درس خارج فقه استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/09

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: بانکداری اسلامی/قرعه /نظر فقها در مورد محدودیت یا عدم محدودیت قرعه در احکام

 

1- بحث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

«فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ».[1]

در حدیث سیرت و صورت آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. از منزل و ورود و خروج ایشان سؤال شد. اکنون از مجلس ایشان سؤال می‌شود. روایت عظیمی است که سؤال کننده و سؤال شونده و مورد سؤال، همه معصوم هستند. امام حسین (علیه‌السلام)، ابوالسادات از حضرت امیرالمؤمنین سید السادات در مورد مجلس رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، سید الرسل سؤال می‌کنند.

فرمودند: «کَانَ ...». در روایات به این نتیجه رسیدیم که وقتی «کانَ» برای ائمه (علیهم‌السلام) به کار می‌رود، وجودی است. اوصاف در وجود شخصی به فعلیت رسیده و تعیّن یافته است. ایشان نمی‌نشستند و بر نمی‌خاستند، جز با ذکر.

1.1- میزان استغفار پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در نشست‌ و برخاست و قعود، حدّاقل 75 مرتبه استغفار می‌کردند. 25 بار هنگام نشستن، 25 بار هنگام برخاستن و 25 بار، زمان آغاز حرکت.

1.2- ارتباط بین استغفار و رزق

ایشان ابوالقاسم و مظهر رزق هستند. رزاقیت باری‌تعالی به دست ایشان است. رازقیت را باید استمرار ببخشند. امداد کنند. استغفار باعث استمرار می‌شود. وقتی احساس کردید نعمت‌هایی در حال کم شدن است، استغفار کنید.

1.3- جایگاه استغفار نسبت به نماز

استغفار برای ورود در نماز هم برای ادامه‌ی نعمت نماز است و برای اینکه شیطان به سراغ ما نیاید. ﴿وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ﴾[2] . شیطان با ولایت نمی‌سازد؛ چون می‌خواهد ولایت خود را جایگزین کند. در میان اذکار استغفار، ذکر «أستغفر الله ربی و أتوب إلیه» خوب است؛ ولی آن استغفار کامل‌تر هم مناسب است.

2- چکیده مباحث گذشته

در تقسیم سهام به وسیله قرعه و اینکه آیا مورد آن کجاست بودیم. آیا قرعه عمومیت دارد، یا خاص موارد نزاع است؟ در صورت تزاحم با چه قواعدی تزاحم دارد؟

3- نظر فقها در مورد محدودیت یا عدم محدودیت قرعه در احکام

کلمات بزرگان را گفتیم.

3.1- دیدگاه آیت الله خوئی (رحمه‌الله)

مرحوم آقای خوئی (رحمه‌الله)، شبهات حکمیه را تخصصا از قرعه خارج می‌دانند؛ چون مرجع در شبهات حکمیه، اصول عملیه است. مورد قرعه تنها شبهات موضوعیه است. اگر روزی حالت سابقه‌ای برای چیزی بود، قاعده قرعه جاری نمی‌شود؛ چرا که بر اساس روایات، «القُرعَةُ لِکُلِّ أَمرٍ مَجهولٍ»،[3] یا مشتبه و یا مشکل است و این شبهات حکمیه، خروج موضوعی دارد.

با عرض معذرت می‌گوییم گاهی برای حالت سابقه هم نیاز به تعیین موضوع است. آیا آنجا قرعه جاری است؟ ان‌شاءالله می‌رسیم.

مصباح الاصول، ج 3، ص 343:

«و تحصل مما ذكرناه عدم جواز الرجوع إلى القرعة في الشبهات الحكمية أصلا. إذ المرجع في جميع الشبهات الحكمية هي الأصول العملية التي مفادها أحكام ظاهرية، فان الشبهة الحكمية إن كانت لها حالة سابقة، فالمرجع فيها هو الاستصحاب. و إلا فان كان الشك في التكليف، فيرجع إلى قاعدة البراءة. و إن كان الشك في المكلف به، فلا بدّ من الاحتياط. و أما التخيير في موارد دوران الأمر بين المحذورين، فهو داخل في البراءة، إذ معنى التخيير البراءة عن الوجوب و الحرمة على ما ذكرناه في محله. فالمورد الوحيد للقرعة هي الشبهات الموضوعية التي لا يعلم حكمها الواقعي. و لا تجري فيها قاعدة من القواعد الظاهرية، كما إذا تداعى رجلان في مال عند ثالث معترف بأنه ليس له، و لم يكن له حالة سابقة، فانه ليس مورداً لقاعدة اليد و لا الاستصحاب و لا غيرهما من القواعد، فلا بدّ من الرجوع إلى القرعة».[4]

