1404/08/15
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: شرح اسماء الهی/اسم شریف سبحان_ اسم شریف فتاح و فتح /برکات قرائت اسم شریف سبحان_ جایگاه و مقام اسم شریف سبحان_ پیامبر اکرم مظهر اسم شریف فتاح و فتح
الحمدلله رب العالمین در شرح اسماء حسنای الهی رسیدیم به اسم شریف سبحان و عرض شد هندسه عالم و آدم بر اساس اسماء الهی وجود دارد. اگر ما با اراده و اختیار خودمان را در محضر اسماء الهی قرار دادیم، ما میشویم اسم و اسماء ارادی هماهنگ با اسماء حقیقی و این است که ما باید اسماء الهی را بخوانیم، آن هم اسماء حسنای الهی.
در اسم شریف سبحان که ﴿وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا﴾[1] و ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾[2] [اشاره به آیه] گفتیم تمام هستی در حال تسبیح هستند: ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ﴾[3] موجودات خارج از این قانون نیستند و این «یسبح بحمده» تسبیح حمدی دارد. راهکار این تسبیح حمدی این است که: تمام موجودات ارتباط فقری با حضرت حق دارند. یعنی زبان حال موجودات «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ». الان از تک تک وجودهای من و شما اگر بپرسند که شما به چه حقیقتی متصل هستید؟ و شما را چه کسی آفریده؟ ﴿وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ﴾.[4] حضرت حق در قرآن هم سوالش را و هم جوابش را مطرح کرده است. تقاضا میکنم از این قسمت بحث رو همانطور که در جلسههای گذشته بحمدالله رب العالمین با دقت دنبال میکردید، الان هم دنبال بفرمایید: آیا موجودات با زبان حالشان تسبیح گویند و تسبیح موجودات چگونه است؟ و آیا ما میتوانیم به زبان مقاله و گفته تسبیح موجودات هم برسیم یا نه؟ تقاضا میکنم بحث امشب را با دقت عنایت کنید. تا به اینجا رسیدیم بحمدالله، بحث اسما ضرورت دارد در این سیر اسماء، اسم شریف سبحان قدم اول و گام اول است و به این نتیجه رسیدیم که تسبیح موجودات یک تسبیح همگانی است.
من یه آماری هم اشاره بکنم: در قرآن بیش از 86 آیه راجع به تسبیح داریم و حتی ما شش سوره داریم که این سورهها بهش میگن مسبحات سته: سوره مبارکه حدید،[5] سوره مبارکه حشر،[6] سوره مبارکه صف،[7] سوره مبارکه جمعه،[8] سوره مبارکه تغابن،[9] سوره مبارکه اعلی.[10] بعضی از بزرگان هم سوره مبارکه اسرا را هم گفتند جزء مسبحات است؛[11] آنهایی که در آغاز صحبت از تسبیح است. اما عرض ما این است که سوره مبارکه اسرا اجمال مسبحات است و مشرف بر مسبحات.
و نسبت به مسبحات هم داریم که امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند: «مَنْ قَرَأَ الْمُسَبِّحَاتِ كُلَّهَا قَبْلَ أَنْ يَنَامَ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يُدْرِكَ الْقَائِمَ»؛[12] کسی که قبل از خوابش مسبحات را بخواند، انشاءالله تبارک و تعالی (این را نهادینه بکنید): خدمت حضرت امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) مشرف میشود. این عین تعبیر روایت است. خدا متعالی بکند، حضرت علامه حسنزاده (جانم به قربان شما) ایشان میفرمودند با همین الآن، صدای نازنینشان الان در گوش من. الحمدلله رب العالمین، با آن نغمه ملکوتیشان اشراف دارند. ایشان میفرمودند: آقا جان من، اگر میخواهی به محضر حضرت برسی، مسبحات سته را در شب فراموش نکنید؛ همین چند سورهای که عرض کردم.
