درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/08/14

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق توحیدی_ ولایی/شرایط ارتباط با خداوند، اسلام و اهل بیت (علیهم السلام) /

 

1- شرایط ارتباط با خداوند، اسلام و اهل بیت علیهم‌السلام

روز چهارشنبه و آخرین روز تحصیلی هفته است. طبق معمول این چند ساله، احادیث اخلاقی را محضرتان تقدیم می‌کنیم. چون در هفته‌ای هستیم که متعلق به رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و دیروز هم ولادت سرتاسر نور و برکت ایشان (علیه‌آلاف‌التحیة‌والثناء) بود که همین گفت و شنودها نیز از آثار ولادت و نبوت و ولایت ایشان است، سپاس‌گزاریم. رب أنعمت فزد. از مواعظ رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، می‌گوییم. مواعظ النبی را مرحوم مجلسی در بحار آورده‌اند و تحف العقول هم همین‌طور، قسمتی را به مواعظ النبی اختصاص داده است. این موعظه در تحف العقول، ص58 است؛ عبارت رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این است:

وقال صلى الله عليه وآله: «من أصبح من امتي و هِمَّتُه غير الله فليس من الله، ومن لم يهتم بأمور المؤمنين فليس منهم، ومن أقر بالذل طائعا فليس منا أهل البيت».[1] چقدر حدیث عجیبی است؛ ما این حدیث را ترسیم سیر و سلوک انسان با تذکر آسیب‌های انسان می‌دانیم. سیر و سلوک، یک موانعی دارد تا انسان آن موانع را برطرف نکند، مقتضی موجود نمی‌شود و نتیجه مطلوب، حاصل نمی شود؛ اما اگر موانع را برطرف کرد و مقتضی را موجود کرد، به نتیجه می رسد. بر اساس کریمه ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ﴾،[2] ایصال به مطلوب و راه راست و مستقیم، نصیبش می‌شود. موعظه‌ آن است که برای دیگران نافع باشد. حضرت سه مطلب مهم را در سه قضیه شرطیه که شرط آن و جزای آن به صورت ایجاب و نفی مطرح شده، مطرح فرمودند. در منطق گفتیم که یکی از قضایایی که لوازمش باید سنجیده شود، قضایای شرطیه است؛ و بهترین قضایای شرطیه، قضیه شرطیه متصله یا منفصله‌ای است که انسان بتواند از راه عناد و ناسازگاری مقدم و تالی، و شرط و جزا نتیجه بگیرد.

1.1- شرط اول: قطع ارتباط با غیر خدا

اولین موعظه حضرت این است که «من أصبح»؛ کسی که از امت من صبح کند - أصبح و صبح، نماد تغییر و تحول است؛ کسی که از مرحله‌ای و حالی به مرحله‌ای رود؛ و چون صبح آغاز تغییر و تحول ها است، عرب به آن نسبتِ صبح می‌دهد -کسی که صبح کند در حالی که «مِن أمتی»؛ از امت من است «و همته غیر الله»؛ -واو حالیه است - و حال آنکه همت او غیر خدا باشد، مطلوب او غیر خدا باشد، از یاران خدا نیست. نعوذ بالله، اگر کسی خدای نخواسته در انگیزه و نیتش رضای خدا نباشد، همتش غیرالله باشد. حق، همان حضرت حق است و غیر از حق همه ناحق هستند. نمی‌دانم در یکی از تذکرات عرض کردم، خدا را که غیور می‌گویند، چون غیر نمی‌پسندد. و انسان مؤمن هم اهل غیرت است و غیر نمی‌پذیرد؛ یعنی باید در یک جهتی، توجهش این باشد که خودش و متعلقاتش را حفظ کند، غیور می‌شود. رسول مکرم اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: کسی که صبح کند از امت من و همتش غیر خدا ولو رضایت خودش یا خلق یا بستگان و دیگران باشد، این از عاملان و کارگزاران الهی نیست؛ از جندالله و لشکریان خدا نیست. اگر می‌خواهیم «مِنَ‌الله» باشیم، باید همت‌مان حق باشد. امام صادق (علیه‌السلام) در یک تعبیر زیبایی فرمودند: «القلب حرم الله فلاتسکن حرم الله غیر الله».[3] تعبیر زیبایی است. در دل، غیر خدا را ساکن نکن؛ یعنی خدا باید ساکن شود. اگر دل خداطلب شد، به حق می‌رسد، ولی اگر خداطلب نشد، افول دارد.

