1401/11/24
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: بررسی کلام محقق حائری / بررسی مجعول بودن طهارت و نجاست / استصحاب احکام وضعیه
خلاصه مباحث گذشته:
بحث در بررسی مجعول بودن یا واقعی بودن طهارت و نجاست بود. محقق حائری بعد از اشکال به محقق خویی & به بررسی سه روایت در رابطه با مجعول بودن طهارت و نجاست پرداختند. روایت اول بررسی شد. ایشان به صدور روایت اشکال کردند و به آن اشکال، به تبعیض در حجیت پاسخ داده شد و در نهایت به دلالت آن در مورد مجعول بودن مطلق طهارت و نجاست اشکال شد. در این جلسه به بررسی روایت دوم پرداخته میشود.
روایت دومی که برای مجعول بودن طهارت و نجاست بدان تمسک شده ، این روایت است:
«وَ سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ حُمْرَانَ النَّهْدِيُّ- وَ جَمِيلُ بْنُ دَرَّاجٍ- أَبَا عَبْدِ اللَّهِ × - عَنْ إِمَامِ قَوْمٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ مِنَ الْمَاءِ مَا يَكْفِيهِ لِلْغُسْلِ أَ يَتَوَضَّأُ بَعْضُهُمْ وَ يُصَلِّي بِهِمْ فَقَالَ لَا وَ لَكِنْ يَتَيَمَّمُ الْجُنُبُ وَ يُصَلِّي بِهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ التُّرَابَ طَهُوراً كَمَا جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً.»[1]
تقریب استدلال به این روایت دارای 5 مقدمه است:
جعل طهوریت تراب، جعل تشریعی است نه تکوینی . این مقدمه را مسلم گرفته اند که تیمم و تراب اثر تکوینی برای از بین بردن حالت حدث معنوی نمی گذارد بلکه مسأله تشریعی است و شارع برای تراب، مزیل حالت حدثی را اعتبار فرموده است.
امام × جعل طهور برای تراب را به جعل طهور برای ماء تشبیه فرموده اند و این تشبیه و وحدت سیاق اقتضاء میکند که همان جعلی که برای تراب است برای ماء نیز باشد.
پس اقتضای تشبیه و وحدت سیاق همگون بودن جعل ها است.
از این همگونی به دست می آید که همانطور که در تراب جعل تشریعی بود در ماء نیز تشریعی است.
طهوریت آب اطلاق دارد و این اطلاق شامل طهوریت از حدث و طهوریت از خبث میشود و به بیان استاد محقق حائری تعبیر طهارت در مورد حدث از باب تشبیه به خبث است که گویا جنابت و حیض یک حالت قذارت روحی شبیه قذارت نجاسات و خبث ایجاد میکند و همانطور که آب، قذارت خبثیه را ازاله میکند، این امر معنوی را نیز ازاله میکند. عبارت ایشان چنین است:
«و إنّما سمّيت الطهارة الحدثية بالطهارة تشبيهاً للحدث بالخبث، و لفرض الحدث كأنّه نوع قذارة، و لهذا سمّي رفعها طهارة فكأنما الحدث نوع قذارة إلّا أنّها قذارة معنوية، و رفعها طهارة معنوية»[2]
پس وقتی گفته می شود طهارت، فرد جلیّ آن طهارت از خبث بوده و از حدث از باب تشابه است.
بنابراین از این روایت استفاده شد که خداوند متعال آب را مطهرجعلی و قانونی از خبث قرار داده است و معلوم می شود که خبث یک امر اعتباری است نه واقعی چون امر واقعی را نمی توان با تشریع از بین برد و مزیل امر تکوینی یک امر تکوینی است نه اعتباری.
پس نجاست امر تشریعی است نه تکوینی.
