درس طب استاد تبریزیان
94/11/06
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: داروی سرد کننده – درمان با خرما – درمان با خرمای صیحانی – درمان با شکر
داروی سرد کننده
افرادی که گرم هم نیستند بلکه یا متعادل یا سرد مزاج هستند اما طاقت گرما را ندارند اگر داروی سرد کننده استفاده کنند برای آن ها مفید است.
افرادی که مشکل غلبه شهوت دارند و شهوت آن ها قابل کنترل نباشد و امکان دارد آن ها را به گناه بیاندازد، داروی سرد کننده این حالت را موقتا کم میکند.
ترکیبات داروی سرد کننده و دستور تهیه آن:
● تخم خیار چنبر - یک واحد
● تخم خیار معمولی (به آن اَفتا هم میگویند) - یک واحد(تخم خیار از خود خیار سرد تر است)
● تخم کاهو - یک واحد
● برگ کاهو - یک واحد
● تخم خرفه - دو واحد
● برگ خرفه - دو واحد
● تخم اسفرزه - یک واحد
کل ترکیبات به جز اسفرزه آسیاب و الک بشود و تخم اسفرزه بدون آسیاب شدن به مجموع اضافه بشود چون اسفرزه اگر آسیاب بشود سنگین میشود.
داروی اسفرزه در موارد زیادی مصرف دارد.
دستور مصرف: اندازه یک قاشق مربا خوری موقع خواب. مصرف آن تا وقتی است که گرمی بر طرف بشود.
داروی سردکننده برای افراد صفراوی هم مفید است. این دارو صفرا بر هم میباشد. خوب است که کنار صفرابر، داروی سرد کننده هم تجویز بشود.
این دارو باعث خواب راحت هم میشود. افرادی که در کنار صفرا، بلغم هم دارند داروی سرد کننده به آن ها نمیدهیم بلکه اگر غلبه صفرای تنها بود صفرابر و داروی سرد کننده در کنار هم تجویز میکنیم.
برای افرادی که گرگرفتگی دارند و زیاد عصبانی میشوند و افرادی که مکه میروند و در منا و عرفات هستند و در ماه مبارک رمضان که گرما زیاد باشد این داروی سرد کننده مفید است.
درمان با خرما(بخصوص خرمای بُرنی)
روش درمان با خرما متفاوت است. مثلا گاهی خرما به تنهایی خورده میشود و گاهی به همراه آب خورده میشود.
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ ع أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا يَشْكُو الْبَخَرَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ كُلِ التَّمْرَ الْبَرْنِيَّ قَالَ وَ كَتَبَ إِلَيْهِ آخَرُ يَشْكُو يَبَساً فَكَتَبَ إِلَيْهِ كُلِ التَّمْرَ الْبَرْنِيَّ عَلَى الرِّيقِ وَ اشْرَبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ فَفَعَلَ فَسَمِنَ وَ غَلَبَتْ عَلَيْهِ الرُّطُوبَةُ فَكَتَبَ إِلَيْهِ يَشْكُو ذَلِكَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ كُلِ التَّمْرَ الْبَرْنِيَّ عَلَى الرِّيقِ وَ لَا تَشْرَبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ فَاعْتَدَل[1] یعنی به امام کاظم (ع) نوشتم که بعض از اصحاب از رطوبت زیاد شکایت دارند امام برای او نوشت خرمای بُرنی بخور و شخص دیگری برای امام نوشت که از خشکی شکایت دارد امام برای او نوشت زمان ناشتا خرمای برنی بخور و روی آن آب بخور شخص این کار را کرد و بدنش چاق و مرطوب شد. آن شخص دوباره از این حالت شکایت کرد امام فرمود خرمای برنی را ناشتا مصرف کن و بعد از آن آب نخور.
نشانه رطوبت این است که آب دهن زیاد است، ترشح بینی زیاد است، میل به خواب وجود دارد.
نشانه خشکی بدن خشک و ترک خوردن بدن است. بدن سوزن سوزن میشود.
قانون خرما این است که خوردن خرما بدون آب باعث خشکی میشود و همچنین کسانی که مبتلا به خشکی هستند بعد از خوردن خرما آب بخورند و بهتر است که در ناشتا باشد.