حالا معنی تسبیح تکوینی موجودات: ارتباط فقری و وجودی هر موجودی است با خدا؛ ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ﴾؛[13] تبارک و تعالی. هر موجودی از موجودات را که شما نشان بگذارید، این موجود میگوید من یک حقیقت متصل به حقیقت تام هستم. این معنی تسبیح است. و به عبارت بهتر، حال همه موجودات تسبیح حضرت حق است. حال همه ما وقتی که میگوییم «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ»[14] یعنی ما به این تسبیح تکوینی برسیم. از این بعد هر موقع «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ» را خواندید یا شنیدید، بدانید احسن الحال، ﴿فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾[15] است. مولانا امیرالمؤمنین، سر الانبیا و المرسلین فرمودند: «يا مَوْلايَ أَنْتَ الخالِقُ وَأَنا المَخْلُوقُ».[16] این همان معنی تسبیح است. این «احسن الحال» در نظام وجود حاکم است. حرف مهم این است: بیایید این را در نظام وجود نفسانی هم حاکم کنید. پیامبر اکرم (صلىاللهعليهوآله) فرمودند: «مَن عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ».[17] ما که تکویناً مرتبطیم و هیچ موجودی جدا نیست.
ما بیاییم این تعلقاتمان را کم کنیم. خاطر مبارکتون هست در جلسههای گذشته عرض کردم: تعلق کم بشود، تعقل بیشتر. هرچی که از تعلقات کم بشود، تعقلات ما بیشتر میشود. وقتی تعقلات بیشتر شود، تعهد ما بیشتر میشود. ما از کثرات میرسیم به وحدت و هر کسی در نظام وجود خودش خودش است؛ خودش. هر کسی در نظام وجود منحصر به فرد است. این منحصر به فرد بودن را ما اگر آمدیم با تمرین و تمرکز و ذکر ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا﴾؛[18] ذکر کثیر، ما را متعلق و نفس تعلق و ارتباط با حقیقت نظام وجود قرار می دهد.
ما وجوداً نه تنها مرتبطیم، عین ربطیم. عین حالا که عین تعلق شدیم، بیاییم خودمان را در اختیار حاکمیت اسماء قرار دهیم و اسم شریف سبحان. تعلقات را کم میکند تا تحقق شما و تعلقات شما بیشتر شود. تعلق، بریدگیهای شما از دیگران که صورت گرفت، عقل شما میآید جلوهگری. بعد میشوید چه؟ میشوید عاقل. عاقل چه کسی است؟ کسی که صاحب عقل است. عقل چه هست؟ امام صادق (علیه السلام) صلوات الله و سلام علیه فرمودند: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ».[19] اگر «جِنان» باشد، جمع «جنت» است. اگر «جَنان» باشد، صحبت چه هست؟ صحبت دل است. و ما تا به دل نرسیم، به جنت نمیرسیم.
حرف مهم این است: تقاضا میکنم برای این حرف مهم برنامهریزی کنیم. ما تکویناً در تسبیح حضرت حقیم و هر موجودی بهخصوص انسان صاحب اختیار در حال تسبیح تکوینی هست. اگر ما آمدیم با اراده شدیم مسبح، و «سبحان سبحان» ما بلند شد، یه چیزی ما بهش میرسیم و آن این است که ما به تسبیح مقالی میرسیم، اما این دیگر مرتبه خاص است، مرتبه عام نیست. همه موجودات مسبح هستند: ﴿يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ﴾،[20] ﴿إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ﴾.[21]
سوره مبارکه اسراء را هم که ما عرض کردیم؛ سوره مبارکه اسراء از سورههایی است که بیشترین آیات تسبیح در این سوره مبارکه است. اصلاً جالب اینجاست که این سیر ملکوتی و معراجی آقا رسول الله (صلی الله علیه و آله) به همین اسم شریف سبحان است. بیایید ذکرهای لفظی و به خصوص همین ذکر شریف سبحان را داشته باشید تا آرام آرام این حقیقت نفسانی شما به ثمر بنشیند.
