«درس طب در روایات»
استاد تبریزیان
95/02/08
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: ادامه بحث پاکیزگی
صحبت راجع به وضوء از جهت پاکیزگی و رعایت بهداشت است. یک سری سفارشاتی راجع به وضوء در راستای سلامتی و بهداشت شده است.
سفارش اول
بعد از حدث یا ادرار یا مدفوع باید اول دست شسته شود قبل از آنکه دست داخل ظرف آب شود. با ریختن آب یک بار یا بیشتر که به حسب موارد مختلف است، دست را بشوید و بعد دست در آب ظرف کند.
به طور کلی شستن دستان به روش ریختن آب روی دست سالم تر است.
برای حدث خواب یک مرتبه و برای حدث ادرار و مدفوع دو مرتبه و برای حدث جنابت سه مرتبه دست باید شسته شود.
از روایات استفاده میشود که خواب هم سبب قذارت است و علت آن را بعدا خواهیم خواند. از نظر بهداشتی شخصی که از خواب بیدار میشود نمیتواند دست خود را وارد ظرف آب کند درحالیکه از نظر فقهی دست چنین شخصی طاهر است.
خواب چه میکند که انسان نمیتواند دست خود را بعد از خواب وارد ظرف آب کند؟ این باید بررسی شود. استفاده میشود خواب هم یکی از قذارت ها است زیرا دست انسان نیاز به شستو شو و وضوء پیدا میکند.
سفارش دوم
در دو حالت باید هنگام وضوء، آب محکم به صورت پاشیده بشود. در حالت سرما و سرد بودن آب تا سردی اذیت نکند و دیگری در حال خواب آلودگی است تا خواب آلودگی برطرف شود. در غیر این دو صورت بهتر است که آب آرام ریخته بشود.
سفارش سوم
صورت و دستان نباید بیش از دو مرتبه شسته شوند. البته وارد تفاصیل این بحث ها نمیشویم زیرا در فقه ذکر شده است. در روایات شستن سوم بدعت نامیده شده است. شخص میتواند وضوء بگیرد و دوباره وضوء بگیرد و چیز خوبی است زیرا اگر وضوء حسنه دارد تکرار وضوء ده حسنه دارد ولی در یک وضوء نمیتوان بیش از دو مرتبه عضو را شست و علت آن را مرور زمان و پیشرفت علم باید به دست آورد.
سفارش چهارم
خانم ها ابتداء داخل و باطن دست و آقایان از پشت دست و آرنج باید شروع کنند. شرع بدون حکمت امر به چیزی نمیکند و علی القاعده این حکمت باید در راستای سلامتی و بهداشت هم باشد زیرا از روایات استفاده میشود که غسل و وضوء برای شادابی و پاکیزگی است.
چه زمانی علم میخواهد به این حکمت ها برسد معلوم نیست. چه اتفاقی میافتد که خانم روی باطن دست بریزد وضوء خوب و موثری در بهداشت میشود ولی اگر پشت دست بریزد وضوء موثر و مفید نخواهد بود؟ این ها به خاطر جهل بشر است ولی یک روزی به این مطالب خواهد رسید. روزی پیامبر(ص) میفرمود ناخن ها را بگیرید زیرا شیطان زیر ناخن مخفی میشود یا اینکه موها را بتراشید زیرا شیطان زیر مو مخفی میشود ، امروزه پی برده اند که شیطان همان میکروب و ویروس است. پیشرفت علم از این مطالب به ما خبر میدهد.
سفارش پنجم
موانع باید از روی دست برداشته شود یا اگر انگشتر یا الگویی بر دست است باید آن را حرکت بدهند تا آب به همه جای پوست دست و صورت برسد.
اگر یکی از اعضاء وضوء زخم داشته باشد هم باید شسته شود. اگر میتوان شسته شود باید شست و اگر میتوان آب را به زخم برسانند بدون اینکه آسیب برساند باید آب برسانند در غیر اینصورت باید اطراف زخم شسته شود و نباید با زخم بازی کند و به آن آسیب برساند:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنِ الْكَسِيرِ تَكُونُ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ أَوْ تَكُونُ بِهِ الْجِرَاحَةُ كَيْفَ يَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ وَ عِنْدَ غُسْلِ الْجَنَابَةِ وَ غُسْلِ الْجُمُعَةِ قَالَ يَغْسِلُ مَا وَصَلَ إِلَيْهِ الْغُسْلُ مِمَّا ظَهَرَ مِمَّا لَيْسَ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ وَ يَدَعُ مَا سِوَى ذَلِكَ مِمَّا لَا يَسْتَطِيعُ غَسْلَهُ وَ لَا يَنْزِعُ الْجَبَائِرَ وَ لَا يَعْبَثُ بِجِرَاحَتِهِ.[1]
یعنی ... با زخم بازی نکند.
