1404/11/19
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /مجلس پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، مجلس صدق
«فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ وَ لَا يُوطِنُ الْأَمَاكِنَ وَ يَنْهَى عَنْ إِيطَانِهَا وَ إِذَا انْتَهَى إِلَى قَوْمٍ جَلَسَ حَيْثُ يَنْتَهِي بِهِ الْمَجْلِسُ وَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ وَ يُعْطِي كُلَّ جُلَسَائِهِ نَصِيبَهُ حَتَّى لَا يَحْسَبُ أَحَدٌ مِنْ جُلَسَائِهِ أَنَّ أَحَداً أَكْرَمُ عَلَيْهِ مِنْهُ مَنْ جَالَسَهُ صَابَرَهُ حَتَّى يَكُونَ هُوَ الْمُنْصَرِفَ عَنْهُ مَنْ سَأَلَهُ حَاجَةً لَمْ يَرْجِعْ إِلَّا بِهَا أَوْ بِمَيْسُورٍ مِنَ الْقَوْلِ قَدْ وَسِعَ النَّاسَ مِنْهُ خُلُقُهُ وَ صَارَ لَهُمْ أَباً رَحِيماً وَ صَارُوا عِنْدَهُ فِي الْحَقِّ سَوَاءً مَجْلِسُهُ مَجْلِسُ حِلْمٍ وَ حَيَاءٍ وَ صِدْقٍ وَ أَمَانَةٍ لَا تُرْفَعُ فِيهِ الْأَصْوَاتُ وَ لَا تُؤْبَنُ فِيهِ الْحُرَمُ وَ لَا تُثْنَى فَلَتَاتُهُ مُتَعَادِلِينَ مُتَوَاصِلِينَ فِيهِ بِالتَّقْوَى مُتَوَاضِعِينَ يُوَقِّرُونَ الْكَبِيرَ وَ يَرْحَمُونَ الصَّغِيرَ وَ يُؤْثِرُونَ ذَا الْحَاجَةِ وَ يَحْفَظُونَ الْغَرِيبَ فَقُلْتُ كَيْفَ كَانَ سِيرَتُهُ فِي جُلَسَائِهِ فَقَالَ كَانَ دَائِمَ الْبِشْرِ سَهْلَ الْخُلُقِ لَيِّنَ الْجَانِبِ لَيْسَ بِفَظٍّ وَ لَا غَلِيظٍ وَ لَا صَخَّابٍ وَ لَا فَحَّاشٍ وَ لَا عَيَّابٍ وَ لَا مَزَّاحٍ وَ لَا مَدَّاحٍ يَتَغَافَلُ عَمَّا لَا يَشْتَهِي».[1]
در جلوس معنوی و ظاهری رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بودیم. در برخی نسخههای حدیث به جای «صِدق»، «صبر» هم دارد. از مهمترین خصلتهای مجلس نبی و رسول خاتم (صلیاللهعلیهوآله) این است که با مجالس دیگر تفاوت دارد. مجالس دیگر خیلی که کمالات داشته باشد، تبادل اطلاعات است. هر کس آگاهیای که دارد، به دیگری منتقل میکند؛ یا به حق، یا به باطل، یا خوب است، یا بد است، یا پسندیده است، یا ناپسند، یا خدای نکرده غیبت و تهمت است و یا انشاءالله ترفیع درجات. تفاوت مجلس پیغمبر (صلیاللهعلیهوآله) با دیگران به تعبیر ما بر اساس این روایت این است که میدان تربیت نفوس است. وزن «فَعَلان» در ادبیات عرب برای کاری استفاده میشود که در آن جهش و نوآوری و تحرک باشد؛ مانند جهان. مصدر «فَعَلان» در آن، جَوَلان و حرکت است. این مجلس گرچه جلوس و نشستن در گوشهای است، ولی بر اساس اقوال و گفتمان نمیچرخد؛ بلکه بر اساس نفوس میچرخد. مجلس انوار الهی و تربیت نفوس است.
ما تربیت نفوس را مستلزم تحقق چند شرط میدانیم: اول اینکه در آن مجلس، امنیت و سلامت تأمین میشود. امنیت وجودی افرادی که گرد رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) نشستهاند، [مشهود بود.] شرط دیگرش، رفع انانیت است. اگر کسی نگاهش به تشخص خودش باشد، هیچ به مقامات نمیرسد، ولی اگر برای این باشد که نبی به او توجه داشته باشد و از نبی کمالات را بگیرد، مناسب است. شرط دیگر این بود که همه، سررشتهی تساوی داشتند. آن سررشته، اتصال به حق بود. در دعای شریف ندبه داریم: «أَيْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَيْنَ الاَرْضِ وَالسَّماء».[2]
وصف دیگر این است که مجلس نبی، مجلس رشد و کمال و ترفیع مدارج و معارج است.﴿إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ﴾.[3] برای همین مجلس صدق است. هر کس صادقانه بنشیند، منفعل از جناب رسول مکرم (صلیاللهعلیهوآله) است و فاعل در دیگران است.
صَدیق را هم به همین جهت صَدیق میگویند؛ چون صادقانه حرف میزند و مهربان است. صداق را هم صداق میگویند، چون با واقعیت همراه است. اگر مهریه بیش از توان باشد، اصلا در شرعیت آن شبهه است. حرف و رفتار صَدیق مطابق هم است و در صداقت و صدقش منافق نیست. دروغگو و دورو نیست. وقتی این کمال به تکرار و کثرت به تعین و تشخص رسید، صدّیق میشود. صِدّیق جز یکی چیز دیگری نیست؛ یعنی کسی که فعلش مطابق با سخنش و سخنش مطابق با فعلش است.[4] به عبارت دیگر کسی که از مرحلهی حرف بدون عمل گذشته است. در قرآن خداوند کسانی را که به سخنان خود عمل نمیکنند، مذمت میکند. ﴿كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ ﴾.[5] صِدّیق، مصداق «یَفعَلُونَ ما یَعلَمُونَ» است. اگر صبر باشد، یعنی مشکلات را تحمل میکنند، تا از آن مرحله خارج شوند.
امانت مجلس اقتضا میکند که حرفهای مجلس که دیگران ظرفیت ندارند، حفظ شود و بیان نشود. انشاءالله درباره امانت توضیح خواهیم داد.