تقاضا میکنم در این حدیث شریف عنایت کنید. این حدیث را هم آقایان اهل عامه نقل کردند هم امامیه نقل کردند، سلسله سندش را هم بررسی کردم بحمدالله، حدیث از احادیث صحیحه است؛ الفامي، عن الحميري، عن أبيه، عن البرقي، عن أبيه، عن محمد ابن سنان، عن أبي الجارود، عن الصادق، عن آبائه (علیهمالسلام) قال: قال رسول الله (ص): «مَن قالَ: «سُبحانَ اللّه غَرَسَ اللّه ُ لَه بها شَجَرةً في الجَنّةِ»؛[22] حضرت امام سجاد علیهالسلام) فرمودند که پیامبر اکرم فرمود: کسی که این اسم شریف «سبحان الله» را بگوید. خداوند تبارک و تعالی برای او خیلی حرف عجیبی است. به عدد هر «سُبحانَ الله» و «سُبحانی» که میگوید، خداوند در بهشت برای او شجرهای [قرار] میدهد. یعنی «سُبحان» زمینیِ من و شما تمثلش شجره طیبه عرش الهی و جنت است.
آقا رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السّماءِ دَخَلتُ الجَنَّةَ فرَأيتُ فيها قِيعانـ [ـاً ]، و رَأيتُ فيها مَلائكَةً يَبنونَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ و لَبِنَةً مِن فِضَّةً، و رُبَّما أمسَكوا، فقُلتُ لَهُم: ما بالُكُم قَد أمسَكتُم؟ فقالوا: حتّى تَجيئَنا النَّفَقَةُ، فقُلتُ: و ما نَفَقَتُكُم؟ قالوا: قَولُ المُؤمِنِ: سُبحانَ اللّه ِو الحَمدُ للّه ِِو لا إلهَ إلاَّ اللّه ُو اللّه ُأكبَرُ، فإذا قالَ بَنَيْنا، و إذا سَكَتَ أمسَكْنا»؛[23] در شب معراج، به بهشت در آمدم و در آن جا دشتهايى ديدم كه عدّهاى فرشته، خشتى از طلا و خشتى از نقره مى سازند و گاه از كار باز مى ايستند. از آنها پرسيدم: چرا گاهى از كار دست مى كشيد؟ گفتند: تا هزينه به ما برسد. پرسيدم: هزينه شما چيست؟ گفتند: اين سخن مؤمن: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر. وقتى اين جملات را بگويد مى سازيم و هرگاه ساكت شود از كار دست مى كشيم. همین تسبیحی که الان دست من و شماست و داریم تسبیح میگوییم. این برای من و شما هر عددی که شما میگویید، فرشتهها آنجا مشغولند.
هر «سُبحان» شما یک شجره بهشتی است، شجره طیبهای است که ﴿كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ﴾.[24] یک تفسیر جدید عرض کنم؛ این «أَصْلُهَا ثَابِتٌ» را میدانید چیست؟ این سَبوح در دست شما، این «أَصْلُهَا ثَابِتٌ» یعنی در دل حضرت عالی که داری ذکر میگویی، این ذکر میآید ریشه میدواند، نفس شما را در تصرف میآورد. شاخههای این رشد میکند تا عرش اعلا، چقدر این احاطه پیدا میکند؟ تا جایی احاطه پیدا میکند که شما میتوانید از ثمره این شجره تمام عالم را مهمان این رحمت کنید. ببینید «سُبحانَ الله» کجاست!
