درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/05/20

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق ولایی/ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه /تعدادی دیگر از القاب امام علی (علیه‌السلام)_ شاهد گرفتن خداوند در تبلیغ ولایت امام علی (علیه‌السلام)_ جایگاه ولایت نسبت به ضروریات دین

 

ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه1

تعداد دیگری از القاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)2

1- سید المسلمین2

2- یعسوب الدین2

3- إمام المتقین2

معنای تقوا و مراتب آن2

4- قائد الغُرّ المُحَجَّلین2

ارتباط بین رحمت و برکت3

شهادت به خصائص امام علی (علیه‌السلام) و رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)3

شاهد گرفتن خداوند در تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)4

لعن منکرین و پیمان شکنان ولایت4

شهادت به وفای به عهد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)4

جایگاه ولایت نسبت به ضروریات دین در روایات4

1- ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه

«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُسْلِمِينَ وَ يَعْسُوبَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِمَامَ الْمُتَّقِينَ وَ قَائِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِينَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ وَارِثُ عِلْمِهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِي أُمَّتِهِ وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ صَدَّقَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى نَبِيِّهِ وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللَّهِ مَا أَنْزَلَهُ فِيكَ فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ وَ أَوْجَبَ عَلَى أُمَّتِهِ فَرْضَ طَاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ عَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ وَ جَعَلَكَ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ كَذَلِكَ ثُمَّ أَشْهَدَ اللَّهَ تَعَالَى عَلَيْهِمْ فَقَالَ أَ لَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ فَقَالُوا اللَّهُمَّ بَلَى فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ كَفَى بِكَ شَهِيدا وَ حَاكِما بَيْنَ الْعِبَادِ فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الْإِقْرَارِ وَ نَاكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْمِيثَاقِ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى مُوفٍ لَكَ بِعَهْدِهِ وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهِ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما».[1]

1.1- تعداد دیگری از القاب امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

1.1.1- سید المسلمین

حضرت فرمودند: سلام بر تو امیرالمؤمنینی که سید مسلمین هستی. سرور و آقای همه انسان‌های مسلمان و پیشوا و رهبر انسان‌های مؤمن.

1.1.2- یعسوب الدین

یعسوب آن ملکه‌ای است که زنبورهای عسل دنبال او هستند و از او پیروی می‌کنند.[2] ایشان مورد اطاعت همه مؤمنین و مؤمنات است.

1.1.3- إمام المتقین

پیشوای پرهیزکاران است.

1.1.3.1- معنای تقوا و مراتب آن

در احادیث داریم که تقوا آن است که انسان اوامر و نواهی الهی را مراقبت کند.[3] اوامر الهی را انجام دهد و نواهی الهی را ترک کند. این تقوا به مراحل مختلفی می‌رسد: عام، خاص و اخص. عام گناه نمی‌کند، خاص آن است که اعضا و جوارح را مراقبت می‌کند و اخص آن است که توجه دارد که همیشه متوجه الی الله باشد. ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾.[4] تا تقوای الهی می‌رسد. حضرت امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) واجد اعلی مراتب تقوا است.

1.1.4- قائد الغُرّ المُحَجَّلین

سلام بر تو امیر‌المؤمنینی که رهبر و پیشوای همه کسانی هستی که اینها بر اثر سجده، تواضع، خشوع و خضوع دارای علامت‌های پیشانی هستند. شما پیشوای ساجدین هستید. چون حقیقت رکوع و سجود در اختیار امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. چنان چه در آیه شریفه هم هست: ﴿وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾.[5] ای کسانی که ایمان آورده اید رکوعتان همراه راکعین باشد. امام کاظم (علیه‌السلام) که امروز روز ولادت ایشان است و تبریک عرض می‌کنیم به همه کسانی که خلق و خویشان کاظمی است و سیر و سلوکشان ان‌شاءالله صادقی هست. امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: «ارکعوا یعنی سر الانبیاء و المرسلین حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌الصلاة‌و‌السلام)».[6]

1.2- ارتباط بین رحمت و برکت

«و رحمة الله و برکاته»؛ چهار سلام دادند و بعد از این چهار سلام و رحمت و برکت که برکت تداوم رحمت است و رحمت نسبت ارتباطی بین انسان و خدا است.

1.3- شهادت به خصائص امام علی (علیه‌السلام) و رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)

بعد امام می‌فرمایند:

«أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَ وَصِيُّهُ وَ وَارِثُ عِلْمِهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى شَرْعِهِ وَ خَلِيفَتُهُ فِي أُمَّتِهِ وَ أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ صَدَّقَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى نَبِيِّهِ»؛ شهادت می‌دهم که شما برادر رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و وصی او و وارث علمش و امینش بر شریعتش و جانشینش در امت هستید. اول مؤمن شما هستید، تصدیق کردید به آنچه بر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نازل شده است. این شهادت‌ها بر خصائص امیر المؤمنین علیه السلام بود. و این شهادت‌های (بعدی) بر خصائص آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است: «وَ أَشْهَدُ أَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللَّهِ مَا أَنْزَلَهُ فِيكَ فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ وَ أَوْجَبَ عَلَى أُمَّتِهِ فَرْضَ طَاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ وَ عَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ وَ جَعَلَكَ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ كَذَلِكَ»؛ شهادت می‌دهم که رسول الله تبلیغ کرده طبق آیه ابلاغ ﴿يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ﴾؛[7] آن‌چه که نسبت به شما نازل شده و در نتیجه «فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ» این امر الهی را به مردم رسانده است «وَ أَوْجَبَ عَلَى أُمَّتِهِ فَرْضَ طَاعَتِكَ وَ وِلايَتِكَ» و بر امتش طاعت و ولایت تو را واجب کرده است «وَ عَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ» و بر این امت بیعت را به عنوان عقد مطرح کرده است. «وَ جَعَلَكَ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ كَذَلِكَ» همان طور که خداوند شما را اولی به مؤمنین قرار داده است «ألستُ أولی بِکُم»[8] شما را اولی به مردم قرار داد. شما امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) را اولی به مؤمنین بر خودشان قرار دادید.

