درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1404/09/18

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهم‌السلام)/حلیة النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) /ملاک حقیقی صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) - عدم اختصاص مکان خاص، توسط پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مجالس

 

1- حدیث اخلاقی (حلیة النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله)

در حدیث بسیار با برکت «حلیة رسول الله (صلوات الله و سلامه علیه)» بودیم. به قسمتی رسیدیم که سؤال از جلوس و مجلس حضرت و نشست و برخاست حضرت بود. در این حدیث، عبارت این است: «لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ وَ لَا يُوطِنُ الْأَمَاكِنَ وَ يَنْهَى عَنْ إِيطَانِهَا».[1] حضرت اصرار بر این داشتند که نشست و برخاست‌شان در مجالس، گردان و چرخان باشد. حضرت می‌خواستند حداقل فیض جسمانی‌شان هم به همه برسد. چنانچه دیگران و مطیعین و تابعین دنبال همنشینی حضرت هستند، ایشان هم دنبال همنشینی با آن‌ها است.

1.1- معیّت باطنی، ملاک حقیقی صحابه‌ی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

معمولاً از همنشینی دیگران با حضرت صحبت می‌کنیم، اما از همنشینی حضرت با دیگران کمتر گفته می‌شود. اگر صحبت معیّت، همراهی و همگامی باشد، باید هر دو باشد. و چه‌بسا افرادی که شاید جسم‌شان - نعوذ بالله - کنار حضرت رسول باشد و به حسب ظاهری صحابه باشند، اما به حسب اخلاقی و خُلْق و خُلُقْ و معرفت، صحابه نباشند.

1.2- لزوم معیّت باطنی با امام زمان (علیه‌السلام)

به قول آقایان اهل ادب، مِن باب فَعلَلَ و تَفَعلَلَ. برای همین این عبارت برای من و شما هم صادق است؛ ما الان در زمانی هستیم که متیمن و متبرک به وجود نازنین حضرت امام زمان علیه الصلاة و السلام هستیم.

1.3- تکامل عقول، شرط ظهور امام زمان (علیه‌السلام)

به تعبیر امام سجاد (علیه الصلاة و السلام) که حضرت فرمودند: «وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ (صلى الله عليه و اله) دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ»؛[2] خدایا من تو را شکر می‌کنم که ما را در دوره آخرالزمان قرار دادی. دوره‌ی آخرالزمان، دوره‌ی کمال عقول است؛[3] برای همین تا عقول کامل نشود، ظهور اتفاق نمی‌افتد. پس مقایسه کنیم که الان عقول کامل هستند، یا نیستند؟ برای همین اینجا چنانچه آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، دنبال جُلَسا و جلیس‌ها می‌چرخند، ما هم باید به دنبال این معیّت و همراهی باشیم.

1.4- مرز ایمان و کفر در معیّـت خداوند با مخلوقات

حضرت حق فرمودند: «انا جلیس من جالسنی»؛[4] من با کسی می‌نشینم که او با من بنشیند. همان صحبت معیّتی که امروز در تفسیر هم عرض کردیم که کُفر، ﴿ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ﴾[5] است، اما توحید، «رابِعُ ثَلاثَة»: ﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجْوَى ثَلَاثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمْ﴾.[6] این دو مورد را در بحث تفسیر در مورد اعتقادات مسیحیان، خیلی تبیین کردیم.

1.5- تأثیر مجالست در ایمان انسان

الان عرض من این است که ما در این روایت و از این حدیث شریف استفاده می‌کنیم که همیشه نیاز به مجالست داریم. مجالست‌ها را مراقبت کنیم، دوستی‌هایمان را مراقبت کنیم. «الْمَرْءُ عَلَى دِينِ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ»؛[7] انسان به دین دوستش است. مجالست‌ها اثر دارد. برای همین ما جلوسمان، قعودمان، نشستمان، برخاستمان باید بر ذکر باشد. ذکر را در جلسات گذشته عرض کردیم. ما باید تمرین توجه تام بکنیم.