اگز زخم پانسمان است نباید باز شود و باید اطراف آن شسته شود ولی اگر رساندن آب ضرر ندارد باید آب رسانده شود.
سفارش ششم
وضوء گرفتن باید با آب پاک و تمییز باشد و آبی باشد که با هیچ کثافت و نجاستی ملاقات نکرده باشد.
سفارش هفتم
زیر ناخن ها باید تمییز شود. این کار در زبان عربی «تخلیل» نام دارد و تخلیل به معنای خلال کردن دندان ها بعد از غذا خوردن مستحب است و تخلیل قبل از وضوء یعنی تمییز کردن زیر ناخن ها با چوب خلال هم مستحب است.
رَحِمَ اللَّهُ الْمُتَخَلِّلِينَ مِنْ أُمَّتِي فِي الْوُضُوءِ وَ الطَّعَام[2]
یعنی خدا رحمت کند از امت من کسانی را که در وضوء و در غذا خوردن تخلیل میکنند.
در روایت دیگر متخللین را تفسیر میکند:
حَبَّذَا الْمُتَخَلِّلُونَ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا هَذَا التَّخَلُّلُ قَالَ التَّخَلُّلُ فِي الْوُضُوءِ بَيْنَ الْأَصَابِعِ وَ الْأَضَافِيرِ وَ التَّخَلُّلُ مِنَ الطَّعَامِ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَشَدَّ عَلَى مَلَكَيِ الْمُؤْمِنِ مِنْ أَنْ يَرَيَانِ شَيْئاً مِنَ الطَّعَامِ فِي فِيهِ وَ هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي.[3]
چقدر خوب هستند افرادی که خلال میکنند عرض شد خلال چیست؟ فرمود خلال کردن در وضوء بین انگشتان و تمییز کردن زیر ناخن ها است و خلال کردن در غذا خوردن است ...
سفارش هشتم
وضوء بعد از وضوء مطلوب است:
أَنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ وَ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَيْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَيْرِ اسْتِغْفَار[4]
یعنی وضوء بس از وضوء نور بر روی نور است.(یعنی نور مضاعف است) و کسی که بدون محدث شدن وضوء بگیرد خداوند بدون اینکه استغفار کند توبه برای او محسوب میکند.
چون خود وضوء یک نوع استغفار محسوب میشود و خداوند بدون استغفار او را میآمرزد.
در روایت دیگر میفرماید:
الْوُضُوءُ بَعْدَ الطَّهُورِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ فَتَطَهَّرُوا.[5]
یعنی وضوء بعد از طهارت و وضوء ده حسنه است ...
روایات زیادی به این مضمون داریم.
کلمهی وضوء در لغت به معنای شستن دست و صورت است و به معنای اصطلاحی شرعی و فقهی هم منافاتی ندارد یعنی وضوء شرعی بعد از وضوء شرعی ده حسنه دارد.
خواندیم که علت غسل جنابت وعلت وجوب آن پاکیزگی است و امام(ع) میفرماید وضوء بگیرید و تمییز کنید خود را و سهل انگاری نکنید تا دیگران اذیت نشوند. روح و ضوء و غسل تمییزی است و تمییزی بعد از تمییزی هم مطلوب است.