راوی این روایت که محمد بن حسن بن شمون است به غلو نسبت داده شده است و اهل غلو است. فکر نمیکنم غلو دخلی به مضمون این روایت داشته باشد بلکه اگر روایت نسبت به فضائل ائمه باشد ممکن است در آن یک مبالغه ای داشته باشند.
البته معلوم نیست چیزی که درباره ائمه گفته میشود مبالغه محسوب بشود. مسئله ای است که در رجال باید بررسی بشود.
فقها نظرشان این است که اگر شخصی «غلو» یا «ارتفاع»[2] داشته باشد سریع آن را رد میکنند.
اما به عقیده بنده اهل آن زمان خیلی از مسائل را درک نمیکردند و تحمل شنیدن آن را نداشته اند به همین جهت به نظر آن ها میرسد که در روایت غلو شده است.
مثلا مسئله طی الارض را به امام نسبت میدادند و اهل آن زمان گمان میکرده است که این غلو است اما این مسائل الان برای ما حل شده است. اما در آن موقع شخص را به غلو متهم میکردند.
یک اختلافی بین حوزه قم و حوزه بغداد بوده است. حوزه بغداد روایات را بی مهابا از امام نقل میکرد اما حوزه قم روایات را با احتیاط مطرح میکرد.
بنده اعتقاد دارم که کسانی که رمی به غلو میشوند توثیق هم دارند و غلو خدشه ای به وثوق آن وارد نمیکند.
مثل جریان محمد بن سنان و سهل بن زیاد آدمی. سهل بن عبدالله حاکم بلا منازع در قم بود و سهل بن زیاد را متهم به غلو کرد و او را بیرون کرد اما وقتی سهل از دنیا رفت همین سهل بن عبدالله با پای برهنه در تشییع جنازه او شرکت کرد. حالا یا بخاطر پشیمانی بوده است یا چیز دیگری فهمیده است.
خلاصه غلو باعث عدم وثاقت نمیشود.
روایت بعدی نشان میدهد درمان با خرما قبل از ائمه هم مرسوم بوده است:
كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَأُتِيَ بِرُطَبٍ فَجَعَلَ يَأْكُلُ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ الْمَاءَ وَ يُنَاوِلُنِي الْإِنَاءَ فَأَكْرَهُ أَنْ أَرُدَّهُ فَأَشْرَبُ حَتَّى فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً فَقُلْتُ لَهُ إِنِّي كُنْتُ صَاحِبَ بَلْغَمٍ فَشَكَوْتُ إِلَى أَهْرَنَ طَبِيبِ الْحِجَازِ فَقَالَ لِي لَكَ بُسْتَانٌ فَقُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَفِيهِ نَخْلٌ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ فَعُدَّ عَلَيَّ مَا فِيهِ فَعَدَدْتُ عَلَيْهِ حَتَّى بَلَغْتُ الْهِيرُونَ فَقَالَ لِي كُلْ مِنْهُ سَبْعَ تَمَرَاتٍ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تَنَامَ وَ لَا تَشْرَبِ الْمَاءَ فَفَعَلْتُ فَكُنْتُ أُرِيدُ أَنْ أَبْزُقَ فَلَا أَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَيْهِ فَقَالَ اشْرَبْ قَلِيلًا وَ أَمْسِكْ حَتَّى تَعْتَدِلَ طَبِيعَتُكَ فَفَعَلْتُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَمَّا أَنَا فَلَوْ لَا الْمَاءُ بِالْبَيْتِ لَا أَذُوقُه[3] نزد امام صادق (ع) بودم رطب آورده شد بعد امام از آن رطب خورد و آب نوشید و به من هم آب بعد از خرما میداد و من هم کراهت داشتم که دست امام را رد کنم بنابراین نوشیدم تا اینکه این کار چند بار تکرار شد عرض کردم من بلغم داشتم و به اهرن که طبیب حجاج بن یوسف ثقفی بود گفتم و به من گفت هفت خرمای هیرون بخور در هنگام خواب و بعد از آن آب نخور و انجام دادم و دهانم خشک شد و میخواستم آب دهان بیاندازم نمیتوانستم و به اهرن دوباره شکایت کردم از خشکی دهان. اهرن گفت خرما بخور مقدار کمی آب بخور تا طبیعت تو متعادل شود و همین کار را کردم. امام فرمود من خرما را بخاطر آب مصرف میکنم و اگر بخاطر آب نبود خرما نمیخوردم.