3.2- دیدگاه امام خمینی (رحمه‌الله)

حضرت امام (رحمه‌الله) در کتاب رسائل، ج1، ص346 می‌فرمایند:

«و محصل الكلام انه لا إشكال في بناء العقلاء على العمل بالقرعة في موارد تزاحم الحقوق مع عدم الترجيح عندهم سواء كان لها واقع معلوم عند اللَّه أولا (و بالجملة) القرعة لدى العقلاء أحد طرق فصل الخصومة لكن في مورد لا يكون ترجيح في البين و لا طريق لإحراز الواقع».[5]

قاعده‌ی قرعه مختص به تزاحم حقوق است. از نظر ایشان ادله‌ای که قرعه را به لحاظ شرعی جعل می‌کند، آن ادله، مورد خصوصیت قرعه است و باید قرعه در همان جهاتی که ادله آمده است، مطرح شود.

با کمال معذرت ما تا به الآن به این نتیجه رسیدیم که قرعه هم قاعده‌ای تمثیلی است. مواردی را بیان می‌کند. حدود سی مورد روایت صحیح برای جریان قرعه داریم. می‌توان گفت این روایات قرعه، تمثیلی است؟ اما چون معمولا اجرای قرعه در جایی است که دو نفر مدعی هستند و نیاز به تشخیص موضوع هست، قرعه را جاری می‌دانند.

3.3- دیدگاه مرحوم فیض کاشانی (رحمه‌الله)

استادمان می‌فرمودند که مرحوم فیض کاشانی، محدثی است که هم حکیم و فیلسوف است و هم فقیه صاحب نظر بزرگی است. از کلمات ایشان غفلت نکنید. ایشان می‌گویند قرعه جریان عامی دارد؛ یعنی در خیلی از جاها قرعه مطرح می‌شود. کتاب «مفاتیح الشرائع»[6] از ایشان را ملاحظه کنید. در تفسیر صافی و اصفی انصافا حق آیات را ادا کردند. تفسیر اصفی، خلاصه تفسیر صافی است. قرآن را بر اساس روایات تفسیر کرده‌اند.

4- تواتر معنوی روایات قرعه

از مجموع روایات صحیح باب که حدود 50 مورد است. تواتر معنوی قطعا قابل استفاده است و حجت است. مرحوم صاحب وسائل در دو باب این بحث را مطرح می‌فرمایند حدود 65 روایت. صاحب مستدرک غیر از این حدود 16 روایت را مطرح می‌کنند. حدود 90 روایت مجموعا هست. در صحیح بخاری هم حدود 8 روایت ذکر شده است. برخی از مهمترین روایات قرعه که بیانگر این مطلب است که قرعه، قانون کلی است، این روایات است:

«كل مجهول ففيه القرعة»،[7] «القرعة لكل أمر مشكل»؛[8] «والقرعة سنة».[9]

5- تفاوت سنت در اصطلاح امامیه با عامه

سنت به اصطلاح امامیه یا عامه؟ به نظر عامه قانون روشمندی است که لا یتغیر است. سنت رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مانند سنت خدا قابل تخلف نیست. ولی در اصطلاح امامیه، یعنی فعلش رجحان دارد. سنت را این طور ترجمه می‌کنیم: روش مردم همین است که از قرعه استفاده می‌کنند. این دلیل بر امضائی بودن قرعه نیز هست در برابر تأسیسی.

