1401/02/25
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق فردی/حالا روحی مومن /قبض و بسط روحی
حدیث اخلاقی امروز، یکی از احادیث بسیار با عظمت کتاب شریف کافی است.
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: «تَقَبَّضْتُ بَيْنَ يَدَيْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیهالسلام) فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ رُبَّمَا حَزِنْتُ مِنْ غَيْرِ مُصِيبَةٍ تُصِيبُنِي أَوْ أَمْرٍ يَنْزِلُ بِي حَتَّى يَعْرِفَ ذَلِكَ أَهْلِي فِي وَجْهِي وَ صَدِيقِي فَقَالَ نَعَمْ يَا جَابِرُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ طِينَةِ الْجِنَانِ وَ أَجْرَى فِيهِمْ مِنْ رِيحِ رُوحِهِ فَلِذَلِكَ الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ لِأَبِيهِ وَ أُمِّهِ فَإِذَا أَصَابَ رُوحاً مِنْ تِلْكَ الْأَرْوَاحِ فِي بَلَدٍ مِنَ الْبُلْدَانِ حُزْنٌ حَزِنَتْ هَذِهِ لِأَنَّهَا مِنْهَا».[1]
جابر جعفی میگوید: محضر حضرت امام باقر (علیهالسلام) رسیدم و در محضر امام باقر (علیهالسلام)، حالت گرفتگی برایم پیش آمد و این سؤال مهم را کردم که گاهی ناراحتیِ بدون دلیل برایم رخ میدهد. بیجهت احساس میکنم ناراحتم. گاهی این حالت، این قدر زیاد است که در صورت من اثر میکند و خانواده و دوستان متوجه میشوند. حضرت فرمودند: «بله جابر، چنین است» - جابر جعفی از یاران مسن و با وفای حضرت بود - خداوند انسانهای مؤمن را از خاک بهشتها آفریده است. بهشتها متعدد است. «و أجری فیه من ریح روحه». در میان مؤمنین از بوی خوش روح این انسان مؤمن، جاری کرده است - در برخی از نسخههای کتاب کافی به جای ریح، روح دارد - برای همین است که مؤمن، از جانب پدر و مادر، برادر مؤمن است. ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾.[2] برادرِ پدر و مادری، در عالم سرشت هم هست. هر گاه این روح از ارواح در هر شهر از شهرها که ناراحتیای بر او وارد شود، دیگری ناراحت میشود. برادران مؤمن ما آزردگیای دارند که ناخواسته در ما تأثیر میکند. این روح انسان مؤمن از ارواح است.
در زمان ما در برخی کشورها چقدر مؤمنکُشی هست! چقدر انسانهای صالح، گرفتار و ناراحت میشوند! یکی از دعاهای روزانه باید برای رفع هموم و غموم باشد. دعای علقمه و صفوان در این جهت دارد: «فَرِّج هَمَّه و اکشِف کُربَه». امیدواریم هیچ مؤمن و مؤمنهای، هیچ کجا گرفتار نشود.
تجربهی شخصی ما این است که گاهی قبض عجیبی رخ میداد، بعد میدیدیم برخی اساتید که به خدمتشان مشرف میشدیم، در حالت قبض هستند. درسها که شروع میشد، میدیدم از همان ساعتی که آنها در قبض قرار گرفتند، ما هم در قبض بودیم.
این را سرایت بدهید به امام زمان (علیهالسلام). اگر نورانیت ولیّ خدا در عبودیت ما قرار گیرد، اگر ایشان ناراحت شوند، ما هم ناراحت میشویم. چطور اگر اختلالی در مرکز اتفاق افتد، موبایلهای ما هم قطع میشود و با قوطی و اسباببازی بچه و ... یکسان است و ارزش دیگری، جز ظاهر ندارد.
انشاءالله در قبض و بسط ما، قبض و بسط ولیّ خدا باشد و این همراهی قبض و بسط مؤمن با قبض و بسط ولیّ خدا، مقامی است. قابض و باسط که در درس تفسیر گفتیم، در هر موجود زندهای هست.