درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1401/03/03

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/عدل /آثار عدل

1- عدل

حدیث شریف امروز در نهج البلاغه‌ی شریف است. در احادیث عدل بودیم. اینکه چطور عدل را در زندگی علمی و عملی خود پیاده کنیم؟ هر شخصی و هر عالمی، نیاز به عدل دارد.

1.1- خصوصیات بهترین بندگان خدا

1.1.1- ملزم‌کردن خود به عدل

حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند:

«قَدْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ الْعَدْلَ، فَكَانَ أَوَّلَ عَدْلِهِ نَفْيُ الْهَوَى عَنْ نَفْسِهِ، يَصِفُ الْحَقَّ وَيَعْمَلُ بِهِ».[1]

وقتی شخص با تقوا را می‌خواهند توصیف کنند - که انسان مؤمن، موفق‌ترین انسان نیز هست - می‌فرمایند: «انسان مؤمن، کارش این است که عدل را بر خودش الزام کرده است و بر نفس خود واجب کرده است که عدل را بپذیرد». باید در زندگی نسبت به عدل، الزام داشته باشیم. از کنار موضوع عدل، گذرا نگذریم. برنامه‌ریزی کنیم. نه برنامه‌ی یک روزه و دو روزه، بلکه برنامه‌ی چند ساله. ملازمت با عدالت و برنامه را برای نفس، نهادینه کنیم.

1.1.2- دور کردن هوا از نفس، اولین مرحله‌ی عدل

بعد در ادامه فرمودند: «اولین مرحله‌ی عدل این است که انسان، هوا را از خودش دور کند». چطور هوای‌ آلوده، جسم را آلوده می‌کند؟ هوای نفس هم، روح را آلوده می‌کند. نفی هوا چطور است؟

1.1.3- توصیف حق و عمل بر طبق حق

حضرت به ترتیب بیان می‌کنند: «این نفی هوا در این است که انسان، حق را بیان می‌کند و بر اساس حق، رفتارش را تنظیم می‌کند». بر اساس توهم و تخیل حرکت کردن، به انسان، آسیب می‌زند. دارایی‌ها و دانایی‌های خودش را بسنجد. بر اساس ظرفیت وجودی خودش، رفتارهای علمی و خانوادگی خودش را تنظیم کند.

2- توصیه به عمل بر اساس واقعیات، نه توهّمات

یکی از آسیب‌های خانواده‌ها که روان‌شناسان باید تحلیل کنند، این است که برخی افراد، توهم‌زا هستند. بر اساس تخیلات و توهمات حرکت می‌کنند و به جایی نمی‌رسند. انسان باید بر اساس واقعیت پیش برود. برای معرفت نفسانی و شخصیت‌شناسی خود، لوح تربیتی و اخلاقی برای خود داشته باشیم. صفحه‌ی دفتر، یا ذهن، یا دستگاه‌های جدید را تنظیم کنیم و صفات خوب و بد را در آن بیاوریم و نسبت خود را با آن بسنجیم. اولین گام در نهادینه کردن عدل این است که هواپرستی نداشته باشیم. اگر هوا را از خود دور کردیم، خدا در ما طلوع می‌کند. خدا در نفس ما‌ طلوع کند. خدا تکویناً در وجود ما هست، ولی باید تشریعاً بیاید. غنچه‌های نفسانی در وجود ما در حال شکوفا شدن است؛ بگذاریم شکوفا بشود. اگر هوا آمد، این غنچه‌ها باز نمی‌شود و از بین می‌رود.

 


[1] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص68، خطبه 87.