درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1400/12/16

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/شرح دعای سحر /قسمت اول

 

1- شرح دعای سحر

1.1- 1،دعای سحر، یکی از بالاترین متون عرفانی

بحمدالله‌رب‌العالمین در بیان دعای شریف سحر امام باقر (علیه‌السلام) بودیم. به تعبیر حقیر، دعای سحر، یکی از بالاترین متون عرفانی است. اگر قرار باشد یک سیروسلوک عملی بر اساس آیات و روایات و ادعیه داشته باشیم، یکی از دعاها، دعای سحر است. سیر خواهش‌هایی که انسان دارد و متعلَّق این سؤال‌ها در دعای سحر است. در این دعا عبارت «اللهم إنی أسئلک» با متعلقات مختلف، تکرار می‌شود. سحر، هنگامه‌ی این کلمات مهم است. به نقل از امام رضا (علیه‌السلام) از امام باقر (علیه‌السلام) این دعا به ما رسیده است.

1.2- 1،کلام علامه حسن‌زاده آملی رحمه‌الله در مورد جایگاه سحر

اولین فراز از این دعای شریف، این است:

«اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ».[1] اولین سوال سؤال با ارزش؛ آن هم در لحظات ارزشمند سحر. سحر، ثلث و نصف شب است. خدا درجات حضرت استادمان را متعالی کند. حضرت علامه حسن‌زاده قدس‌الله‌نفسه‌الزکیة فرمودند: «نگویید سحر؛ بگویید لحظه‌ی دیدار و ملاقات».

1.3- 1،سحر، زمان حضور در محضر حضرت حق و کم‌کردن تعلقات

لحظاتی که انسان، لحظه‌شماری می‌کند که در محضر حق باشد. هرچه انسان شیفتگی‌اش بیشتر باشد، حضورش بیشتر می‌شود. هرچه حضورش بیشتر، دریافتش بیشتر و نفس مطمئنه‌ی او، مطمئن‌تر می‌شود. ﴿يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ﴾،[2] ﴿قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا﴾.[3] عالم، پیچیده شده است. انسان، پیچیده شده در حوادث و تشک‌ها و ملحفه‌ها است. تا این پیچیدگی به هم نریزد، لقاء با خدا صورت نمی‌گیرد. وقتی جناب آقا رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، متعلقات مختلفی دارد؛ حتی بستر خواب. ما که جای خود داریم. لحظه‌ی مغتنمی است.

1.4- 1،منحصرنبودن دعای سحر به ماه مبارک رمضان

گفتیم که دعای سحر امام باقر (علیه‌السلام)، برای ماه رمضان نیست؛ برای کل سحرها است. شهرتش به ماه رمضان برای این است که مردم در این ماه، سحر بیدارند. الان که در ماه شعبان هستیم، باید مراقب باشیم. لذا باید نگوییم سحر؛ بلکه بگوییم وقت سفر. «وقت سحر رسیده، وقت سفر رسیده». اگر بخواهید سفر بروید، حداقل یک ساک و توشه بر می‌دارید. انسان مسافر، توشه‌به‌دست است. ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾.[4]

1.5- 1،دو مثال جالب برای سفر با ابزار سحر

ما مسافر آخرتیم. هر چیزی، به کارمان نمی‌آید. آنهایی که فضانورد هستند، سال‌ها آزمایش‌های مختلفی روی آنها انجام می‌شود، تا ببینند که استعداد این کار را دارند، یا خیر. رژیم غذایی آنها، خاص است. هر چیزی نمی‌توانند بخورند. هر چیزی نمی‌توانند بگویند. اگر این فضای مخلوقی است، پس فضای خالقی چیست؟ سحر که فضای خالقی و ربوبی است، چیست؟ می‌طلبد ما ربوبی شویم. دعای سحر، وسیله‌ی پرواز ما است. هر مرغی، اهل پرواز نیست. هر پرنده‌ی بال‌داری، اهل پرواز نیست. مرغ، بال دارد، ولی زمینی است. پرنده‌ی دیگر، بالش آسمانی است. ما گرچه اسیر این تعلقات هستیم، ولی اینجایی نیستیم. دعای سحر، تعلقات ما را کم می‌کند. برای سحرتان، برنامه‌ریزی کنید، تا ببینیم چگونه ما را پرواز می‌دهد. رزقناالله‌إیاناوإیاکم. «وقت سحر رسیده، وقت سفر رسیده»؛ یا «وقت سفر رسیده، وقت سحر رسیده»؛ فرقی ندارد که کدام، مبتدا و خبر باشد؛ چه حق با علی و چه علی با حق.

 


[1] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص282.
[2] سوره مزمل، آيه 1.
[3] سوره مزمل، آيه 2.
[4] سوره انشقاق، آيه 6.