درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/08/12

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق ولایی/نگرانی‌های پیامبر (ص) /حرص و بخل به دنیا_ پیروی از هوای نفس_ امام گمراه کننده

 

1- نگرانی‌های پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در آستانه ولادت رسول مکرم اسلام (علیه‌آلاف‌التحیةوالثناء) هستیم و در آستانه ولادت با برکت امام حقایق، امام صادق (علیه‌السلام) هستیم. حدیثی که محضرتان عرض می‌شود، از موعظه‌های نبی مکرم اسلام (علیه‌آلاف‌التحیةوالثناء) است که از ائمه ما و بخصوص حضرت امام صادق (علیه‌السلام) نقل شده است. رسول مکرم اسلام بعثت‌شان بر اساس مکارم اخلاقی بود؛ «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ اَلْأَخْلاَقِ».[1] بحمدالله عنایت دارید، مکارم اخلاقی بالاتر از محاسن اخلاقی است. محاسن اخلاقی، خوب بودن است؛ اما مکارم اخلاقی، بالاتر است؛ طوری است که در دیگران هم تأثیر و تأثر دارد و طوری است که نه تنها خودش خوب است، حتی در دیگران هم تأثیر و تأثر دارد و خوب می سازد. رسول مکرم اسلام که بزرگترین اثرشان قرآن مجید، جاودانه است، ایشان فرمودند: من بعد از رحلتم دو چیز گرانبها را بین شما به ودیعه گذاشتم: «کتاب الله و عترتی»؛[2] اینجا جنبه‌ی اقتضایی هدایت است. هدایت یک سری موانع دارد و یک سری مقتضی‌هایی دارد. حضرت برای هدایت آمدند و هدایت به صراط مستقیم که خودشان هم صراط مستقیم‌اند و در کریمه‌ی ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ﴾،[3] هر نمازگزاری باید هدایت به صراط مستقیم را به وجوب، خواهان باشد. هدایت رسول مکرم اسلام نسبت به امت، یک سری موانعی و یک سری مقتضیاتی دارد. مقتضیات، عنایت‌های الهی است؛ خود توسلات و تمسکات به حبل الهی است ﴿وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ﴾؛[4] و یک سری موانعی برای هدایت هست که رسول مکرم اسلام، نگران آن موانع بعد از رحلتشان و در نبودشان هستند و می‌شود گفت که نگرانی رسول مکرم اسلام چون رحمة للعالمین برای امت است، تا قیام قیامت وجود دارد؛ برای همین برای دفع نگرانی، ایشان مواعظی داشتند که موعظه ایشان برای نگرانی‌های ایشان بر امت است. خیلی حدیث عجیبی است! و می توانیم بگوییم که ایشان آسیب‌های امت اسلامی را تا قیام قیامت، بیان کردند؟ حتما این‌چنین است که می‌توانیم این حرف را بزنیم که ایشان تا قیام قیامت، آسیب‌های هدایتی امت را بیان کردند که ﴿إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ﴾؛[5] اینها باید مراقب باشند.

حدیث در تحف العقول، قسمت مواعظ النبی، صفحه 58 است؛ عبارت موعظه این است:

من مواعظ النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): «إنما أخاف علی أمتی ثلاثا: شُحّاً مُطاعاَ و هَویً مُتَّبَعاً و إماماً ضالّاً».[6] من از سه چیز بر امتم نگران هستم؛ امت آخرالزمان در معرض این سه آسیب هستند. نعوذ بالله من سیئات أعمالنا و شرور أنفسنا.