معنای شرعی بودن حکمی این نیست که ملاکات واقعی و حقیقی ندارد. این صنف تمییز کردن و این نوع خاص برای سلامتی انسان مفید است و ما مکانیزم این نوع شستن خاص را نمیفهمیم مانند آنکه در قدیم شیطان به معنای میکروب و ویروس را نمیشناختند و امروزه این حرف را میفهمند. امروزه عقل ما نمیفهمد که چرا باید صورت را بشوییم و بعد دستان را بشوییم و بعدا با پیشرفت علم مکانیزم این نوع شستن خاص را به ما خواهد گفت. مثلا شاید مربوط به الکتریستهی بدن باشد یا مربوط به کارآیی مغز یا سائر اعضاء بدن باشد. الان خیلی چیزها کشف شده است. بعضی از ظرافت ها را عرف میفهمد و بعضی را هم نمیفهد. شاید عرف بفهمد که شستن دست و صورت خوب است ولی شاید خوب بودن شستن بعد از شستن را نفهمد و بگوید دستان تمییز است و چرا دوباره آن ها را بشویم؟ در اینجا اسلام میگوید شادابی پوست میآورد و مسلمان باید از نهایت پاکیزگی و شادابی بدن جلب توجه کند که از آن به «طیب» تعبیر میشود و این چیزها که بالاتر از پاکیزگی است از ما خواسته شده است. شاید عرف این چیزها را متوجه نباشد و نفهمد ولی پیشرفت علم به ما میگوید.
مثلا عرف میفهمد که خرطات نه گانه (استبراء بعد از تخلی) برای نجس نشدن لباس خوب است ولی در غرب و اروپا فهمیده اند که این کار برای مجاری ادراری و پروستات چه منافعی دارد و چند عالم آلمانی به خاطر همین خرطات نه گانه مسلمان شدند. آمدند و بررسی کردند و به خاصیت های آن پی بردند. همهی خاصیت های این احکام بعدا کشف خواهد شد مانند کشف آن عالم ژاپنی که اثرات اسماء الاهی بر روی آب را کشف کرد. ما قدیم میگفتیم چیزی بخوانید و روی آب فوت کنید میگفتند خرافه است ولی آن عالم خاصیت این کار را کشف کرد و الان یک چیز پذیرفته و اثبات علمی شده است. ما این ها را بخاطر ایمان و اعتقادی که داریم به شکل تعبدی میپذیریم و باید بپذیریم ولی مرور زمان و پیشرفت علم به ما ثابت میکند که این مسائل صرفا امور تعبدی نیستند و ما قبلا ثابت کردیم که احکام تعبدی به مرور زمان از مولوی به ارشادی تبدیل میشود زیرا خود عقل میفهمد. امروز عقل میفهمد که آلودگی و میکروب و ویروس و بیماری و سرایت و دواء ها را میفهمد و اگر شارع میگوید که با جذامی با فاصلهی دو متر باید صحبت شود ما میفهمیم که سرایت وجود دارد و مانند این امثال زیاد است.
بنابراین تکرار وضوء اسراف نیست. تکرار کردن وضوء و شستن اسراف محسوب نمیشود و کار خوبی است و این از روایات استفاده میشود.
شاید اگر کسی در روایات دقت کند بدست بیاید که تکرار وضوء دو مرتبه کافی است. به این معنا نیست که انسان صبح تا شب انسان وضوء بگیرد. روایات میفرماید الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ[6] یعنی دو مرتبه وضوء و سه وضوء را شامل نمیشود. البته روایت اطلاق دارد و شاید شامل وضوء سوم هم بشود. این خود بحثی است که وضوء مستحبی کدام است؟ آیا وضوء سوم یا چهارم هم مستحب است یا نه؟ به این موضوع هم میتوان نگاه بهداشتی داشت و هم میتوان از منظر فقهی نگاه کرد. بالاخره وضوء گرفتن سوم چه حکمی دارد زیرا مسئلهی اسراف وجود دارد و یقینا روایاتی میگوید اصلا وضوء نگیر:
إِذَا اسْتَيْقَنْتَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ فَتَوَضَّأْ وَ إِيَّاكَ أَنْ تُحْدِثَ وُضُوءاً أَبَداً حَتَّى تَسْتَيْقِنَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ.[7]
یعنی ... مبادا وضوء بگیری تا اینکه یقین کنی محدث شده ای.
با آن روایاتی که میگویند وضوء بر روی وضوء نور بر روی نور است یا وضوء بر روی وضوء ده حسنه است یا وضوء بر روی پاکی ده حسنه است یا روایات اسراف چه گونه جمع میشود؟
این روایات در نظر اول با هم تعارض دارند ولی با این مبنای جدید بهداشتی این مسائل را حل میکند. این که از وضوء گرفتن قبل از یقین به حدث نهی کرده است به این معنای است که فکر کنی با وضوئی که داشتی نمیتوانی نماز بخوانی و دائما حالت شک وجود داشته باشد. دائما شک کند که آیا وضوء داشتم یا نداشتم یا وضوء سالم دارم یا ندارم خوب نیست و وسواس است. این همان معنای بر حذر داشتن است و روایاتی که امر به وضوء بدون حادث شدن میکند از منظر بهداشتی است و کار مطلوبی است زیرا طهارت و تمییزی مضاعف است. این مبانی بهداشتی تعارضات روایات را حل میکند.
