُ أَهْلِ الْفَضْلِ بِإِذْنِهِ وَ قَسَّمَهُ عَلَى قَدْرِ فَضْلِهِمْ فِي الدِّينِ فَمِنْهُمْ ذُو الْحَاجَةِ وَ مِنْهُمْ ذُو الْحَاجَتَيْنِ وَ مِنْهُمْ ذُو الْحَوَائِجِ فَيَتَشَاغَلُ وَ يَشْغَلُهُمْ فِيمَا أَصْلَحَهُمْ وَ أَصْلَحَ الْأُمَّةَ مِنْ مَسْأَلَتِهِ عَنْهُمْ وَ إِخْبَارِهِمْ بِالَّذِي يَنْبَغِي وَ يَقُولُ لِيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ وَ أَبْلِغُونِي حَاجَةَ مَنْ لَا يَقْدِرُ عَلَى إِبْلَاغِ حَاجَتِهِ فَإِنَّهُ مَنْ أَبْلَغَ سُلْطَاناً حَاجَةَ مَنْ لَا يَقْدِرُ عَلَى إِبْلَاغِهَا ثَبَّتَ اللَّهُ قَدَمَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يَذْكُرُ عِنْدَهُ إِلَّا ذَلِكَ وَ لَا يَقْبَلُ مِنْ أَحَدٍ غَيْرِهِ يَدْخُلُونَ رُوَّاداً وَ لَا يَفْتَرِقُونَ إِلَّا عَنْ ذَوَاقٍ وَ يَخْرُجُونَ أَدِلَّةً فُقَهَاءَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَخْرَجِ رَسُولِ اللَّهِ كَيْفَ كَانَ يَصْنَعُ فِيهِ فَقَالَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ يَخْزُنُ لِسَانَهُ إِلَّا عَمَّا يَعْنِيهِ وَ يُؤْلِفُهُمْ وَ لَا يُنَفِّرُهُمْ وَ يُكْرِمُ كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ وَ يُوَلِّيهِ عَلَيْهِمْ وَ يُحَذِّرُ النَّاسَ وَ يَحْتَرِسُ مِنْهُمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَطْوِيَ عَنْ أَحَدٍ بِشْرَهُ وَ لَا خُلُقَهُ وَ يَتَفَقَّدُ أَصْحَابَهُ وَ يَسْأَلُ النَّاسَ عَمَّا فِي النَّاسِ وَ يُحَسِّنُ الْحَسَنَ وَ يُقَوِّيهِ وَ يُقَبِّحُ الْقَبِيحَ وَ يُوهِنُهُ مُعْتَدِلَ الْأَمْرِ غَيْرَ مُخْتَلِفٍ لَا يَغْفُلُ مَخَافَةَ أَنْ يَغْفُلُوا أَوْ يَمِيلُوا وَ لَا يَقْصُرُ عَنِ الْحَقِّ وَ لَا يَجُوزُهُ الَّذِينَ يَلُونَهُ مِنَ النَّاسِ خِيَارُهُمْ أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ وَ أَعَمُّهُمْ نَصِيحَةً لِلْمُسْلِمِينَ».[1]
در سیره و سیمای رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) بودیم. حدیث مغتنمی است که توصیه میکنیم برای این حدیث برنامهریزی کنید. برنامهی حضرت اینگونه بود که وقت را - که سرمایهی هر انسانی است - تقسیم میکردند. زمان، سرمایهای است که هیچ چیزی در مقابلش ارزشگذاری نمیشود. در رساله سیر و سلوکمان آوردیم که سالک، ابوالوَقت است، نه إبنُالوقت. اگر برای خود برنامه داشتیم، به این میرسیم.
ایشان وقت را بین حق و خلق و نفس تقسیم کردند؛ «جُزءاً لله تعالی و جُزءاً لِأهلِهِ و جُزءاً لِنَفسه».معیار این تقسیم، حقی است. شهید مطهری فرمودند: «اگر کسی دنبال حق و خلق هر دو رفت، التقاطی است». عدهای میگفتند: «به نام خلق ایران».
کسی که بر محور توحید حرکت میکند، بر محور ولایت نیز هست. تقسیم بر اساس عدالت است. تقسیم بر اساس تساوی نیست. گاهی فکر میکنیم عدالت، یعنی بِالمُناصَفَة حرکت کردن. در جایی گفتیم: «خدایا تو به من عطا کردی، چون رحمان و رحیم بودی».
در این عنوان «لله» اگر از من در مورد بزرگترین خصلت مشاور اسلامی سؤال کنید، میگویم که بزرگترین خصلت مشاور اسلامی این است که «لله» حرکت میکند.