اینجاست که ذکر تکوینی شما، وقتی که نسبت خودتان را با خدا سنجیدید و هر کسی هم در نسبتسنجی تکوینیاش و بعد تشریعیاش، خاصی بخورد، به قدر عقلش، به قدر فهمش و بالاتر و بالاتر به قدر ادبش. ادب چه هست؟ نسبتسنجی شما، خودتان را با خدایتان، با اولیایتان، حتی با خودتان. ما اگر بسیار مهم است، الحمدلله رب العالمین، ما اگر مؤدب بودیم و احترام خودمان را داشتیم و بعد آمدیم ارتباط والدین و ادب با والدین و اساتید را داشتیم، و بعد همینطور ادب با اولیای الهی و بروید ادب مع الله تبارک و تعالی، ما میشویم مؤدب، و آداب الهی ارادتاً و تشریعاً. و بفرمایید در نسبتسنجی خودمان شروع میشود و بفرمایید که هر کسی تسبیحش هم تسبیح هر کسی است. هر کسی که در این نظام وجود دارد، تسبیح میگوید، تسبیحش خاص است و این تسبیح برای او مقامات دارد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ»؛ ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾؛[25] خب این سیر برای چه بود؟ «الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ». هر کس تسبیح بکند طبق این آیه شریفه، «اطراف و اکناف مبارک میشود»، یعنی چه؟ یعنی او را گرفتار نمیکند. برکت یعنی چه؟ یعنی افسانه. کسی آمد محضر حضرت امام صادق (علیه الصلاة و السلام)، گفت: «آقا، ما معنی البرکة؟» حضرت فرمودند: «میخواهی برکت را ببینی؟» گفت: «بله.» آقا تمثیلی زدند. فرمودند: «فردا برو گله گوسفند را ببین.» و… حضرت فرمودند: آن (سگ) چندین بچه میآورد، اما این (گوسفند) یک بچه میآورد؛ اما همه هم از گوشت و پوستش استفاده میکنند. اما ببینید چقدر جمله زیبایی فرمودند: تفاوت حلال و حرام در این است؛ رزق حرام شاید زیاد باشد اما برکت ندهد، اما رزق حلال شاید کم باشد، ولی برکت فراوانی دارد؛ «اللّهُمَّ ارْزُقْني مِنْ فَضْلِكَ الواسِعِ الحَلالِ الطَيّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلالاً طَيباً»؛[26] لذا این تعبیر آیه دارد: «الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ» (که اطرافش را مبارک کردیم)، چرا؟ «لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا».
تقاضا میکنم روی این کلمه «آیات» عنایت بفرمایید. این آیات، خاطر مبارکتان هست؟ جلسههای گذشته گفتیم خداوند کریم آیات میفرستد. ما یک قرآن نازل داریم. همین آیهی یک سورهی اسراء که قرآن ساعد (کمککننده) این آیات است. در اینجا هم آیات آفاقی است، هم آیات انفسی، هم آیات ناظر است، هم آیات ساده.
ببینید تسبیح چه میکند! تقاضا میکنم برای این تصویر برنامهریزی کنیم. درخت هرز میوه نمیدهد، اگر میوه بدهد، میوه مطلوب نیست. اما درختی که مصلح داشته باشد، باغبان داشته باشد، به ثمر می نشیند. اگر مدیریت نفست را کردی به این نتیجه میرسی و میدانی که اسم شریف «سُبحان» کدام اسماء را به وجود میآورد. ما گفتیم اسم شریف «سُبحان» گام اولیه است، گامهای بعدی از اسماء دیگر است که اسم شریف «سُبحان» علت میشود برای آن.
تعبیر «إِنَّهُ» حرف تعقیب است، یعنی واقعیت کامل. «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البصیر». آیات قرآن حرکت میکنیم: «إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ». حالا که تسبیح کردی، حالا که علایق را بریدی، حالا که به این نتیجه رسیدی تو متصل به حضرت حق هستی و صدای خدا خدای سُبحان سُبحانَت بلند شد، بدان که «انه هو السمیع البصیر» جانم به قربانت، قدّس الله سرّه الزکیّه. چون من بنا دارم نظریههای تفسیری حضرت استاد را هم بحمدالله رب العالمین ترویج و تبدیل بکنم. ایشان وقتی به این دو اسم رسیدند، فرمودند: «آقا جان، من اینجا «ال» از «سَمِيع» هم جزو کلمه است.» از دقت بفرمایید به آیات. باز من تشکر میکنم.
