درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

99/05/19

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق ولایی/زیارت غدیریه /ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه

 

ادامه‌ی شرح زیارت غدیریه

الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة أمیرالمؤمنین و الائمة المعصومین (سلام‌الله‌علیهم‌أجمعین). «السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّها النَّبَأُ العَظِيمُ الَّذِي هُمْ فِيِهِ مُخْتَلِفُونَ وَعَنْهُ يَسْأَلُونَ ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِيرَ المُؤْمِنِينَ ، آمَنْتَ بِالله وَهُمْ مُشْرِكونَ وَصَدَّقْتَ بِالحَقِّ وَهُمْ مُكَذِّبُونَ وَجاهَدْتَ فِيِ اللهِ وَهُمْ مُحْجِمُونَ وَعَبَدْتَ الله مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ صابِراً مُحْتَسِبا حَتّى أَتاكَ اليَّقِينُ؛ أَلا لَعْنَةُ الله عَلى الظَّالِمِينَ».[1] در بیان فرازهایی از زیارت شریف غدیریه امام هادی (علیه‌السلام) بودیم. روز غدیر و روز ولایت را پشت سر گذاشتیم. امید است که واقعه غدیر الگوی دنیا و آخرت ما باشد.

1- بهترین راه مبارزه با جو سیاسی زمان امام هادی (علیهالسلام)

در زیارت غدیریه 8 سلام به عنوان امیرالمؤمنین بر وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) اطلاق شده است. آن هم در زمانی که امام هادی (علیه‌السلام) را از مدینه بیرون بردند برای اینکه بتوانند مدینه را تحت تصرف حکومت ظالمانه خود قرار دهند.[2] مدعیان امارت و خلافت در مقابل حقیقت امارت و خلافت و ولایت قیام کرده بودند و حضرت در آن زمان خطاب «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» را خطاب می‌کنند. این خود بهترین روش مبارزه با دولت‌های ظالم است. وقتی که آنها دنبال اشاعه نظریات خود هستند و حق را می‌خواهند از بین ببرند و باطل را جولان دهند، ائمه‌ی ما (علیهم‌السلام) با ولایت و امامت‌شان و امام هادی (علیه‌السلام) با این انشاء زیارت‌شان در عین حال که شناسنامه حقیقی انسان با ولایت را ترسیم می‌کنند، حقایق را بیان می‌کنند. هدایت جلیه و خفیه دارند. برای امتی که مقتدایشان حقیقت امیرالمؤمنین و صراط مستقیم و اهل بیت (علیهم‌السلام) هستنند.

2- مصداق نبأ عظیم در روایات

«السلام علیک ایها النبأ العظیم»؛ سلام بر شما که نبأ عظیم هستید. ﴿عَمَّ يَتَسَاءَلُونَ﴾[3] ﴿عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ﴾[4] ﴿الَّذِي هُمْ فِيهِ مُخْتَلِفُونَ﴾.[5] از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدند مصداق این نبأ و خبر عظیم چیست؟ حضرت فرمودند: «ولایت امام علی (علیه‌السلام) است.[6] هیچ خبری به عظمت این خبر در گذشته و آینده و حال نیست. خبری که کهنه نشود و نو باشد عظیم است. قیامت هم نبأ عظیم است؛ که ﴿إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ﴾[7] ﴿لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ﴾.[8] حضرت امیر، مصداق نبأ عظیم است. مصداق ائمه‌ای که به مضمون قرآن ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾[9] هستند.

3- ائمه‌ی نوری و ائمه‌ی ناری در قرآن

در قرآن دو گونه امام داریم:

1) امام ناری؛ امام ناری این آیه است: ﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ﴾.[10] ائمه‌ی ناری همیشه در برابر ائمه نوری هستند. خودشان در آتش هستند و مردم را به آتش دعوت می‌کنند. ﴿فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إنَّهُم لا أیمانَ لَهُم لَعَلَّهُم یَنتَهُونَ﴾.[11] هیچ گونه وفایی و عهد و پیمانی بین انسان و آنها نیست. جز به نار به چیز دیگری دعوت نمی‌کنند.

2) اما امام نوری ﴿فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ﴾.[12] و مصداق این آیه هستند:

﴿وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾.[13] سبحان الله از این آیه. ائمه‌ی نوری مصداق هدایت امر الهی هستند. ولایت هم امر الله است. آنی که امر الله است «نبأ عظیم» است. و اینها مصداق ﴿وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ﴾ است. کسی که می‌گوید عاقبت به خیر باشید یعنی با ولایت باشید. آنها مصداق آیه فوق هستند. ﴿وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ﴾.

