درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/12/04

بسم الله الرحمن الرحیم

محتويات

1- گزیده جلسات گذشته
2- سند دیگری از دعای جوشن کبیر
3- دعای جوشن ،کلام الله معرفتی
4- لزوم درایت همراه با خواندن و نقل روایت
5- قوّت متن، سبب بی‌نیاز بودن از سند
6- جایگاه ادعیه‌ی مأثوره از ائمه (علیهم‌السلام) نسبت به روایات صادره از ایشان
7- التزام اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نسبت به انس با دعای جوشن کبیر و تعلیم آن به اهلش
8- صد بند دعای جوشن کبیر، صد مقام سیر و سلوکی
9- تعداد اسماء الهی در دعای جوشن کبیر
10- سیر ترتیبی اسماء الهی در دعای جوشن کبیر
11- دو نوع ترتیب در چینش سوره‌ها و آیات قرآن کریم
12- تأثیر خارق‌العاده‌ی دعای جوشن کبیر
13- جمع ترتیب نزولی و ترتیبی قرآن در سوره علق
14- وحدت مبدأ تاریخ شمسی و قمری
15- «اسم»، اولین اسم از اسمای الهی
16- توجه انسان به مخلوق بودن خود، راه ارتباط با خالق
17- تفاوت «الرّحمن الرّحیم» در سوره‌ی حمد با همین دو اسم در «بسم الله الرحمن الرحیم»
18- تبیین آیه‌ی «إنّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»
19- لذت خطاب و نداء در قرآن
20- مراحل ارتباط با قرآن
21- نسبت بین علم و قدرت الهی
22- ظهور خداوند در علم و قدرت او
23- اولین ظهور الهی در مشاوره‌ی خداوند با فرشتگان
24- اسلامی بودن تمام علوم
25- «تسبیح»، نشردهنده‌ی اسم «علیم» و «قدیر»
26- نقاط اشتراک و افتراق نزول قرآن با سایر کتب آسمانی
27- تبیین آیات 31 و 32 سوره بقره
28- کیفیت صحیح ذکر «سبحانک ...» در دعای جوشن کبیر
29- رموز ابجد «سُبحان» و اسمای الهی
30- اثر باطنی اسم شریف «سُبحان»
31- دلیل تکرار «بسم الله» و «سبحان» در اول و آخر بندهای دعای جوشن کبیر

 

 

موضوع: شرح اسمای الهی بر اساس دعای جوشن کبیر/شرح اسم شریف سبحان /صد منزل سلوکی در دعای جوشن کبیر - آثار معنوی اسم شریف سبحان - رموز ابجدی اسم شریف سبحان

 

1- گزیده جلسات گذشته

ان‌شاءالله تحت اِشراف و اِشراق اسماء الهی تکوینا هستیم، اختیارا و تشریعا قرار بگیریم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد (صلوات‌الله‌علیهم‌أجمعین).

در خصوصیات دعای جوشن کبیر و تکرار اسم شریف سبحان بودیم.

2- سند دیگری از دعای جوشن کبیر

خدا مرحوم علامه مجلسی (رحمه‌الله) را رحمت کند. ایشان در سلسله سند دعای جوشن کبیر، نقلی از امام کاظم (علیه‌السلام) را می‌فرمایند. در اجازه‌نامه‌ای که مرحوم علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) برای بنده داده‌اند، یکی از سندها به مرحوم مجلسی می‌رسد. مرحوم مجلسی از امام کاظم (علیه‌السلام) از پدرشان امام صادق (علیه‌السلام) از امام باقر (علیه‌السلام) عن ابیه همین‌طور نقل می‌کنند از امام سجاد (علیه‌السلام) و حضرت می‌فرمایند از پدرم امام حسین (علیه‌السلام) و ایشان از حضرت سر الانبیاء و المرسلین امیر المؤمنین (علیه‌السلام) نقل می‌کنند.