1.1- حرص و بخل به دنیا

حضرت فرمودند: اولین چیزی که من نگران هستم، شحا مطاعا است. شح، حالتی است که انسان هم حرص به امور دنیوی دارد و هم بخل به امور دنیوی دارد؛ یعنی به عبارت بهتر، طوری است که انسان از اینکه به دیگران برسد و علاقه‌مند کارکردن برای دیگران باشد، پرهیز می کند.[7] انسان برای اینکه بتواند سیر و سلوک داشته باشد، باید حالت مهربانی به دیگران داشته باشد و چیزی که در مقابل شح مطاع مطرح است، بحث کرم و سخاوت است و حتی بحث ایثار که بالاترین مکارم اخلاقی است. حضرت فرمودند: چیزی که من نگران هستم این است که به تعبیر ما هر چه خواسته باشند، برای خودشان داشته باشند و تابع یک حالتی باشند که یک انحصارطلبی حتی در نعمت‌های دنیایی داشته باشند. خدای نخواسته حتی تا جایی که (از خودمان مثال بزنیم) بگوید: قلم من،کتاب من، دفتر من، درس من، بحث من، محراب من؛ بگوید درس و بحث خوب است تا منتسب به خودمان باشد. منتسب به دیگران که باشد، باید در آن تأمل کرد. شحا مطاعا؛ شح مطاع، یعنی حالتی که هم حرص دارد و هم بخل دارد؛ هم نسبت به امور دنیا حریص است و هم علاوه بر حرصش، نسبت به نعمت‌هایی که خدا به او داده است، بخیل است؛ یعنی به دیگران عنایت نمی کند. می‌شود بگوییم یکی از آفات علم، همین است؟ بله. عالم باید کریم و سخی باشد، دست دهنده داشته باشد؛ «زَكَاةُ اَلْعِلْمِ نَشْرُهُ».[8] این آسیب اول بود.

1.2- پیروی از هوای نفس

حضرت فرمودند: هوی متبعا. هوی به معنای میل کلی است. و اینجا مراد، امیال نفسانی است که یک قسم از امیال، غرایز نفسانی است. این هوی متبعا یعنی اشتهاهایی که مورد متابعت‌شان واقع شود؛ یعنی دنبال هواهای نفسانی‌شان بروند. نعوذ بالله من سیئات أعمالنا و شرور أنفسنا. در بحث تفسیر هم عرض کردیم که هوی مقابل هدی است. در آیه‌ی شریفه هم داریم: ﴿وَمَن يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوَى﴾؛[9] کسی که غضب الهی بر او حلول کند، مشمول غضب الهی شود، «فقد هوی». به هوی هم هوی می‌گویند، چون انسان را به زمین می‌زند؛ انسان را سقوط می دهد.[10] هدی انسان را به بالا می‌برد؛ به ﴿أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ﴾[11] می‌رساند، ولی هوی انسان را به ﴿أَسْفَلَ‌السَافِلِينَ﴾[12] می‌برد. در نتیجه انسان را به ﴿أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ﴾،[13] می‌رساند.

یک نکته دقیق معرفتی هم عرض کنیم که چه نسبتی بین شح مطاع و هوای متبع است؟ ظاهرا نسبت‌شان عموم و خصوص من وجه باشد که در یک مورد، تصادق دارند و در دو مورد جدا می‌شوند. می‌شود بگوییم که هوای متبع هم شاید در بعضی موارد، با حالت شح، یعنی شح مطاع و حالت حرص و بخل جمع می‌شود؟ قطعا این‌چنین است. می‌شود حرص و بخل تبدیل به هوای نفسانی بشود؟ قطعا این‌طور است؛ یعنی بعضی وقت‌ها حرص و بخل، تبدیل به هوی می‌شود؛ یعنی گاهی شح مطاع و هوای متبع، یکی می شوند. وحدت مصداقی پیدا می‌کنند. و آنجا جایی است که واقعا به امور دنیوی وابسته است. هوای نفسانی‌اش و شهوت نفسانی‌اش، همین حرص و ولع و وابستگی‌اش شده است.

