درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1400/11/25

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/دستورات اخلاقی/اخلاص /فضیلت اخلاص

 

1- فضیلت اخلاص

در آستانه‌ی ایام‌البیض و ایام اعتکاف هستیم و در آستانه‌ی ولادت باسعادت حضرت سرالأنبیاءو‌المرسلین، حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) هستیم. احادیثی که روزهای گذشته خواندیم، راجع به اخلاص بود. حدیث امروز هم در این موضوع مهم است که یک موضوع کاربردی است. واقعا باید علما و اهل دانش اخلاص را نهادینه کنند؛ و حداقل اگر اخلاص نیست، تمرین اخلاص کنیم. گفت: «لست من الصالحین و لکن أحب الصالحین».

1.1- اخلاص، سبب خلاص شدن از وابستگی‌ها

امام حقایق، امام صادق (علیه‌السلام) از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نقل می‌کنند که حضرت می‌فرماید:

«و بالإخلاص یکون الخلاص»؛[1] به سبب اخلاص است که انسان خلاص و رهایی دارد. حضرت دیگر متعلق خلاص را بیان نفرمودند. خلاص از هواها، خلاص از مشکلات و خلاص از خیلی از چیزهایی که برایش پیش می آید، با اخلاص ممکن است.

این حدیث در کتاب وسائل الشیعة و کتاب غررالحکم است.

حضرت در فرمایش دیگری فرمودند:

«غایة الإخلاص الخلاص»؛[2] نهایت اخلاص این است که انسان از چیزهایی که به آن متعلق است و گرفتار آن است، خلاص شود. یکی از گرفتاری‌های انسان این است که نفسش برای او تعلقات و وابستگی درست کند. نفسش او را به اعمالش وابسته کند. این ریا می‌شود.

ریا این است که انجام عمل، او را از نتیجه‌ی عمل باز دارد.

1.2- اخلاص، سرّی از اسرار خداوند

به قدری بحث اخلاص مهم است که حذیفه یمانی نقل می‌کند: «در محضر رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم که صحبت از اخلاص شد. حضرت فرمودند: اجازه بدهید، ببینم برادرم جبرائیل از حضرت حق، چه می‌فرماید»؛ یعنی مطلب این‌قدر مهم است که رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ابتدائا حرف نمی‌زنند. ﴿وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى﴾.[3] از جبرائیل سوال کردند - جناب جبرائیل، عقل الهی رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. انسان اگر به مرحله تزکیه و تهذیب برسد، خدا به او عقل الهی می‌دهد. جبرائیل نمی‌دهد، ولی عقل سلیمی است که او را در مراحلی نگه‌داری می‌کند. حضرت امام (رحمه‌الله) نسبت به مرحوم آیت‌الله‌العظمی آقای نجفی مرعشی فرمودند: «تقوایی دارند که ایشان را نگه می‌دارد» - بعد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از جبرئیل (علیه‌السلام) از جانب حق‌تعالی، این فرمایش را فرمودند:

«الإخلاص سر من اسراری [یا: مِن سرّی] إستودعته قلب مَن أحببت مِن عبادی»؛[4]

اخلاص، سری از اسرار من است. این را در دل هر کسی که دوست داشته باشم، به امانت خواهم سپرد. از این حدیث می‌شود استفاده کرد که رکن رکین اخلاص، بر اساس حب و محبت است؛ هرچه محبت‌مان بیشتر باشد، اخلاص‌مان شدیدتر است؛ منظور از محبت، محبت الهی است.

1.3- اخلاص، غایت دین و عبادت مقربین

تا جایی که اخلاص، غایت دین می‌شود: «الإخلاص غایة الدین».[5] «الإخلاص عبادة المقربین».[6] این‌ها هم از فرمایش‌های امیر المؤمنین (علیه‌السلام) است. اینجا است که انسان باید برای خودش، برنامه‌ریزی کند. از اول اجازه‌ی تصرف شیطان را ندهد. اگر گرفتار شد، دیگر شیطان سفره‌اش را پهن می‌کند. سفره را که پهن کرد، اخلاص آدم را می‌گیرد. آدم اگر مبتلا به ریا شود، مرضی مسری است و به باقی اعمالش هم سرایت می‌کند.

