1404/02/09
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: الگوهای اخلاقی/حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) /مقام شأنیت حضرت معصومه (سلاماللهعلیها)
در محضر حضرت معصومه سلام الله علیها هستیم، نزد نزدیکترین مکان به مضجع شریف ایشان هستیم. از همه کسانی که آرزوی سلام بر ایشان دارند، چه سلام دادهاند و چه ندادهاند، از طرف همه آنها عرض میکنیم: «السلام علیک یا فاطمه یا بنت رسول الله و یا بنت موسی بن جعفر» سلام الله علیهم اجمعین. ماه ذیالحجه است. دیروز در جلسه درس محضرتان عرض کردم اربعین کلیمی را از دست ندهید، برنامهریزی کنید. نفس ما مرکب سیر و سلوک ماست و این سیر و سلوک ما به وسیله شب و سحر و مراقبت و مواظبت تأمین میشود. انشاءالله برای این جهت، برنامهریزی کنیم که «إِنَّ اَلْوُصُولَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ سَفَرٌ لاَ يُدْرَكُ إِلاَّ بِامْتِطَاءِ اَللَّيْلِ».[1] این تعبیر امام عسکری علیه السلام، تعبیر مهمی است. شب و سحر داشته باشید، برنامهریزی داشته باشید.
در درس شرح اسماء الهی محضر شما عزیزان عرض کردیم، این توجه الی الحق را نهادینه کنید. و وقتی که شما توجه الی الحق را نهادینه کردید، نتیجه این میشود که شما به جایی میرسید که انشاءالله تبارک و تعالی وجه الهی هم متوجه شما میشود. نکته دقیقی است، این را دنبال کنید.
معنی اربعین یعنی توجه از این جا به آن جا، و توجه از کثرت به وحدت، و رسیدن به وحدت به وسیلهی انسی که شما با حالات خودتان دارید. و بحمدالله رب العالمین خدا به کرامتش به من و شما آن قدر اطمینان کرده که من و شما را به کمالات خودمان واگذار کرده است.
البته این غیر از آن دعایی است که «اَللَّهُمَّ لاَ تَكِلْنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً»؛[2] در آن جهت باید بگوییم خدایا ما را واگذار نکن. اما چون شما مورد توجه حضرت حق بودید، سرنوشت خودتان را به خودتان واگذار کرده است. ما بارها این نکته را نوشتیم، در الهی نامه هم عرض کردیم، گفتیم: «الهی صد هزار مرتبه شکر که سرنوشت را میشود از سر نوشت»؛ منتها از سر نوشتن آن این است که به قول معروف از اول خط و از سر خط و نقطه شروع کنیم. میدانید که خط آغازش نقطه است؛ از سر نوشت را از نقطه شروع کنیم و این نقطه هم جز نقطهی نفسانی شما چیز دیگری نیست.
و این تعبیر حدیث شریف راجع به حضرت معصومه سلام الله علیها: «مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ اَلْجَنَّهُ»؛[3] این را خیلی دنبال کنید. قضیهی منفصله، یک قضیهی شرطیهی متصله در آن بسیار معارف نهفته است. چون میدانید قضایای شرطیهی متصله، علت و معلول را بیان میکند؛ مقدم علت و تالی معلول است و علت و معلول همیشه از همدیگر جدا نیستند. «من زارها عارفاً بحقها»، این مقدم علت شد و نتیجه و تالی هم «فله الجنة» شد.
یک وقت میگوییم بهشت برای او تجویز میشود، میگویند آقا بفرمایید و وارد بهشت شوید؛ نه، یک وقت هم هست که بهشت برای او ضرورت پیدا میکند. عرض ما در بیان حدیث فوق این است که کسی که به مرحله معرفت حضرت معصومه سلام الله علیها برسد، به یک مرحله میرسد که بهشتساز میشود. این را حتماً به یادگار داشته باشید. و مؤمن تا اراده نکند و نخواهد از این دنیا نمیرود و وقتی اراده میکند و میرود که قطعاً منزلش تبدیل به منزل وسیعتر میشود و این همان ضرورت بهشت است.
حالا آن چیزی که خیلی مهم است، راهکار علمی و عملی چیست که اینگونه باشیم؟ عزیزان من، شبانهروزی نگذرد، چه در قم هستید و چه در جای دیگر هستید، سلام بر حضرت را نهادینه کنید؛ چه در قم، چه در شهرستانها میروید، رو کنید به طرف قم، سلام به حضرت را نهادینه کنید؛ چه از قریب، چه از بعید. این اولین کاری است که باید انجام دهیم.
