1402/08/10
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: کتاب الجهاد/فقه جنگ نرم /مرابطه
حدیث خوانی
عن علی بن موسی الرضا علیهالسلام قال: دَعْوَةُ اَلْعَبْدِ سِرّاً دَعْوَةً وَاحِدَةً تَعْدِلُ سَبْعِينَ
در آداب دعا به ما به می آموزند که دعا دور از چشم و توجه دیگران انجام شود. حضرت میفرمایند یک دعوت مومن و بنده ی شایسته ی خدا در پنهانی با هفتاد دعایی که به صورت آشکار انجام دهد ، برابری میکند معنای این این نیست که دعای دسته جمعی و آشکار فاقد اعتبار است بلکه این تأکید بر دعایی که در پنهان انجام شود ، دارد خصوصاً دعایی که در نیمه ی شب و طلوع فجر باشد. انسان را وادار میکند با خدای خود خلوت کند. هز لحظه که انسان بخواهد باب دعا گشوده و آماده است. هیچ زمانی برای دعا کردن ناشایست نیست اما دعایی که فضیلت دارد دعایی است که در خلوت بین انسان و خدا باشد در روایت دیگری هم دارد که فرمود دعوت ته فیها ، یک دعایی که در پنهان انجام میدهی ، افضل عند الله من سبعین دعوت تحفه ها، در نزد خدا از هفتاد دعایی که آشکار میکنی برتر است یعنی خداوند متعال خلوت خود با بنده را بر سایر امور ترجیح میدهد.
خلاصه جلسات گذشته
در جلسات قبل ناظر به وجود تهدید که گفتیم مرزبانی و مرابطه متحیث به حیث تهدیدات است. کل موضع یخاف منه ، در اینجا مرابطه میکنند. ناظر به وجود تهدید چهار دسته از نقاط آسیب پذیر که لازم بود و لازم است با رباط و مراصده از آنجا محافظت شود را بیان کردیم. گفتیم خطرات هر یک از این چهار دسته ممکن است جبران ناپذیر باشد. دسته ی اول مرز های جغرافیایی و سخت بود که دشمن ممکن است با قشون کشی نظامی به آنجا هجوم بیاورد و کیان اسلامی یا مسلمانان را تهدید کند. این دسته ی اول به تهدید سخت اختصاص داشت و اگر در آنجا اتفاقی بیافتد جنگ یا جهاد سخت محقق میشود. دسته ی دوم نقاط یا مرز های تهدید بیولوژیکی یا میکروبی بود که اصل تهدید آن نرم است یعنی به نوعی زیر پوستی این تهدید انجام میشود با استفاده از روش های پنهان انجام میشود اما آثار آن آثار سخت است. نکته یا دسته ی سوم مرابطه و حراست از اسناد دارای طبقه بندی است که اطلاعات حساس کشور در اختیار دشمن واقع نگردد. این یک تهدید زیر پوستی و نرم است. ممکن است دشمن از همه ی این اطلاعات برای اثر گذاری نرم استفاده کند یا از بخشی از آن ها در جنگ و اثرگذاری سخت استفاده کند اما دستیابی به این ها چون از طریق عوامل انسانی صورت میگیرد مشابه دسته ی دوم، در حقیقت با شست و شو دادن ذهن دیگران و اثر گذاری بر ذهن دیگران قادر به انجام این تهدیدات میشوند. دسته ی دوم و سوم عموما نرم است. دسته ی چهارم گفتیم مرز های مدیریتی که دوباره به دلیل اینکه یا افراد نفوذی را داخل جسم سامانه ی مدیریتی کشور میکنند یا اینکه در سامانه ی مدیریتی کشور نفوذ میکنند دوباره تهدید نرم است. از جمله جاهایی که باید در آن توجه بسیار زیادی کرد خود سامانه ی مرزبانی در کشور است.