عن مولانا وسيدنا موسى بن جعفر عليه السلام، عن أبيه جعفر الصادق، عن أبيه، عن جده عن أبيه الحسين بن علي أمير المؤمنين صلوات الله عليهم أجمعين. قال: «قال أبي أمير المؤمنين عليه السلام: يا بني الا أعلمك سرا من أسرار الله عز وجل، علمنيه رسول الله صلى الله عليه وآله وكان من اسراره لم يطلع عليه أحد؟ قلت:
بلى يا أباه جعلت فداك، قال: نزل على رسول الله صلى الله عليه وآله الروح الأمين جبرئيل عليه السلام في يوم الأحد يوم أحد، وكان يوم مهول شديد الحر، وكان على النبي صلى الله عليه وآله جوشن لا يقدر حمله لشدة الحر، وحرارة الجوشن.
قال النبي صلى الله عليه وآله: فرفعت رأسي نحو السماء، فدعوت الله تعالى فرأيت أبواب السماء قد فتحت، ونزل علي الطوق النور جبرئيل عليه السلام، وقال لي:
السلام عليك يا رسول الله، فقلت: عليك السلام يا أخي جبرئيل، فقال: العلي الاعلى يقرئك السلام، ويخصك بالتحية والاكرام، ويقول لك اخلع هذا الجوشن واقرأ هذا الدعاء فإذا قرأته وحملته فهو مثل الجوشن الذي على جسدك ...».[1]

در نقل از امام کاظم (علیه‌السلام) آمده است که حضرت در یکی از جنگ‌ها که «کان فی یوم الأَحَد یوم اُحُد». روز یکشنبه بود و ایشان در اُحد تشریف داشتند. هوا گرم بود و حضرت زره به تن داشتند. جنگ اُحد از جنگ‌هایی بود که برای ترور فیزیکی، حضرت را تعقیب می‌کردند؛ چه شخص حقیقی و چه شخصیت حقوقی ایشان. «فرفعتُ رأسی نحو السماء». حضرت در آن گرما نگاهی به آسمان کردند. دعا، اگر دعای حقیقی باشد، حکایت از دل دارد؛ وگرنه دعای لفظی است. «و نزل علی طوق النور جبرئیل (علیه‌السلام)». جبرائیل در این موقع نازل شد. «و قال لی السلام علیک یا رسول الله»؛ العلی الأعلی یقرئک السلام و یخصک بالتحیة و الإکرام»؛ تعبیر دقیقی است. خدا برایت سلام می‌فرستد و می‌گوید این زره جسمانی را «إخلع هذا الجوشن و اقرأ هذا الدعاء» بیرون بیاور و این جوشن دیگر را به آن متکلم و متلفظ باش. طبق این سند، دعای جوشن کبیر، حدیث قدسی است. می‌توان گفت که دعای جوشن کبیر ،کلام الله است.

3- دعای جوشن ،کلام الله معرفتی

دو کلام الله داریم؛ یک کلام اللهی که مانند آیات قرآن برای تحدی و اعجاز می‌آید و یک کلام اللهی که برای علم و معرفت می‌آید. حدیث قدسی و قرآن هر دو کلام الهی هستند؛ یکی کلام معرفتی است و دیگری کلام معرفتی با تحدی و اعجاز و اثبات و رفع و دفع خصم. جبرائیل (علیه‌السلام) دعا را بر آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) قرائت کرد. حضرت دعا را گرفتند. جناب جبرائیل (علیه‌السلام) گفت: «یا رسول الله این دعا، امان و حِصن و جوشن شماست». جوشن، یعنی زره.

4- لزوم درایت همراه با خواندن و نقل روایت

یک روایت داریم که نقل است و یک درایت داریم که فهم روایت است. حضرت علامه حسن‌زاده (قدس الله نفسه الزکیة) می‌فرمودند: «روایت‌ها برای درایت‌ها است». اگر بخوانیم و چیزی ندانیم و نفهمیم فایده ندارد. این قدر سلسله سند داریم که باید متصل به کلام معصومین (علیهم‌السلام) شود.

