درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1401/03/01

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/فضائل اخلاقی/عدل /راهکار گسترش عدل برای حاکم/ خصوصیات عادل

 

1- عدل

1.1- وسایل گسترش عدل برای حاکمان

عن علی (علیه‌السلام):

«إستعن على العدل بحسن النّيّة فى الرّعيّة و قلّة الطّمع و كثرة الورع».[1]

فرمایش بسیار مهمی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است. زوایای عدل را بحث کردیم. باید عدل را در زوایای زندگی فردی، خانوادگی، اجتماعی و دوستانه‌ی خود نشر دهیم. عدل برای حاکمان، یک توصیه‌ی خاص دارد؛ یعنی اگر انسان وسعت حاکمیتی و ریاستی و اجتماعی پیدا کند، ولی عدلش را گسترده نکند، چاقی مُزمِن و مُهلِک است. حضرت فرمودند: برای اینکه به عدل دست یابید، چند کار را باید انجام دهید. وسایل رسیدن به عدل چیست؟

1.1.1- حسن نیت به شهرواندان

اول: حسن نیت نسبت به شهروندان:‌

حضرت این جمله را خطاب به فرمانداران و حاکمان فرمودند. مسئولان هر کاری که می‌خواهند انجام دهند، باید در آن حسن نیت باشد. اگر رئیس جمهوری، رئیس مجلسی، رئیس قوه قضائیه و فرماندار و استاندار، حسن نیت نداشته باشند، حق ورود به حاکمیت را ندارند. چه کسانی این چنین هستند؟ دست‌نشانده‌های خارجی، این‌ها جاسوس‌اند و حسن نیت ندارند و حق ورود به حیطه‌ی عدل الهی را ندارند.

1.1.2- کم‌کردن طمع

دوم: طمع او باید کم باشد:

حاکم حریص، نمی‌تواند عادل باشد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در فرمایش دیگری فرمودند: «غَنِیّ، کسی است که مأیوس از ما فی ایدی الناس باشد».[2] چشمش به بیگانگان هم نیست. کسی که چشمش به مال دیگران است، دست‌نشانده‌ی دیگران می‌شود. حاکم طمّاع، عوض اینکه تکیه به توان‌های داخلی داشته باشد، تکیه به وعده و وعید‌های دولت‌های دیگر دارد. اگر مسئول دولت، عادل باشد، دولت را به توان مدیریت داخلی اداره می‌کند، نه کمک‌های خارجی.

1.1.3- ورعِ زیاد

سوم: باید پرهیز زیادی کند:

در شبهات باید مراقبت کند، تا چه رسد به شهوات؛ چون در روایات داریم: «الورع، الوقوف عند الشبهة».[3] تقوا کلی است، ولی ورع، پرهیز از موارد مشکوک نیز هست. گاهی انسان، حرام نمی‌خورد، ولی گاهی از حلال‌هایی هم که شبهه دارد، برای وارد نشدن در حرام، پرهیز می‌کند. ورع، یک حالت رفتاری است. فقط با علم نمی‌شود ورع داشت و باید با عمل، ورع داشت.

وقتی که حاکم اسلامی حسن نیت داشت و طمع نداشت و ورع داشت، اولین خصلتی که برایش پیاده می‌شود، این وارد در حیطه‌ی أعدل الناس می‌شود. حسن نیت، طمع کم و ورع زیاد که داشت، از عادل به اعدل ورود پیدا می‌کند.

1.2- خصوصیات عادل‌ترین مردم

اعدل، چه کسی است؟ عن الصادق (عليه‌السلام) قال: قال رسول‌الله (صلى‌الله‌عليه‌وآله): «أعدل الناس من رضي للناس ما يرضى لنفسه، وكره لهم ما يكره لنفسه»؛[4] عادل‌ترین مردم، کسی است که آنچه برای خود می‌پسندد، برای دیگران هم بپسندد و آنچه برای خود نمی‌پسندد، برای دیگران هم نپسندد. مرز و شاغول عدالت، همین است که هر چه برای خود می‌پسندد، برای دیگران هم بپسندد و هر چه برای خود نمی‌پسندد، برای دیگران هم نپسندد. اگر من دوست ندارم کسی به من تهمت بزند و غیبت کند، همین را انجام ندهم. اگر دوست ندارم کسی به من ظلم کند، من هم ظلم نکنم. روان‌ترین کاری که عدالت می‌کند، این است که رفع منیّت می‌کند. در عدالت، شاگردی و استادی و بزرگ و کوچک ندارد. وقتی منیّت‌ها حذف شود، ربوبیت و حق، طلوع می‌کند. غروب هوا، طلوع ولایت خدا است.

 


[1] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص142.
[2] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص722.
[3] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص125.
[4] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج72، ص25.