1403/10/29
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: اخلاق فردی/ادب /جایگاه ادب - اقسام ادب
در حکمت 54 نهجالبلاغه بودیم که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در توصیههای اخلاقی فرمودند: «وَ لاَ مِيرَاثَ كَالأدَبِ»؛[1] هیچ ارث و میراثی مانند ادب نیست. عنایت دارید که میراث، گاهی میراث جسمی و طبیعی است؛ مانند اینکه پدری برای فرزندان ارث میگذارد و گاهی میراث، میراث معنوی است؛ چنانچه در روایات داریم: «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ».[2]
دانشمندان از پیامبران ارث میبرند. در این فرمایش به مهمترین میراث بشر اشاره دارد که ادب است. ادب، یعنی اینکه انسان حد و حدود اشیاء را طوری رعایت کند که به حریم دیگران تعدی نداشته باشد. برای همین، ادب از مهمترین سرمایههای بشر است. در ضربالمثلها داریم که «ادب مرد به ز دولت اوست». در این روایت، حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند: «ادب، میراثی است که همانند ندارد و منحصر به فرد است».
ادب، یعنی رابطهی سالم بین خود و خدای خود، بین خود و خویشتن خود، بین خود و امام خود و بین خود و همنوع خود. ادب را باید آموخت و تعلیم و تعلم کرد. در مسائل تربیتی باید به آن پرداخت.
مهمترین ادب، ادب نفسانی است. «كَفَاكَ أَدَباً لِنَفْسِكَ اجْتِنَابُ مَا تَكْرَهُهُ مِنْ غَيْرِكَ»؛[3] در مقام تأدیب نفس همین بس که ادب نفسانی را طوری رعایت کنی که از دیگران میپسندی.
در مقابل ادب، بیادبی است. به جناب لقمان گفتند: «ادب را از که آموختی؟» گفت: «از بیادبان». بیادبی، ورود به منطقهی ممنوعهی حدود دیگران است؛ حتی ورود به منطقهی ممنوعهی خویش است. مجاز نیستیم که هرچه میخواهیم انجام دهیم. حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در جملهی دیگری فرمودند: «أفضل الأدب أن يقف الإنسان عند حدّه و لا يتعدّى قدره».[4] بهترین ادب، این است که انسان بر حد و حدود خودش بایستد و پایش را از گلیم خودش درازتر نکند.
یکی از نشانههای ادب این است که وقتی که یک زشتی در دیگری دید، از آن صفت زشت فاصله بگیرد. ادب در گفتار و کردار است. همه در ادب تحقق دارد. باید تمرین ادب کنیم.
اولین ادب، ادب مع الله است. در ماه رجب، تمرین ادب مع الله کنیم. حضرت علامه حسنزاده (جانم به قربانشان) فرمودند: «آنچه که خدا میدهد، به ادب میدهد». ادب با خدا را در شب و نیایش و سحر و استغفار و توبه رعایت کنیم. افسارگسیخته نباشیم و هر کاری را انجام ندهیم.