5- قوّت متن، سبب بی‌نیاز بودن از سند

مبنای خیلی از بزرگان است که گاهی متن روایت و حدیث، ما را از تحلیل سند بی‌نیاز می‌کند. متن، گویای این است که از غیر معصوم صادر نشده است.

6- جایگاه ادعیه‌ی مأثوره از ائمه (علیهم‌السلام) نسبت به روایات صادره از ایشان

دعاهای ائمه (علیهم‌السلام) قوی‌تر و بالاتر از کلمات ائمه (علیهم‌السلام) و احادیث آنها است. در احادیث ائمه (علیهم‌السلام) به وفق استعداد و ذهن و فهم راوی حرف می‌زنند، ولی در دعا خودشان با دعا حرف می‌زنند. هر دو کلام ائمه (علیهم‌السلام) است، ولی آنی که واسطه خودشان و خدا باشند متفاوت است. حال اگر دعایی، مانند دعای جوشن کبیر، حرف خدا باشد و القاء به نفس ولیّ خدا باشد، برای معرفت دیگر چقدر عظمت دارد!

7- التزام اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نسبت به انس با دعای جوشن کبیر و تعلیم آن به اهلش

امام سجاد (علیه‌السلام) فرمودند: «پدرم فرمودند به اهلش و اهلت تعلیم کن و سفارش کن این دعا را مراقبت کنند».[2] حضرت امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند: «پدر من هم که این را از آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل فرمودند، سفارش به مواظبت و مراقبت کردند». در نقل بحار این جمله هست که به نا اهل تعلیم داده نشود و از اهل، امساک نشود.[3] یکی از علومی که در محضر علامه حسن‌زاده (رحمه‌الله) می‌خواندیم، این بود که فرمودند: «از اهلش دریغ نشود و به نااهل القاء نشود».

8- صد بند دعای جوشن کبیر، صد مقام سیر و سلوکی

گفتیم دائرة المعارف اسماء، دعای شریف جوشن کبیر است. اگر با سیر معرفتی این دعا را دنبال کنیم، در صد بند، صد آیه هر آیه را مقامی از مقامات عارف می‌دانیم. منزلی از منازل معرفتی است.

9- تعداد اسماء الهی در دعای جوشن کبیر

نکته مهم دیگری که در این سلسله سند است، این است که حضرت فرمودند: «این دعا دارای الف اسم و اسم است».[4] 1000 اسم و یک اسم. متأسفانه به غلط مشهور می‌گویند هزار اسم است؛ هزار و یک اسم است. بند 55، دارای 11 اسم است. هزار اسم و اسم.

10- سیر ترتیبی اسماء الهی در دعای جوشن کبیر

سیر اسماء را به سیر ترتیبیِ منطقیِ انشاء شده در اسمائی، همانند جوشن کبیر و دعاهایی مانند جوشن کبیر که جامع اسماء پخش شده در قرآن می‌دانیم.

11- دو نوع ترتیب در چینش سوره‌ها و آیات قرآن کریم

6236 آیه‌ی قرآن دو ترتیب دارد؛ یکی ترتیب نزولی و انزالی است و دیگری ترتیب ترتیبی. قرآن از «باء» «بسم الله» شروع می‌شود و با ﴿مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ﴾[5] پایان می‌یابد؛ این، ترتیب ترتیبی قرآن است. چون بحث ما شرح اسماء است و این جز بیان آیات و سور، چیز دیگری نیست. این دعا را جامع جمیع اسماء می‌دانیم.

12- تأثیر خارق‌العاده‌ی دعای جوشن کبیر

بزرگی از بزرگان به این نتیجه رسید که اگر دعای جوشن کبیر بر نفسی و دلی الفاظش و مفاهیم و ان‌شاءالله صورت این اسماء بنشیند، می‌تواند هر گونه تصرفی از تصرفات را داشته باشد.

