درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1405/08/11

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: سیره اخلاقی معصومین/حلیه النبی /ترک مراء/شمول احکام نسبت به کافر و مومن

 

0.1- - بحث اخلاقی

0.1.1- ۱.۱- نفی مراء و گفتمان‌های بی‌فایده

در فرازها و فقره‌های حدیث بابرکت و شریف حلیة رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه) بودیم؛ در این فقره که در محفل و مجلسی که حضرت حضور داشتند، «مراء» و بگو مگو وجود نداشت.

« فَلَا يُؤْيِسُ‌ مِنْهُ وَ لَا يُخَيِّبُ فِيهِ مُؤَمِّلِيهِ قَدْ تَرَكَ نَفْسَهُ مِنْ ثَلَاثٍ الْمِرَاءِ وَ الْإِكْثَارِ وَ مَا لَا يَعْنِيهِ وَ تَرَكَ النَّاسَ مِنْ ثَلَاثٍ كَانَ لَا يَذُمُّ أَحَداً وَ لَا يُعَيِّرُهُ وَ لَا يَطْلُبُ عَثَرَاتِهِ وَ لَا عَوْرَتَهُ وَ لَا يَتَكَلَّمُ إِلَّا فِيمَا رَجَا ثَوَابَهُ »[1]

این تعبیر بسیار بلندی است؛ زیرا مجلس و محفل رسول خدا (ص) مجلسی انسی، معرفتی و کاملاً علمی بود. در آن محفل سؤال و جواب صورت می‌گرفت، علوم تبیین می‌شد و مشکلات مطرح می‌گردید؛ اما در عین طرح مباحث علمی و پاسخ به مشکلات، به گونه‌ای اداره می‌شد که اهل مراء، جدال و گفتمان‌های بی‌فایده نبودند. مجالست با علما، همنشینی با مردم و گفتمان‌های علمی جایگاه خود را دارد؛ اما ضابطه آن است که انسان هرگاه دریافت کلامی فاقد نتیجه است، باید آن را قطع کند. نباید مراء وجود داشته باشد؛ و مراء عبارت از گفتمان‌هایی است که ثمره‌ای در بر ندارد.[2] در مباحثات باید تفهیم و تفاهم برقرار باشد و مطلب بیان شود، اما پس از بیان و تفهیم مطلب، اصرار ورزیدن بر آن جایز نیست.

0.1.2- ۱.Ûمعیار در إن‌قلت‌ و قلت‌های طلبگی

حضرت علامه حسن‌زاده آملی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بارها در درس و بحث خویش می‌فرمودند: «در مباحث علمی، فهم سخن دیگران خود یک هنر است». حتی در مواقعی که قصد تحشیه و تعلیقه‌زدن داریم — که فی‌نفسه امر پسندیـده‌ای است و ما طلبه‌ها اهل «إن‌قلت» فراوان هستیم — این إن‌قلت‌ها و قلت‌ها باید بر اساس یک معیار و ضابطه باشد. معیار نخست آن است که به «مراء» منتهی نگردد. مراء آن است که پس از حاصل‌شدن تفهیم و تفاهم با مخاطب، انسان همچنان بر سخن خویش پافشاری و لجاجت ورزد؛ حتی اگر طرف مقابل برهان را نپذیرفته باشد، تکرار مکرر آن در زمره مراء شمرده می‌شود و این آفت در مجالست‌های علمی فراوان رخ می‌دهد. وظیفه ما در گام اول، فهم صحیح کلام دیگران است.