حضوری اعزه چه تلفنی چه پیامکی محبت میکنند، میگویند این آیات را ما لطفش را میرسیم، شما به حمدالله رب العالمین لطیف شدید، با معرفت شدید، با ادب شدید، در محضر آیات الهی هستید، لطافت آیات بر جان شما مینشیند. مبارکتان باد. اینجا «السَّمِيعِ وَ الْبَصِيرِ»، «ال» است. یک «ال» و «لام» که شما با انس گرفتید در ادبیات عرب، از الان در جمع بحمدالله رب العالمین عرب زبانها هم هستیم، اینها میگویند «ال» عهد. «ال» عهد یعنی چه؟ یعنی شما ارتباط با یک کلمهای پیدا کردید، یک «الف» و «لام» هم آمده. این «ال و لام» معنایش این است که با آن قسمتی که مرتبط است… یا «ال» تعریف، یعنی همان که میشناختید. الان «ال لام»… بله، به مؤید عزیزمان. الحمدلله رب العالمین شما را خدا امشب مقدر کرده از عزیزان. این «الف» و «لام» در «السمیع» و در «البصیر»، عهد ذکری و ذهنی ما است. عهد ذکری ما چه هست؟ اسم شریف «سبحان»، یعنی تصویر به ما سمع میدهد، تصویر به ما بصر و بصیرت میدهد. احتمال دیگر اینکه وقتی اینگونه شد، خود آیه شریفه دارد که «بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا»؛ هرچه بالاتر میرویم و بالاتر میرود، دامنه دین بیشتر میشود.
آن کسی که کوهنورد است، تا وقتی که پایین است، میآید دامنهی کوه، دیدش بیشتر میشود؛ رو به قله میکند، دیدش بیشتر و بیشتر میشود. اجازه میفرمایید این تعبیر را داشته باشیم: آقا رسول الله مظهر اسم شریف «فَتاح» و «فتح» هستند و حقیقت ﴿إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا﴾[27] هستند. ایشان در قله معراجی قرار گرفتهاند.
و حال [ما] و همه من و شما میگوییم: ﴿تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ﴾،[28] کجا تعالی برسیم که بین من و شما آن کلمه چه هست؟ «اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا من المتمسکین بوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَوْلَادِهِ المعصومین و سَیِّدَةِ نِساءِ العالمین».[29] عرض میکنم این کلمه «سواء»، کلمه باقیه است، کلمه باقیه، کلمه راضیه است، کلمه راضیه، کلمه مرضیه است و کلمه مرضیه هم کلمه فاطمه است. چرا فاطمه را فاطمه میگویند سلام الله علیها؟ امام صادق (علیهالسلام) از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقل نموده اند که پیامبر به امام علی (علیهالسلام) فرمود: «لِمَ سُمِّیَتْ فَاطِمَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّهَا فُطِمَتْ هِیَ وَ شِیعَتُهَا مِنَ النَّار»؛[30] آیا می دانى چرا دخترم را فاطمه نامیدم؟ حضرت على (علیه السّلام) فرمودند: اى رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: براى اینکه او و شیعه او از آتش نگاه داشته شده اند. طهارت ظاهری و باطنی داشته باشید. طهارت باطنی چه هست؟ رذائل اخلاقی را کنار بگذاریم، فضائل اخلاقی. آقا رسول الله ﴿وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ﴾.[31] وقتی که چنین شد، شما در معراج قرار می گیرید.
