درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/08/20

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق فردی_ولایی/حکمت /معنای حکمت_ راهکار‌های رسیدن به حکمت

 

1- حکمت

یکی از احادیثی که قابل اهمیت است، روایت امروز است. چون می‌دانید ما باید راهی که رهروان رفتند ما هم برویم. «ره چنان رو که رهروان رفتند». بزرگان از علم و حکمت، مسیر سیر و سلوک را پیمودند و تجربه‌هایی و توصیه‌هایی دارند که این تجربه‌ها و دریافت‌ها و رسیدن‌ها را به دیگران منتقل کردند و نتیجه این نقل و انتقال‌ها و تغییر و تحول‌ها و سیر و سلوک‌ها و تخلق‌ها، این احادیث و کلمات و سخن‌هایی است که در دسترس ما است. این روایت، در بحار و برخی کتب روایی دیگر هست که سفارش‌های بزرگان را نقل کرده‌اند. این حدیث از کلمات حکیمانه جناب لقمان حکیم است. اینگونه توصیه می‌کند: یا بُنَی؛ توصیه لقمان به فرزندش؛ چنانچه در قرآن هم آمده است. ﴿يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ﴾.[1] معلوم می شود جناب لقمان، انسان حکیمی بود؛ پیغمبر بود یا نه، بحث دیگری است که کلمات حکیمانه ایشان قابل عنایت است. «یا بُنَی إن الله یحیی القلوب بنور الحکمة کما یحیی الأرض بوابل السماء».[2]

1.1- معنای حکمت

امروز هم هوا بارانی است و این تمثیل جناب لقمان با باران جسمانی هماهنگی دارد. حضرت لقمان فرمودند: بُنَی - بُنَی حالت تصغیر همراه با مهربانی دارد. شما گاهی می گویید: فرزندم، پسر جان، دختر جان و شروع می کنید نصایح‌تان را بیان می‌کنید، در زبان عربی بُنَی اطلاق می‌شود - یا بنی، فرزندم، به تحقیق که خداوند، دل‌های آدمیان را با نور حکمت و دانش زنده می‌کند. «یحی القلوب بنور الحکمة»؛ حالا اینکه حکمت چیست؟ به تعبیر فارسی ما، دانش همراه با بینش است. حکمت واجد علم و عمل است؛ تنها جنبه علمی نیست؛ جنبه عملی و رفتاری و کرداری هم هست. اگر کسی بداند، ولی به دانسته‌اش عمل نکند، گویا مثل بی‌دانش‌ها وبی‌دانسته‌ها است. حکمت به تعبیر آیه شریفه ﴿وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا﴾؛[3] کسی که حکمت به او داده شود، خیر کثیر به او داده شده است.

1.2- نیازمندی جان به حکمت مانند نیازمندی زمین به باران

جناب لقمان فرمودند: «یا بنی إن الله یحیی القلوب بنور الحکمة»؛ خداوند دل‌ها را با نور حکمت، زنده می‌کند؛ یعنی علم و دانش همراه با بینش؛ این بصیرت است که دل را زنده می‌کند. ایشان مثال زدند: همان‌طور که خداوند، زمین را به وابل السماء، باران‌های پر برکت آسمانی، زنده می‌کند. وابل، بارانی است که قطره‌قطره می‌آید و جذب زمین می‌شود؛ سیل راه نمی‌افتد؛ اما زمین سبز و خرم می‌شود؛ مثل بارانی که الآن می‌آید. آرام‌آرام زمین بارور می‌شود.

1.3- لزوم مراقبت از دل برای رسیدن به حکمت

می‌شود بگوییم که دل انسان‌ها همانند بوستان و باغستانی است که انواع درختان و بذرهای گل و گیاهان را در خودش می‌پروراند. ﴿نَحْنُ الزَّارِعُونَ﴾.[4] همان‌طور که در سوره مبارکه واقعه هست. آیا شما می‌کارید یا ما؟ کسی که زارع حقیقی است، خداوند است. همه ما زارع با واسطه هستیم؛ منتهی باید در بذر پاشیدن با واسطه هم حساب خود را جمع کنیم، به موقع کشت و زرع کنیم، به موقع آبیاری کنیم، به قول باغ‌داران و صاحبان باغ به موقع وجین کنیم و گیاهان هرز را بگیریم. هر یک از اینها نباشد، مزرعه دل ما سبز و خرم نمی‌شود؛ چنان‌که بوستان‌های جسمانی نیاز به بذر و آب و آبیاری و وجین دارد تا باغ پر طراوت و پر ثمر شود و محصول بدهد و یوم الحصاد بیاید که روز برداشت است. روز کاشت، نتیجه‌اش در روز برداشت است.

1.4- راهکارهای رسیدن به حکمت

1.4.1- راهکار اول: انس با قرآن

سرزمین دل ما هم نیاز به آبیاری دارد. چنان‌چه قطرات باران، زمین را زنده می‌کند، قطرات باران علم و دانش و بینش و حکمت و در یک جمله که یکی از مصادیق حکمت هم قرآن است، ان‌شاء‌الله قرآن دل من و شما را زنده می‌کند. سعی کنیم ما همیشه و در هر حال که هستیم، جان خودمان را با نور دانش و بینش زنده نگه داریم. یا حی یا قیوم! یا مقلب القلوب و الأبصار. او دل‌ها را زنده می‌کند. محیی‌القلوب او است و محول القلوب هم اوست. خود را در معرض تغییر و تحول قرار دهیم.

1.4.2- راهکار دوم: سحرخیزی

و یکی از بارش‌های باران علم و دانش، سحرگاهان است. ﴿وَ بِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ﴾.[5] ما هم ان‌شاء‌الله با شما شریک باشیم که اهل سهر و سحر باشیم تا ان‌شاء‌الله بتوانیم بیداری خود را به سحرگاهان متصل کنیم؛ تا به تعبیر اولیای الهی، برکت باران حکمت، در سحرگاهان ریزش و بینش خاصی داشته باشد. ان شاء‌الله با باران های حکمت الهی، سرزمین وجودمان را سرسبز و خرم قرار دهیم. در ماه ربیع هستیم. ان‌شاء‌الله به برکت اولیای الهی و صاحبان این روزها و شب‌ها، جسم و جان‌مان را نورانی کنیم. ان‌شاء‌الله رزقنا الله إیانا و إیاکم.

 


[1] سوره لقمان، آيه 13.
[2] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج1، ص204.
[3] سوره بقره، آيه 269.
[4] سوره واقعه، آيه 64.
[5] سوره ذاریات، آيه 18.