1404/02/28
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: اخلاق ولایی/محبت /آثار محبت معصومین (علیهمالسلام) بعد از مرگ
آثار محبت معصومین (علیهمالسلام) بعد از مرگ
بحمدالله رب العالمین در احادیث محبت بودیم. در این حدیث شریف بودیم که رسول مکرم اسلام (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: «حُبِّي وَ حُبُّ أَهْلِ بَيْتِي نَافِعٌ فِي سَبْعَةِ مَوَاطِنَ أَهْوَالُهُنَّ عَظِيمَةٌ عِنْدَ الْوَفَاةِ وَ فِي الْقَبْرِ وَ عِنْدَ النُّشُورِ وَ عِنْدَ الْكِتَابِ وَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ عِنْدَ الْمِيزَانِ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ»؛[1] محبت از دنیا شروع میشود؛ ولی به دنیا ختم نمیشود. آثار محبت که مودت است، در عوالم دیگر متجلی است. گامهای محبتی انسان در این دنیا، باعث گامهای انسان در عوالم دیگر میشود. در مسائل معرفتی مبرهن است که عوالم در طول یکدیگر هستند. هرچند عوالم عرضی هم زیادند، ولی همهی این عوالم عرضی، در حکم یک نقطه برای عوالم بعدی است.
اولین عالم، عالم انتقال از این عالم به عالم دیگر است که از آن تعبیر به «وفات» شده است.
دومین عالم، «موطن قبر» است. موطن، جایی است که بطون و خفا دارد و هم آرامش دارد. قبر اصطلاحی هم مصداقی از آن قبر است.[2] قبر تقریبی است، نه تخصیصی.
«و عند النشور»؛ سومین عالم، عالم نشور، یعنی موقع زنده شدن است.[3] خداوند در مورد زنده شدن اموات میفرماید: ﴿يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ﴾.[4] این مراحل ادامه دارد و هست که هست.
وقتی نامهی عمل در حال تقسیم شدن است. خدای متعال در قرآن میفرماید: ﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ﴾.[5] زمان دادن نامهی اعمال مؤمنین به دست راست آنها برای لحظهی کارسازی محبت است. تقسیم کتابهای اصحاب الیمین و ابرار و مقربین، به دست صاحبان مودت است. شاید عدهای از مؤمنین و مؤمنات، مقسّم و قاسم و تقسیمکنندهی نامههای دیگران و پیامآوران برای دیگران باشند. این بیان و این تفسیر، از آیهی ﴿هُمْ دَرَجَاتٌ﴾[6] (بعضیها خودشان درجه هستند) و ﴿لَّهُمْ دَرَجَاتٌ﴾[7] (بعضیها برایشان درجه است) استفاده میشود.
﴿فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ﴾،[8] ﴿فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا﴾.[9] ابوبصیر میگوید که از امام صادق (علیهالسلام) سؤال کردم که مصداق این آیهی شریفه، چه کسانی هستند؟ فرمودند: «هُوَ عَلِیٌّ (علیهالسلام) وَ شِیعَتُهُ یُؤْتَوْنَ کِتَابَهُمْ بِأَیْمَانِهِمْ»؛[10] امیرالمؤمنین (علیهالسلام) و شیعیان ایشان از مصداق این آیه هستند. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در تفسیر کلمهی «حسنه»، که در آیهی شریفهی ﴿مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ﴾،[11] آمده است، میفرمایند: «الحسنة مودتنا أهل البيت والسيئة عداوتنا أهل البيت»؛[12] این حسنه، بودن با ما در دنیا و آخرت است.
میزان، اهلبیت (علیهمالسلام) هستند. در سلام بر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) داریم: «السَّلامُ عَلى مِيْزانِ الاَعْمالِ».[13] انسان به همین مودّت ختم میشود.
این محبت و مودت، عامل عبور «عند الصراط» است. جواز از صراط جز این محبت و مدت اهلبیت (علیهمالسلام) چیز دیگری نیست؛ به همین جهت هر روز در نمازها میخوانیم: ﴿اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ﴾.[14]
ما یک نکتهای در این حدیث شریف داریم و آن این است که موطنهای بیان شده در حدیث، موطن ترتیبی و منطقی میدانیم. اینها منازلالسائرین است. طواف، هفت شوط است و مراحل سیروسلوکی متوسط – بنابر نظر عدهای از اهل معرفت - هفت مرحله است.
هفت شهر عشق را عطار گشتما هنوز اندر خم یک کوچهایم.
اگر کسی در مرحلهی اول احوالش به هم ریخت و به هول رسید، جزو مردودیها است. نظام وجود، متصل به هم است. مراقبت را از حقارتها شروع کنید. رزقنا الله ایانا و ایاکم که برسیم به مرحلهای که به فضل الهی بتوانیم به عنایت اهلبیت (علیهمالسلام) بگذریم.