1404/12/02
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: شرح دعای شریف جوشن/اسم شریف سبحان /آثار و خصوصیات اسم شریف سبحان
خدا را شاکریم که میتوانیم از اسماء او سخن بگوییم. امید است که به برکت این ساعات و ایام، لذت القاء و تحقق اسمائش را نیز بر ما عنایت فرماید. در جلسه گذشته، بحث به اینجا رسید که در ورود به دعای جوشن کبیر، آسیبهای متعددی برای اولین مخلوق عالم، یعنی وجود مقدس حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، متصور بود.
سند این دعای شریف به سیدالساجدین، زینالعابدین، امام سجاد (علیهالسلام) میرسد. یک نکته کلیدی در خصوص امامت ایشان این است که خصوصیت امامتشان پس از آن جریانهای خاصی که بر امت اسلامی تحمیل شد و حضرت ابیعبدالله الحسین (علیهالسلام) با آن فاجعه و واقعه شهید شدند، آشکار شد. «لا یَومَ کَیَومِکَ یا أباعَبدِاللهِ».[1] ایشان بودند که اهلبیت، تابعین و حقیقت دین را حفظ کردند و امت اسلامی را از آن بحران عبور دادند. این حقیقتِ امامت امام سجاد (علیهالسلام) است.
برای شما که شیفته دریافت حقایق و نه صرف شنیدن آن هستید، میگویم که سخن استادم، حضرت علامه حسنزاده (قدس الله نفسه الزکیة)، این بود که ایشان بارها میفرمودند: «بالاترین متن عرفانی، صحیفه مبارکه سجادیه است. کتابهای عرفانی، مانند: «التمهید»، «قوت القلوب»، «فصوص»، «اشارات»، «مقامات العارفین» و همهٔ این متون، برای آن است که ما به لطایف و ظرایف دعاها برسیم. متن عرفانی قوی و فراتر از همهٔ این متون، فرمایشات انشایی امام سجاد (علیهالسلام) است»! ادعیه امام سجاد (علیهالسلام) را دریابید. دعای جوشن کبیر نیز از آن حضرت (علیهالسلام) است.
دیشب اشاره کردیم که شأن نزول دعای جوشن کبیر در اوائل ماه مبارک رمضان و شبهای این ماه است. در شأن نزول این دعا آمده است که حداقل انسان سالک باید سه بار در این ماه دعای جوشن کبیر را بخواند. حضرت امام سجاد (علیهالسلام) نقل فرمودند که پدرم، حضرت امام حسین (علیهالسلام)، توصیه فرمودند به حفظ، خواندن و ممارست با این دعا.[2]
گفتیم این تکرار عنوان «سُبحانَک» بعد از هر آیه، یک جنبهاش این است که انسان به تدریج انس میگیرد. در این دعا، 100 فراز وجود دارد و هر فراز به جز یکی، شامل 10 اسم میباشد، که مجموعاً 1001 اسم میشود.
انس انسان به اندازه فهم اوست. «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِك وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَ مَعْرِفَتِك»؛[3] این عبارت به معنای این است که آنچه درک کردیم، حق معرفت تو نیست؛ چرا که تو خالق و نامحدود هستی. انسان به عنوان موجود متناهی، نمیتواند به متناهیای به این وسعت نزدیک شود. احتمال دیگر این است که «ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک» به آنچه خودمان به آن رسیدیم، حق معرفت تو است. تو خالق هستی و ما مخلوق. آیا جز خالق، مخلوق را رحمت میکند؟[4] تمام عناوین مناجات حضرت در مسجد کوفه، حکایت از این ارتباط دارد که ما میتوانیم با حضرت حق داشته باشیم. هر کس به اندازه فهم و استعداد خود، این معرفت را دارد. این علم نیست؛ بلکه معرفت است. دانستن نیست؛ بلکه شناختن است.