1.6- پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در جستجوی بیماران باطنی و روحی

این که حضرت به یک وطنی اختصاص پیدا نمی‌کنند، می‌دانید سرّ و رمزش چیست؟ ایشان در یک ناکجا‌آبادی می‌چرخند تا آنهایی را که به همین رمز و راز نیاز دارند، پیدا کنند. برای همین «طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّه»[8] می‌چرخد، تا این جلسا را پیدا کند؛ دنبال همنشین است. همان‌گونه که تشنه دنبال آب می‌گردد، آب هم به دنبال تشنه می‌گردد. گفته‌اند:

آب کم جو، تشنگی آور به دست تا بجوشد آب از بالا و پست[9]

1.7- لزوم اتصال به سرچشمه‌ی آب (خداوند)

اگر ما این‌گونه بشویم و ﴿جَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ ﴾[10] و ﴿مَّاء غَدَقًا ﴾[11] برسیم، «ماء غَدَق» دیگر هیچ انتهایی ندارد، هیچ پایانی ندارد؛ چرا؟ چون سرریز این آب، ﴿إِلَى رَبِّكَ مُنتَهَاهَا﴾[12] و ﴿إِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ﴾ است؛[13] عبارت «الأمر» ندارد؛ بلکه «الأمور» دارد.

1.8- عدم اختصاص مکان خاص، توسط پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

حضرت، اماکن را به خودشان اختصاص نمی‌دادند و نهی می‌کردند از اینکه اماکن خاصی به ایشان اختصاص داده شود.

«وَإذَا انْتَهَى إِلَى قَوْمٍ»[14] وقتی که به یک مجلسی می‌رسیدند، «جَلَسَ حَيْثُ يَنْتَهِي بِهِ الْمَجْلِسُ وَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ »[15] ؛ پایان مجلس می‌نشست و به نشستن در همان مکانی که جا هست، امر می‌فرمود. همان‌گونه که در مَثَل معروف گفته‌اند: «شرف المکان بالمکین»، [بزرگی و جایگاه والا هم با محل نشستن به دست نمی‌آید؛ بلکه باید خود انسان، آن را کسب کند.]

1.9- خاطره‌ای از مجلس ترحیم در قم

در زمان سابق که مجالس ترحیم در قم برای بزرگان گرفته می‌شد، در مسجد امام حسن عسکری (علیه‌السلام) برگزار می‌شد. شب در محضر حضرت علامه حسن‌زاده - جانم به قربانشان - بودیم، ختم یکی از بزرگان بود. ایشان فرمودند: «آقا می‌خواهیم به مسجد امام حسن عسکری (علیه‌السلام) برویم، برای مجلس ختمی دعوتمان کردند. در معیت ایشان آمدیم - چه صفایی داشت، چه صفایی داشت! - آمدیم در مجلس شرکت کردیم، آمدیم در کنار مجلس نشستیم، مجلس هم تقریباً پر بود. بعد وقتی که خواستیم برویم، بعضی از این کسانی که غیر متخلق‌اند، برای سبقت گرفتن از این که کدام یک جلوتر بروند، حالا نگوییم کفش‌های همدیگر را بلکه همدیگر را لگد مال می‌کردند. نعوذ بالله من سیئات اعمالنا و شرور انفسنا.

1.10- لزوم مراقبت از اعضای بدن برای درک مقام همنشینی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

به خاطر این است که آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) خاضعانه و متواضعانه در پایان مجلس می‌نشستند. و این است که ایشان هم این‌گونه دنبال جلیس می‌چرخد؛ نه جلیسی که خدای ناخواسته هرگونه راه برود، هرگونه حرف بزند، مراقب زبان نباشد. چون این زبان، انسان را اسیر می‌کند.

1.11- یکی از خصوصیات «عباد الرحمن»

﴿وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا﴾.[16] این عباد الرحمن، سبک راه می‌روند و دنبال این می‌چرخند. الحمدلله، ان‌شاءالله تبارک و تعالی همه‌ی من و شما به این حقیقت نائل شویم.

 


[1] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص285.
[2] الصحيفة السجادية - ط الهادی، ترجمه غرویان، محسن؛ ابراهیمی‌فر، عبدالجواد، ج1، ص34.
[3] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج1، ص25.
[4] الجواهر السنية، الشيخ حرّ العاملي، ج1، ص191.
[5] سوره مائده، آيه 73.
[6] سوره مجادله، آيه 7.
[7] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص642.
[8] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص96، خطبه 108.
[9] مولانا، مثنوی معنوی، دفتر سوم، بخش 151، بیت شماره 9.
[10] سوره انبیاء، آيه 30.
[11] سوره جن، آيه 16.
[12] سوره نازعات، آيه 44.
[13] سوره بقره، آيه 210.
[14] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص285.
[15] عيون أخبار الرضا(ع)، الشيخ الصدوق، ج2، ص285.
[16] سوره فرقان، آيه 63.