0.1.3- ۱.Ûدقت‌های علمی علامه حسن‌زاده آملی

علامه حسن‌زاده آملی نسبت به کتاب شرح تجرید که چاپ شده بود — و ما نیز در آن ایام دوره‌های متعددی از تجرید را در محضر فضلا و طلاب مباحثه می‌کردیم — به تصریح فرمودند: «من هفتاد بار شرح تجرید را مقابله و بررسی کردم تا مطالب و الفاظ آن کاملاً صحیح و بی‌نقص باشد». این اهتمام و هفتاد بار مقابله، نشان از دقت فوق‌العاده ایشان در فهم کلام دیگران داشت؛ امری که ایشان را در میان اساتید متعدد، کم‌نظیر می‌ساخت. ایشان نقل می‌فرمودند: «کتاب تحریر اقلیدس را نزد استاد خواندیم؛ مسئله‌ای مطرح شد که در ابتدا نتوانستیم پاسخ آن را استخراج کنیم. استاد فرمودند یک بار دیگر تحریر را بازخوانی می‌کنیم». پس از مباحثه مجدد و کسب این دقت‌ها بود که ایشان موفق به استخراج تقویم نجومی شدند؛ تقویمی که با اینکه در دوران جوانیِ طلبگی ایشان استخراج شد، در عصر طاغوت که معمولا منجمین و تقویم‌نویسان مورد اعتنای دربار بودند، پیش‌بینی‌های تقویم ایشان در دقت رتبه نخست را احراز می‌کرد. غرض آنکه این دقت‌های علمی باید محفوظ بماند، اما هرگاه مباحثه به مراء و لجاجت کشیده شود، باید گفتمان را متوقف و تعطیل کرد.

0.1.4- ۱.۴- نفی از اکثار و امور بی‌فایده

در ادامه روایت شریف نبوی به این فراز می‌رسیم: «مِنْ ثَلَاثٍ: الْمِرَاءِ، وَ الْإِكْثَارِ، وَ مَا لَا يَعْنِيهِ». حضرت از چند امر پرهیز می‌دادند: ۱. مراء؛ ۲. اکثار، به معنای زیاده‌روی و افراط در هر جهت. اکثار و زیاده‌روی در تمام موضوعات و حتی در به‌کارگیری مفاهیم نامطلوب است، همان‌گونه که تفریط در آن‌ها نیز مذموم است. حرکت در میانه افراط و تفریط، سیر الهی و سیره محفل رسول خدا (ص) بود؛ ۳. اموری که مقصود واقع نمی‌شد، غرض عقلایی در بر نداشت و اصابت به حق نمی‌کرد؛ که حضرت آن‌ها را به کلی ترک می‌فرمودند. محفل پیامبر (ص) مجلس گفتمان‌های واقعی و وصول به حقایق بود و بر محور واقعیات اداره می‌شد. باید همواره مراقبت کرد که انسان به دنبال مفاهیمی نرود که او را از اغراض واقعی‌اش بازمی‌دارد. انسان باید هم برای خود و هم برای دیگران برنامه‌ریزی هدفمند داشته باشد. نتیجه آنکه در مجلس حضرت، زیاده‌گویی، زیاده‌خواهی و نفسانیت ممنوع بود و تمام امور بر مدار حق استواری داشت.

0.1.5- ۱.۵- شمول احکام نسبت به کافر و مؤمن

در پاسخ به این پرسش که آیا نهی از مراء اختصاص به مؤمنین دارد یا در مناظره با کافر نیز جاری است: این احکام بر پایه مبنای معهود ما، متوجه همه مکلفین است، نه صرفاً مسلمین. طبق قاعده کُلُّ مَنْ شرّفَ بِالتَّکَالِیفِ الْإِلَهِیَّةِ ، هر انسانی که اوامر و نواهی الهی متوجه او شود، مکلف است. تعبیر «مکلف» در حقیقت به معنای «مشرّف» است؛ یعنی شخص به درگاه تکالیف الهی تشرف یافته است. از این رو در مقام استدلال و مناظره، حتی در مواجهه با کافر نیز نباید وارد وادی مراء و جدال بی‌حاصل شد.

 


[1] عيون أخبار الرضا - ط الاعلمي، الشيخ الصدوق، ج2، ص284.
[2] لسان العرب، ابن منظور، ج15، ص278.