1.4- حکایت مرد ریاکار و عبادت برای یک حیوان

شخصی مبتلا به ریا شد و نزد یکی از اولیای الهی آمد و گفت که وقتی مردم مرا می‌بینند، خوب عباداتم را انجام می‌دهم، ولی اگر نباشند، هر طور شد، عباداتم را انجام می‌دهم. آن ولیّ خدا گفت: «عباداتت را در محل خلوت انجام بده». با خودش گفت که نماز شب را در یک مسجدی از آبادی بروم بخوانم که مردم، کمتر هستند. مشغول نماز شب شد. یک وقت دید صدای درب مسجد بلند شد. شروع کرد به طول دادن. به قول معروف، قلقلکش شد و شیطان سر به سرش گذاشت. خوشحال بود که باز هم مردم باخبر شدند که نماز شب می‌خوانیم. آمد بیرون بیاید، دید کنار درب مسجد، یک سگی خوابیده است. آمد پیش ولیّ خدا و گفت دیشب این‌طور شد. آن ولیّ گفت: «ای وای تا حالا مردم را در عبادت خود شریک می‌کردی، الآن این قدر شیطان پیش رفته که حیوانی را در عبادت تو شریک می‌کند». آرام‌آرام می‌آید. واقعا به خودمان برسیم. در کارهای‌مان تأمل کنیم. برخی کارها اگر بوی الهی نمی‌دهد، انجام ندهیم، بهتر است.

1.5- اخلاص شیخ‌عباس قمی رحمه‌الله

برای مرحوم شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح نقل می‌کنند که آمد نماز بخواند، رفت داخل محراب و برگشت. گفتند: «چرا نماز نمی‌خوانید»؟ گفت: «آمدم تکبیر ببندم به ذهنم آمد که عجب جمعیتی امروز به من اقتدا می‌کنند. دیدم راهش این است که نماز جماعت نخوانم، تا بتوانم شیطان را مهار کنم».

اخلاص خیلی دست انداز عجیبی است. مراقب باشیم که شیطان از این راه اخلاص، ما را به زمین نزند.

1.6- اخلاص امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

ان‌شاءالله همه کمک بگیریم. یکی از کمک گرفتن‌ها این است که از حقیقت مولا امیر المؤمنین (علیه‌السلام)، کمک بگیریم.

از علی آموز اخلاص عملشیر حق را دان منزه از دغل[7]

اخلاص را از ایشان یاد بگیریم. سر عمر بن عبدود را می‌خواهد جدا کند، او آب دهان به صورت حضرت می‌اندازد. حضرت همان جا سرش را قطع نمی‌کند. قدم می‌زنند و برای همه سؤال می‌شود. وقتی از ایشان سؤال کردند، حضرت فرمودند: «می‌خواستم کارم برای خدا باشد».

ان‌شاءالله به برکت حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، مخاطب به خطاب یا ایها الرجبیون باشیم و مورد عنایت خاص حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در ایام ولادت ایشان قرار بگیریم و پرتوی از اخلاص حضرت به ما برسد.

«ای علی که جمله عقل و دیده‌ایشمه‌ای واگو از آنچ دیده‌ای»[8]

اگر به اندازه‌ی ذره‌ای که غلامی از غلامان‌شان هم به ما توجه کنند، برای ما بس است.

 


[1] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج7، ص39، أبواب الدعاء، باب8، ح4، ط آل البيت.
[2] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص468.
[3] سوره نجم، آيه 3.
[4] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج67، ص249.
[5] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص44.
[6] غرر الحكم و درر الكلم، التميمي الآمدي، عبد الواحد بن محمد، ج1، ص42.
[7] مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش164.
[8] مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش164.