1400/12/09
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق فردی/فضایل اخلاقی/ مقام یقین و رضا /آثار یقین و رضا
در آستانهی بعثت با برکت و با میمنت حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآله) هستیم. ایام ماه مبارک رجب است. این ایام بر همه شما مبارک باشد. یکی از عرایضی که محضر شما فرهیختگان تذکر میدهم، این است که در ایام الله که متعلق به حضرات معصومین (علیهمالسلام) است، یکی از کارهای سیر و سلوکی و کمالی این است که خودمان را متعبد کنیم که هر شخصیتی و هر روزی که منتسب به شخصیتی است، از آن شخصیت، چند جملهای بگوییم و بشنویم و از حالاتش، عمل کنیم. اینها جمع میشود و بعد میبینیم که چه اندوختهایی داریم.
امروز یکی از سفارشهای حضرت رسول مکرم (صلیاللهعلیهوآله) به حضرت امیرالمؤمنین (علیهالسلام) را داریم. سفارش آقا رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) به سفیر و وزیر و وصی خود حضرت امیر المؤمنین (علیهالسلام) است. حدیث طولانی و شنیدنی است. این حدیث در تحف العقول است. تحف العقول، روایات خوبی دارد.
این حدیث میطلبد که واقعا برای هر انشای جملهاش، یک رساله بنویسیم که مسائل اخلاقی و روانشناختی و سیر و سلوکی را مطرح کردند.
«يا علي ... إن الله بحكمه وفضله جعل الروح والفرح في اليقين والرضا، وجعل الهم والحزن في الشك والسخط. يا علي إنه لا فقر أشد من الجهل ولا مال أعود من العقل ولا وحدة أوحش من العجب ولا مظاهرة أحسن من المشاورة».[1]
حضرت بعد از خطاب یا علی فرمودند:
«إن الله بحکمه و فضله جعل الروح و الفرح فی الیقین و الرضا»؛ خدا آسایش و شادمانی را در یقین و رضا قرار داد. کسانی که آسایش را در غیر این یقین و رضا میجویند، نمییابند. باور، باور، باور. روانشناسان میگویند: «وسیلهی درمان خیلی از بیماریها، باور است». با باور، بیمار مشرف به مرگ را میتوان برگرداند. اطبای ماهر، حکیم بودند، نه طبیب. حکیم، کسی بود که یافتههای قوی داشت و دریافتهایش را در اختیار دیگران میگذاشت و آنها را به باور میرساند. یکی از مشکلات ما نداشتن باور، یا باورهای غلط در ممالک مختلف است.
«رضا»، یعنی چون و چرا نداشتن. رضا، دو مرحله است؛ یکی اینکه خدا از انسان راضی است و دیگری اینکه انسان از خدا راضی است. راضی شدن خدا سهل است؛ چون سریعالرضا است، ولی راضی شدن انسان، سخت است. در سیروسلوک، رضای خدا مرحله اولی است، ولی رضای انسان از خدا، مرحلهی عالی است. برعکسِ اینکه الآن، متداول است. خدا راضی است و آدم راضی است. انسانی که راضی است، از خصوصیاتش این است که چون و چرا ندارد. باید دید آیا - به قول عربها - «لیت» و «لعلّ» در کلماتش زیاد است، یا خیر؟ «إنّ» و «أنّ» باید بیشتر باشد. حرف دقیق و حکمتآمیز میزند. راحتی و شادمانی در یقین و رضا است. میتوان گفت در این کلام حضرت، یک احتمال است. چون درایةالحدیث بر روایةالحدیث، مقدم است، این حدیث به صورت لف و نشر مرتب است؛ یعنی «جعل الروح فی الیقین و جعل الفرح فی الرضا». لف و نشر مرتب است؛ یعنی عامل رَوح، یقین است و رضا شادمانی میآورد. هر دو که باشند، رضا به یقین و یقین به رضا میآورد.
«و جعل الهم و الحزن فی الشک و السخط»؛ «حَزَن» و «حُزن»، هر دو درست است. اندوه سنگین و اندوه سبک، «همّ» و «حزن». نگرانی نسبت به آینده و اندوه نسبت به گذشته. این را در شک و نارضایتی قرار داده است. باید در یقین و رضا باشیم. اگر این باشد، ناراحتیمان کم میشود و آسایش زیاد میشود.
یا علی لا فقر اشد من الجهل و لا مال أعود من العقل و لا وحدة أوحش من العُجب و لا مظاهرة اوثق من المشاورة»؛ این حدیث، نیاز به فراگیری دارد. این وصیت طولانی را باید تجزیه و تحلیل کرد.
حضرت علی (علیهالسلام)، حقیقت یقین است؛ همانطور که فرمود: «لو کشف الغظاء ما ازددتُ یقینا».[2] علیّ بودن ایشان، برای همه کسانی است که میخواهند به علوّ برسند. تا میتوانید اهل باور باشید؛ از کسانی که اهل باور هستند و اهل رضا هستند و به تمام داراییها و داناییهایشان، باور و رضا دارند. «رِضاً بِقَضائِكَ وتَسليماً لِأَمرِكَ لامَعبودَ سِواكَ».[3] آخرین حرف امام حسین (علیهالسلام) در این دنیا، همین بود.