درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/12/18

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق ولایی_فردی/روش صحیح برنامه از منظر امام کاظم (ع) /حقیقت بعثت، تخلّق به محاسن و مکارم اخلاقی

 

1- روش صحیح برنامه‌ریزی از منظر امام کاظم (علیه‌السلام)

در آستانه شهادت امام کاظم (علیه‌السلام) و بعثت رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هستیم. حدیث امروز و کلام تربیتی و اخلاقی و سیر و سلوکی امروز، در کتاب تحف‌العقول از حضرت امام کاظم (علیه‌السلام) است. از احادیثی است که ما این روایت را به عنوان برنامه زندگی و برنامه‌ سیر و سلوکی می‌دانیم؛ اگر بپرسند برنامه سیر و سلوکی چیست؟ می‌گوییم: این حدیث.

1.1- چهار برنامه کلی برای شبانه روز

حضرت در این سخن، ساعات زندگی را به چهار ساعت، تقسیم کردند. ساعت، از لحظه و آن اطلاق می‌شود، تا ساعت اصطلاحی و تا مجموعه زمان‌ها. «اجتهدوا في أن يكون زمانكم أربع ساعات: ساعة لمناجاة الله، وساعة لامر المعاش، وساعة لمعاشرة الاخوان والثقات، الذين يعرفونكم عيوبكم ويخلصون لكم في الباطن، وساعة تخلون فيها للذاتكم في غير محرم؛ وبهذه الساعة، تقدرون على الثلاث ساعات».[1] قال (علیه‌السلام): «إجتهدوا فی أن یکون زمانکم أربع ساعات»؛ کوشش‌تان این باشد که ساعات زندگی شما، چهار ساعت و چهار قسمت باشد:

1.1.1- مناجات و خلوت با خدا و توسلات

«ساعة لمناجاة الله»: اولین ساعت، برای مناجات الهی است. ما نیازمند این هستیم که لحظه‌هایی از زندگی، ارتباط با حضرت حق داشته باشیم. مناجات، از نجوا است؛ یعنی گفتگوی پنهانی دو طرفه. دیدید گاهی با دوست‌تان، خودمانی و درگوشی صحبت می‌کنید؛ البته نجوا در جمع، مکروه است. مناجات، یعنی نجوای خودمانی با خدا؛ «إن المصلی یناجی ربّه».[2] نمازگزار با خدا نجوا می‌کند. قرائت قرآن، دعاهای مأثور و توسل به حضرات معصومین (علیهم‌السلام)، مصداق مناجات است.

1.1.2- تلاش برای کسب روزی حلال

«و ساعة لأمر المعاش»: اسلام، دین اعتدال است؛ «من لا معاش له لا معاد له»؛[3] ما اگر قرار باشد معاد داشته باشیم، باید حتما معاش داشته باشیم. دنیا، پیش‌نیاز آخرت است؛ تا دنیا آباد نباشد، آخرت آباد نیست؛ آبادی در دنیا این است که هدف نباشد؛ وسیله و ابزار باشد. این هم ساعت دوم.

 

1.1.3- معاشرت با برادران، برای شناختن عیوب خود

ساعت سوم: «ساعة لمعاشرة الاخوان الذین یعرفونکم عیوبکم»: اینکه انسان گفتگو و معاشرت داشته باشد با برادران و ثقات که صادقانه خوبی‌ها و بدی‌ها را منعکس می‌کنند؛ کسانی که شما را به عیوب‌تان آگاه می‌کنند. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «أحب إخوانی إلی من أهدی إلی عیوبی»؛[4] «و یخلصون لکم فی الباطن»: کسانی که در ظاهر و باطن، با شما خالص هستند؛ آگاه به عیوب شما باشند و مانند آینه به شما منعکس کنند؛ «المؤمن، مرآة المؤمن»،[5] یک جهتش، انسان مؤمن است و به جهتی انسان مؤمن، آینه خدا است. باید اول آینه خود باشیم، تا آینه خدا هم باشیم.

1.1.4- تفریح و لذت حلال

«و ساعة تخلون فیها للذاتکم فی غیر محرم و بهذه الساعة تقدرون علی الثلاث ساعات»: ما نیاز به تفریح هم داریم و با این تفریح، به برنامه‌های دیگر هم، قدرت پیدا می‌کنیم. تفریح علما، خواندن احادیث است. مرحوم نراقی دو کتاب «خزائن» و «مشکلات العلوم» را نوشتند؛ ایشان گفتند: برای تفریح و تفرج علما نوشتیم. کشکول علما با مطالعه این کتاب‌ها است.

برنامه‌ریزی برای این چهار ساعت کنید: ساعت مناجات، ساعت امر معاش، ساعت رفت و آمد با دوستان و ساعت استفاده از طبیعت و کلمات متنوع بزرگان برای تفریح. لازم نیست یک ساعت معین باشد؛ این چهار بخش و موضوع، مورد نظر است و به نیاز انسان‌ها، کم و زیادش متفاوت است.

2- حقیقت بعثت، تخلق به محاسن و مکارم اخلاقی

ایام بعثت است. چند نکته عرض کنم:

اولا: بعثت، حقیقتی است که برای همه انسان‌ها است. حقیقت بعثت، جز برای تخلق، برای چیز دیگری نیست؛ «إنما بعثت لأتمم مکارم الاخلاق».[6] محاسن اخلاقی، خوب بودن است و مکارم اخلاقی، خوب ساختن است؛ مکارم، یعنی انسان در مقابل بدی دیگران، خوبی کند؛ نه ﴿هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ﴾.[7] همان طور که خدا تبدیل سیئه به حسنه دارد، انسان هم سیئه دیگران را تبدیل به حسنه کند. امام کاظم (علیه‌السلام) و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در برخورد با افراد بدخو و بدگو، نرم رفتار می‌کردند. امام کاظم (علیه‌السلام)، خشم را فرو می‌بردند؛ خشم را خفه می‌کردند. نسبت به ناراحتی‌ها، کنترل داشته باشید. ناراحتی، اولین مرحله‌ای است که انسان از آن، شکست می‌خورد، یا بالا می‌آید. نسبت به ناراحتی‌ها، جایگاه‌تان را تغییر دهید، وضو بگیرید، نماز بخوانید، دعا و مناجات بخوانید؛ ناراحتی شما، برطرف می‌شود. ان‌شاءالله به هدف بعثت که تخلق است و اولین مرحله هم کنترل غضب است، برسیم.

 


[1] تحف العقول، ابن شعبة الحراني، ج1، ص409.
[2] عوالي اللئالي، ابن أبي جمهور، ج4، ص39.
[3] مجموعه آثار - ط صدرا، مطهری، مرتضی، ج2، ص448.
[4] مستدرك الوسائل، المحدّث النوري، ج8، ص329.
[5] نهج الفصاحة، پاینده، ابوالقاسم، ج1، ص782.
[6] مستدرك الوسائل، المحدّث النوري، ج11، ص187.
[7] سوره الرحمن، آيه 60.