1404/12/07
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: شرح اسماء الهی بر اساس دعای جوشن کبیر/اسم شریف سبحان /خصوصیات اسم سبحان - کیفیت تسبیح در دعای جوشن کبیر - نسبت بین شیطان و ابلیس - تعلیم اسماء الهی توسط آدم به ملائکه
انشاءالله القائات سبوحی و قدوسی بر همه ما مبارک باشد. سخن به اینجا رسید که اسماء الهی، نقشه سلوک انسانی هستند. عالم و آدم بر اساس اسمای الهی است. آدم، سائر در اسمای الهی است؛ یعنی در اسمای الهی سیر میکند؛ همانند پروانهای یا مرغی یا زنبور عسلی که در میان گیاهان میچرخد و آنی که به وفق وجودش باشد، استفاده میکند و همان میشود. بوستان اسمای الهی برای انسان الهی آماده است. نقشهی عالم و آدم بر اساس اسمای الهی است. آدم، سائر این اسمای الهی است. افضلیت انسانی بر انسانی و پیغمبری بر پیغمبری به واجدیت و اَتَمّیّت اسمای الهی است. هرچه انسان اسمش بیشتر باشد، مقامش بالاتر است. مراد از اسم، نامهای متعدد نیست؛ بلکه منظور این است که انسان، متلبس و متذکر به اسمایی باشد که این اسماء، آرامآرام در زمانهای مختلف بر قلبش طلوع کند و او اسمی از اسماء بشود. تنها موجودی که صاحب این اراده است، انسان است. ﴿وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ﴾.[1] در این آیه دقت کنید. در دعاهای روزانه این ماه میخوانیم: «وَ هَذَا شَهْرٌ عَظَّمْتَهُ وَ كَرَّمْتَهُ وَ شَرَّفْتَهُ وَ فَضَّلْتَهُ عَلَى اَلشُّهُورِ».[2] قلبی که جایگاه نزول این اسماء است، برای همیشه متبرک به این اسماء است.
عرض کردیم که شرح اسماء، یک ضرورت است. آن که بامعرفت است، حشرش با اسماء است. آن که بیمعرفت است، خدای نکرده غافل از اسم و اسماء است. در ادعیه داریم: «وَ لاَ تَجْعَلْنِي مِنَ اَلْغَافِلِينَ اَلْمُبْعَدِينَ»؛[3] ما را از غافلین قرار نده. غافلین، یعنی کسی که نمیداند کنار کدام نعمت است. ذاکر، کسی است که نعمت را شناخته است و به نعمت، ذاکر و متوجه است و از نعمت استفاده میکند. بهترین مصداق شکر نعمت، استفاده از نعمت است. شکر عملی نعمت، استفاده از نعمت است. همین جا است که گاهی عدهای گمان میکنند که شاکرند، ولی شاکر نیستند. نعمتهایی که در دست ما است، [استفاده کنیم]. ما غرق در نعمتهای لا تُعَدّ و لا تُحصَی (بی حد و حساب) هستیم. آنقدر این نعمتها ما را احاطه کرده است که گاهی نمیدانیم در کجای نعمت قرار گرفتهایم. ذکر، ما را به جایگاه نعمتی که متنعم هستیم، متوجه میکند. این، معنی ذکر اسماء و توجه به آنها است.