در وقت «لله»، مراقبت و عبودیت است. در جزء زمانی مربوط به «لأهله»، رعایت حقوق خانواده و خلق بر اساس عدالت است. گاهی عدالت، تساوی را هم دارد؛ ولی گاهی تقسیم به تساوی ظلم است. «لأهله»، بحث انس و محبت و رعایت حقوق است. «لنفسه»، خلوت و مراقبه و محاسبه نفس است. در این جهت، اولیای الهی با ما یکی هستند.
این تقسیم کلی و برای همهی جوامع است. شما هم باید این طور برنامههای خود را تنظیم کنید. برای هر انسان اینطور است. برخی روزهای هفته، مناجاتشان بیشتر، برخی روزهای هفته رسیدگیشان به دیگران بیشتر باشد. در روز جمعه داریم که انفاقتان به خانواده بیشتر باشد. جمعه، «یَومُ الجَمع» است.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) در ارزشگذاریهایشان، اهل فضل را مقدم میداشتند. اگر اولویتبندی کنید، به خیلی از کارهایتان میرسید.
مقام معظم رهبری (حفظهالله) خودشان فرمودند: «خیلی از احادیث را در مسیر منزل تا محل کار حفظ میکردم»!
﴿وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ﴾.[2] این آیه در دو جای قرآن از جمله سوره جمعه آمده است. شما مشاوران و علمای فرهیخته باید در برنامههای مدوّن، تالیتِلو رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) باشید.
هر وقت محضر علامه حسنزاده (رحمهالله) میرسیدم، دفترچه طوسی رنگی بود. فرمودند: «60 سال است که این دفترچه همراه من است»! داخل آن برنامهریزی داشتند. [گاهی در مطالعه و تدریس، این دفترچه] زیر کتابها میرفت و دوباره آن را بالا میآوردند. «الإنسانُ مَدَنِیٌّ بِالطَّبعِ». ما به هم نیاز داریم. روی وقت خود حساس باشید.
سیره امام رضا (علیهالسلام) در برنامهریزی اینگونه بود: «وكان إذا أراد أن يكتب تذكرات حوائجه كتب بسم الله الرحمن الرحيم أذكر إن شاء الله، ثم يكتب ما يريد»؛[3] زمانی که امام رضا (علیهالسلام) میخواستند حوائج روزانهی خود را بنویسند، ابتدا «بسم الله الرحمن الرحیم» را مینوشتند و بعد میفرمودند که انشاءالله اینگونه میشود و سپس برنامههای خود و مطالب خود را مینوشتند.
برای خود شرط بگذاریم. علمای بزرگ گاهی حرف زدن را منافی سیروسلوک میدانستند.
دل به پُر گفتن بمیرد در بدن (ما اضافه کردیم:) جان ز کم گفتن بماند در بدن.
گفتن در اینجا گفتنِ اصطلاحی نیست؛ گفتن قرآنی است. قول قرآنی، هم حرف را شامل میشود و هم کار را.
در بحث مشاوره اسلامی و خصوصیات آن بودیم؛ اینکه مشاوره اسلامی چیست و فرقش با مشاورههای اصطلاحی چیست؟ برخی قائل به تفاوت ماهوی هستند که ما نپذیرفتیم. همه علوم اسلامی است. فرمانده اصلی در مسائل مشاوره، مشاوره اسلامی است. اینکه این کار جایز است، یا خیر؟ میرسیم.
ما به این نتیجه رسیدیم که مشاوره اسلامی در همه جا حاکم است؛ چرا که اسلام، دین جاوادنه است. وظایف مشاوران خیلی مهم است.
ما مشاوره را تأسیسی نمیدانیم. گرچه شارع مؤسس نیست؛ ولی مُمضی است. امام علی (علیهالسلام) فرمودند: «لاَ ظَهِيرَ كَالْمُشَاوَرَةِ».[4] سندش هم معتبر است. یعنی هرکس نیاز به یک پشتیبانی فکری و نظری و عملی دارد.
مشاوره یک نیاز ضروری است. مشاوره به لحاظ احکام اسلامی دائر مدار احکام تکلیفی میدانیم. مشاوره، نه تنها مستحب، بلکه واجب است. نه تنها واجب کفایی، بلکه از باب دفع ضرر محتمل، واجب عینی است. اگر کسی در بحرانی قرار گرفته است که الان جز با مشاوره گرفتن از بحران خارج نمیشود، این مشاوره برای او واجب است.
البته در نتابج حکم اولیه مشاوره، ما قائل به مطلوبیت مشاوره هستیم؛ یعنی حداقل آیه: ﴿وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْر﴾ِ[5] را اگر دلیل بر وجوب ندانیم، دلیل بر مطوبیت میدانیم. مطلوبیت نیز اعم از استحباب و وجوب است.
مشاوره اسلامی به عقل متکی است، ولی مشاوره اصطلاحی به تجربه و دادههای آماری متکی است.
فرق است که مشاوره بر اساس علم پایدار باشد، یا بر اساس تجربه منطقهای و محیطی.