در روایت دیگری میفرماید:
إِنَّمَا آكُلُ التَّمْرَ لِأَسْتَطِيبَ عَلَيْهِ الْمَاء[4] یعنی همانا خرما میخورم بخاطر اینکه آب روی آن خوش طعم میشود.
از این روایت معلوم میشود که خوردن آب بعد از خرما اختصاص به خرمای برنی ندارد.
همچنین از این روایت استفاده میشود که درمان با خرما از قبل هم بوده است. بلغم و رطوبت زائد بدن را درمان میکند.
روایاتی هم داریم که شاید از آن ها استفاده بشود که بعضی خرما ها سرد هستند مانند خود برنی که میفرماید ناشتا نخورید چون موجب فلج میشود. ولی در روایت قبل خواندیم که خرمای برنی در ناشتا بخورید. و علت آن بخاطر درمان غلبه خشکی و رطوبت است.
بنابراین افرادی که خرمای برنی را برای درمان نمیخورند ناشتا نخورند.
روایت دیگری از امام صادق(ع) میفرماید:
أَكْلُ الْبِطِّيخِ عَلَى الرِّيقِ يُورِثُ الْفَالِجَ وَ أَكْلُ التَّمْرِ الْبَرْنِيِّ عَلَى الرِّيقِ يُورِثُ الْفَالِج[5] یعنی خوردن خربزه در ناشتا و همچنین خوردن خرمای برنی در ناشتا موجب فلج میشود.
چون خربزه نیز سرد است مصرف آن در ناشتا موجب فلج میشود.
روایاتی که میفرماید خوردن خرمای برنی در ناشتا ضرر دارد باید تخصیص بخورد به روایاتی که فرموده است خرمای برنی را برای درمان در ناشتا بخور.
بنابراین خرمای برنی را میتوان برای درمان در موقع ناشتا مصرف کرد اما در غیر این صورت نباید در ناشتا مصرف بشود.
البته روایتی داریم که میفرماید در زمان بیماری از مصرف خرما پرهیز کنید:
إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَحْمِي وَ لَا نَحْتَمِي إِلَّا مِنْ تَمْر[6] ما اهل بیت پرهیز نمیکنیم مگر از خرما.
خرمای صیحانی
خرمایی است که مخصوص شیعیان دارد. شفاء و درمان برای شیعیان است. غیر شیعه اگر این خرما را بخورد درمان نمیشود. کلینی از امام صادق(ع) نقل میکند:
فَإِنَّهُ يَشْفِي شِيعَتَنَا مِنْ كُلِّ دَاء[7] یعنی خرمای صیحانی شیعیان ما را از همه بیماری ها درمان میکند.
وَ هَذَا أَخِي جَبْرَئِيلُ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَهُ شِفَاءً لِشِيعَتِنَا خَاصَّة فَمُرْهُمْ يَا أَبَا الْحَسَنِ بِمَعْرِفَتِهِ وَ أَنْ يَسْتَطِبُّوا بِهِ وَ يَتَبَرَّكُوا بِأَكْلِه[8] یعنی برادرم جبرئیل میگوید خداوند خرمای صیحانی را فقط برای شیعیان ما درمان قرار داده است پس به آن ها ای علی امر کن که آن را بشناسند و خود را با آن درمان کنند و از برکت آن با خوردن آن استفاده کنند.
بنده خرمای صیحانی را تا به حال ندیدم.
روایت میفرماید که خود پیامبر (ص) این خرما را به نام صیحانی نام گذاری کرد:
إِنَّ هَذَا التَّمْرَ وَ هَذَا النَّخْلَ يَنْبَغِي أَنْ نُسَمِّيَهُ صَيْحَانِيّاً لِصِيَاحِهِ وَ تَشْبِيهِهِ لَنَا بِالنَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِين[9] یعنی سزاوار است که نام این خرما و نخل آن را صیحانی بگذاریم زیرا فریاد برآورد و ما را تشبیه به نبیین و مرسلین کرد.
