1401/02/24
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق فردی/دستورات اخلاقی /خوف و رجاء
عن علی علیه السلام قال:
«خَفِ اللَّهَ خَوْفاً أَنَّكَ لَوْ أَتَيْتَهُ بِحَسَنَاتِ أَهْلِ الْأَرْضِ لَمْ يَقْبَلْهَا مِنْكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً أَنَّكَ لَوْ أَتَيْتَهُ بِسَيِّئَاتِ أَهْلِ الْأَرْضِ غَفَرَهَا لَكَ».[1]
در محضر کلمات حضرات معصومین (علیهمالسلام) هستیم. بعد از ماه مبارک رمضان الحمد لله به برکت ماه مبارک رمضان، حال اکثر، خوش است. این خوشحالی را باید نگه داریم. بحمدالله این دعای «غیّر سوء حالنا بحسن حالک»،[2] در چهره و حال خیلی از افراد، مشاهده میشود.
یکی از حالاتی که باید بعد از ماه مبارک رمضان برای نگه داشتن دستاوردهای این ماه، داشته باشیم، توجه به سنگینی و سبکی اعمال است. باید مراقبت داشته باشیم. توهم نداشته باشیم. به علم برسیم. از علم گذر کنیم و به یقین برسیم. ما نسبت به خودمان با خدایمان، باید خلوت و جلوتی داشته باشیم.
طوری خود را محاسبه کنیم که وقتی به حضرت حق، نگاه میکنیم، بگوییم که خدایا کرم و رحمت تو آن قدر مرا امیدوار کرده که اگر به قدر تمام مردم زمین، سیئه داشته باشم، باز هم مرا میبخشی و از آن سو آن قدر نابسامانیها مرا درگیر کرده است که اگر تمام خوبی مردم زمین را بیاورم، باز هم کم آوردم. این مرز بین خوف و رجا است. سالک، همیشه بین خوف و رجا است. از یک طرف به رحمت و احسان الهی امیدوار است و از سویی از کردههای خود، پشیمان است. این سعی و تلاش، انسان را نگه میدارد. حضرت امیر (علیهالسلام) فرمودند: «از خدا ترسی داشته باشید که اگر تمام خوبیهای اهل زمین را ببرید، باز هم قبول نکند و به خدا امیدی داشته باشید که اگر تمام بدیهای اهل زمین را ببرید، باز هم خدا میبخشد. این مرز خوف و رجا، ارتباط با حضرت حق است. انسان به خودش نگاه میکند، ناامیدِ ناامید است و وقتی به حضرت حق نگاه می کند، امیدوارِ امیدوار است.
در قسمتی از الهینامه گفتیم: «الهی داراتر از من کیست که چون تویی دارم و تو مرا داری. تو من نیازمند را داری و من توی بینیاز را».
و در جای دیگر گفتیم: «اگر روزی بگویی بندهی من، از عرش بگذرد خندهی من».
﴿نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾.[3] این بشارت را خدا به ما داده و با خطاب بهعنوان بندهی من گفته است.
«إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ».[4] اگر مرا به جرم و جریمه بگیری، ما هم به عفو و گذشت تو چنگ میزنیم. واقعا دارای دارا هستیم. کسانی ندارند که توجه به خود دارند. کسانی که توجه به خدا دارند، همه چیز دارند. آن کسی نادار است که به داراییهای وجودیاش، نادان است. گاهی افراد، داراییها را دارایی اقتصادی میدانند. دارایی در فرهنگ اسلامی، داراییِ معرفتی است.
حبالله، بالاترین دارایی است. انسان با حبالله، هیچ کمبودی ندارد. انسان، زمینیِ فرشیِ عرشی و آسمانی است. سیر سماوات برای انسان، راحتِ راحت است. در تفسیر هم عرض کردم. این میطلبد که تکانی بخوریم و برخی مراقبتها را شروع کنیم. از نعمتهای خدا، سرمایهی ولایت است. چرا باید ولیّ تا آخر زنده باشد؟ چون ولیّ، نقطهی ارتباطی است. نقطهی اتصال، نباید قطع شود. «لَولا الحُجّة لَساخَتِ الأرضُ بأهلها».[5] ما تحت اِشراف ولیّ هستیم. به خودتان، توجه نکنید؛ توجهتان به حضرت حق باشد، تا همه چیز حل شود. برای خوف و رجای عملی برنامهریزی کنید. خوف و رجای نظری را میدانید، برای خوف و رجای عملی و سلوکی برنامه بریزید. «اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ اَلرَّجَاءُ».[6] سرمایهی انسان، امید است. بهترین سرمایه را داریم؛ از این بهترین سرمایه، بهترین درآمد را داشته باشیم.