درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1400/12/24

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/شرح دعای سحر / ادامه فقره اول

1- شرح دعای سحر

«اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک مِنْ بَهآئِک بِاَبْهاهُ، وَکلُّ بَهآئِک بَهِىٌّ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک بِبَهآئِک کلِّهِ؛ اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک مِنْ‌ جَمالِک بِاَجْمَلِهِ وَکلُّ جَمالِک جَميلٌ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک‌ بِجَمالِک کلِّهِ؛ اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک مِنْ جَلالِک بِاَجَلِّهِ وَ کلُّ جَلالِک‌ جَليلٌ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک بِجَلالِک کلِّهِ؛ اَللّهُمَّ اِنّى‌اَسْئَلُک مِنْ‌ عَظَمَتِک بِاَعْظَمِها وَکلُّ عَظَمَتِک عَظَيمَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک‌ بِعَظَمَتِک کلِّها».[1]

1.1- خصوصیات سحر

به فراز چهارم این دعای سحر رسیدیم؛ به آیه و نشانه‌ی چهارم و درخواست چهارم در هنگام سحر. «نصف آخر اللیل، یسمی بالسحر»؛ نیمه‌ی دوم شب، اسمش، سحر است. فضیلت سحر، نزدیک اذان صبح است. «و الثلث الأخیر من اللیل، کله سحر». شب را به سه قسم، تقسیم می‌کنیم؛ یک سوم پایانی، همه‌اش، سحر است. قله‌ی روز انسان، سحر است. قله‌ی عمر انسان، شب قدر است. ظهر، هنگام زوال است، ولی شب و سحر، هنگام نوال است. آنهایی اهل نوال هستند که اهل حال باشند. خدایا حال ما را بهترین حال قرار بده. «حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَالِ».[2] سحر، بهترین ساعت انسان است. بهترین خواسته این است که انسان از خدا، خودش را بخواهد. در دعای سحر از خدا، خود خدا را با واسطه‌ی اوصاف می‌خواهید. دعای سحر، یعنی درخواست از خدا، خودش را، به واسطه‌ی اوصافی که انسان، یکایک آنها را در وجودش، پیاده کند.

1.2- درخواست به اسم عظیم خداوند در دعای سحر

«اَللّهُمَّ اِنّى‌اَسْئَلُک مِنْ‌ عَظَمَتِک بِاَعْظَمِها وَکلُّ عَظَمَتِک عَظَيمَةٌ، اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک‌ بِعَظَمَتِک کلِّها».

تا کنون در دعای سحر، چند درخواست را توضیح دادیم؛ درخواست به بزرگی الهی، درخواست به ارزش، درخواست به زیبایی و درخواست به جلال و زیبایی. اینجا درخواست به شُکوه است.

1.3- تفاوت جلال و عظمت

بین جلال و عظمت، تفاوت است. گاهی به اشتباه، هر دو را به معنای بزرگی به طور مطلق می‌گیرند؛ در حالی که جلال، بزرگیِ دهشت‌آور است، ولی عظمت، بزرگی گسترده است.

1.4- مقام عظمت خدا و اسم اعظم خدا

در این فراز از خدا به عظمتش، از او می‌خواهیم؛ به بزرگ‌ترین بزرگی. اَعظم، اَفعل تفضیل از ماده‌ی عظمت است. اعظم، بزرگ‌تر است. به بزرگ‌ترین اسماء و خصوصیاتِ تو، تو را قسم می‌دهم. خدایا همه‌ی مراتب عظمت تو، عظیم است. درست است که شما اعظم دارید. اسم اعظم هم، یعنی بالاترین اسم. خدا را به اعظمش قسم می‌دهید. اسم اعظم هم در این دخیل است. من به بزرگی‌ات تو را قسم می‌دهم. چون اعظم آمد، اسم اعظم هم هست. یکی از بزرگی‌ها، اسم اعظم است. خدا بزرگ است، ولی یک اسم، اعظم است. انسان سالک، روی این اسم، توقف می‌کند.

1.5- درخواست مقام عظمت از خداوند برای انسان در دعای سحر

«و کل عظمتک عظیمة».

اینجا قانون کلی و موجبه‌ی کلیه است؛ یعنی تمام بزرگی تو، بزرگ است. هر کجا انگشت اشاره بگذاریم، عظمت تو آنجا متجلی است.

آخرین خواسته در این فراز، این است: «اَللّهُمَّ اِنّى‌ اَسْئَلُک‌ بِعَظَمَتِک کلِّها».

در قسمت نخست هر دعا و در قسمت پایانی هر فراز، دو خواسته مطرح می‌شود. خدایا به حق تمام مراتب عظمتت، از تو درخواست می‌کنم. اگر عظمت خدا در وجود انسان پیاده شود، انسان چقدر عظیم می‌شود.

1.6- نسبت عظمت و علوّ

در دعای ماه مبارک می‌خوانیم: «يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ».[3] علیّ، غیر از عظیم است. در سجده می‌گوییم: «سبحان ربی الأعلی و بحمده» و در رکوع می‌گوییم: «سبحان ربی العظیم و بحمده». عظمت، مقدمه‌ی علوّ است. ما می‌گوییم: «الله و تبارک و تعالی» که به غلط می‌گویند: «الله تبارک و تعالی». علو، قبلش عظمت است. ﴿وَكَلِمَةُ اللّهِ هِيَ الْعُلْيَا﴾.[4] همه‌ی ما به سوی یک کلمه می‌رویم. ﴿تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ﴾.[5] کلمه‌ی مشترک بین خدا و انسان.

ارزش، زیبایی، جلال و عظمت، مقدمه‌ای برای پنجمین فراز است که فراز نورانیت است.

 


[1] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص184.
[2] زاد المعاد، العلامة المجلسي، ج1، ص328.
[3] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص176.
[4] سوره توبه، آيه 40.
[5] سوره آل عمران، آيه 64.