نمیشود پیغمبری در معراج باشد و امت او در معراج نباشد. و حرف مهمتر دیگر: معراج آقا رسول الله یکی نبود. بعضیها اشتباه نکنند، این نمونهای از معراج حضرت است و ایشان دامنه معراج را برای همه من و شما باز کردند تا قیام قیامت. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «اَلصَّلَاةُ مِعْرَاجُ الْمُؤْمِنِ».[32] به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) گفتند: «ما چه کنیم با شما باشیم؟» حضرت فرمودند: «فأعنّی بکثرة السجود».[33] دو تا تعبیر؛ یا سجده زیاد، یا سجود. یعنی امت من از سجده و سجود به معراج میروند. برای همین شما وقتی که ذکر ها را میبینید، وقتی که سر به سجده میگذارید… «سُبْحَانَ» را با چه کلمهای میآورید؟ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى و بحمده». «سُبحان» متعلق چه پیدا کرد؟ «رَبِّي» شما نه، رب همه. چنانچه وقتی که به رکوع میرسید، میگویید: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ». وقتی که سر برمیدارید، میگویید: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ». دیدید صحبت «سَمِعَ» شد. با کمال صراحت و صداقت الحمدلله عرض میکنم، تصویر گوش را باز میکند، چشم را تمرین بکنید. تمرین بکنید.
حضرت استادم علامه حسن زاده (قدس الله نفسه الزکیه) احتمالاً شاید در این کتاب انسان در عرفان، این واقعه را نوشته باشند. ایشان فرمودند: نمیخواستم به مهمانی برم. ما را دعوت کردن. بعد ایشون میفرمودن نشستن سر سفره، نعوذ بالله من سیئات اعمالنا و شرور انفسنا، ما الان باطنمان در حال کج است، منتها حکمت الهی و مصلحت الهی اقتضا کرده است، اون هم به دعای آقا رسول الله. در امتهای گذشته هر موقع گناهی صورت میگرفت نتیجه و عواقب آن را می دیدند. آقا رسول الله به دعای ایشون باطنها ماند برای قیامت. چون فرمودند سر سفره بودیم، غذا را کشیدن، ایشون یک وقت فرمودند دیدم دست بوزینهایست داخل سفره. ولی ایشون فرمودند آقا جان من «سُبحانَ الله»، «سُبحانَ الله». هر موقع با یک منظره نامأنوس، خدای نخواسته من شره کل عین حاصل و شیطان فاسد قرار گرفتید و نگران بودید. اسم شریف «سُبحانَ الله» اصلاً میدانید که ما وقتی که در حال تسبیحیم معناش اینه که ما در حفظ و حِصن حصیر الهی قرار بگیریم. «سُبحانَ الله» تکرار کردند، اون حالت گاهی از اوقات چشم برزخی باز شدن. گمان نکنید امنیت داشته باشه، رفت و آمد داشته باشه، سخته. ایشون فرمودند حالتم برطرف شد. نمیدونم حالا فهمیدم. روز بعدش کسی آمد پیش من گفت فلانی پریروز از من ربا و نزول و رفاه لقمه حرام و خدای نخواسته ربا که ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا﴾.[34] ما بحمدالله رب العالمین در این درسهای خارج، در این کتاب و مجموعهای که راجع به ربا بحث کردیم، طلبه و علما تشریف دارند مستحضرند. ما حدود فکر میکنم حدود ۱۹ را و به عبارت بهتر ۱۹ روش معاملاتی که همانند ربا هستند اما ربا نیست.
یه قسمت ما در فقه. گفتن تفاوت بین ورع و تقوا چه هست؟ گفتن ورع آن است که انسان از شبهات. شیطان وقتی که میآید اول شبهه فکری القا میکند. شبهه فکری که القا کرد ما را میکشاند به شهوت عملی، یعنی آرام میآید علایق ما را با حقیقت، علایق ما را که گرفت، رابطه ما را با احکام الهی که سست کرد، تا جایی میرسد به خدای نخواسته حرام را به جای خطرناک و با رفاقت انجام میدهد، یعنی با ما رفیق، با ما رفیق. و شیطان ما را دور میکند و آنی که ما را نزدیک میکند اسم شریف «سُبحان» است، چشم و گوش ما را باز میکند.
