درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/05/21

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق ولایی/ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه /صفت حق منسوب به امام علی (علیه‌السلام)_ ولایت، از فروع یا از اصول؟

 

1- ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه

«وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ الْحَقُّ الَّذِي نَطَقَ بِوِلايَتِكَ التَّنْزِيلُ وَ أَخَذَ لَكَ الْعَهْدَ عَلَى الْأُمَّةِ بِذَلِكَ الرَّسُولُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَ عَمَّكَ وَ أَخَاكَ الَّذِينَ تَاجَرْتُمُ اللَّهَ بِنُفُوسِكُمْ ،فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدا عَلَيْهِ حَقّا فِي التَّوْرَيةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ».[1]

فرازهایی از زیارت غدیریه امام هادی (علیه‌السلام) را بحث می‌کردیم. از خصلت‌های زیارت‌ها بحث شهادت‌ها است. شهادت زائر به حالات مزور. زیارت شناسنامه مزور است از زبان زائر.

1.1- صفت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

یکی از شهادت‌هایی که اینجا مطرح است شهادت به امیر‌المؤمنین بودن ایشان است. گرچه تا به حال سلام به عنوان امیرالمؤمنین دادند. ظاهرا هشت سلام با این عنوان هست. اینجا به عنوان شهادت با وصف خاص امیرالمؤمنین خطاب به حضرت می‌کنند. شهادت می‌دهم من که شما امیرالمؤمنین هستید. با کاف خطاب که حصر را می‌رساند و مشارکت را نفی می‌کند. امیرالمؤمنین مطلق در روایات داریم که امام علی (علیه‌السلام) هستند. امیرالمؤمنین نسبی سایر اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند. این عنوان فقط در زیارت ایشان می‌آید.

1.1.1- صفت حق

صفت حق صفت عجیبی است. می‌توانیم بگوییم مضمون حدیث «علی مع الحق و الحق مع علی»[2] است. آن هم حقی که وصفش این است که قرآن، ناطق به ولایت تو است. شهادت به امارت، حقانیت و ولایتی که در تنزیل یعنی قرآن آمده است. باب تفعیل برای تدریج است. نزول در زمان‌های مختلف. در حوادث مختلفی آیات نازل شد و ناطق به ولایت شما.

1.2- عهد رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله برای ولایت

علاوه بر این، خداوند برای جناب عالی عهد را بر امت ضروری کرده است. هم نازل کرد و هم عهد را واجب کرد. قراردادی که بین شخصی و دیگری وارد می‌شود. امت به ولایت و امامت گره خورده است. از جمله آیات نازله که غیر از «یا ایها الذین آمنوا» است که امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «امیر ما امیر این آیات است».[3]

1.3- ولایت از فروع دین یا اصول؟

گفتیم این ولایت که به عنوان «عهد‌ الله» است، مورد قبولی همه اعمال است. ولایت را جزو فروع دین قرار ندهیم. ولایت در مقام حکم تکلیفی در فروع دین است. در اعتقادات جزو اصول دین است. ولایات ظاهری جزو فروع است. از جمله حکومت و قضاوت و اجرای احکام از شئون آن است. ولی در خلافت کلیه تقدم بر همه دارد و در عرض نماز و روزه و حج نیست. اخبار صحیحه «بنی الاسلام علی خمس»،[4] می‌گوید ولایت قائمه اصلی و محیط بر اینها است. اگر شیعه‌ای ولایت را اعتقاد نداشته باشد یا تردید داشته باشد، هرچه اعمال انجام دهد کفایت نمی‌کند.[5]

1.4- معامله با خدا

بعد از شهادات دیگر که حضرت مصداق عهد الهی است و اجر عظیم نتیجه این شهادت و ولایت است، حضرت امام هادی (علیه‌السلام) شهادت دیگری می‌دهند: «شهادت می‌دهم که شما و عمویت حمزه سید الشهدا و برادرت جناب جعفر طیار که با دو دست قطع شده‌اش خدا به او پرواز در بهشت داد، با خدا معامله کردید». نماز جعفر طیار را هم برای برون رفت از مشکلات توصیه می‌کنیم به خصوص در این ایام گرفتاری جهان به کرونا. این سه بزرگوار را وصف می‌کنند. قضایا در حق و باطل تکرار می‌شود. سیدالشهدای اُحد در محرم هم تکرار می‌شود. امت اسلامی بتوانند با مراقبت‌های بهداشتی محرم را بر پا کنند.کربلا هم عباس بن علی (علیهما‌السلام) دارد.

حدثنا أبو علي أحمد بن زياد الهمداني (رحمه الله)، قال: حدثنا علي ابن إبراهيم بن هاشم، عن محمد بن عيسى بن عبيد اليقطيني، عن يونس بن عبد الرحمن، عن ابن أسباط، عن علي بن سالم، عن أبيه، عن ثابت بن أبي صفية، قال: «نَظَرَ سَيِّدُ اَلْعَابِدِينَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ إِلَى عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبَّاسِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَاسْتَعْبَرَ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ يَوْمٍ أَشَدَّ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ يَوْمِ أُحُدٍ قُتِلَ فِيهِ عَمُّهُ حَمْزَةُ بْنُ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ أَسَدُ اَللَّهِ وَ أَسَدُ رَسُولِهِ وَ بَعْدَهُ يَوْمَ مُؤْتَةَ قُتِلَ فِيهِ اِبْنُ عَمِّهِ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ لاَ يَوْمَ كَيَوْمِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اِزْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلاَثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ وَ هُوَ بِاللَّهِ يُذَكِّرُهُمْ فَلاَ يَتَّعِظُونَ حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ رَحِمَ اَللَّهُ اَلْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ اَلْمَلاَئِكَةِ فِي اَلْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ اَلشُّهَدَاءِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ».[6]

همه‌ی اینها صفتشان این است که از کسانی هستند که با خدا با جانشان داد و ستد کردند. آیه‌ی ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد﴾،[7] مربوط به لیلة المبیت و فداکاری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برای آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است.[8] امام علی (علیه‌السلام) حقیقت ثار است و سید الشهدا ابن ثاره. برخی جهاد با مال دارند ولی جهاد با انفس چیز دیگری است.

1.5- مصداق آیات الهی

﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَري‌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‌ سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفي‌ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ﴾.[9] این آیه مصداقش امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) و شهدا هستند. و بعد این آیه شریفه که یک دنیا مطللب دارد. ﴿التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ﴾.[10] این شهادت‌ها به بشارت با ایمان ختم می‌شود. ان‌شاءالله ذات اقدس الهی توفیقی به ما بدهد که بتوانیم آنچه رضای حضرت حق است انجام دهیم. بتوانیم در محضر ولی باشیم.

 


[1] مفاتيح الجنان، القمي، الشيخ عباس، ج1، ص459.
[2] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج38، ص29.
[3] التحصين، السيد بن طاووس، ج1، ص584.
[4] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص18.
[5] إحقاق الحق و إزهاق الباطل، التستري، القاضي نور الله، ج17، ص183.
[6] الأمالي، الشيخ الصدوق، ج1، ص547.
[7] سوره بقره، آيه 207.
[8] الأمالي - ط دار الثقافة، الشيخ الطوسي، ج1، ص469.
[9] سوره توبه، آيه 111.
[10] سوره توبه، آيه 112.