1405/07/11
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: سیره اخلاقی معصومین علیهم السلام/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /برنامهریزی پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) - روش مقدم کردن نیازمندان توسط حضرت
باز خدا را شاکریم که الحمد لله در محضر حضرت معصومه (سلام الله علیها) مشغول به آیات و روایات و کلمات معصومین و فقه اهلبیتی هستیم. «رَبِّ أَنْعَمْتَ فَزِدْ»؛ خدا را شاکریم به عدد کلماتش و به یقین و به قطع باید همهمان سپاسگزار باشیم.
در جلساتی که پیش از تعطیلات داشتیم، حدیث شریف «حِلیة رسول الله (علیه آلاف التحیة و الثناء)» را تحلیل میکردیم. حدیث با توصیفِ پیامبر، به بیان امام مجتبی (علیهالسلام)، سپس با تبیین امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و در نهایت با روشنگری و ابلاغ امام حسین (علیهالسلام) از سیره رسول مکرم اسلام در منزل، اجتماع و با یاران گزارش شده است. میتوان گفت این سیره، تبیین و تشریح خط رسالت در تداوم امامت و ولایت است. چنانکه در زیارت غدیریه امام هادی (علیه الصلاة و السلام) خطاب به پیامبر اکرم آمده است: «وَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ الْفَاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ».[1] شما پایانبخش نبوت ۱۲۴ هزار پیامبر و آغازگر حقیقت ولایت و فاتح آیندهها هستید. همان ولایتی که اکنون نیز تحت اشراف و اشراق ولیّ الهی قرار داریم. به تعبیر مقام معظم رهبری (حفظه الله)، امت مبعوث نیز جز همین سیر تداومی خط رسالت و امامت چیز دیگری نیست و حرکت در این مسیر بزرگترین هنر و تخلّق ماست.
در متن حدیث آمده است: «إِذَا أَوَى إِلَى مَنْزِلِهِ جَزَّأَ أجزاء عمره الی ثَلَاثَة أَجْزَاءٍ».[2] حضرت ساعات عمر شریف خود را به سه بخش تقسیم فرمودند: ۱. «جزءاً لله تبارک و تعالی»؛ ۲. «جزءاً لنفسه»؛ ۳. «جزءاً لأهله». این شیوه، عالیترین دستورالعمل برنامهریزی برای حوزههای علمیه، دانشگاهها و تمام مراکز علمی و عملی است تا اوقات خود را به این ترتیب سامان بخشند.
هنگامی که از مجالس و آداب معاشرت پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) سؤال شد، بیان گردید که تمام احوال حضرت بر ذکر استوار بود و اهل فضل را بر دیگران مقدم میداشتند. این سیرهای عملی برای اولویتبندی افراد است. در روایات آمده است که با اذن حضرت، اهل فضل را مقدم میداشتند. ایشان خودِ اهل فضل را نیز بر مبنای «عَلَی قَدرِ فَضلِهِم فِی الدِّینِ»[3] درجهبندی میکردند. مراکز علمی (حوزهها و دانشگاهها) باید اهل علم و دانش را مقدم بدارند و ملاک ارزشگذاری، شایستگی علمی و تقوا باشد، نه روابط جناحی و دوستیهای شخصی. اگر ملاک گزینش، تملق و روابط غیرعلمی باشد، انحراف از مسیر عدالت رخ میدهد؛ در حالی که اسلام بر ارزش و فضیلت حقیقی تأکید دارد.
شما فرهیختگان و فضلا که تربیت و سیر و سلوک در دست شما است، گاهی اوقات باید سراغ برخی استعدادها بروید. عالمان دین همواره در متن جامعه حضور داشته و در میان مردم بودند.
نقل شده است که جناب بوعلی سینا برای احوالپرسی به دکان آهنگری یکی از دوستانش رفته بود. کودکی وارد شد و گفت مادرم آتشگیره تنور خواسته است. آهنگر زغال سرخشده را برداشت و گفت ظرفی همراه داری؟ کودک مقداری خاکستر بر کف دست خود ریخت و گفت زغال را روی این خاکستر بگذار و آتش را برد. بوعلی سینا با مشاهده این صحنه، بیدرنگ نزد پدر کودک رفت و خواستار سرپرستی و تعلیم او شد؛ با این استدلال که این کودک در این سن اندک مفهوم نسبت و عایق بودن خاکستر در برابر نفوذ حرارت را درک کرده و صاحب استعدادی است که باید رشد کند. برخی نقل کردهاند که آن کودک همان «بهمنیار» بود. به فرموده مرحوم شهید مطهری، بوعلی کتاب «شفا» را نوشت و بهمنیار کتاب «التحصیل» را تدوین کرد. مرحوم علامه حسنزاده آملی نیز میفرمودند بهمنیار ملخّص و عصارهگوی مطالب شیخالرئیس در آثاری چون «نجات» و «التحصیل» گردید. این واقعه نشاندهنده لزوم شخصیتشناسی و شناخت ظرفیتها بر پایه فضل است.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)، اهل فضل و افرادی را که دارای یک یا دو نیاز بودند مقدم میداشتند. این امر بیانگر لزوم خدمت به نیازمندان است؛ خداوند متعال هرگاه بخواهد به بندهای عنایت ویژهای داشته باشد، برآوردن حاجات مردم را به او واگذار میکند. رفع نیازهای علمی و پاسخگویی به پرسشهای دینی نعمتی بزرگ به شمار میآید.
روایت شده است بانویی نزد حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) آمد و ده پرسش پیدرپی مطرح کرد و حضرت ایستاده پاسخ گفتند. هنگامی که آن بانو عذرخواهی کرد که مبادا مایه زحمت شده باشد، حضرت فرمودند: سؤالاتت را بپرس که به ازای هر پرسش، بر درجات ما افزوده میشود.[4] از این حدیث دانسته میشود که ائمه معصومین (علیهمالسلام) گرچه از حیث نَفْس مستکمله در اوج کمال قرار دارند، اما از حیث نفس الهی هر لحظه در حال تشرف و تفضل هستند.
یکی دیگر از ویژگیهای رسول خدا این بود که: «يُكَرِّمُ كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ»؛[5] حضرت، بزرگان هر قومی را تکریم میکردند. نباید جایگاه بزرگان اقوام را تضعیف کرد؛ بلکه اکرام آنان مقتضای اخلاق نبوی است. روایات مربوط به این سیره در مصادر روایی نظیر بحارالانوار و اصول کافی نقل شده است.