بین انسان و خدا ارتباطی وجود دارد که هر موجودی میتواند حاکی از خدا باشد. این معنی معرفت است. این همان مطلبی است که حضرت امیر (علیهالسلام) فرمودند: «لَم أَعبُد رَبّاً لَم أَرَهُ»؛[5] من خدایی را که ندیدهام، عبادت نمیکنم. این رؤیت، رؤیت جسمانی نیست؛ بلکه رؤیت معرفتی است.
کدام وجود است که گسسته از حضرت حق باشد؟ شما در دعاهایی که میخوانید، هر وصف، اسم و صفتی که برای خداوند به کار میبرید، به آن مفهوم و ارادهای که برای او میفهمد، متعین و متشخص است. دعا هم دارای مراتب است. خواندن هر کسی به وفق وجود او، برای او مشخصات و خصوصیاتی به وجود میآورد. برای همین است که دعا، آن خواستهی من و شما نیست؛ بلکه حال وجودی من و شما است. برای همین است که حالت وجودیمان گاهی با خواسته لفظیمان یکی میشود و حال و مقال یکی میگردد.
﴿وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ﴾.[6] در این آیه، هفت نسبت خاص برای حضرت حق بیان شده است. هیچ دعایی بیاجابت نیست. دعا، حالت وجودی انسان است. زبان، ظرف گفتمانی دعا است. گاهی چیزی میخواهد که وجودش ندارد. اینجا دادش بلند میشود که چرا مستجاب نمیشود. رمز عدم استجابت دعا همین است. اگر چیزی را به زبان بیاورد که وجودش دارد، همان «کُنِ» عارف است. آنچه بخواهد محقق میشود. «ظَهَرَ المَوجوداتِ مِن بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ»، یا « ظَهَرَ المَوجوداتِ مِن باءِ بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ».[7]
چرا این تعبیر «سبحانک» در این دعا باید تکرار شود؟ عرض کردیم که در شأن نزول این دعا، روایت است که در صدر هر آیهای «بسم الله الرحمن الرحیم» خوانده شود.[8] همهی این اسمائی که آمده، ناشر و مبدأ و مصدرش «بسم الله الرحمن الرحیم» است. یکی از این موجودات، این اسماء است. این اسماء، موجودی از موجودات خدا است و ظهورش به «بسم الله الرحمن الرحیم» است. هر اسمی یا اسمائی که در این دعای جوشن کبیر از اولین آیه تا صدمین آیه میآید، همه لفّ و نشر «بسم الله الرحمن الرحیم» است. در تفسیر قرآن به این نتیجه رسیدیم که «بسم الله» در صدر هر سورهای، سورهی قبلی را در آن مجمل میکند و سوره بعدی این آیه را بسط میدهد. «بسم الله الرحمن الرحیم» در هر سورهای خاص به خودش است.
با معرفت نفسانیتان این را بسط دهید. اگر سؤال میکنید شرح اسماء در دعای جوشن کبیر شروع و پایانش کجاست؟ آغازش از «باء» «بسم الله الرحمن الرحیم» است و پایانش به «خَلِّصنا مِنَ النّارِ» میرسد. در برخی دعاها داریم: «خَلِّصنا مِنَ النّارِ» و در برخی ادعیه، «أجِرنا مِنَ النّارِ یا مُجیر».
ذکر لفظی این است که دعاها را بخوانید، تا این ادعیه بر جان شما بنشیند و شما سیروسلوکی با ادعیه داشته باشید. مطمئنترین سیر این است. دعای شریف «مُجیر»، شأن نزولش در سه شب از شبهای ماه است در ایام البیض؛ به خصوص در ماه مبارک رمضان. ایام البیض، وقتی است که ماه به ﴿وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا﴾[9] میرسد؛ یعنی ماه به نهایت اوج خود و نورانیت خود میرسد و تابعیت شمس را به ضیاء و ضحی میرساند.
