99/08/18
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق فردی_ اجتماعی/ویژگی های یک فقیه کامل /فرق رحمت و رَوح
حدیث امروز، سخن گرانسنگ و قابل اهمیتی از حضرت سرّ الانبیاء و المرسلین، امام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است. حدیث هم در نهج البلاغه، حکمت 90 و هم در مجامع روایی دیگر بیان شده است. خصوصیت این حدیث این است که واژه فقیه، آن هم به عنوان الفقیه کل الفقیه بیان شده و حضرت، خصوصیات فقیه را بیان کردند. بحمداللهربالعالمین بحث فقاهت و خارج فقه و اسلامشناسی و مباحث احکام اسلامی است. ببینیم از دیدگاه حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، فقیه چه کسی است. و میطلبد که برای این فرمایش حضرت، واقعا برنامهریزی کنیم. ببینیم آیا این خصلتهایی که حضرت فرمودهاند در انسانهایی که طالب علم فقاهت هستند و متفقه و فقیه هستند، وجود دارد یا خیر. نعوذبالله من سیئات أعمالنا و شرور أنفسنا. قال علی (علیهالسلام): «الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللهِ، وَلَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللهِ، وَلَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللهِ».[1] حضرت فرمودند: فقیه کامل، (الفقیه کل الفقیه، یعنی فقیه کامل) کسی که همه فقاهت را دارد. فقه در لغت به معنای فهم است.[2] و در اصطلاح، به معنای فهم احکام الهی است.[3] و در اصطلاح فقه، فقیه به کسی میگویند که بتواند احکام الهی را از منابع استنباطی کتاب و سنت و عقل و اجماع استنباط کند.[4] میشود بگوییم که فقیه در اینجا فقیه مطلق است. فقیه مطلق – نه فقیه اصطلاحی - یعنی کسی که میخواهد اسلامشناس و خداشناس و پیامبرشناس و امامشناس و معادشناس باشد.
فقیه واقعی کسی است که مردم را از رحمت الهی ناامید نکند. ﴿لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ﴾.[5] مردم را از مهر الهی ناامید نکند؛ این طور نباشد که همیشه از عذاب الهی حرف بزند. فقیه کسی است که به مردم امیدواری بدهد. مردم با امید زنده هستند. کسانی که حرف از ناامیدی میزنند، خودشان ناامید هستند. فقیه کسی است که مردم را از رحمت الهی ناامید نمی کند. ناامیدی گناه کبیره است. ناامید کردن هم گناهی است که نباید مردم را از رحمت الهی ناامید کرد.
حضرت فرمودند: «و لم یؤیسهم من رَوح الله»، مردم را از فیض الهی مأیوس نکند. کسانی که به درگاه الهی میروند، اینها را مأیوس نکنند. نیایند این قدر دامنه فیض الهی را محدود کنند که عدهای احساس ناامنی کنند. «يَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِيَّةِ».[6] خدا دائم الفضل علی البریه است. ناامیدی از درگاه حضرت حق معنا ندارد. فقیه هیچ گاه مردم را از فیض الهی محروم نمیکند.
رحمت، جنبه ی رحمت عامهی الهی است که شامل همه میشود. اما رَوح، رحمت به لحاظ آسایشی است. چون انسان وقتی در نعمت قرار میگیرد، در نعومت قرار میگیرد؛ یعنی در آسایش و آرامش قرار می گیرد. یعنی انسان فقیه، مردم را از رحمت و از آسایش هم ناامید نمیکند. یکی در جنبه رحمت به لحاظ افاضه رحمت است و دیگری به لحاظ نتیجه که آرامش است. رَوح، آسایش و آرامش است و رحمت، نزول است.
«و لم یؤمنهم من مکر الله»؛ مردم را از مکر الهی آسوده خاطر نمیسازد. خیلی حدیث عجیبی است! ما برداشتمان در تفسیر این حدیث حضرت این است که انسان فقیه همیشه بین خوف و رجا مردم را سیر میدهد و خود هم سیر میکند. دستگیر مردم در پیمودن مسیر خوف و رجا است. نه آدمها را میترساند و نه نا امید میکند و نه در حلقه امن قرار میدهد. بفهماند که اگر کسی خلافی کرد ﴿وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ﴾[7] و أشد المعاقبین است. هدف این حدیث شریف در بیان حضرت امیر المؤمنین (علیهالسلام) گویا این است که ما باید به تعبیر من بین این دو اسم شریف خدای تبارک وتعالی حرکت و سیر کنیم. بین أرحم الراحمین و بین أشد المعاقبین؛ اگر این گونه حرکت کردیم، نتیجه این دو اسم شریف، فقیه میشود و کسی که دنبالهرو فقیه است. و کسی که مسائلش را از فقیه میگیرد، فقیه او را به رحمت الهی امیدوار می کند، به آسایش الهی او را هدفمند میکند و به مکر الهی او را پرهیز میدهد. و جالب است که در کلام حضرت، روح و رحمت آمده است؛ یعنی نسبت به دعوت به آرامش و آسایش دو گونه حرف زده شده است و نسبت به مکر یک معنا آمده است. معنایش این است که أرحم الراحمین و أشد المعاقبین، خدا فیضش از عقابش به مراتب بیشتر است. نکته معرفتیاش این است که فیض از اوست که نامتناهی است؛ ولی عقاب از مخلوق اوست و متناهی است. قطعا باید چنین باشد و برهان فلسفی و عرفانی و معرفتی اش هم همین است. خلود در دوزخ هم جز توجه عبد به اعمالش چیز دیگری نیست. یعنی اعمالش برایش عذاب میشود؛ یعنی برایش گوارا میشود که خودش نمیتواند خودش را خلاص کند. ان شاءالله خواهیم رسید.