شأن نزول دعای جوشن کبیر را گفتیم. عرض کردیم که کلام الله مجید، آیات الهی است و حتی جامع اسماء الهی است که متفرق در این 6236 آیهی قرآن پراکنده هستند. اگر بخواهیم دعایی به عنوان مجمع اسماء الهی و دائرة المعارف اسماء الهی بگوییم، دعای جوشن کبیر است. الحمدلله سیر شروع و پایان اسماء الهی در دعای جوشن کبیر به یک ترتیب منطقی و یک ترتیب حقیقی آمده است. سیر، فقط لفظی نیست که با «بسم الله» شروع شود و با «اللّهمّ إنّی أَسئَلُکَ بِاسمِکَ یا اللهُ»،[4] نشر مییابد و در هر ده اسم با اسم «سُبحانَک» تجمیع مییابد. این چینش، تصادفی نیست. این چینش اسماء در دعای جوشن کبیر، علّی و ترتیبی است. خاطر مبارکتان هست که عرض کردیم که شروع «بسم الله الرحمن الرحیم» و آیهی «بسم الله»، اول قرآن است. [این اسم شریف «بسم الله الرحمن الرحیم»،] جامعترین مجمع اسماء الهی به عنوان اجمال و اجماع و جامعیت این آیهی شریفه است.
اولین توصیهی ما این است که تا میتوانید، آیهی شریفهی «بسم الله الرحمن الرحیم» را زیاد بخوانید. به قدری که آیهی شریفهی «بسم الله الرحمن الرحیم» و «سُبحانَ الله» تکرار شده است، اسم دیگری تکرار نشده است. با عنوان «سُبحانَک» که غیر از «سبحان الله» و غیر از «سُبحان» است.
عزیزانی سؤال کرده بودند که «سُبحانَ الله» بگوییم، یا «سُبحان» یا «سُبحانَکَ»؟ «سبحان» بی متعلق نمیشود. یا باید «سبحان ربّی» یا «سبحانک» و یا «سبحان الله» باشد. «سبحان»، اسم تنزیهی است که با وصف وجودی شما متعلقش پیدا میشود. «سبحان الله» که میگوییم، گویا «یا»ی خطابی [«یا سبحان»] هم حذف میشود و گوینده، حقیقت تسبیح میشود.
﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾.[5] همهی موجودات به فقر وجودیشان تسبیح خداوند را میگویند. در تسبیح مأثور بیشتر «سبحان الله» است. در تعقیبات نمازها دقت کنید. برای تقویت حافظه، دعای «سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْتَدِي عَلَى أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ»،[6] توصیه شده است.
اسمای الهی چینشش در آیات الهی با حساب و کتاب است. از اول سوره حمد و بقره دو اسم، تجلی برهانی اسمای الهی است؛ اسم شریف «قَدیر» و اسم شریف «عَلیم». مرحلهی برهان را که گذراندیم، به اسم شریف «حَکیم» میرسیم. «حَکیم»، یعنی اتقان و علم به سعهی وجودی دارد. برهان نظری تبدیل به توحید عملی میشود.
﴿قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ ...﴾.[7] در فقه المشاوره گفتیم که مشاوره از گفتمان انسان با خدا و فرشتگان شروع شده است. مشاور، باید گفتمان الهی را پخش کند و صاحب نَفس نفیس باشد و حافظ و باسطِ آن گفتمان باشد.
گزارش عقلانی مهم را «نبأ» میگویند.[8] به اسماء آنها خبر بده. این اسماء چیست؟ آیا اسماء، لفظی است که هر فرشته، نام و مقامی دارد؟ یعنی از حالات وجودی اینها خبر بده. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «اگر من قرار باشد زبان باز کنم و حرف بزنم، میدانم خدا چقدر فرشته دارد و هر فرشته چه کاری دارد و برای چه آفریده شده است».[9]
این آدم، هم آدم نوعی است و هم آدم شخصی. تا قیام قیامت، خطاب «یا آدم» است. درست است که در زمان حضرت آدم (علیهالسلام)، اولین خطاب «یا آدم» صادر شد، ولی با رفتن جناب آدم (علیهالسلام) که ابوالبشر بود، این خطاب فانی نشد و هست که هست. در هر زمانی باید این آدم باشد، تا این خطاب را عملیاتی کند.
﴿فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ﴾.[10]
هرچه شما عالم به اسماء بشوید، راه بازِ بازِ باز است. ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾،[11] یعنی همین. هرچه شما بیایید، باز مرتبهی بالاتری هست.
﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾.[12] آدم در اینجا اینجا آدم دیگری شد. به فرشتگان گفتیم برای این آدم سجده کنید و همه سجده کردند، الا ابلیس که ﴿أَبَى وَاسْتَكْبَرَ﴾.[13]
میشود از این آیه استفاده کرد که سجده، نگهدارندهی تعین و تشخص و ظهور اسماء الهی است. سجده، قلّهی نماز است. وقتی شما سر به سجده میگذارید، باز هم باید ذکر تسبیح را داشته باشید. ذکر تسبیح را با دو صفت باریتعالی، یکی «ربّ» و دیگری، «رَبّی الأعلی» باید داشت. ذکر «سبحان ربّی العظیم»، در رکوعی است که حامل امانت الهی است. «سُبحانَ رَبّی الأَعلَی» با «رَبّی» که منتسب به خود میکنید و صفت «أَعلَی»، سیر عروجی ترسیم میکنید.
ابلیس را ابلیس میگویند، چون به تعبیر علامه حسنزاده (رحمهالله) با شیطان متفاوت است. شیطان، هر چیزی یا کسی است که انسان را از الله تبارک و تعالی دور کند.[14] ابلیس، آن است که شبههافکنی میکند. میدانید تا شبههافکنی نباشد، دوری تحقق نمییابد.
اینکه انسانها اینقدر از معارف فاصله گرفتند، به دلیل شبهات است. بچهها را در شبههزدایی کمک کنید. شبههها باید از ذهن یاران ما دور شود. ﴿وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ﴾.[15] خوشا به حال آن خانوادهای که کلاس شرح اسماء را در خانواده هم داشته باشد. چنانچه مادر غذاهای مختلفی را میخورد، ولی وقتی تحویل میدهد، غذایی را میدهد که مناسب هاضمهی طفل است.
هرچه هاضمهی الهی وسیعتر شود، هضم اسماء ما بیشتر میشود. زمان و مکان برای هضم قویتر اسماء است. کار ابلیس القاء شبهه است، تا شما وارد در حریم اسماء نشوید. هر کس بگوید چرا نماز؟ چرا سجده؟ چرا روزه؟ این چرا را در خوراک جسمانی ندارد که چرا دو وعده غذا و سه وعده؟ برای غذا خوردن میگوید هرچه بیشتر، بهتر.
در اینجا تکرار غذا خوردن مشکلی ندارد! حضرت امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: «[نماز] برای توجه به این است که شما یک مذکوری دارید و شما ذاکرید و همهی شما ذکر دارید». ذکر و ذاکر و مذکور یکی میشود. نماز برای این است که متوجه باشیم حقیقتی است که ما را نگه میدارد.
ابلیس با شیطان به لحاظ کاراییشان دو حقیقتند، اما به لحاظ شیطنت و شبههافکنی یک هدف را نشانه رفتهاند؛ آن هدف این است که میخواهند ما را از خدا و از اسماء جدا کنند. کی میتوانیم ابلیسزدایی کنیم؟ وقتی خدا خدایمان بلند باشد و در حال تسبیح باشیم. ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾.[16]
در شبهای گذشته عرض کردم که رمزی که [در دعای جوشن وجود دارد، این است که اینگونه خوانده شود: ابتدای هر بندی،] «بسم الله الرحمن الرحیم» و انتهای همان بندها در نقل مشهور، ذکر: «سُبْحَانَكَ يَا لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ اَلنَّارِ يَا رَبِّ» و در نقل دیگر: «سُبْحَانَكَ يَا لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ خَلِّصْنَا مِنَ اَلنَّارِ يَا رَبِّ يَا ذَا اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِكْرٰامِ يَا أَرْحَمَ اَلرَّاحِمِينَ»[17] خوانده شود. آخرین ذکر این دعا نیز همین است.