﴿كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾.[10] حضرت استادم در مورد آیهی: ﴿كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ﴾،[11] رساله عملیای دارند که بسیار قابل دقت است. شمس و قمر در یک مدار حیات حرکت میکنند که دنبال حیات و حیّ و محیی هستند. به همین دلیل، دعای مُجیر در سه شب از شبهای ماه مبارک وارد است؛ شبهای 13 تا 15 ماه مبارک رمضان. هیئت و نجوم در خدمت حضرت علامه (رحمهالله) بودم. ایشان فرمودند: «ماهگرفتگی جز در ایام البیض در ایام دیگر رخ نمیدهد». ماه در حالت بدر و کمال است. در شبهای ایام البیض باید دعای مُجیر بخوانیم.
چه ارتباطی است؟ دعای مُجیر هم صد بند دارد و در هر بندی آغازش با کلمه «سبحانک» است. این دو دعا، شارحِ هماند. دعای جوشن کبیر در ماه مبارک رمضان حداقل باید سه بار خوانده شود و دعای مُجیر هم وارد شده که سه مرتبه در ایام البیض خوانده شود. تناسب دیگر در این دو دعا این است که اسم شریف «سبحان»، بیشترین تکرار اسماء الهی را دارد.
اسم شریف «سُبحان»، نفی تعلقات میکند و اثبات حقیقت را به همراه دارد؛ این که جز او چیز دیگری نیست. هست که هست که هست. بعد از هر بندی که «سبحانک» میآید، یعنی در هر بندی با معنای اُنسی که با این آیات و کلمات دارد، اُنس میگیریم و میفهمیم. این دعا صد فراز دهتایی دارد. از این انس که گرفتیم، تا جدا نشویم به حقیقت اسم نمیرسیم. «سبحان» مقام تنزیه است: ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ﴾[12] و ﴿سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ﴾.[13] در نهج البلاغه آمده است: «فَمَنْ وَصَفَ اللهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ».[14]
ذات باریتعالی هیچ شرّ و اشراری نیافریده است. شرّ و اشرار، مخلوق افعال مخلوق هستند. خدا شر نمیآفریند. خدا جهنم نیافریده است. خداوندی که رحمتش بر غضبش حاکم است، جهنمآفرین نیست. این به این معنی نیست که جهنمی وجود ندارد. ﴿خَالِدِينَ فِيهَا﴾،[15] جز به فعل مخلوقی که یزیدی و فرعونی میشود و در مقابل اولیای الهی هست، نیست.
این دعا را با تأمل دنبال کنید. تکرار اسم شریف «سبحانک» برای آن اوصافی است که آوردهایم، تا نکند یک فاصلهی مفهومی و فکری صورت بگیرد. همهی اینها را «سبحانک»، غربال میکند، تا اضافات بریزد و تنها «مِن مزید» از ذات باریتعالی باقی بماند. بعد با خطاب «یا لا إله إلّا أنت»، ادامه میدهیم.
«خَلِّصنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ». این نار هم توابع فعل مخلوق است که جهنمساز است. در این مرحله، تا فضائل اخلاقی را نداشته باشیم و رذایل را کنار نگذاریم، هیچگاه به رمز و راز اسماء نمیرسیم؛ ولو مدام دعا و قرآن و ذکر بخوانیم.
لطیفترین اسمی که ما را در حصار اسمیهای الهی نگه میدارد، اسم شریف «سبحان» است. خدا مرحوم آقا شیخ عباس قمی (رحمهالله) را رحمت کند. کتب دعا زیاد داریم؛ مانند «مفاتیح»، «مصباح» و «بلد الامین». همهی این بزرگان به این نکته توجه داشتهاند که دعاها آغازی دارند و پایانی. همانطور که در راه رفتن، میانه، آغاز و انجام وجود دارد، در سیر این ادعیه هم همین جهت حاکم است. امشب و فردا، مفاتیح را با دقت سیر کنید.