سید مرتضی میفرماید روایات ما متعارض نیست متواتر است و نیاز به فهم دارد. اگر ما تعارض را قبول کنیم باید تمام روایات را کنار بگذاریم زیرا طوری تعارض میکنند که قابل جمع نیستند. قواعد باب ترجیح معلوم نیست درست باشد زیرا روایات ترجیح نه سند ندارند و خودشان باهم تعارض دارند و یکی میگوید موافقت کتاب مقدم است و یکی میگوید مخالفت عامه مقدم است و هر کدام یک مرجح ذکر میکنند بنابراین راه حل تعارضات فهم است و به همین جهت سید مرتضی حجیت اخبار آحاد را منکر شده است و روایات ما هم آحاد نیستند و متواتر هستند و همدیگر را تقویت میکنند.
با همین فهم ساده که روایات سفارش کننده به وضوء گرفتن بر روی وضوء راجع به پاکیزگی است و روایات ناهی، راجع به نماز و شک و وسواس است تعارض روایات حل میشود.
روایت مطلق است و وضوء گرفتن پشت سر هم و بدون فاصله را هم شامل میشود. یا اینکه وضوء گرفتن برای هر نمازی هم مستحب است. اگر انسان برای نماز ظهر وضوء گرفت و ظهر خواند، وضوء گرفتن برای خواندن عصر هم دوباره مستحب است.
أَنَّهُ كَانَ يُجَدِّدُ الْوُضُوءَ لِكُلِ صَلَاةٍ يَبْتَغِي بِذَلِكَ الْفَضْلَ لَا عَلَى أَنَّ ذَلِكَ يَجِبُ إِلَّا مِنْ حَدَثٍ.[8]
یعنی ... وضوء برای تمام نماز ها مطلوب است...
هم اهمیت وضوء ثابت میشود و هم ثابت میکند وضوء گرفتن پشت سر هم اشکال ندارد و اسراف و وسواس محسوب نمیشود. زمانی که در وضوء اول شک کنی و دوباره وضوء بگیری یا دائما شک کنی که آیا محدث شدم یا نه و دوباره وضوء بگیری خوب نیست و وسواس است و از این نوع تکرار وضوء نهی شده است.
وضوء از نظر پاکیزگی و بهداشت برای کافر هم اثر دارد. دست کافر هم با تکرار شستن دست، تمییز تر میشود ولی اینکه آیا به او ثواب هم داده میشود یا نه و اعمال کافر درست محسوب میشود یا نه یک بحث فقهی است و داخل در بحث ما نیست و فقهاء باید بگویند که عبادت کافر درست است یا نه؟
کافر به کتابی و غیر کتابی تقسیم میشود و در کتابی هم اختلاف است ولی اگر گفتیم کافر کتابی تمییز است، مثلا روایت داریم که خادم مجوسی دستش را بشوید میتواند غذا بپزد، در اینصورت اگر دستش را بشوید یا تکرار کند یقینا تمییزی برای او حاصل میشود.
بله، اینکه نور علی نور که در روایت وضوء آمده است اشاره به آیه 35 از سورهی نور دارد و مقابل کفار که ﴿ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْض﴾[9] است باید تفسیر آیه را دید ولی نور علی نور اینگونه است که وقتی دو نور با هم ادغام شود نورانی تر میشود و وقتی دو پاکیزگی پشت سر هم باشند پاکیزه تر میشود. باید ببینیم بحث پاکیزگی است یا بحث نماز است؟ وقتی میگویید بدن طاهر است یعنی میتوانید نماز بخوانید و آیا اگر انسان دوبار وضوء به این معنا است که انسان دو تا حکم دارد و اینگونه باشد که شما میتوانی نماز بخوانی، شما میتوانی نماز بخوانی و دو بار تکرار شده باشد؟ قطعا این مراد نیست زیرا انسان با یک وضوء میتواند نماز بخواند. پاکی در شرع یعنی جواز دخول در نماز وجود دارد و بیش از این نیست و اینطور نیست که میتوانی نماز بخوانی مضاعف شود بلکه پاکیزگی است که مضاعف میشود.