«سُبحانَکَ»، یعنی خدایا تو از تمام نواقص منزّه و مبرّا هستی. هیچ نقصی در تو نیست. تا تنزیه نداشته باشید، به توحید نمیرسید. گام اولیهی توحید، تنزیه است. «یا سُبحان»، یعنی به حقیقت وجودی رسیدیم که تو خدا هستی. بعد از «سُبحانَکَ لا إله إلّا أَنتَ» است.
حضرت علامه (رضوان الله علیه) میفرمودند: «اگر میخواستید دل زنده شود، ذکر «یا حَیُّ یَا قَیّومُ یا مَن لا إله إلّا أَنت»َ را زیاد بگویید؛ باعث احیای قلب میشود». گفتیم که ذکر و تسبیح قلبی و ذکر و تسبیح زبانی و ذکر و تسبیح شهودی و ذکر و تسبیح وجودی داریم. این ذکر را زیاد بگویید. وقتی این اذکار را بر دلتان میتوانید داشته باشید که یک سجدهی طولانی یا سجدهی کثیره در روز داشته باشید.
روزی به استادم عرض کردم که نظر شما در این ذکر، سجدهی طویله و سجدهی کثیره، کدام را بیشتر عنایت دارید؟ فرمودند: «آقاجان من! سجدهای که به امر استحبابی باشد، نه وجوبی». سجده به امر وجوبی، یعنی نذر کردید، یا در نماز دارید. سجده در نماز، جزو ارکان نماز است. طولانی هم باشد، مطلوب است. بعد فرمودند: «آقاجان من! امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: سجدهی شکر بعد از نماز، اِکمال و اِتمام نماز است؛ چنانچه تعقیب و تسبیح بعد از نماز، بدرقهی نماز است».[18]
سجدهی شکر، جزو نماز است که آن را تمام میکند. تعقیب، وصف نماز است که آن را اِکمال میکند. بین اِتمام و اِکمال فرق است؛ اتمام در اجزاء شیء است و اکمال در اوصاف است.[19] سجدهی بعد از نماز را مراقبت کنید. گاهی سر به سجده بگذارید و تکرار کنید، یا طولانی کنید؛ این کار باعث انس و حیات قلب میشود.
جالب اینجا است که اکثرا مشاهدههای عارف و سالک در سجده است. هر کجا در قرآن صحبت عبادت و سجده است، و سجدههای استحبابی؛ مانند سورهی حشر، هر وقت قرآنتان تمام شد، سجدهی شکر به جا آورید.
اینکه هر روز میخوانیم: «خَلِّصْنَا مِنَ اَلنَّارِ يَا رَبِّ»؛ ما را از آتش دوزخ نجات بده و این را در دعای جوشن مرتب میگوییم که ما را از آتش دوزخ نجات بده، تکرار لفظی است، ولی تکرار معنوی نیست؛ مانند ایستگاههایی که در راه دارید و پذیراییهای مختلفی دارید.
«سُبحانَکَ»، ترجیعبندی است که دم و بازدم الهی عارف و سالک برای ادامهی راهش است. ما الآن اگر دم و بازدم نداشته باشیم، حیات نداریم. «قابِض» و «باسِط»، عامل حیات تمام موجودات است. ذکر «سُبْحَانَكَ يَا لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ»، دم و بازدم این اسماء الهی است. در این بکوشیم که اسماء الهی با مزاج نفسانی ما مطابقت بیابد. انشاءالله به امید روزی که این ترجیعبند «سُبحانَکَ» و این دم و بازدم «سُبحان» بر نفوس ما، ما را بالا ببرد.
در ذکر سجدهی طولانی و زیاد اگر میخواهید اوائل کارتان است، ذکر یونسی را بگویید. از صد تا کمتر نباشد؛ اگر به 400 برسد، مطلوب است. به عدد اسم خودتان هم خوب است. عدد اذکار گاهی به دریافت سالک است. ذکر «یا حَیُّ یا قَیّومُ یا مَن لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ» هم در سجده مناسب است.