تعقیبات مشترکه، یعنی هر نمازی که خواندید، شامل ذکر و دعایی است که پس از آن میآوریم. چه نماز صبح، چه ظهر و عصر، یا مغرب و عشا، یا سایر نمازها، تعقیبات مشترکه برای همهی آنها وجود دارد. این نمازها را باید بدرقه کنید؛ همانطور که مهمان را استقبال و بدرقه میکنیم. نماز و روزهی ما مهمان ما هستند و باید به استقبال آنها برویم، با اذان و اقامه، و حداقل با اعلام به خودمان. «قَد قامَتِ الصَّلاةُ»، به معنای «قَد حَانَ وَقتُ الزِّیارَةِ» است.[16] باید به استقبال برویم و بعد تعقیبش کنیم و بدرقه کنیم.
اکثر تعقیبات مشترکه با اسم شریف «سبحان» آغاز میشوند. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) به امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: اگر میخواهی هر آنچه که میشنوی و میخوانی، حفظ کنی، این دعا را بعد از هر نماز بخوان: «سُبحانَ مَن لا يَعتَدِي عَلَى أَهلِ مَملِكَتِهِ، سُبحانَ مَن لا يَأخُذُ أَهلَ الأَرضِ بِأَلوانِ العَذابِ، سُبحانَ الرَّؤُوفِ الرَّحيمِ، اللّهمّ اجعَل لي في قَلبي نوراً وبَصَراً وَفَهماً وَعِلماً إنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَديرٌ».[17] مفهوم این دعا این است که شما مملوک خدا هستید و حاکم نباید به رعیت خود ظلم کند.
در اسم شریف «سبحان»، بهخصوص در دعای جوشن کبیر و دعای مجیر تأمل کنید. هیچ اسمی از اسماء به قدر اسم شریف «سبحان» تکرار نشده است. نکند وصفی از اوصاف باریتعالی ما را از او دور کند. توجه و دقت در زمان اعلامها به همین دلیل است.
شما خویشتن خویش را در مییابید. چه کنیم ارتباطمان با حق بیشتر و عمیقتر شود؟ امام معصوم (علیهالسلام) فرمودند: سر به سجده بگذارید و بگویید: «سُبّوحٌ قُدّوسٌ رَبُّنا وَ رَبُّ المَلائِکَةِ وَ الرُّوحِ».[18]
وقتی حضرت ابراهیم (علیهالسلام) را با منجنیق درون آتش انداختند و میخواست از تعلق به دنیا قطع ارتباط کند، این ذکر تکرار میشد.
حضرت علامه حسنزاده (رحمهالله) فرمودند: «ذکر سُبّوحٌ قُدّوسٌ، دو خاصیت دارد: نخست اینکه شما را متوجه حقیقتی میکند که فرشته به آن متوجه است و دوم اینکه شما را به آن حقیقت متصل میکند». بعد ایشان افزودند: «به اندازهای که این ذکر به بنده قوت میبخشد، کمتر ذکری چنین توانی دارد»!
تا زمانی که به فقر وجودی نرسیم، به غنای وجودی نمیرسیم. «مَوْلاَيَ يَا مَوْلاَيَ أَنْتَ اَلْقَوِيُّ وَ أَنَا اَلضَّعِيفُ وَ هَلْ يَرْحَمُ اَلضَّعِيفَ إِلاَّ اَلْقَوِيُّ».[19] با برکت او رزق مخلوقات تأمین میشود.
تا جایی که میتوانید ذکر «سبحان» را بگویید؛ حداقل سه مرتبه این ذکر را تکرار کنید. هر یک از این ۱۰۰۱ اسم که بر دلتان نشسته است، به عدد ابجدی اسم خودتان تکرار کنید. گاهی زیبایی هنری اسماء، ما را میگیرد و در نوشتن این اسماء نیز باید به زیبایی آن توجه کنیم.