1.2- شرط دوم: اهتمام به امور مسلمین

جمله دوم: «و من لم یهتم بأمور المسلمین»؛ کسی که به امور مسلمین خدای نخواسته اهمیت ندهد، «فلیس منهم». اولین شرط همه کمالات که برای مسلمان است، از آنها نیست. اگر کسی بخواهد جزو مسلمانان باشد، باید به امور آنها اهتمام بدهد. چنان‌که در قسمت اول اگر کسی خواسته باشد من‌الله باشد، باید همتش، الله باشد. در جمله دیگری رسول مکرم اسلام فرمودند: «من أصبح و لم یهتم بأمور المسلمین فلیس بمسلم»؛ اهمیت به امور مسلمین هم به این است که مصالح و مفاسد رعایت شود. نسبت به امور مسلمین، بی‌ تفاوت نباشد. امر به معروف و نهی از منکر که نظارت همگانی است و دین اقامه می‌شود، اهمیت دهد؛ این ها اهمیت به امور مسلمین است. اگر مسلمانان حاجت و نیازی دارند، بر طرف کند؛ به هر راهی که می‌تواند.

1.3- شرط سوم: ذلیل نشدن در برابر دیگران

«و من أقر بالذل» کسی که خدای نخواسته اقرار به خواری و ذلت کند و در مقابلِ ذلت، اطاعت کند و سرمشق خود قرار دهد؛ فرقی ندارد مقابل ثروتمند یا قدرتمند باشد؛ جایی که نباید خضوع و خشوع داشته باشد، این کار را کند، «فلیس منا أهل البیت» از ما اهل بیت علیهم السلام نیست. از ما خانواده نیست. می‌شود استفاده کرد که اینکه فرمودند: «سلمان منا اهل البیت»،[4] که از ما خانواده است، یعنی ذلیل دیگران نیست و خاضع و خاشع و مطیع ولایت است. اگر قرار باشد منا اهل البیت شویم، باید بکوشیم ذلیل نباشیم. خاطر مبارک‌تان است که در همین مباحث فقه در روزهای گذشته روایتی خواندیم که مرتبط با بحث اخلاقی امروز است؛ «إن الله فوض إلی المؤمن کل شیء إلا إذلال نفسه»؛[5] مؤمن بر خودش اختیار دارد، اما اختیار ذلت را ندارد. این خط قرمز است. شرط سوم این است که هر کاری که می خواهید انجام دهید، ذلت نباید در آن باشد. حضرت ابی عبدالله الحسین علیه‌السلام که مرا بین السلة و الذلة مخیر کردند؛ «هیهات منّا الذلة». اهل بیت (علیهم‌السلام) ذلت ندارند.

خلاصه موعظه حضرت این شد که انسان باید از حضرت حق باشد و از مسلمانان باشد و از اهل بیت علیهم‌السلام باشد و مسیر ولایت را برود. این، سه تا «مِن» در این روایت این را می‌طلبد که همتش خدا باشد تا من الله باشد، اهتمام به امور مردم داشته باشد تا من المسلمین باشد و ذلیلانه حرکت نکند تا از اهل بیت و ولایت باشد. ان‌شاء‌الله رزقنا الله إیانا و إیاکم که بتوانیم برنامه‌ریزی کنیم که در مسیر حضرت حق حرکت کنیم.

 


[1] تحف العقول، ابن شعبة الحراني، ج1، ص58.
[2] سوره حمد، آيه 6.
[3] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج67، ص25.
[4] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج17، ص170.
[5] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج16، ص157، أبواب الأمر و النهی، باب12، ح3، ط آل البيت.