اشکال: در روایات میفرماید شخص بیمار از خوردن خرما پرهیز کند. از طرفی روایات میفرماید برای شخص بیمار خرما خوب است و انسان خود را با خرما درمان کند؟
جواب: احتمالاتی در مسئله مطرح است.
یکی از احتمالات این است که تمامی خرما ها به جز سه خرمای عجوه و برنی و صیحانی برای بیمار بد است.
احتمال دیگر این است که روایات پرهیز دهنده را به بیماری خاص حمل کنیم زیرا روایات دیگر میفرماید پرهیز از خرما در خصوص بیماری رَمَد یعنی ورم ملتهمه است.
روایتی از پیامبر(ص) داریم:
أَنَّهُ نَهَى أَنْ يَحْتَمِيَ الْمَرِيضُ إِلَّا مِنَ التَّمْرِ فِي الرَّمَدِ فَإِنَّهُ نَظَرَ إِلَى سَلْمَانَ يَأْكُلُ تَمْراً وَ هُوَ رَمِدٌ فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أَ تَأْكُلُ التَّمْرَ وَ أَنْتَ رَمِدٌ إِنْ لَمْ يَكُنْ بُدٌّ فَكُلْ بِضِرْسِكَ الْيُمْنَى إِنْ رَمِدْتَ بِعَيْنِكَ الْيُسْرَى وَ بِضِرْسِكَ الْيُسْرَى إِنْ رَمِدْتَ بِعَيْنِكَ الْيُمْنَى[10] یعنی پیامبر نهی فرمود که پرهیز کند مگر از خرما آن هم در بیماری رمد زیرا پیامبر وقتی دیدند سلمان خرما میخورد در حالیکه رمد دارد. فرمود آیا خرما میخوری درحالیکه رمد داری؟
احتمال سوم این است که خرمایی که به عنوان درمان مطرح شده است باید قبل از بیماری مصرف بشود تا اینکه از بیماری جلوگیری بشود اما بعد از بیماری باید از خرما پرهیز کرد.
راز درمان بودن خرما چیست؟
یکی از رازهای درمان خرما این است که خرما ایجاد سیری کاذب میکند. بنابراین درمان است. در روایات داریم که بین گرسنگی و بیماری جمع نمیشود و گرسنگی باعث برطرف شدن بیماری است.
افرادی که میخواهند کمتر بخورند یک مقدار کمی غذا بخورند و بعد از آن سه عدد خرما بخورند.
در روایتی آمده است که خرما سیر میکند.
پیامبر (ص) میفرماید:
بَيْتٌ لَا تَمْرَ فِيهِ جِيَاعٌ أَهْلُه[11] یعنی خانه ای که خرما در آن نباشد اهل آن خانه گرسنه اند.
معروف بود که معاویه ساعت ها میخورد و میگفت خسته شدم اما سیر نشدم.
راز دیگر درمان خرما این است که روایات میفرماید خرمای برنی شیطان را دیوانه میکند:
يُخَبِّلُ الشَّيْطَان[12] یعنی خرمای برنی شیطان را دیوانه میکند.
یکی از اسباب اساسی بیماری شیطان یعنی همان میکروب و ویروس است. خرمای برنی شیطان را دور میکند.
راز سوم این است که خرمای اعصاب را تقویت میکند. خیلی از بیماری ها معلول اعصاب و مسائل روحی و روانی است. خرمای اعصاب را تقویت میکند و بیماری های عصبی را درمان میکند.
خانم زائو اگر 15 خرما بخورد فرزند او حلیم و بربار میشود.
راز چهارم این است که خرما غذا را هضم میکند. سنگینی غذا را برطرف میکند و در این صورت بیماری برطرف میشود چون معده خانه بیماری است.
راز بعدی این است که خرما انگل ها را میکشد. بنابراین جلوی بیماری های کم خونی و بیماری های اعصاب را میگیرد چون انگل ها خون انسان را میخورند و انسان را عصبی میکنند.
راز ششم این است که خرما بلغم را برطرف میکند. بلغم یکی از علل سه گانه بیماری است بنابراین درمان است.