13- جمع ترتیب نزولی و ترتیبی قرآن در سوره علق

با توجه به این ترتیب اگر کسی بگوید در شرح اسماء، اولین اسمی که در قرآن مطرح می‌شود چیست، می‌گوییم: «بسم الله الرحمن الرحیم». در اولین سوره‌ی نازل شده بر رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم صحبت اسم است؛ سوره علق. ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ﴾،[6] ﴿خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ﴾.[7] ترتیب نزولی و ترتیبی قرآن در این سوره، یکی شده است.

14- وحدت مبدأ تاریخ شمسی و قمری

مبدأ تاریخ شمسی و قمری، هر دو، هجرت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. آن ده روزی که سال قمری کمتر دارد، تغییر یافت. 1404 شمسی و 1447 قمری هستیم.

15- «اسم»، اولین اسم از اسمای الهی

اولین اسم از اسمای باری‌تعالی خود کلمه اسم است. اولین قدم این است که انسان بداند متصل به حقیقتی است که هست که هست. «با»ی اسم، ما را به اولین اسم حسنای الهی متصل می‌کند. ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ﴾.[8]

16- توجه انسان به مخلوق بودن خود، راه ارتباط با خالق

هر کسی اگر به اینکه مخلوق است، توجه کند، «هُوَ الخالِقِ» او بلند است. در این «هو الخالق» بین مؤمن و کافر هیچ فرقی نیست. ﴿وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾.[9] سیر ترتیبی و نزولی قرآن اتحاد دارند.

17- تفاوت «الرّحمن الرّحیم» در سوره‌ی حمد با همین دو اسم در «بسم الله الرحمن الرحیم»

اسم شریف «سبحان» کجا تجلی می‌یابد؟ ﴿الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ﴾[10] در آیات سوره حمد، غیر از «الرّحمن الرّحیم» در «بسم الله» است. این دومی، تشریف ﴿رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[11] است.

18- تبیین آیه‌ی «إنّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»

اولین اسم جمعی و ترکیبی‌ای که در سوره قرآن و بقره می‌آید، ﴿إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[12] است. یک قضیه است. یک قضیه‌ی حتمیه است. «إنّ»، یعنی هیچ شک و شبهه‌ای نیست. «عَلَی»، علوّ‌ را می‌رساند. هر چیزی را که حساب کند، او علوّی دارد. عالی و اعلای او، «الله تبارک و تعالی» است. «الله» و «تبارک و تعالی»، بیان «إنّ اللهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیر»ٌ است. اولین خطاب در قرآن شروع می‌شود.

19- لذت خطاب و نداء در قرآن

خود نداء و لذّت خطاب، آن زحمت‌هایی که انسان در تکلیف می‌کشد، برطرف می‌کند. اینکه خدا ما را خطاب کند. شما روزه می‌گیرید. روزه سختی و گرسنگی و تشنگی دارد؛ ولی لذت خطاب ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ﴾،[13] عناء و سختی را می‌برد. اولین خطاب قرآن، این است: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾.[14] بعد از ﴿إِنَّ اللَّه عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[15] است.

20- مراحل ارتباط با قرآن

این سیر را رعایت کنید: قرائت، تلاوت، تدبر، تفکر و تحقق. تحقق، یعنی خودتان آیه‌ای از آیات می‌شوید. اگر تحقق اسمائی نداشته باشیم، فایده‌ای ندارد. بستر تحقق قدرت و اسماء خداوند در عبادت است. تا عبادتی نیاید، اسمائی خودش را نشان نمی‌دهد.

21- نسبت بین علم و قدرت الهی

همین‌طور آیات را ادامه دهید، به آیه 29 می‌رسید: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴾.[16] یکی قدیر که توانا است و دیگری علیم که دانا است. در قدرت، «عَلَی کُلِّ شَیءٍ» است. در علم، «بِکُلِّ شَیءٍ» فرمود. عمق وجودی هر چیز، خارج از علم باری‌تعالی نیست. این ارتباط آیات به آیات، تدبر است.

