درس اخلاق استاد هادی عباسی‌خراسانی

1400/09/07

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: اخلاق فردی/دستورات اخلاقی /آثار دلبستگی به غیرخدا

1- عاقبت دلبستگی به دنیا

در فرمایش درربار رسول مکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بودیم. اولین مطلب این بود که انسان باید تمام توجهش به حضرت حق باشد. اگر متوجه به حضرت حق باشد، «کفاه کل مئونة»؛ خداوند تمام مئونه‌های او را کفایت می‌کند.

«و من انقطع إلی الدنیا وکله الله إلیها».[1]

اگر عکس قبلی، کسی خدای نخواسته رو به دنیا بیاورد، از خدا رو گرداند و به دنیا رو بیاورد، خداوند امورش را به دنیا وا می‌گذارد. خدا کسی را ناامید نمی‌کند. اگر دنیا بخواهد، دنیا به او می‌دهد. اگر خدا بخواهد، امورش را کفایت می‌کند. کار خود را باید روشن کنیم. آیا خدای نخواسته دنیازده هستیم، یا ان‌شاءالله خداطلب هستیم؟ دنیا هم به این معنا نیست که از نعمت‌های آن استفاده نکنیم. باید استفاده کرد، ولی وابسته به نعمت‌های دنیا نبود.

1.1- داستان مرحوم نراقی رحمه‌الله و درویش

یک روز درویشی به مرحوم نراقی گفت: «زهد شما را باور کنم، یا این تشکیلات را»؟ ایشان به آن درویش، جواب نداد. یک روز مرحوم نراقی به درویش گفت: «به یکی از اعتاب مقدسه برویم». درویش گفت: «خرج ندارم». ایشان گفت: «خرج راهت با من است». بعد از چند فرسخ درویش گفت: «می‌خواهم برگردم». پرسیدند: «چرا»؟ درویش گفت: «کشکولم یادم رفته است». مرحوم نراقی گفت: «ببین ما همه‌ی آن تشکیلات را گذاشتیم، ولی تو کشکول را نگذاشتی و بگذری».

دنیا باید به قدر کفایت باشد، نه به قدر تعلق. اگر رو به دنیا آوردیم و از حضرت حق جدا شدیم، کار ما دست دنیای ما می‌افتد. دیگر پیشرفت نخواهیم داشت. دنیا با عقبی قابل جمع نیست و هر دو با مولاطلبی، قابل جمع نیست.

در الهی‌نامه گفتیم: «الهی بعضی دنیاطلبند و بعضی عقباطلبند؛ خوشا به حال آنکه مولا طلبد».

برنامه‌ریزی کنیم به دنیا وابسته نباشیم. کتاب و قلم و... همه را می‌گذاریم و می‌رویم؛ مانند مغازه‌داران که همه چیز را می‌گذارند و می‌روند. اگر حقیقت علم را برداشتیم، بردنی است. آن دنیا برای برداشتن نیست. ان‌شاءالله معرفت است که بردنی است. سعی کنیم این‌گونه باشیم.

 


[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج2، ص178.