درمان با شکر
حضرت سلیمان بن داوود کارخانه هایی داشت که خیلی چیزها را میساختند. کارخانه ساخت «نوره» داشت. اولین نفری که نوره ساخت حضرت سلیمان بود.
اولین کسی که شکر را ساخت حضرت سلیمان بود به همین جهت شکر را «شکر سلیمانی» میگویند. کارخانه ظروف سازی و کارخانه شیشه سازی داشت. در قرآن آمده است:
﴿قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارير﴾[13] یعنی حضرت سلیمان گفت همانا عرصه کاخ از شیشه و بلور ساخته شده است.
از شیشه مانند رودخانه ای درست شده بود به گونه ای که حضرت بلقیس هنگامی که به آن رسید لباس های خود را بالا زد تا از آن رد بشود به او گفته شد این رودخانه نیست بلکه از شیشه ساخته شده است.
حضرت سلیمان کارخانه «دیگ سازی» داشت و دیگ هایی ساخته میشد که هر یک از آن ها هزار نفر را سیر میکرد.
پیامبر(ص) زمانی که مبعوث شد به شکر اهمیت میدادند و آن را بر دیگر چیزها ترجیح میدادند به همین جهت هنگام افطار اولین چیزی که مصرف میکردند حلوا بود و اگر حلوا نبود از شکر استفاده میکردند.
امام کاظم(ع) شب نمیخوابید مگر اینکه دو عدد قند میخورد. در روایتی آمده است:
مَا اخْتَارَ جَدُّنَا ص لِلْحُمَّى إِلَّا وَزْنَ عَشْرِ دَرَاهِمَ سُكَّرٍ بِمَاءٍ بَارِدٍ عَلَى الرِّيق[14] یعنی جد ما برای طب اختیار نفرمود مگر ده درهم با آب سرد در ناشتا.
روایتی از امام صادق (ع) داریم:
اثْنَانِ يَنْفَعَانِ مِنْ كُلِ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرَّانِ مِنْ شَيْءٍ ... فَاللَّذَانِ يَنْفَعَانِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرَّانِ مِنْ شَيْءٍ قَالَ السُّكَّرُ وَ الرُّمَّان[15] دو چیز برای همه چیز نفع دارند و برای هیچ چیز ضرر ندارند ... اما دو چیزی که همه چیز مفید است و برای هیچ چیز ضرر ندارند شکر و انار است.
بنده وقتی این روایات را میخوانم به این فکر میافتم که شاید شکر برای کسی که قند دارد ضرر نداشته باشد. (البته اگر شکر نیشکر و شکر قرمز باشد) چون روایت میفرماید شکر به هیچ چیز آسیبی نمیرساند.
این روایات را که میبینم شک میکنم درباره حرف دکترها که میگویند شکر و نمک ضرر دارد. این ها تبلیغاتی بیش نیست و چون زیاد گفتند ما باور کردیم.
دکتری درباره عسل میگفت که برای قند بد است گفتم خدا گفته است که درمان است شما چه میگویی؟ گفت من هیچ نمیگویم.
البته شکر چغندر قند نهی شده است و عسلی که خالص نیست و به زنبور آن شکر داده اند شاید ضرر داشته باشد. اما زنبوری که از گیاهان تغذیه کرده است جز دارو در عسلِ آن وجود ندارد.
دکترها به سرطانی ها میگویند شکر و گوشت و شیر نخورید چون باعث رشد غده سرطانی میشود. این ها عمدی است تا اینکه مردم در مقابل بیماری ضعیف و ناتوان بشوند تا مجبور باشند که داروهای شیمیایی را استفاده کنند. درحالیکه مسلم است که شکر و گوشت و شیر برای شخص سرطانی مفید است.
من به بیماران سرطانی میگویم که بهترین غذاها را بخور مانند گوشت پخته شده با شیر مصرف کن تا بدنت قوی شود و در مقابل بیماری مقاومت بیشتری داشته باشد.
دو داروی دیابتی که در روایات وارد شده است 50% آن شکر است. بنابراین باید درباره طب تجدید نظر بشود.