وضوء عبادت است یا نه یک بحث مستقلی است و در جای خودش باید بحث کنیم که عبادت چیست شاید شخصی بگوید که در عبادت نیت شرط است ولی ما نیت را کنار میگذاریم و بدون نیت وضوء بگیرد، روایت میفرماید این وضوء (یعنی وضوء بدون نیت) نور علی نور است.
بله وضوء کافر ثواب ندارد ولی میفهمد که تمییزی میآورد.
بله، ما میگوییم وضوء دو اثر دارد. یک اثر آن جواز دخول در نماز است و یک اثر آن مربوط به پاکیزگی است زیرا در روایات خواندیم که روح وضوء و غسل پاکیزگی است و علت اصلی پاکیزگی است و ما از زاویهی پاکیزگی نگاه میکنیم.
بعض از روایات بیشتر ناظر به پاکیزگی هستند. روایاتی که روی وضوء بر روی وضوء تاکید دارند بحث از نماز ندارند زیرا با یک وضوء هم میتوان نماز خواند بنابراین این روایت برای پاکیزگی است که روح وضوء است. یعنی انسان اگر دوبار وضوء بگیرد نورانی میشود و صورتش شاداب میشود و پاک و پاکیزه میشود.
اگر گفتیم علت غسل جنابت پاکیزگی و نظافت است همانطور که در روایت آمده است میفهمیم که انسان اگر بهتر بدنش و صورتش را بشوید پاک تر میشود و میفهمیم که اگر بهتر وضوء گرفته شود پاکی بیشتر حاصل میشود به همین جهت «اسباغ الوضوء» داریم یعنی بهتر و محکم تر وضوء گرفتن مطلوب است.
خیر، وضوء گرفتن با آب غصبی از ناحیهی غصب بودن حکم دیگری و مکانیزم دیگر و ملاکات دیگری دارد ولی وضوء گرفتن با آب غصبی هم پاکیزگی میآورد.
بله، غذای حرام برای سلامتی انسان ضرر دارد و آب غصبی هم چون غصب است خطر دارد نه اینکه چون کثیف است خطر دارد بنابراین بحث قذارت و کثیفی در آب غصبی مطرح نیست و مصرف کردن حرام حکمت های خاص به خود را دارد.
بنابراین مواردی داریم که انسان باید وضوء بگیرد ولی هیچ داعی شرعی ندارد و باید برای پاکیزگی محسوب کنیم و تعارضی هم بین روایات باقی نمیماند.
در روایت آمده است:
يَا أَنَسُ أَكْثِرْ مِنَ الطَّهُورِ يَزِدِ اللَّهُ فِي عُمُرِكَ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ عَلَى طَهَارَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّكَ تَكُونُ إِذَا مِتَّ عَلَى الطَّهَارَةِ شَهِيدا[10]
یعنی ای انس زیاد تمییز کن و وضوء بگیر خداوند عمر تو را طولانی میکند و اگر توانستی در شب و روز طاهر باشی این کار را انجام بده ...
معلوم میشود که یکی از اثرات زیاد وضوء گرفتن طول عمر است.
در این روایت بحث از نماز نیست و شبانه روز باید بدن تمییز و پاکیزه باشد.
سفارش نهم
حتی برای شخص محدث هم وضوء مطلوب است اگر چه حدث او باقی بماند. یکی از این موارد وضوءگرفتن برای خواب است.
در روایت آمده است:
لَا يَنَامُ الْمُسْلِمُ وَ هُوَ جُنُبٌ وَ لَا يَنَامُ إِلَّا عَلَى طَهُورٍ فَإِنْ لَمْ يَجِدِ الْمَاءَ فَلْيَتَيَمَّمْ بِالصَّعِيدِ فَإِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ تَرْتَفِعُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَقْبَلُهَا وَ يُبَارِكُ عَلَيْهَا فَإِنْ كَانَ أَجَلُهَا قَدْ حَضَرَ جَعَلَهَا فِي صُورَةٍ حَسَنَةٍ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهَا بَعَثَ بِهَا مَعَ أُمَنَائِهِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَرَدَّهَا فِي جَسَدِه[11]
یعنی مسلمان درحال جنابت نمیخوابد و نمیخوابد مگر وضوء داشته باشد و اگر آب ندارد با خاک تیمم کند زیرا روح مومن به سمت خداوند میرود و با او ملاقات میکند و بر او مبارک میکند و اگر اجل انسان حاضر شود روح در مکنون رحمت قرار میگیرد و اگر اجل او حاضر نشده باشد روح با امینان از ملائکه و فرشتگان برگردانده میشود تا به بدن برگردد.