و دوم تقاضا میکنم به این مطلب دقت کنید، به شأنیت حضرت هم توجه کنید. «فَاِنَّ لَكَ عِنْدَ اَللَّهِ شَأْناً مِنَ اَلشَّأْنِ»؛[4] ﴿كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ﴾؛[5] یکی از شرح اسماء این است که «کل یوم هو فی شأن»؛ خود این عبارت خودش یک اسم است. حالا ان شاء الله به این مطلب خواهیم رسید. معنای این شأنیت این است که آن خصوصیاتی که برای حضرت حق شناخته شده است و وجود دارد و ما نمیشناسیم، با اینکه ما شعبهای از وجود هستیم، در خودمان ساری و جاری کنیم.
اگر قرار باشد ما تصویری داشته باشیم، الان دیگر این تصویر خیلی راحت میشود: شما در منزل شیر آب را باز میکنید، میبینید آب داخل خانه شما میآید. این آب از کجا میآید؟ از آن سرچشمههایی که به قول معروف تا این رود با صخرهها و سنگها مبارزه نکنند، هیچ موقع خروشان و ساری و جاری نمیشود. آب باعث حیات خانه من و شما نمیشود، یا تا رعد و برقها نیاید، این آسمان باران ندارد. تا آسمان باران نداشته باشد، زمین ﴿وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً﴾[6] نمیشود.
ما الان در تحت اشراف شأنیت باری تعالی هستیم به وسیله مظاهر «یا من له شأن من الشأن»، و یکی از اینها وجود نازنین حضرت معصومه سلام الله علیها است. شأنیت خودتان را با ایشان بسنجید و با این شأنیت « ما مِن حَرَكَةٍ إِلاَّ وَأنتَ مُحْتَاجٌ فِيهَا إِلَى مَعْرِفَةٍ »[7] پیش بروید. و این با درس خواندن میسر نمیشود، گرچه که میشود، و این با عبادت میسر نمیشود گرچه که میشود؛ این تأمین میشود با همین که ما با حضرت سنخیت پیدا کنیم.
نعوذ بالله من سیئات اعمالنا و شرور انفسنا، چه بسا کسانی که در کنار ضریح باشند و دور ضریح باشند و در قم باشند و همسایه دیوار به دیوار باشند، اما مورد توجه حضرت نباشند. «پیش منی در یمنی»؛ و چه بسا کسانی که به قول شما با این ضرب المثل و همه، چه بسا در یمن باشد و در پیش من. محبت کنید و این قرب و بُعد را بسنجید. همیشه به حضرت سلام بدهید، به حضرت متوسل بشوید.
حضرت علامه حسنزاده جانم به قربان شان فرمودند: مرحوم جناب ملا صدرا در مسئلهی اتحاد عاقل به معقول گیر کردند، خیلی حرف دارد، خیلی عجیب است؛ میتوانیم بدون اغراق بگوییم بحث اتحاد عاقل به معقول، یکی از اصول معرفتی جهان اسلام است. ایشان گیر کرد و دید که این مسئله حل نمیشود. یک شب جمعهای از کهک به محضر حضرت پیاده آمد و به ایشان متوسل شد. وقتی که برگشت، رسالهی اتحاد عاقل به معقول بر او اِشراب شد.
«و الحق أن فاض من القدسی الصور/ و إنما إعداده من الفکر».[8]
[اگر در مسائل علمی به ایشان متوسل شوید،] شما برای هیچ سؤالی بدون پاسخ نمیمانید. این را تمرین کنید.
و معنای اربعین این است که انشاءالله امیدواریم خداوند به همه من و شما به واسطهی این وسیلهای که ﴿وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ﴾[9] که حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) هستند، به ماها توجه کنند. و برای اطمینان خاطرتان عرض میکنم چه ایشان و چه حضرات معصومین دیگر، این بزرگواران خدمههای سیر و سلوکی دارند که کارهای اینها را انجام میدهند. ماشاءالله امیدواریم که خدا توفیق بدهد. اگر خودشان عنایت فرمودند. ما برایشان تکلیف مشخص نمیکنیم؛ ما بندگی به شرط مزد نمیکنیم، اما خواجه خود شرط بندهپروری میداند، خودشان میدانند؛ اگر صلاح دانستند. استعدادی را پیدا کردند، انشاءالله نفوس همهی من و شما به این مرحله برسد.