1404/09/10
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: سیره اخلاقی معصومین (علیهمالسلام)/حلیة النبی (صلیاللهعلیهوآله) /ذکر خداوند
«... قَالَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَجْلِسِهِ فَقَالَ كَانَ (صلیاللهعلیهوآله) لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْرٍ ...».[1]
در حدیث شریف اوصاف آقا رسول الله (صلوات الله و سلام علیه) به نقل حضرت امام حسین (علیهالسلام) از حضرت امیرالمومنین (علیهالسلام) بودیم؛ حدیثی که هم شأن نزولش راجع به امام است، هم راوی امام است، هم مسئولٌعنه پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است و هم سؤال از امام است. از احادیث مغتنم است. در این عبارت بودیم: «و سألته عن مجلسه». حضرت امام حسین (علیهالسلام) فرمودند: من از نشست و برخاستهای حضرت رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) از پدرم – امیرالمؤمنین (علیهالسلام) سوال کردم. ایشان فرمودند که نشست و برخاستشان بر اساس استغفار بود: «فقال کان صلوات الله و سلام علیه لا یجلس و لا یقوم إلّا علی ذکر»؛ ایشان طوری بود که وقتی که میخواستند نشست و برخاست داشته باشند، به ذکر بود.
من همینجا یک توضیحی محضرتان عرض کنم؛ ذکر، یعنی انسان توجه کند به یک حقیقتی که آن حقیقت، مبدأ همه موجودات است. این اصل ذکر است، این ذکر حقیقی است. حالا این ذکر حقیقی، ذکر لفظی هم دارد. بعد از آن، الفاظی بگوید که سبب آن اتصال یا بیان حقیقت آن اتصال باشد.
انشاءالله اگر خواستید الفاظمان و کلاممان و ذهنمان متیمن به بعضی از اذکار باشد، عزیزان من بعضی از اذکار به انسان حیات میدهد. ما متیمن و متبرک به حیات هستیم. ذکر «یا حَیُّ یا قَیّوم»، اِشراف دارد. اگر ما متعبد به این جهت باشیم که هرچه که داریم، از او داریم، ذکر هم به ما حیات میدهد.
نعوذ بالله من سیات أعمالنا و شرور أنفسنا؛ کسی محضر امام صادق (علیه الصلاة و السلام) رسید. گفت: «آقا جان این مسلمانان در نماز ذکر «بحول الله و قوته أقوم و أقعد» میگویند؛ چرا باید این ذکر را بگوییم؟ من که الآن سالم هستم، میبینم که خودم دارم بلند میشوم و برمیخیزم؛ چرا باید ذکر«بحول الله و قوته أقوم و أقعد» بگویم»؟ حضرت فرمودند: «اینگونه حرف نزن و منتسب به خودت نکن». باز دو مرتبه حرفش را تکرار کرد. بعد دیدند که بقیه بلند شدند؛ ولی این نمیتواند بلند بشود. نعوذ بالله من سیات أعمالنا و شرور أنفسنا. بعد به حضرت متوسل شد. حضرت فرمودند: «تا آن سررشته از نفس تو به حضرت حق متصل نشود، تو نمیتوانی بلند شوی. از آن گفته استغفار کرد و دو مرتبه ذکر را گفت و بعد دید که میتواند بلند بشود. روایتش در کافی هست و در مجامع روایی ما هست.
همه کسانی که الان در محضرشان هستیم و کسانی که از فضای مجازی مباحث رو دنبال میکنند، حتماً این ذکر شریف «یا حی و یا قیوم یا من لا اله الا انت» را زیاد تکرار بکنید. این ذکر باعث میشود که ما متوجه به یک حقیقت مُحیی و حَیّ بشویم و به این حقیقت برسیم که او دست اندرکار همه هست.
بحمدالله رب العالمین اهل دعای عهد هستید. اینکه ما در هر روز میگوییم: «اَللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي»،[2] برای این است که عقد و عهد و بیعتمان را تجدید کنیم. یکی از دلایل خواندن این دعا هم همین است که ما به مظهر حیاتمان توجه داشته باشیم؛ چون اگر حجت خدا نباشد، زمین اهلش را در خود فرو میبرد؛ «لَولا الحُجَّةُ لَساخَتِ الأَرضُ بِأَهلِها».[3] تمام زمین و زمان متصل به حضرت است. «أَيْنَ اَلسَّبَبُ اَلْمُتَّصِلُ بَيْنَ اَلْأَرْضِ وَ اَلسَّمَاءِ».[4] ایشان این حقیقت است و ما باید به این توجه داشته باشیم.
در روایت داریم که اِکثار (زیاد گفتن) ذکر «یا حیّ یا قیّوم»، باعث حیات قلب میشود، باعث بیداری قلب و باعث حفظ قلب میشود.
یادی کنم از استادمان علامه حسنزاده (رحمهالله) - خدا درجاتشان را متعالی کند - وقتی که این ذکر را حضرت استاد (قدس الله نفسه)، بحمدلله رب العالمین به اشراف ایشان چندین اربعین برگزار شد، شاید چند سال اربعین های مختلفی در این ذکر را گزارش میدادم، فرمودند: «آقا جان من از ۸۶ مرتبه کمتر نباشد». به ایشان عرض کردم ۱۰۰ مرتبه چطور؟ فرمودند: «100 مرتبه عدد یقینی است. 100 مرتبه این ذکر را بگویید». بعد به ایشان گفتم که آقا در روایات، اکثار در ذکر یا حی یا قیوم آمده است. ایشان فرمودند: «مؤید این ۸۶، آیه: ﴿لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ فِي مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍ﴾[5] در قرآن است». در موردهای کثرت قرآن، ایشان فرمودند: «در روایت داریم که «فی مواطن کثیرة» ۸۶ مورد از جنگهای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) است که ذات باریتعالی آقا رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) را مورد حمایت قرار دادهاند».[6] انشاءلله این ذکر را داشته باشید. اربعینهای مختلف بگیرید.
این ایام را و همهی ایام را، به خصوص که ایام پاییز و بالاخص شبهای زمستان که میآید، بهار اولیای الهی است. انسان به همه چلهها میتواند برسد.
حالا در محضر حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) این حقایق بزرگان را یادآوری میکنیم؛ یک چلهای بود که ذکر سنگینی بود و زمان زیادی میبرد. به حضرت استاد (قدّسالله نفسه الزکیة) عرض کردم که این ذکر، خیلی زمان میبرد. فرمودند: «آقا جان شبهای بهاری را انتظار بکشید. ما دو نوع شبهای بهاری داریم؛ شبهای بهاری جسمانی داریم که از ایام فروردین شروع میشود و شب های بهاری اولیایی داریم که برای شب های زمستان است». و همینگونه هم بود. برای چندین ساعت طول میکشید. بعد دیدیم در شبهای زمستان باید انجام بشود. الحمدلله رب العالمین.
در این جملهای که پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نشست و برخاستشان بر ذکر بود، این ذکر، هم ذکر لفظی بود و از همه مهمتر ذکر قلبی و ذکر وجودی بود که وجودشان را متصل میدانستند و در حال ذکر بودهاند؛ چون کسی که «وَجیهاً عِندَ اللهِ» است و ﴿وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ﴾،[7] قطعا باید اینگونه باشد. انشاءلله امیدواریم که ذات باریتعالی، امور همه من و شما را به خیر مقدر کند و انشاءالله به خیر هم مقدر خواهد کرد.