شیخ علی فلسفی استاد ما در مشهد زمانی گفت من قبول ندارم که انسان به «ماه» رفته است. ما این حرف او را به تمسخر میگرفتیم. بعد در فیلمی(البته خود من آن فیلم را ندیدم) خود آمریکایی ها گفته اند که دروغ بوده است به جهت آنکه موشکی که روی ماه مینشیند به هیچ وجه امکان پرتاب شدن دوباره به سمت زمین را ندارد.
در زمین با این همه تمهیدات از ده موشک یکی پرتاب میشود، حال در ماه چگونه موشک میخواهد بدون هیچ تمهیدی به سمت زمین پرتاب بشود.
علاوه بر این در فیلم دیده اند که فضانوردها قبل از سفر به ماه، آستین های سیاه داشته اند اما وقتی برگشتند آستین لباس آن ها سفید بوده است. درحالیکه در فضا امکان عوض کردن لباس فضایی امکان ندارد. عوض کردن لباس فضایی روی زمین به سه تا چهار ساعت زمان نیاز دارد.
بنابراین معلوم نیست که حرف های آن ها درباره شکر و قند صحیح باشد و بنده به این حرف ها شک دارم با وجود روایاتی که درباره شکر و نمک وارد شده است.
در روایت دیگری آمده است:
فَإِنَّ السُّكَّرَ يَنْفَعُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرُّ مِنْ شَيْء[16] یعنی شکر برای همه چیز مفید است و هیچ ضرری ندارد.
برای هیچ چیز ضرر ندارد یعنی برای دیابتی هم ضرر ندارد.
در روایت دیگر آمده است:
لَئِنْ كَانَ الْجُبُنُ يَضُرُّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَنْفَعُ مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ السُّكَّرَ يَنْفَعُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرُّ مِنْ شَيْءٍ[17] یعنی اگر پنیر همواره ضرر دارد و هیچ نفعی ندارد اما شکر برای همه چیز مفید است و هیچ ضرری برای هیچ چیزی ندارد.
در روایت دیگری امام صادق (ع) میفرماید:
لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَ إِلَيَ مِنَ السُّكَّرِ[18] یعنی چیزی نزد من محبوب تر از شکر نیست.
اصل شکر آن دانه های قرمزی است که روی نی شکر قرار میگیرد اما شکری که الان تهیه میکنند این گونه است که آب نی شکر را میگیرند و روی آتش قرار میدهد تا اینکه غلیظ میشود. به نظر میرسد که این شکر را نیز شامل بشود.
سوال: علت به وجود آمدن ندول و راه درمان آن چیست؟
جواب: ندول کلا چه برای حنجره و چه برای تیروئید باشد معلول داروها و مواد شیمیایی است.
مواد شیمیایی به جهت اینکه از خاک و معدن هستند، در سلول و در مغز استخوان رسوب میکنند و آن را از کار میاندازند و تبدیل به سرطان میشوند.
کسانی که با مواد شیمیایی در تماس هستند در بدن آن ها ورم ها و ندول ها به وجود میآید.
هفتاد سال قبل سرطانی نبود و مردم در آن زمان داروی شیمیایی هم مصرف نمیکردند. اما از چهل سال قبل به بعد داروی شیمیایی مصرف کردند و سرطان به وجود آمد.
درمان ندول همان درمان ورم است. استفاده از داروی ثفاء و داروی پیامبر و ژل رویال و غرغره نمک و امثال اینها است.
سوال: درمان قطور بودن پرده بکارت چیست؟
جواب: بعضی خانم ها پرده بکارت ضخیمی دارد. نیازی به عمل نیست و درمان آن رساندن نوره به پرده بکارت است. چون نوره چند لایه از پرده بکارت را میسوزاند و باقی پرده مشکلی به وجود نمیآورد.
شاید عوارضی داشته باشد اما ارزش دارد.
سوال: خانمی که در سینه اش توده و کیست فراوان دارد درمانش چیست؟
جواب: بهترین راه درمان مشکلات زنان بارداری است. بارداری، بیشتر بیماری های زنان را برطرف میکند.
برای درمان کیست داروی تباشیر هندی را با آب رازیانه یا آب انیسون مصرف کند و برای توده ها هم داروی ثفاء مصرف بشود و همچنین آرد جو و انجیر را با شیر بز را بپزند و روی سینه قرار بدهند.