حکایت، حکایت آغاز رسول الله، جناب امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام شخصیت نیست چون میفرمودند. با حضرت بودیم رفتیم به صحرا و بیابان. ایشون فرمودند هیچ درختی و هیچ حجر و مدر و شجری از کنار ما رد نشد، الا اینکه چه کرد؟ بر حضرت سلام کردند. شد تسبیح مقامی. یسبح لله ما فی السماوات و ما فی الارض وقتی به محضر رسول میرسد، سلام کردند. میدونید چرا سلام؟ بگید یک طلبه ای در رمز و راز و سِرّ اسماء الهی گفت در رمز و راز و سِرّشان از وجود هر کسی بر میآید. اگر ما متکبر بودیم، اگر استکبار داشتیم، در قرآن استکبار واژه استکبار در مقابل عبادت. نمیتونیم. اونهایی که مدعی هستند که عبدا، اما مستکبرند، بدانند عبد نیستند. ﴿وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ﴾؛[35] ابلیس با استکبار کرد. همه چیز برایشان. اما اگر آمدیم عبد بودیم و متواضع، فتواضع بالله فتح، خداوند ای یکی بعد از دیگری به ما عزت و عظمت می دهد. راه چه هست؟ اولین نماد و نمود تواضع، سلام است. آقا رسول الله بر هر کسی که میگذشتند، چه میکردند؟ سلام. سلام موجودات شد «اسرا بعبده لیلا من المسجد».
تمرین کنید تسبیح رو تا میتوانید یا «سُبحان» یا «سُبحان»تون بلند باشد و تسبیح میآید ما را به تنزیه میرسد. به تنزیه میرساند، یعنی چه؟ یعنی آرام آرام خداوند را ما منزه [میدانیم] و این تنزیه هم دو تا مقام دارد: یک مقام تنزیه از نواقص که خدا نقص نداره. کار مهم دیگر، تنزیه خداوند از کمالات است. خداوند را از کمالات هم تنزیه کنیم. بله، بین ما و او کمال هست، اما کمالی که بین شما و من و من و شماست و او خیلی تفاوت دارد. یعنی به او که برسیم، تنزیه کمالی، یعنی تنزیه احاطه و صفت محیط را برای او ثابت کرد و این مقام تنزیه هست. ان شاء الله برسیم به جایی که «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ».[36]
تسبیح هر کس خواسته به خودشه و این تسبیح به اون ربوبیتی است که برای خودش درست میکند. فرعون مشکل خالقیت و مخلوقیت نداشت؛ فرعون مشکل چی داشت؟ ربوبیت داشت: ﴿أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَىٰ﴾[37] گفت. ﴿أَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ﴾؛[38] ما باید این فرعون نَفْس را در اختیار بگیریم. به چه در میآید؟ به معرفت نفس. به چه در میآید؟ به تمرین تواضع. هر که را که دیدید این معیار را داشته باشید: اگر قرار شد بین خودتون بگید او از من بهتر است، گرچه که شاید شما از او بهتر؛ ما عبد باشیم. عبد باشیم یعنی چه؟ یعنی الهی در قسمت آباد وجود از این بیشتر قسمت ما نبود یا ابوالقاسم مددی.
از چیزی گاهی از اوقات مشرف شدم خدمت حضرت استادم الحمدلله رب العالمین. یه وقت میدیدم ایشون مثل اینکه دیروز و امروز و فردا تمام این زمان حکایت نفس متصل رسیده به حقیقت: «ربنا رب الملائکه». ربوبیت نفسانی را برای همین من تعبیر کردم، ایشان ابرمرد معرفت نفسند. ایشان ربوبیت نفسانی را تمرین کرده اند و وقتی اینطور شد، سبوح قدوس در اختیار می آید. حال که این طور شد، سبوح قدوس ربنا ورب الملائکة و الروح. این تسبیح می شود، تسبیح تنزیهی و هم تسبیح مقامی. این گوش اگر باز شود، تسبیح را میشنود. بگید یک طلبهای در شرح اسماء گفت: «سُبحانَ الله، سُبحانَ الله» و یا «سُبحان» نغمه حضرت یزدان است. یزدانی بشوید تا این «سُبحانَ الله، سُبحانَ الله» [معنی دهد].