اشکالی که خود استاد محقق حائری به این استدلال بیان میفرماید، به مقدمه چهارم (اطلاق طهوریت آب نسبت به طهارت از خبث و حدث) است. این اطلاق معلوم نیست چرا که احتمال تکوینی بودن نجاسات و خبث قوی است و تشریعی بودن نسبت به خبث معلوم نیست و همین احتمال قوی موجب انصراف اطلاق از خبثیه میشود و اطلاقی نسبت به آن شکل نمیگیرد.
به عبارت دیگر – که این بیان در کلمات استاد حائری نیست – این اطلاق محفوف بما یحتمله القرینیة است و همین امر موجب اجمال میشود؛ چرا که مصبّ کلام، طهارت حدثیه است نه خبثیه.
نسبت به این اشکال میتوان گفت: اگر از اطلاق روایت و مقدمات حکمت استفاده شود، اشکال انصراف و احتفاف بما یحتمل القرینیة وارد است ولی اگر برای شمول نسبت به خبثیه به اطلاق تمسک نشود و از خارج بدون استفاده از روایت، این شمول استفاده شد دیگر این اشکال وارد نیست زیرا طهور بودن آب نسبت به خبث و حدث، امر مرکوز در اذهان است و مخاطبین با این طهوریت از خبث و حدث مأنوس هستند. از این رو جعل در هر دو (خبث و حدث) تشریعی است.
بنابراین نمیتوان گفت طهوریت آب نسبت به بخشی (حدث) تشریعی و نسبت به بخشی دیگر (خبث) تکوینی است زیرا این تفکیک خلاف ظاهر است و ظاهر آن است که روایت اشاره به همان طهوری مینماید که مخاطبین با آن آشنا هستند و آن طهورت تشریعی است.
مگر آنکه گفته شود امام × در مقام بیان طهارت حدثیه است و وحدت سیاق و تشبیه آن قدر قوت ندارند که اطلاق را به اثبات برساند
بنابراین شمول محل اشکال است هر چند که کلام از اشاره به اطلاق خالی نیست.
اشکال دیگر، به مقدمه اول است که شاید اشاره ای به این اشکال در کلام استاد حائری وجود داشته باشد زیرا با تعبیر «لو تمّ» بیان فرموده است :«و الرواية الثانية لو تمّ أنّ ما فيها من قوله: «جعل التراب طهوراً» يقصد به الطهارة التشريعيّة»[3]
در مقدمه اول گفته شد جعل شارع نسبت به طهوریت تراب حتما تشریعی است نه تکوینی. این اول الکلام است و ممکن است خداوند متعال تراب را به گونه ای قرار داده است که امور روحی و معنوی را بر طرف کند . امور موجود در خاک به گونه ای خداوند قرار داده است که با کیفیت تیمم آن حالت روحی به طور موقت بر طرف شد و برهانی بر جعل تشریعی نداریم و از آن طرف مویداتی وجود دارد که جعل تکوینی باشد همانطور که خوارکی ها در حالت معنوی اثرگذار است.
اشکال آخر - همانطور که در روایت قبل گفته شد – آن است که بر فرض تمامیت مقدمات پنجگانه، بخشی از مدّعی اثبات می شود و در همه نجاسات معلوم نیست که تشریعی باشد. [در مواردی که رفع نجاست به آب صورت می گیرد نجاست تشریعی میتواند باشد، اما مواردی که رفع به وسیله آب نیست مثل کافر، تشریعی بودن به اثبات نمیرسد]
[همچنین] طهوریت آب تشریعی است و طهور یا اسم فاعل به معنای مطهِّر و یا اسم برای وسیله تطهیر «ما يُتَطَهَّر بهِ» مانند سحور است در هر دو صورت اشیاء طهارتی دارند و طهور زنگار و گرد و غبار معنوی را که در اثر ملاقات با نجاست یا جنابت حاصل شده، ازاله میکند و همان طهارت اشیاء را باز میگرداند. اما این طهارت اشیاء واقعی است یا جعلی معلوم نیست بنابراین به طور جزم نمی توان استفاده کرد که طهارت جعلی است.