درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1401/03/17

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: اخلاق فردی/ اخلاق اجتماعی/شکر /موارد شکر

 

1- نمونه‌هایی از الطاف خداوند به بندگان خود

خدا را شاکریم که در محضر آیات و روایات هستیم. حدیث امروز، مرحوم ابن‌فهد در عدةالداعی و علامه مجلسی رحمه‌الله در بحارالأنوار نقل کرده‌اند. حدیثی است که می‌شود برای آن در مقامات و منازل سیر و سلوکی، رساله‌هایی نوشت. عالم بر اساس عدل می‌چرخد. نهادینه کردن عدل، به قانون انصاف است. قانون انصاف، به نسبت‌سنجی بین خود و دیگران است. اگر در این نسبت‌سنجی به خطا نرویم، اهل انصاف خواهیم بود. انصاف، متعلقات گوناگونی دارد؛ انصاف نسبت به خود، نسبت به دیگران، نسبت به خدا، نسبت به امام و رهبر و کسانی که با آنها مأنوس هستیم. قانون انصاف، قانون عام است. حضرت حق در یکی از خطاب‌های‌شان به جناب داوود (علیه‌السلام)، نکاتی می‌فرمایند. خوب است در این‌گونه خطابات تأمل شود؛ به خصوص خطاب خاص به هر پیامبر.

عدة الداعي روى الحسن بن أبي الحسن الديلمي، عن وهب بن منبه قال: «أوحى الله تعالى إلى داود عليه السلام يا داود ... وقال سبحانه: أهل طاعتي في ضيافتي وأهل شكري في زيادتي وأهل ذكري في نعمتي وأهل معصيتي لا أؤيسهم من رحمتي، إن تابوا فأنا حبيبهم وإن دعوا فأنا مجيبهم وإن مرضوا فأنا طبيبهم، أداويهم بالمحن والمصائب لأطهرهم من الذنوب والمعايب».[1]

انصاف، باعث نعمت است و نعمت، شکر دارد و نعمت، زیادت دارد. انسان‌ها نسبت به حضرت حق، یا اهل طاعت هستند و یا اهل معصیت. در پایان سوره بقره در قسمتی از آیه‌ی «آمن الرسول»، این عبارت است: ﴿وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا﴾.[2] تکلیف خدا بر اساس توانایی‌هاست. هیچ تکلیفی، بدون طاقت و توانایی صادر نمی‌شود. تکلیفی را که خداوند صادر می‌کند، دوست دارد صاحبانش مطیع باشند. اطاعت، هرچه زودتر، بهتر. همان‌طور که انتظار والدین، زود جواب دادن و اطاعت فرزند است، حضرت حق نیز همین است.

1.1- رفتار خداوند با اهل طاعت

«أهل طاعتی فی ضیافتی»؛

اهل طاعت من در مهمان‌خانه‌ی من هستند. این پذیرایی، خاص است. رحمانیت خدا پذیرای همه است و رحیمیت برای هر کس نیست.

1.2- رفتار خداوند با اهل شکر

«و أهل شکری فی زیادتی»؛

کسانی که اهل شکر باشند، در زیادتند. اهل طاعت در ضیافتند.

1.3- رفتار خداوند با اهل ذکر

«و أهل ذکری فی نعمتی»؛

اهل ذکر من در نعمت من هستند.

1.4- رفتار خداوند با اهل معصیت

1.4.1- مأیوس نکردن آن‌ها از رحمت خداوند

«و أهل معصیتی لا أؤیسهم من رحمتی»؛

اهل معصیتم را از رحمت خود مأیوس نمی‌کنم. چرخش روزگار بر اساس ضیافت، زیادت، نعمت و رحمت است. این چند چیز، جهان را اداره می‌کند.

1.4.2- محبت خداوند در برابر توبه‌ی آن‌ها

«إن تابوا فأنا حبیبهم»؛

اگر برگردند، من دوست‌ آنها هستم

1.4.3- استجابت دعای آن‌ها

«و إن دعوا فأنا مجیبهم»؛

اگر مرا بخوانند، اجابت‌شان می‌کنم. اگر دعا کنند، اجابت می‌کنم. دعای بی‌اجابت نیست. آنها را ردّ نمی‌کنم.

1.4.4- درمان گناهان آن‌ها با ابتلاءشان به مشکلات

«و إن مرضوا فأنا طبیبهم أداویهم بالمحن و المصائب».

«يَا طَبِيبَ مَنْ لاَ طَبِيبَ لَهُ».[3] اگر مریض شوند، با محنت و مصیبت، درمان‌شان می‌کنم.

شتری مریض شد، با آهن داغی، مریضی‌اش را درمان می‌کردند. آقا رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شاهد بودند و فرمودند: «همان‌طور که این شتران داغ می‌شوند، انسان هم اگر معصیت کرد، باید با مشکلات، لذت‌هایش ذوب شود».

«لأطهرهم من الذنوب و المعایب»؛

این ایجاد مشکلات برای آنها به خاطر این است که آنها را از گناهان و عیوب پاک کنم.

1.5- توصیه به شکر نعمت و حمد خداوند در اربعین کلیمی

در ایام ذی‌العقده‌ایم و در اربعین کلیمی هستیم. در این ایام به تناسب حال‌تان، اربعینی داشته باشید. شکر نعمت داشته باشید. اولین اربعین، اربعین توجه به نعمت باشد. ذکرِ «الحمدلله‌رب‌العالمین» را داشته باشید.

1.6- مقدار حمد روزانه‌ی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، روزی 360 مرتبه می‌گفتند: «الحمدلله‌رب‌العالمین».[4] زیادت مردم به ضیافت‌خانه‌ی رسول مکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است؛ به خصوص این ماه که متیمن به اولاد آقا رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

1.7- شعر استاد در ماه ذی‌قعده و مناسبات دهه‌ی کرامت

ماه ذی‌قعده، ماه ولادت فرزندان موسی‌بن‌جعفر است

اول ماه، ولادت دختر موسی‌بن‌جعفر است.

هفتم ماه، ولادت احمدبن‌موسی‌بن‌جعفر است

دهم، ولادت علی‌بن‌موسی‌بن‌جعفر است

1.8- شکر از واسطه‌ها، مصداق شکر خداوند

شکر که این بزرگان، واسطه‌ی فیض الهی هستند. شکر، فقط از خدا نیست. در کتاب کافی، باب شکر در روایتی آمده است: «أَشْكَرُكُمْ لِلَّهِ أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ».[5] در روز قیامت، عده‌ای محشور می‌شوند که می‌گویند: «خدایا! ما تو را شکر کردیم»؛ ولی به آنها می‌فرمایند: «خیر، شکر نکردید؛ چون از واسطه‌ها تشکر نکردید و شکر ما را هم انجام ندادید».[6] باید شاکر واسطه‌های فیض الهی باشیم.

رب أنعمت فَزِد.

﴿فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾[7] ، ﴿وَلَهُ الْكِبْرِيَاء فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ﴾.[8]

ان‌شاءالله اهل عدل و انصاف و شکر گزاری باشیم.

 


[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج74، ص42.
[2] سوره بقره، آيه 285.
[3] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص94.
[4] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص503.
[5] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص99.
[6] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص99.
[7] سوره جاثیه، آيه 36.
[8] سوره جاثیه، آيه 37.