بنابراین با وضوء خوابیدن این خاصیت را دارد که جان و روح انسان به سلامت به بدن برگردد. خداوند فرشتگان را میفرستد تا روح سالم و بدون مشکل به بدن برگردد. بنابراین وضوء گرفتن ضامن سلامتی است و این مطالب خیری ژرف و دقیق است و چه زمانی علم بشر میتواند به این معانی برسد؟ شاید بعد از هزار سال هم به این مطالب نتواند برسد و این چیزهایی که ما به راحتی از شرع و از پیامبر(ص) و ائمه(ع) میگیریم خیلی مهم است.
بحث پاکیزگی نیست ولی بحث سلامتی است. بله اذیت شدن فرشتگان از بوی بد گناه تلازم دارند و ما اگر مادی بودن روح و گناه و محبوس شدن گناه در اعضاء و این ها را قبول کنیم این مسائل حل میشود و ادلهی این مطالب هم وجود دارد.
سفارش دهم
در روایت دیگر آمده است:
مَنْ بَاتَ عَلَى طُهْرٍ فَكَأَنَّمَا أَحْيَا اللَّيْلَ كُلَّه[12]
یعنی کسی که با طهارت بخوابد گویا تمام شب را زنده داری کرده است.
شب زنده داری یقینا در سلامتی انسان نقش موثر دارد. یک نماز شب ضامن سلامتی انسان است چه برسد به اینکه تمام شب زنده داری صورت بگیرد.
سفارش یازدهم
در روایت آمده است:
سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الرَّجُلِ أَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَنَامَ وَ هُوَ جُنُبٌ فَقَالَ يُكْرَهُ ذَلِكَ حَتَّى يَتَوَضَّأَ.[13]
یعنی از امام صادق(ع) سوال شد آیا مرد میتواند بخوابد درحالیکه جنب است؟ فرمود مکروه است تا اینکه وضوء بگیرد.
وضوء گرفتن شخص جنب سبب طهارت شخص نمیشود و جنابت باقی است ولی برای تمییزی خوب است.
مَنْ أَحْدَثَ وَ لَمْ يَتَوَضَّأْ فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ لَمْ يَدْعُنِي فَقَدْ جَفَانِي وَ مَنْ أَحْدَثَ وَ تَوَضَّأَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ دَعَانِي فَلَمْ أُجِبْهُ فِيمَا يَسْأَلُ عَنْ أَمْرِ دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ فَقَدْ جَفَوْتُهُ وَ لَسْتُ بِرَبٍّ جَاف[14]
یعنی پیامبر(ص) فرمود هر کس محدث شود و وضوء نگیرد به من جفا کرده است ...
یعنی باید بعد از حدث بلافاصله وضوء گرفته شود.
سفارش دوازدهم
وضوء برای همبستر شدن با زن باردار هم مطلوب است درحالیکه میخواهد جنب شود و طهارتش از بین میرود. این کار اثر مادی دارد و در فرزند اثر دارد.
يَا عَلِيُّ إِذَا حَمَلَتِ امْرَأَتُكَ فَلَا تُجَامِعْهَا إِلَّا وَ أَنْتَ عَلَى وُضُوءٍ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِيَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ أَعْمَى الْقَلْبِ بَخِيلَ الْيَد[15]
یعنی ای علی زمانیکه همسرت باردار شد با او مجامعت نکن مگر اینکه با وضوء باشی زیرا اگر فرزندی سالم نصیب شود و به دنیا بیاید کوردل و خسیس میشود.
سفارش سیزدهم
وضوء گرفتن برای همبستر شدن دوباره:
كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا جَامَعَ وَ أَرَادَ أَنْ يُعَاوِدَ تَوَضَّأَ وُضُوءَ الصَّلَاة[16]
یعنی هنگامی که امام صادق(ع) مجامعت میکرد و دوباره میخواست همبستر شود وضوء نماز میگرفت.