خدا رحمت کند مرحوم نراقی رحمه الله، درویشی ایشان را مسخره کرد و گفت: شما وابسته‌ی به دنیا هستی. سفری برای ایشان به مشهد پیش آمد. درویش را دعوت کردند. بین راه گفت: من برمی‌گردم. گفتند: چرا برمی‌گردی؟ گفت: کشکولم یادم رفته است. گفتند: ببین حالا تو زهد داری یا ما داریم؟ ما با همه آن تشریفات و تشکیلات، همه را کنار گذاشتیم، اما تو از یک کشکولی نگذشتی. وابستگی‌های انسان کوچک و بزرگ دارد. رسول مکرم اسلام از دومین چیزی که نگران امت بودند، هوای متبع بود. و واقعا انسان باید از بعضی چیزهایی که خدای نخواسته باعث می‌شود انسان از هوای نفس پیروی کند و از هوای نفس فرمان‌برداری کند، به خداوند پناه ببرد. کسی که از هوای نفس فرمان‌برداری کند، نعوذ بالله ﴿غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ﴾[14] واقع می‌شود.

1.3- امام گمراه کننده

حضرت فرمودند: «إماما ضالا»؛ نگران یک پیشوا و آدم‌هایی هستم که گمراه کننده باشند؛ پیشوای گمراه که جامعه را به گمراهی بکشاند. می‌شود بگوییم که خدای نخواسته - نعوذ بالله من سیئات أعمالنا و شرور أنفسنا - این آدم‌های ضال، خواصی هستند که جامعه را به گمراهی می‌کشانند و نبی و ولیّ را به تمسخر می‌گیرند؟ قطعا چنین است. امام ضال به قول ما طلبه‌ها دکان و دستگاه‌هایی باز می کنند که مسیر انحرافی را برای امت اسلامی باز می‌کنند؛ و کسانی که - نعوذ بالله - امامت و ولایت انتصابی از جانب حق را تبدیل به خلافتی کردند که جنبه‌ی ظاهری داشت، خودش، هم مصداق شحا مطاعا است و هم هوی متبعا است و هم إماما ضالا است. و - نعوذ بالله - در یک آسیبی که هر سه در آن صدق بکند؛ و طوری برنامه ریزی کردند که متأسفانه خلافت را در مقابل امامت مطرح کردند و درست آنچه که رسول مکرم اسلام نگران از آن بودند، اتفاق افتاد. این اتفاق دیگر پیش رفت - نعوذ بالله - کربلا را به وجود آورد؛ خواص، ابی‌عبدالله‌الحسین (علیه‌السلام) را کشتند؛ امام‌های ضال، امام حقیقی را کشتند. و ضالین، صاحب صراط مستقیم را خانه نشین کردند. عرض من این است که این اماما ضالا در زمان غیبت، با چهره‌های مختلفی جلوه گری می‌کند. این آسیب، خیلی آسیب عجیبی است. کسانی که متأسفانه عده‌ای را دور خودشان جمع می کنند و خدای نخواسته از ولایت، امامت، مرجعیت، حوزه، علم و فقاهت فاصله می‌گیرند و حتی حرف‌هایی راجع به دین می زنند که دین اینها را نمی‌پسندد، این «إماما ضالا» است. ما باید مراقب باشیم و این موعظه رسول اسلام را آویزه گوش‌مان و سمع حیقیقی‌مان قرار دهیم تا خدای نخواسته تابع شح مطاع و هوای متبع و امام‌های ضال نباشیم و از یک جهت، دستاوردهای رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله را حفظ کنیم. رزقنا الله إیانا و إیاکم و فتنه‌های آخرالزمان، یکی از مصادیق امام ضالی است که در روایات مطرح شده است. و باید مراقبت کنیم تا ان‌شاء‌الله این شبهه‌ها اتفاق نیافتد.


[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج16، ص210.
[2] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج23، ص145.
[3] سوره حمد، آيه 5.
[4] سوره آل عمران، آيه 103.
[5] سوره رعد، آيه 7.
[6] تحف العقول، ابن شعبة الحراني، ج1، ص58.
[7] مجمع البحرين، الطريحي النجفي، فخر الدين، ج2، ص487.
[8] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص390.
[9] سوره طه، آيه 81.
[10] معجم مقائيس اللغة‌، ابن فارس، ج6، ص15.
[11] سوره مؤمنون، آيه 14.
[12] سوره تین، آيه 5.
[13] سوره اعراف، آيه 179.
[14] سوره حمد، آيه 7.