22- ظهور خداوند در علم و قدرت او

چه چیزی قدرت و علم را نشان می‌دهد، یعنی ظهور. ظهور و تجلی اسماء را گفتیم. اگر تمام فلسفه‌ی عالم و کتب فلسفه و برهان و عرفان را بنگریم، دو واسطه بیشتر نداریم: یکی قدرت و دیگری علم. تمام حاکمان عالم و اندیشمندان و مراکز علمی و همه یا تواناپروری می‌کنند و یا داناپروری. خداوند در این چند آیه که خواندیم، ظهور دارد.

23- اولین ظهور الهی در مشاوره‌ی خداوند با فرشتگان

﴿وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً﴾.[17] این اولین ظهور است. در فقه المشاوره هم گفتیم که اولین تاریخچه‌ی مشاوره اسلامی، گفتمان خدا با فرشته‌ها و با انسان درباره عظمت اوست.

24- اسلامی بودن تمام علوم

اولین انشاء علوم اسلامی همین است. در انشاء علوم اسلامی جز اسلامیت علم، چیز دیگری نیست. عالِم غیر اسلامی داریم، ولی علم غیر اسلامی نداریم. با توجه به استمداد این آیات الهی می‌گوییم که هیچ علمی جز علم اسلامی در عالم نیست. چرا که علم به فرشته‌ی وحی که جبرائیل (علیه‌السلام) است، منتهی می‌شود. تمام آیات به وسیله‌ی جبرائیل (علیه‌السلام) آمده است. آخرین کتاب هم توسط او آمده است. هر علمی هست، در همین است.

25- «تسبیح»، نشردهنده‌ی اسم «علیم» و «قدیر»

﴿قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ﴾.[18] این جایگاه تسبیح است. بعد از اسم شریف قدیر و اسم شریف علیم، آنی که ناشر این‌ها است، ﴿نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ﴾[19] است. ﴿قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ﴾.[20]

26- نقاط اشتراک و افتراق نزول قرآن با سایر کتب آسمانی

در همین شأن نزول جوشن کبیر در این حدیث بحار هست که دعایی که در این دعا، عصاره‌ی کتب اربعه‌ی گذشته‌ها است؛ یعنی عصاره‌ی صحف و زبور و تورات و انجیل است. ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ﴾.[21] کتب قبلی که فرقان است، همه در این ماه رمضان نازل شده است؛ ولی نه در لیلة القدر؛ بلکه در لیالی دیگر. روایت صحیح داریم که کتب آسمانی، همه در ماه رمضان نازل شده است. قرآن در شب‌های قدر نازل شده است. «القُرآن»، یعنی مجموع اسماء و آیات و همه‌ی کلمات گذشته‌ها.

27- تبیین آیات 31 و 32 سوره بقره

جانم به قربان این قرآن. ﴿وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴾.[22] ﴿قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾.[23]

﴿لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا﴾،[24] یعنی فقر ذاتی و وجودی. ما که نمی‌دانیم. ﴿وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا﴾.[25]

﴿إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ﴾.[26] بعد از «قدیر» و «حَکیم»،‌ اسم «سُبحان» آمد و بعد از اسم «سُبحان»، «العَلیمُ الحَکیمُ» آمد.

28- کیفیت صحیح ذکر «سبحانک ...» در دعای جوشن کبیر

ترجیع‌بند اسماء شریفه‌ی حضرت حق در دعای جوشن کبیر، «سُبْحَانَكَ يَا لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ اَلْغَوْثَ اَلْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ اَلنَّارِ يَا رَبِّ».[27] این ذکر، مشهور است؛ ولی در سند، این جمله است: «سُبحانَكَ يا لا إله إلّا أنتَ الغَوثَ الغَوثَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَخَلِّصنا مِنَ النّارِ يا رَبِّ، يا ذَا الجَلالِ وَالإِكرامِ يا أَرحَمَ الرّاحِميَن».[28] چند بار این دعا را با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در صدر هر آیه و با ترجیع‌بندی که گفتم، بخوانید.

