1405/07/21
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /ذکر - پرهیز از کلام بیهوده
در استفاده از کلام نورانی حضرت امام علی (علیه الصلاة و السلام)، به نقل دو فرزند بزرگوارشان سیدی شباب اهل الجنة، امام حسن و امام حسین (علیهما الصلاة و السلام)، در وصف سیما و تندیس جسمانی، اخلاقی و معرفتی رسول مکرم اسلام بودیم. به صراحت و قاطعیت میتوان عرض کرد که از آنجا که هر متکلم و گویندهای هر چه میگوید، وصف داراییهای نفسانی خویش و تفصیل داراییها و داناییهای خود اوست؛ بنابراین در این حدیث شریف، سیمای نبوت، رسالت و امامت متجلی است. این حدیث بسیار عجیب است؛ زیرا در آن نشستوبرخاستها، اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق رهبری و سیمای تمامی این ابعاد تبیین شده و هر جملهاش نیازمند نگارش رسالههای علمی و عملی است. طبق این حدیث، مجلس، مخرج، مدخل، ورود و خروج پیامبر اکرم (ص) همگی قابل وصف است؛ آن هم از زبان وصافینی که حضرت را هم به چهره دیدند و هم به اخلاق معرفتی پسندیدند.
نشستوبرخاست حضرت، «علی ذکرٍ» بود.[1] این «علی ذکرٍ» خیلی چیز مهمی است. چون قرآن خودش ذکر است، خود حضرت هم خودش یکی از مصادیق ذکر است، و باز نشستوبرخاست ایشان هم متوجه این ذکر است، این میشود: ذکر اتَم و «ذِکرَی لِلمُؤمِنینَ»؛ مصداق ﴿فَذَکِّرْ إِنَّ الذِّکْرَی تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ﴾.[2] اگر ما هم این سیره را داشته باشیم، به حقیقت ذکر میرسیم. حقیقت ذکر چیزی است که متأسفانه گاهی اشتباه میشود و گمان میکنند ذکر همین ذکر لفظی است که کسی آیهای، روایتی، یا اسمی از اسماء باریتعالی را متلفظ و متکلم باشد. در آیه شریفه ﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا﴾،[3] این ذکر همان «توجه» است. توجه اگر به کثرت برسد، نافی غفلت است. معنای اینکه حضرت نمینشست و برنمیخاست مگر بر ذکر، همین توجه است. اذکار لفظی هم برای رسیدن به معانی و مفاهیم است.
اگر توجه به الفاظ داشته باشیم، ذهنمان را از تخیلات تجمیع میکنیم. اگر ذهنمان را از تخیلات و حتی مسوّمات مدیریت کنیم و نفس مسوّمهمان را مدیریت نماییم، به این تجمیع که رسیدیم به وحدت میرسیم. نفی تعلقات، تعقل میآورد؛ و تعقل، توحد میآورد؛ و توحد یک انسجامی به آدم میدهد که دیگر میتواند شخصیتش را جمعآوری و مدیریت کند؛ و این چیز مهمی است. در دنیایی که پر است از جلوههای متعدد، اگر به این رسیدیم که همه این جلوهها مَظهَر و مُظهِرِ یک ذات است، باید این را تمرین بکنیم. یک وقت با برهان میگوییم این درختان، این آثار، این آفاق، حتی این انفس همه از اوست و شک و شبههای نیست؛ اما یک وقت میرسیم به اینکه «از اوست و به اوست»، و این مهم است.
رسولالله (ص) ذکر داشتند و در نتیجه حرف اضافه نمیزدند؛ و این خیلی تعبیر مهمی است: «یَخْزُنُ لِسَانَهُ إِلَّا عَمَّا یَعْنِی».[4] معنا را معنا میگویند، چون مقصود آدمهاست. لفظ را برای معنا لازم داریم و معنا را برای مصادیق لازم داریم؛ اینها همه پل هستند. چنانچه لفظ، «قُنطُرَةُ المعنَی» (لفظ، پل برای رسیدن به معنا) است و «زِیَادَةُ المبانی تَدُلُّ عَلَی زِیادَةِ المعانی»، خود معانی و مقصد و مقصود هم نباید متعدد باشد؛ بلکه باید «معنا و معنی»[5] باشد. یعنی هم مقصد و مقصود را بیان بکند و هم این مقصد و مقصود مورد نظر و ارادهی آن کسی باشد که آن لفظ و معنا را بررسی میکند (یعنی اراده بکند). این بحث که در معنا اراده شرط است یا شرط نیست، بالذات است، بالقصد است یا بالدلالة، در اصول منقح شده است. نظر ما این است که الفاظ پل هستند برای معانی، معانی پل دیگری هستند برای مقاصد، مقاصد برای رسیدن به ارادات است، و ارادات جز فعلیت چیز دیگری نیست.
«علی ذِکرٍ» بودن حضرت را باید در وجود خودمان پیاده کنیم. ذکر توجه میآورد، توجه نافی غفلت است، و غفلت اولین چیزی است که حواس آدم را به دیگران پرت میکند و به خودش نمیرسد؛ و این اولین بستری است که حضرت از چیزهایی که لازم نبود پرهیز میکردند.
نکتهای که باید در فقه المشاوره گفته شود این است که چیزی که به آدم پراکندگی میدهد، سخنهای بیهوده و اضافه است. ﴿وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ﴾،[6] آیهی بسیار عجیبی است. لغو، یعنی چیزهای بیهدف.[7] چیزهای بیهدف به هر جهتی که باشد ضرر دارد. ضرر سخنان بیهوده این است که اراده را ضعیف میکند. اراده که ضعیف شد به عزم ضربه میزند؛ به عزم که ضربه زد فعل صادر نمیشود؛ و وقتی فعل صادر نشود، انسان دارای آثار نیست؛ بهخصوص عالم که دارای آثار عملی نمیشود. اینکه گاهی اوقات آدم قلم به دست میگیرد ولی نمیتواند بنویسد، بر اساس آیهی: ﴿ن وَ الْقَلَمِ وَ مَا یَسْطُرُونَ﴾،[8] علتش عدم تجمیع افکار، عدم مدیریت افکار و اندیشهها، و سخنهای بیهودهای است که یک عالم یا غیر عالم دارد و او را از افعال دور میکند. اگر اینها مدیریت بشود به صدور فعل میرسد. نمیشود انسان توجه داشته باشد و فعلی از او صادر نشود؛ ما این قوه و اراده را داریم و باید این اراده را تمرین کنیم تا انشاءالله به فعلیت برسد. ان شاء الله اذکار و همهی توجهاتتان در مسیر حضرت حق و مدیریتهای شایسته و بایسته باشد.