حضرت امام در تهذیب الاصول، ج 1، ص322 فرمودند: «انسان باید به متخصص رجوع داشته باشد».
ما آیه: ﴿فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ﴾[6] را یکی از مبانی مشاوره اسلامی میدانیم.
وقتی به سراغ روایات میرویم، در روایات، این اهل ذکر، ائمه (علیهمالسلام) هستند.[7]
وقتی به تداومش میآییم، چون بارها عرض کردیم که جایگاه ولی فقیه در ساختار اعتقادی میدانیم و نه در ساختار فقهی؛ البته آثارش در ساختار فقهی است؛ اما اصل جایگاهش در ساختار اعتقادی است.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ ﴾.[8] این جایگاه اولی الامر، اول معصوم است. معصوم که نبود، جانشین معصوم است؛ چه به نیابت خاصه و چه به نیابت عامه که الان زمان نیابت عامه است.
این گفته اما برگرفته از گفته مرحوم نراقی هست که فرمودند: «ان كلية ما للفقيه العادل توليه وله الولاية فيه امران احدهما كلما كان للنبى والامام الذينهم سلاطين الانام وحصون الاسلام فيه الولاية وكان لهم فللفقيه ايضا ذلك الا ما اخرجه الدليل من اجماع أو نص أو غيرهما»؛[9] همان جایگاهی که امام دارد، همان جایگاه را هم فقیه دارد».
برای همین جایگاه فقیه، جایگاه اعتقادی است و جزء اصول دین است؛ نه اینکه جز فروع دین باشد. البته اجرائیات خصوصیات ولایت فقیه در امور حِسبیه و غیر آن و اینکه قائل بشویم که ولایت فقیه، مطلقه است، یا نه را باید در فقه بحث بکنیم.
نتیجه بحث خیلی مهم است؛ یعنی اگر بحث ولایت فقیه را جزء اصول عقاید بدانیم، کسی در اصول عقاید بحثی ندارد. لذا بارها عرض کردیم اینکه میگویند برخی از علما مخالف ولایت فقیه هستند و برخی نیستند، در اجرائیات ولایت فقیه است، نه در اعتقاد به ولایت فقیه. الان در وجود امام زمان و ائمه (علیهمالسلام)، چه کسی خدایی نخواسته شک دارد؟ بحث ولایت فقیه هم همینطور است؛ حالا بله اینکه چه کسی فقیه است و چه خصوصیاتی دارد و امثال این مطالب، جای بحث دارد.
1.ضرورت است؛
2.کلیت و عمومیت است؛
3.متکی به وحی است.
تفاوت مشاوره اسلامی با مشاوره اصطلاحی این است که مشاوره اصطلاحی بر اساس تجربه است. اینکه ما بر عدم تباین این دو اصرار داریم، بر این جهت است که شارع مقدس هم از تجربیات استفاده میکند. اگر میگفتیم شارع مقدس و شرع در مقابل عقلا است، میگفتیم این دو مشاوره تباین دارند؛ اما الشارع من العقلاء؛ و شارع هم عقل مطلق است، درنتیحه تباینی ندارند.
تغایر روشی دارند؛ یعنی اینکه تغایر در اجزا است، یا در اهداف است و یا در روشهاست؛ البته اینها تغایر ماهوی و کلی نمیآورند.
تعایر ماهوی در جنس و فصل است که اینها در جنس و فصل تغایر ندارند؛ چون در اصل نیاز به مشاوره، اینها با هم هستند.
و این هم که ما درس فقه المشاوره را گذاشتیم، داریم تکتک موضوعات مطرح شده در مشاوره اصطلاحی را میآوریم، ببینیم شارع تأیید میکند، یا تأیید نمیکند.
مشاوره اسلامی، یک نظریهپردازی و یک کارآمدی و یک راهبردی نظری و عملی است که شخص آسیبدیده سراغ مشاور میرود و مشاور باید با آن خصوصیاتی که دارد و آن تدبیری که دارد، یا حتی به قول مشاوره اصطلاحی با آن علم و تجربهای که دارد، در حیطه شارع مقدس نظر بدهد.
ما در بحث گذشته به این نتیجه رسیدیم که مشاوره، تعریف ماهوی ندارد و نمیتوانیم برای آن تعریف ماهوی قرار دهیم؛ یعنی نمیتوانیم برای آن، جنس و فصل حقیقی درست کنیم؛ مفهوم مشاوره، مثل وجود است و تعریف وجودی دارد.
هر مشاوری در هر جلسه مشورت با هر آسیبدیدگی اصطلاحی یا مشورت دادن به مشاوره اصطلاحی یا اسلامی، این خاصه به دایره وجودی خودش میشود. به عبارت بهتر هرکسی هم این نیاز را دارد و باید مراجعه کند.
حالا بعد برسیم به اینکه ببینیم که آیا نصیحت و چیزهای دیگر یا هدایت جزء مشاوره هست، یا نیست.