1.4- شاهد گرفتن خداوند در تبلیغ ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

«ثُمَّ أَشْهَدَ اللَّهَ تَعَالَى عَلَيْهِمْ فَقَالَ أَ لَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ فَقَالُوا اللَّهُمَّ بَلَى فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ كَفَى بِكَ شَهِيدا وَ حَاكِما بَيْنَ الْعِبَادِ فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الْإِقْرَارِ وَ نَاكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْمِيثَاقِ»؛ اولین بلی که انسان گفت آری به عهد الهی بود. ﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ﴾.[9] آری دوم نسبت به رسالت بود و بلی و آریِ سوم نسبت به ولایت بود.

1.5- لعن منکرین و پیمان شکنان ولایت

بنابراین ما موظف هستیم که همان‌طور که در این زیارت غدیریه آمده که حضرت فرمودند: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ كَفَى بِكَ شَهِيدا وَ حَاكِما بَيْنَ الْعِبَادِ فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الْإِقْرَارِ» ما باید چه کنیم؟ اقرار به ولایت و امامت حضرت داشته باشیم. و خدای نخواسته شکننده عهدش نباشیم. چنان‌که برخی عهدشان را نسبت به حضرت رعایت نکردند. «وَ نَاكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْمِيثَاقِ» در روز عید غدیر در حضور 120 هزار جمعیت بیعت کردند و بعد بیعت شکستند. «فَلَعَنَ اللَّهُ جَاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الْإِقْرَارِ وَ نَاكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْمِيثَاقِ».

1.6- شهادت به وفای به عهد امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

«وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ تَعَالَى وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى مُوفٍ لَكَ بِعَهْدِهِ وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما»؛ و شهادت می‌دهم که شما ای امیر مؤمنین وفای به عهد الله کردی و خداوند هم برای تو به عهدش وفا کرد. عهد طرفینی است. و وقتی خدا وفا کند آیه شریفه است. ﴿وَ مَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرا عَظِيما﴾[10] آنکه به عهد خدا وفا کند اجر عظیمی به او می‌دهد.

1.7- جایگاه ولایت نسبت به ضروریات دین در روایات

همین جا اشاره‌ای کنم به متنی حدیثی که از ائمه علیهم السلام مختلف بیان شده است: «بُنِیَ الإسلام علی خمس علی الصلاة و الزکاة و الصوم و الحج و الولایة و لم یُنادَ بشیء کما نودِیَ بالولایة».[11] این حدیثی است که از امامان مختلف نقل شده است. گمان نکنیم که ولایت در اینجا در عرض نماز و روزه و زکات و حج است و از فروع است. نه ولایت در اینجا در عرض نیست در طول است. برای همین در روایت آمده است که به هیچ چیزی مانند آن چیزی که به ولایت خوانده شده ندا داده نشده است. این ندای خاص همین ندای عهد الله الاکبر است. «أ‌ لست اولی بکم». عهد اللهی که همه باید به آن اقرار داشته باشند. در هر کجا که هست. نه تنها مقر باشد و معترف بلکه معتقد باید باشد. یعنی اگر شیعه 12 امامی هم باشد و خدای نخواسته خللی نسبت به این ولایت داشته باشد تمام اعمال او مورد قبول نیست. ولایت مُهر قبولی همه اعمال است. این خلافت کلیه و ولایت کلیه‌ای است که ما باید به آن معتقد باشیم و معترف باشیم و همه اعمال ما با آن سنجیده می‌شود. همان‌طور که در فرازهای دیگر سلام به میزان اعمال دارد، اعمال امت با او سنجیده می‌شود. ﴿وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ﴾.[12] این امام مبین حضرت سر الله الأکبر حضرت امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) و ولایت کلیه است. الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و الأئمة المعصومین (سلام‌الله‌علیهم‌أجمعین). ان‌شاءالله دنیا و آخرت ما در پناه ولایت باشد.

 


[1] مفاتيح الجنان، القمي، الشيخ عباس، ج1، ص458.
[2] مجمع البحرين، الطريحي النجفي، فخر الدين، ج3، ص178.
[3] ميزان الحكمة، المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج4، ص3638.
[4] سوره آل عمران، آيه 102.
[5] سوره بقره، آيه 43.
[6] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج36، ص116.
[7] سوره مائده، آيه 67.
[8] الغدير في الكتاب والسنّة والأدب، العلامة الأميني، ج1، ص19.
[9] سوره یس، آيه 60.
[10] سوره فتح، آيه 10.
[11] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص18.
[12] سوره یس، آيه 12.