99/08/07
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق ولایی/عوامل پیدایش سختیها و مشکلات /راه درمان عُجب
یکی از موعظههای حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام که در تحف و بحار وارد شده است:
من مواعظ علی علیهالسلام : «و قال علیهالسلام: مَنِ اِسْتَطَاعَ أَنْ يَمْنَعَ نَفْسَهُ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ خَلِيقٌ بِأَنْ لاَ يَنْزِلَ بِهِ مَكْرُوهٌ أَبَداً قِيلَ وَ مَا هُنَّ يَا أَمِيرَاَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ اَلْعَجَلَةُ وَ اَللَّجَاجَةُ وَ اَلْعُجْبُ وَ اَلتَّوَانِي».[1] دستورالعملی است که انشاءالله هم دستورالعمل را در زندگی علمی و عملیمان داشته باشیم و نمونه عینی این موعظه حضرت امیر علیهالسلام باشیم. حضرت فرمودند: «من استطاع أن یمنع نفسه من أربعة أشیاء، فهو خلیق»؛ چه جمله زیبایی! میگویند: فلانی متخلق است. به نظر حضرت امیرالمؤمنین، انسان خلیق اگر نفس خودش را از این چهار چیز منع کند و استطاعت داشته باشد که این چهار چیز نداشته باشد- در برنامه سیر و سلوک و برنامه های علمی و عملی موانع است که مانع کار میشود. رفع و دفع مانع جلوتر از مقتضی است؛ تا رفع مانع نباشد، مقتضی موجود نمیشود - کسی که توانایی داشته باشد نفس خود را از این امور منع کند، خلیق است. «بأن لا ینزل به مکروه ابدا»؛ سزاوار است که هیچ زشتی و ناپسندی بر او وارد نشود؛ اگر این چهار صفت را مراقبت کند به مکروه نمیرسد. «قیل و ما هن یا امیر المومنین» ؟؛ این چهار چیز که شما توصیه می کنید برای دفع ناخوشایندیها و اینکه حوادث بد برای انسان نیاید و بدترین حادثه، سقوط از سیر و سلوک و رسیدن به خداوند است. و در تفسیر هم عرض کردیم، انسان مسافر «منالله»، «إلیالله» است. «یا من دل علی ذاته بذاته»؛[2] از خودش به خودش سفر می کند. حضرت فرمودند این چهار چیز: «قال العجلة و اللجاجة و العجب و التوانی»، باعث میشود انسان گرفتار مشکلات نشود. این چهار مورد را باید مراقبت کنیم:
عجله: درکارهایش شتاب نکند؛ بدون تحلیل، تصمیم نگیرد. البته عنایت دارید که ما سبقت و سرعت در آیات داریم؛ ﴿و َسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ﴾،[3] ﴿فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ﴾،[4] اما عجله نداریم. عجله یعنی اینکه انسان تصمیم به انجام کاری، بدون برنامه بگیرد. انسان نباید عجله کند. عجله در آن، شیطان دخالت میکند. شیطان، انسان را از هدفش دور میکند. پس اولین چیزی که باید نفس خودمان را نگه داریم، شتاب در کارها است، نه سرعت و دقت در کارها؛ سرعت و سبقت و دقت، مطلوب است، ولی شتاب، مطلوب نیست. بیبرنامه حرکت نکنیم. اینکه گوینده و شنونده، استاد و شاگرد، منظم در درس و بحث شرکت میکنیم و اینکه اهل نماز و عبادت هستیم، اینها دلیل بر این است که ما نباید عجله کنیم؛ باید با تأمل حرکت کنیم. پس عجله یعنی انسان شتاب داشته باشد. مقابل عجله یعنی با فکر و تأمل حرکت کند.
مانع دوم، لجاجت است. یکی از خطرناکترین بلاهایی که دامنگیر انسان میشود، لجاجت است. لجاجت این است که انسان در حرفی، در موضوعی و مسألهای و در چیزی که مبتلا به آن است، فقط حرف خود را بزند و هیچ حاضر نباشد حرف دیگران را بشنود؛ چه رسد به اینکه به سخن دیگران اهمیت بدهد. منشأ لجاجت، نادانی و نتیجهاش، پشیمانی است. در روایتی آمده است: «اَللَّجَاجَةَ فَإِنَّ أَوَّلَهَا جَهْلٌ وَ آخِرَهَا نَدَامَةٌ».[5] پس باید لجوج نباشیم؛ حرف دیگران را هم بشنویم؛ برای دیگران ارزش قائل شویم. حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «من استبد برأیه هلک»؛[6] استبداد به رأی نداشته باشیم؛ اهل شور و مشورت و کمک گیری از دیگران باشیم.