29- رموز ابجد «سُبحان» و اسمای الهی

اعداد و حروف، بده‌بستان‌های خاصی با هم دارند. عدد اسم شریف «سُبحان»، 121 است. عدد 121 را اگر مشارٌإلیهِ اسمی‌اش را بنگریم، اسم «علیّ»،‌ 110 است. «یا عَلِیُّ یا عَظیمُ».[29] همه این اسماء، سمت و سوی اسم «هُو» را گرفته است. اگر درخت‌واره‌ای برای اسمای الهی قرار بدهیم، اسم «هُو» را در رأس قرار می‌دهیم و سایر اسماء را در زیرمجموعه‌ی آن. ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾، ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾.[30] «هُو»، اسمی از اسمای الهی است، نه ضمیر. خدا درجات حضرت علامه را متعالی کند. محبت فرموده بودند، تابستانی در نسخ خطی بررسی داشتیم. دست خطی دادند برای کتاب‌خانه‌ی مجلس که اول آن نوشته بودند: «هُو». این «هُو»، مجموع آن اسماء است. در سجده، دست و پیشانی شما، «هُو» را نشان می‌دهد. عدد ابجدی اسم شریف «هُو»، 11 است و عدد ابجدی اسم «عَلِیّ»، 110. جمعش، 121 است که عدد ابجدی اسم شریف «سُبحان» می‌شود.

30- اثر باطنی اسم شریف «سُبحان»

«سُبحان» ما را از محدودیت‌ها رهایی می‌دهد. این اسماء، نشر و شرح می‌یابد و اجمال می‌یابد و دوباره در وجود ما تحقق می‌یابد.

31- دلیل تکرار «بسم الله» و «سبحان» در اول و آخر بندهای دعای جوشن کبیر

وجه تکرار «بسم الله» و «سبحان» در اول و آخر هر بند، این است که نه «بسم الله»، تکرار است و نه «سُبحانَک». «بِسمِ الله»، اجمال اسمائی است که در آن بند می‌خوانیم. «سُبحان» هم شما را در آن حیطه‌ای که سیر کردید، تجمیع می‌کند.

برخی پیام دادند که در کشورهای خارجی جمع می‌شویم و مباحث شما را دنبال می‌کنیم! این، معنی بسط ﴿فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا﴾[31] است.

 


[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج91، ص398.
[2] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج91، ص384.
[3] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج91، ص398.
[4] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج91، ص384.
[5] سوره ناس، آيه 6.
[6] سوره علق، آيه 1.
[7] سوره علق، آيه 2.
[8] سوره علق، آيه 1.
[9] سوره زخرف، آيه 87.
[10] سوره حمد، آيه 3.
[11] سوره حمد، آيه 2.
[12] سوره بقره، آيه 20.
[13] سوره بقره، آيه 183.
[14] سوره بقره، آيه 21.
[15] سوره بقره، آيه 20.
[16] سوره بقره، آيه 29.
[17] سوره بقره، آيه 30.
[18] سوره بقره، آيه 30.
[19] سوره بقره، آيه 30.
[20] سوره بقره، آيه 30.
[21] سوره بقره، آيه 185.
[22] سوره بقره، آيه 31.
[23] سوره بقره، آيه 32.
[24] سوره بقره، آيه 32.
[25] سوره نحل، آيه 78.
[26] سوره بقره، آيه 32.
[27] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص100.
[28] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج91، ص384.
[29] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص176.
[30] سوره اخلاص، آيه 1.
[31] سوره روم، آيه 30.