0.0.1- ویژگی‌های امامان نوری

بنابراین امامان نوری چند ویژگی به لحاظ قرآن دارند:

-هدایتشان نسبت به جامعه هدایت نوری و دعوت حقی است.

-کارهای خیر را انجام می‌دهند.

-اقامه نماز و ایتاء زکات و احیای زکات را دارند.

-بندگان مطیع خدا هستند.

در فقه، دولت‌ها و ملت‌ها ملاک است. هر دولتی که داعی الی الحق باشد دولت حق است. و هر دولتی که داعی إلی الباطل باشد دولت باطل است «لِلْبَاطِلِ جَوْلَةٌ».[14] باطل مقداری جولان دارد.

4- ارتباط با ولایت ملاک تجسم اعمال

نبأ عظیم تمثل و تجسم حالات همه‌ی انسان‌ها است. یکی از ادله‌ی تجدد امثال و تجسم اعمال در مباحث معرفتی و معاد به نظر ما همین است. همین نبأ عظیم، خبرش از نفس شروع می‌شود در نفس پرورده می‌شود و در آخرت دیده می‌شود. تا به جایی می‌رسد که یک موجبه کلیه و ضابطه‌ی همگانی مطرح می‌شود. ﴿يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ﴾[15] همه را به امام‌شان می خوانند.

5- پیوند ولایت با نفس قابله هستی و ارتباط مردم با ایشان

چه امام به معنای رهبر و چه امام به معنای ام که مرجع اشیاء است. چون ولایت کلیه و نفس کلیه یعنی قابل و فاعل اتحاد پیدا می‌کنند. و می‌توانیم بگوییم نفس ولویه و علویه حضرت سر الله الاکبر سر الانبیا و المرسلین با نفس کلیه قابله هستی با حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) یکی می‌شوند. همه‌ی مردم به امام‌شان و اُمّ‌شان خوانده می‌شوند. قیامت هم با همین دو بزرگوار است. نتیجه‌ی رسالت جز این چیز دیگری نیست. ﴿وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلًا﴾[16] اگر در دنیا با اوصاف اینها بودیم در آخرت هم می‌توانیم باشیم. اولین اوصاف این است که اعتقاد به ایمان و امارت و خلافت اینها داشته باشیم و تصدیق به حق داشته باشیم.

6- اولین مؤمن و تصدیق کننده و عبد خالص خدا

«آمَنْتَ بِالله وَهُمْ مُشْرِكونَ وَصَدَّقْتَ بِالحَقِّ وَهُمْ مُكَذِّبُونَ وَجاهَدْتَ فِيِ اللهِ وَهُمْ مُحْجِمُونَ وَعَبَدْتَ الله مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ»؛ شما وقتی به حق ایمان آوردی که همه مشرک بودند. اول مؤمن شما هستید.

7- صابر و محتسب

«صابِراً مُحْتَسِبا حَتّى أَتاكَ اليَّقِينُ»؛ شما این قدر مخلص و صابر بودی و این قدر با مراقبت بودی مانند محتسب که مراقب شب‌ها و روزهای مردم هستند شما محتسب امت بودید. تا مرگ یا یقین به سراغ شما آمد. ایمان، تصدیق، جهاد، عبادت مخلصانه، صبر و باور از اوصافی است که باید همراهی با ولایت داشته باشیم.

8- ظلم به ولی، بارزترین مصداق ظلم

«أَلا لَعْنَةُ الله عَلى الظَّالِمِينَ»؛ ظالم در اینجا بالاترین مصداقش ظلم به ولایت و ظلم به ولی است. نعوذ بالله از ظلم به ولی. انسان باید پرهیز کند از اینکه ظلم به ولی بکند. ان‌شاءالله ولی شناس باشیم و با ولی زنده بمانیم و بمیریم و مرگ و زندگی ما مرگ و زندگی امیر‌المؤمنین (علیه‌السلام) و فرزندان ایشان باشد.

 


[1] مفاتيح الجنان، القمي، الشيخ عباس، ج1، ص458.
[2] الإرشاد، الشيخ المفيد، ج2، ص209.
[3] سوره نبا، آيه 1.
[4] سوره نبا، آيه 2.
[5] سوره نبا، آيه 3.
[6] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج1، ص418.
[7] سوره واقعه، آيه 1.
[8] سوره واقعه، آيه 2.
[9] سوره انبیاء، آيه 73.
[10] سوره قصص، آيه 41.
[11] سوره توبه، آيه 12.
[12] سوره نور، آيه 36.
[13] سوره انبیاء، آيه 73.
[14] ميزان الحكمة، المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج3، ص198.
[15] سوره اسراء، آيه 71.
[16] سوره اسراء، آيه 72.