سومین چیزی که حضرت فرمودند، عجب است. عجب این است که انسان، فقط به خوبی خود فکر کند؛ مغرور شود؛ خودشگفتی داشته باشد؛ ضعفهایش را نبیند؛ فقط کمالاتش را ببیند؛ فقط توجهش به نیمه پر وجود لیوانش باشد، نه به نیمه خالی. لیوان هیچ کسی پر نیست؛ اگر توجه به پر بودن لیوانش کند، عجب میآورد. عجب یکی از دستاندازهای سیر و سلوک علمی و عملی است. عجب پیدا نکنیم؛ حتی به درس خواندن و درس گفتن و نوشتههایمان و کمالات و تشویقها و آفرینهایی که به ما گفته میشود، عُجب پیدا نکنیم. امام سجاد علیهالسلام در صحیفه سجادیه: «خدایا مرا به عجبم گرفتار نکن؛ طوری باشم که در چشم خودم حقیر و در چشم دیگران عظیم باشم».[7]
برطرف شدن عجب هم به این است که آدم به نقصهای خودش توجه داشته باشد؛ مغرور به خوبیهایش نشود.
چهارمین چیزی که مانع از کمالات نفس است، توانی است. توانی، یعنی سستی و کاهلی کند؛ کار امروز را به فردا بیندازد؛ کار فردا را به پسفردا بیندازد؛ کارهایش را به تأخیر بیاندازد. عربها یک ضرب المثل دارند، میگویند: التسویف مهلک؛ آدم سوف سوف کند. در یکی از روزهای چهارشنبه، دستورالعمل امام رضا علیهالسلام را عرض کردم. ما بیبرنامه، هلاک شده هستیم. بیبرنامه، هرزیم. درختی که باغبان ندارد، هرزگرا است، نه میوه گرا؛ میوه ازش برنمیآید. ما اگر قرار باشد عالم با عمل باشیم، باید اهل برنامه باشیم؛ سوف سوف نکنیم. دستورالعمل حضرت امام رضا علیهالسلام را محضرتان عرض کردم؛ ایشان فرمودند: برنامه بنویسید؛ در آغاز برنامه مکتوب کنید: بسم الله الرحمن الرحیم، و بعد بنویسید: انشاءالله این کار را انجام خواهم داد.[8] و کار امروز به فردا انداخته نشود. ما خیلی کار داریم. اعزهی من، بزرگان، فضلاء، علماء؛ خیلی از تحقیقات علمی و قرآنی، به خصوص قرآنی داریم. قرآن مهجور واقع شده؛ روایات مظلوم واقع شدهاند. موضوعات مستحدثه نیاز به برنامهریزی دارد. انشاءالله سستی نکنیم و با دقت، اهل برنامه باشیم. مراقب باشیم ما اگر حرکت کنیم، خدا به ما برکت میدهد؛ ﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾؛[9] ﴿وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا يُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ﴾؛[10] کسی که جهاد کند، برای خودش جهاد کرده است؛ برای خودش نافع است. موعظه بزرگی از امیرالمؤمنین علیهالسلام است. این موعظه را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم: عجله نکنیم؛ شتابزده کار نکنیم؛ لجوجانه کارها را دنبال نکنیم؛ شگفت زده به کارهای خوبمان نشویم و کارها را امروز و فردا نکنیم. من عرضم این است که این بهترین برنامه حضرت امیرالمومنین علیهالسلام است؛ یعنی شتاب هرگز، لجاجت هرگز، خودفریبی و اینکه انسان شیفته خودش شود، هرگز و عجله هم هرگز و از همه مهمتر اینکه انسان کار را به تاخیر بیندازد، هرگز.اگر اینها را انجام دهیم، نفسمان را از حالت خمودگی در میآوریم و انشاءالله به سیر و کمال معنویمان، میرسیم. خدا توفیقمان دهد در معارفمان شایسته و بایسته عمل کنیم.