99/08/06
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق ولایی/استقامت مؤمن /میزان استقامت مؤمن
حدیث امروز یکی از فرمایشات کشاف حقایق، امام صادق علیهالسلام در مورد استقامت مؤمن است. هم در سفینةالبحار و هم در بحار است و هم در مجامع روایی دیگر است. این فرمایش گرانسنگ حضرت که روش سیر و سلوک و تخلق و اخلاق را هم به همه پیروانشان میآموزند. امام صادق علیهالسلام در تفسیر گفتیم که حقیقت صراط مستقیم هستند؛ خودشان فرمودند: «نحن الصراط المستقیم»؛[1] کسانی که در این راه باشند، هدایت خاص دارند.
فرمایش حضرت این است: «إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ أَشَدُّ مِنْ زُبَرِ اَلْحَدِيدِ إِنَّ زُبَرَ اَلْحَدِيدِ إِذَا دَخَلَ اَلنَّارَ تَغَيَّرَ وَ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لَوْ قُتِلَ ثُمَّ نُشِرَ ثُمَّ قُتِلَ لَمْ يَتَغَيَّرْ قَلْبُهُ».[2] سبحان الله؛ چقدر حدیث عجیبی است! از لطافتهای این حدیث، تشبیه سیر و سلوک مؤمن، به پاره آهن است. حضرت میفرمایند: «إن المؤمن»، با حرف تحقیق که شکی نیست که انسان اهل باور و معتقد، سختتر از پاره آهن است. حضرت استدلال میآورند که چرا مؤمن «أشد من زبر الحدید»، سختتر از آهن و فولاد است؛ دلیل حضرت این است که «إن زبر الحدید إذا دخل النار تغیر»؛ آهن و فولاد وقتی داخل کوره آتش برود، تغییر میکند؛ آهن به این زمختی، سرخ میشود و نرم میشود و قابل تغییر است. حضرت در فرمایش دوم با إنّ میفرمایند: «إن المؤمن لو قتل»؛ مؤمن اگر کشته شود، دوباره زنده شود و دوباره کشته شود، «لم یتغیر قلبه»؛ قلب او تغییر نمیکند؛ شاید جسمش خدای نکرده، مثله شود؛ ولی روحیه و قلبش تغییر نمیکند و عوض نمیشود. تشبیه دیگری که انسان مؤمن از کوه هم محکمتر است؛ کوهها با تیشه خورد میشود، ولی انسان مؤمن با هیچ چیزی خورد نمیشود. این بیان از این است که انسان مؤمن دارای یک استقامت ویژه و خاص است؛ دارای یک حقیقتی است که حقیقتش تغییر و تبدل ندارد.
نمونههایی از این عدم تغیر در شکنجههای مسلمانان صدر اسلام است. عمارها و یاسرها و بزرگان دیگر، حتی زنهای مقاومی مانند سمیهها. و در تاریخ کربلا مشاهده بفرمایید که نمایشگاه مؤمنهای «أشد من زبر الحدید» است. اگر قرار باشد بهترین اصحاب وفادار را به تعبیر حضرت امام حسین علیهالسلام نشان داده شود، حضرت فرمودند: اصحاب من هستند.[3] انشاءالله ما بتوانیم با اقتدا به سیره مؤمنان با صلابت که مؤمن پابرجاتر از کوهها و آهنها است، حداقل استقامت علمی و عملی را تمرین و تمرن کنیم.
و با این ورزش علمی و عملیمان بتوانیم حداقل مانند بزرگان باشیم؛ اگر نمیتوانیم آن صلابت را داشته باشیم؛ لستُ من الصالحین اما اُحب الصالحین. «يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما».[4] انشاءالله ما پا برجا باشیم و به مراتب کمالیه برسیم. رزقنا الله إیانا و إیاکم.