1400/10/12
بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: اخلاق فردی/ دستورات اخلاقی /اخلاص
قالت فاطمه (سلاماللهعلیها): «من أصعد إلی الله خالص عبادته أهبط الله إلیه أفضل مصلحته».[1]
این حدیث در بحار و در مجامع روایی مختلفی وجود دارد. در آستانه شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلاماللهعلیها) هستیم. به فرمایشهای حضرت، متیمِّن میشویم؛ چرا که حضرت، الگوی همهی عالمیان است. اسوه هستی است؛ نه اینکه اسوهی قشر خاصی باشد. امام مهدی (علیهالسلام) فرمودند: «وَ فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِي أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».[2] روی اسوه حسنه، برنامهریزی کنید. باید سیره علمی و عملی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، به عنوان دستورالعملهای اجرایی همه عالمان دینی و همه فرهیختگان قرار گیرد. روش مناظره ایشان، حالات احتجاجی ایشان، کیفیت القای خطبههای ایشان، فصاحت و بلاغت و از همه مهمتر معرفت ایشان، قابل الگوگیری و درس و بحث است. در مجامع علمی باید بحث شود و دستورالعمل اجرایی از آن، استخراج شود.
این روایت امروز باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. نخستین نکته در برداشت این حدیث، با توجه به مسائل سیر و سلوکی، این است که حضرت سیر انسان را سیر الیالله میدانند. سیر الیالله، طرفینی است. یعنی من الإنسان، إلیالله تبارک و تعالی و من الله إلی الإنسان است. میتوان گفت در این محفل فرهیختگان بحمدالله که بیان حرکت حبی دارند؛ یعنی حرکت انسان، حرکت بالحُبّ است. فاعلیت و قابلیت، بالحُبّ است. «هل الدین إلا الحُبّ».[3] «کنت کنزاً مخفیاً فأحببتُ أن أُعرَف».[4] جملهی حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها)، عجیب است. عنوان «أصعد» و «أهبط» به کار بردند. انسان باید عملش را بالا ببرد و محصولش را بالا ببرد و از آن سو سرمایه وجودیاش قرار دهد. تا صعودی نباشد، هبوطی نیست. مقدمهی هبوط، صعود است. ما هبوطی داریم که ذمّ است؛ یعنی اُفت از یک موقعیت و وضعیت. و هبوطی داریم که کمال است؛ هبوط بعد از صعود، کمال است؛ مانند کسی که دستی را بالا میبرد، عطیهای میگیرد و پایین میآورد. «يَا دَائِمَ اَلْفَضْلِ عَلَى اَلْبَرِيَّةِ»،[5] یعنی من منتظرم شما حرکت کنید. گویا حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) میخواهند بفرمایند از شما حرکت، از خدا برکت. اگر شما در مسیر سیر الیالله قرار گرفتید، اعمال شما برکت پیدا میکند. خود ایشان، مظهر این صعود و هبوط است.
عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَتِ الزَّهْرَاءُ (ع) زَهْرَاءَ فَقَالَ لِأَنَّهَا تَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (ع) فِي النَّهَارِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِالنُّورِ كَانَ يَزْهَرُ نُورُ وَجْهِهَا صَلَاةَ الْغَدَاةِ وَ النَّاسُ فِي فُرُشِهِمْ فَيَدْخُلُ بَيَاضُ ذَلِكَ النُّورِ إِلَى حُجُرَاتِهِمْ بِالْمَدِينَةِ فَتَبْيَضُّ حِيطَانُهُمْ فَيَعْجَبُونَ مِنْ ذَلِكَ فَيَأْتُونَ النَّبِيَّ (ص) فَيَسْأَلُونَهُ عَمَّا رَأَوْا فَيُرْسِلُهُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ (ع) فَيَأْتُونَ مَنْزِلَهَا فَيَرَوْنَهَا قَاعِدَةً فِي مِحْرَابِهَا تُصَلِّي وَ النُّورُ يَسْطَعُ مِنْ مِحْرَابِهَا مِنْ وَجْهِهَا فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْهُ كَانَ مِنْ نُورِ فَاطِمَةَ فَإِذَا نَصَفَ النَّهَارُ وَ تَرَتَّبَتْ لِلصَّلَاةِ زَهَرَ وَجْهُهَا (ع) بِالصُّفْرَةِ فَتَدْخُلُ الصُّفْرَةُ حُجُرَاتِ النَّاسِ فَتَصْفَرُّ ثِيَابُهُمْ وَ أَلْوَانُهُمْ فَيَأْتُونَ النَّبِيَّ (ص) فَيَسْأَلُونَهُ عَمَّا رَأَوْا فَيُرْسِلُهُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ (ع) فَيَرَوْنَهَا قَائِمَةً فِي مِحْرَابِهَا وَ قَدْ زَهَرَ نُورُ وَجْهِهَا (ع) فَإِذَا كَانَ آخِرُ النَّهَارِ وَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ احْمَرَّ وَجْهُ فَاطِمَةَ (ع) فَأَشْرَقَ وَجْهُهَا بِالْحُمْرَةِ فَرَحاً وَ شُكْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكَانَ يَدْخُلُ حُمْرَةُ وَجْهِهَا حُجُرَاتِ الْقَوْمِ وَ تَحْمَرُّ حِيطَانُهُمْ فَيَعْجَبُونَ مِنْ ذَلِكَ وَ يَأْتُونَ النَّبِيَّ ص وَ يَسْأَلُونَهُ عَنْ ذَلِكَ فَيُرْسِلُهُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ فَيَرَوْنَهَا جَالِسَةً تُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُمَجِّدُهُ وَ نُورُ وَجْهِهَا يَزْهَرُ بِالْحُمْرَةِ فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْا كَانَ مِنْ نُورِ وَجْهِ فَاطِمَةَ (ع) فَلَمْ يَزَلْ ذَلِكَ النُّورُ فِي وَجْهِهَا حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ (ع) فَهُوَ يَتَقَلَّبُ فِي وُجُوهِنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فِي الْأَئِمَّةِ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِمَامٍ بَعْدَ إِمَامٍ».[6] روایت را ملاحظه کنید. ایشان را زهرا میگفتند چون سه بار ظهور نورانی دارند. فرمودند: هنگامی که حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) به نماز میایستادند، این مجلای ظهوری و نورانی را حضرت امیر المؤمنین (علیهالسلام)، به عنوان ولیالله مشاهده میفرمودند. وقتی حضرت، زهرا (سلاماللهعلیها) است، پیرو ایشان هم باید چنین باشد.
حضرت میخواهند حرکت دورانی و حرکت حبی را مطرح کنند. تمام هستی بر اساس محبت است. محبت که گناه نیست. وجود حضرت، بر اساس حب است. وجود اهل بیت (علیهمالسلام)، بر اساس محبت است. انشاءالله با محبت زندگی کنیم و با محبت حرکت کنیم و با محبت از این دنیا برویم. رزقنا الله إیانا و إیاکم.