6- نسبت بین الفاظ «مجهول»، «مشکل» و «مشتبه» در روایات

در برخی روایات، معضلات هست و در برخی روایات مشتبه و ملتبس آمده بود. آیا مجهول و مشکل و مشتبه یکی هستند، یا متفاوتند؟ بر اساس قاعده‌ی: «إذا اجتمعا إفترقا و إذا افترقا إجتمعا»، اگر [الفاظ مجهول، مشکل و مشتبه] بدون هم باشند، هر یک بر دیگری اطلاق می‌شوند، ولی اگر با هم بودند، هر یک معنای خاص خود را دارد. ما معتقدیم در زبان عربی و قرآن ترادف نداریم. حدود 70 مورد را تحلیل کردیم که مترادف نیستند. متقارب غیر از مترادف است. متقارب داریم، نه مترادف. این کلمات هم متقارب هستند، نه مترادف.

7- نبوغ عجیب شهید صدر (رحمه‌الله)

گاهی واقع مشخص است و گاهی واقع را هم می‌خواهیم با قرعه کشف کنیم و قرعه واقع‌نما است. مرحوم شهید صدر (رحمه‌الله) در برهان احتمالات صاحب نظر است. مرحوم آقای خوئی وقتی مبانی استقراء را برای ایشان بردند، فرمودند: «چندین بار خواندم، تا مطالب را فهمیدم». نابغه‌ی عجیبی بود که استادش این‌گونه گفت.

8- کشف واقع و واقع‌سازی قرعه

می‌توانیم بگوییم:‌ قرعه، کشف واقعیت می‌کند و اگر واقعیت نبود، واقعیت‌سازی می‌کند. معمولا فقها مجهول را بر چیزی اطلاق می‌کنند که واقعیت ندارد و مشکل آن است که واقعیت معین دارد، ولی ما دسترسی به آن نداریم. مشکل و مجهول و مشتبه و مبهم و حتی ملتبس معانی متقاربی دارند. فقیه باید نسبت به قرعه موضوع‌شناسی کند.

9- کلام ابن ادریس و شیخ طوسی (رحمهماالله) در مورد عمومیت قاعده قرعه

ابن ادریس در سرائر فرمودند: «وكل أمر مشكل مجهول يشتبه الحكم فيه، فينبغي أن تستعمل فيه القرعة»؛[10] هر امر مشکل مجهولی که حکم در آن مشتبه می‌شود، سزاوار است که قرعه در آن به کار برده شود». همین عبارت در نهایه مرحوم شیخ هم هست.[11]

10- نظر مرحوم بروجردی (رحمه‌الله) در مورد کلمات فقهای متقدمین

مرحوم آقای بروجردی نظرشان این بود که اگر دسترسی به روایت در موضوعی نداشتید، ولی عبارتش در کلمات فقهای قدیم بود، می‌توان گفت اصول متلقّات از معصومین (علیهم‌السلام) است. روش فقهای قدیم ما این بود که سعی می‌کردند همان روایت را در عین فتوای‌شان بیاورند. ناظر به همه‌ی عناوین، مشکل و مجهول و مشتبه را آوردند.

11- تمثیلی بودن روایات قرعه

گاهی عنوان فقهی مجهول است و گاهی موضوع فقهی مشتبه است. به نظر ما قرعه تمثیلی است و به عنوان مصادیق نمونه‌ای مطرح شده است، نه تخصیصی. بین تخصیص و تمثیل فرق است.

 


[1] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص285.
[2] سوره ضحى، آيه 11.
[3] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج27، ص262، أبواب کیفیة الحکم و أحکام الدعوی، باب13، ح18، ط آل البيت.
[4] مصباح الأصول( مباحث حجج و امارات- مكتبة الداوري)، الواعظ الحسيني، السيد محمد؛ تقرير بحث السيد أبو القاسم الخوئي، ج2، ص343.
[5] الرسائل، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص346.
[6] مفاتيح الشرائع، الفيض الكاشاني، ج2، ص292.
[7] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج18، ص189، أبواب، باب، ح، ط الإسلامية.
[8] شرح الكافي، المازندراني، الملا صالح، ج12، ص312.
[9] تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج6، ص239.
[10] كتاب السرائر، ابن إدريس الحلي، ج2، ص173.
[11] النهاية، الشيخ الطوسي، ج1، ص345.