در ادامه ی مباحثی که عرض کردیم اگر عوامل نفوذی دشمن در سامانه ی مرزبانی کشور رسوخ کند با تعبیری که ما بیان کردیم. نقاط مرزبانی فقط مرز جغرافیایی نیست چه آنجا که فقط مرز جغرافیایی را مهار میکنند یا مرز های تهدید بیولوژیکی یا مرز های ایجاد شده بر روی اسناد دارای طبقه بندی ، کسانی که در این اوضاع مرزبان هستند اگر مورد غفلت قرار بگیرند، دشمن بتواند یا عوامل نفوذی خود را در اینجا به کار بگیرد یا روی افرادی که در اینجا فعال هستند نفوذ کند ، در هر دو صورت فاجعه ی امنیتی ایجاد میشود. کارگزاران در بخش های مختلف مرزبانان کشورند. خصوصا در این حوزه هایی که بیان کردیم و اگر دشمن بتواند بر روی این کارگزاران اقدامی کند و نفوذ کند، به جای اینکه از پنجره وارد شود رسماً از درب ورودی وارد میشود و اهداف خود را محقق میکند. فرض کنید برای اینکه اطلاعات را ببرند اگر حراست این ساختمان با دشمن همکاری کند، در یک روز تعطیل درب را باز میکند و این ها وارد میشوند ، هر چه بخواهند جمع میکنند و میبرند یا این آقای حراست دو ساعتی خود را به خواب میزند با در روز تعطیل از ساختمان بیرون میرود و دشمن وارد میشود و مأموریت را انجام میدهد اما این فرد اگر در تعامل با دشمن نباشد ، دشمن باید تلاش زیادی کند تا گلوگاه های نفوذ این ساختمان را پیدا کند تا وارد شود و اسناد را ببرد. پس حراست از مأمورانی که مسئول مرزبانی در بخش های مختلف هستند. مسئول ارائه ی خدمت در جاهای مختلف هستند. مسئول کنترل ها در گلوگاه های مختلف هستند. این خود یک وظیفه ی سنگینی است و نیازمند به مراصده و مرابطه دارد. هر نگهبان و مرزبان و فردی که خدمتی ارائه میدهد باید احساس کند رفتارش توسط سیستم کنترل میشود مانند اقدامی که امیرالمومنین علیه السلام در نظارت از مسئولانی که میگماردند، داشتند. ما نمونه هایی از این نظارت ها را در مباحث آینده ارائه میکنیم. در فرهنگ قدیم چین، یک مثالی وجود دارد که کاملاً اهمیت مرزبانی و کنترل مرزبان را به وضوح نشان میدهد و در مباحث ما هم قابل بیان است. میگویند امپراطوران قدیم چین برای مقابله با تهدید دشمن طی سالیان متمادی و در دوران امپراطوران مختلف شروع کردند و دیوار دفاعی چین را ایجاد کردند. این دیوار وقتی کامل شده است حدود بیست و یک هزار کیلومتر طول دارد در بخش ها و مراتع شمالی چین قدیم این را ایجاد کردند البته الان این دیوار در مناطق مرزی نیست. این دیوار در نزدیکی های پکن است. اما آن موقع این حوزه نقاطی بوده است که از آن هجوم متصور بوده است. چینی ها تمام هنر دفاعی و مهندسی خود را ترکیب کردند برای ساختن این سازه ی دفاعی، اولاً دیوار را در نقاط حساسی از ارتفاعات موجود ایجاد کردند. لبه ی پرتگاه ها؛ طوری که ارتفاع دیوار روی لبه ی این پرتگاه ها از لبه ی بیرونی یک متراژ زیادی است. به راحتی کسی نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند. در فاصله های مشخصی برج های آتش ایجاد کردند تا به هنگام ضرور و وجود تهدید با روشن کردن آتش تقریباً اطلاع رسانی میکردند که همه متوجه باشند که تهدیدی وجود دارد. قلعه هایی برای دیده بانی روی این سازه ایجاد کردند که با استقرار افراد روی این قلعه ها وجود و حضور و هجوم دشمن را از فاصله ی طولانی قابل تشخیص میکرد و امکان کسب اطلاعات از وضعیت دشمن بوجود میآمد. در قسمت داخلی این دیوار پناهگاه و جان پناه را ایجاد کردند و مکان هایی برای استراحت مرزبانان و ذخیره ی تسلیحات در نظر گرفتند. بخشی از این سازه روی کوه ها و در دامنه از چمنزار ها و لجنزار ها هم عبور کرده است. معنای آن این است که این دیوار طولانی ۲۱ هزار کیلومتری وقتی از بالا نگاه میکنید مانند یک اژدهای بزرگ روی زمین طراحی شده است. هیچ کس از این دیوار بتونی و سنگی امکان عبور ندارد. سنگ های بزرگی در دو طرف دیوار که طول و ارتفاع آن، ارتفاع این دیوار حدود ده متر است و جایی هم که موانع طبیعی است یا پرتگاه است ممکن است بیست یا سی متر شود. عرض آن به مقداری است که ممکن است چهار اسب در کنار هم یا درشکه های نظامی به راحتی از آن عبور میکردند و آذوقه و علیق را از این دیوار میآوردند یا نیرو ها را از روی درشکه ها به فاصله و مدت طولانی در جابجایی مرزبانان جابجا میکردند. عرض کردم از دو طرف سنگ های بزرگ و در بین این سنگ ها هم خرده سنگ ریختند و محکم ساختند و نفوذ از این دیوار در آن دوره واقعا امکان پذیر نبوده است.
گفتند این دیواری که کوه ها را به هم پیوند زده است. عبور از مناطق صعب العبور را سخت تر کرده است. استقرار نیرو در پناه این دیوار ها را فراهم آورده است. دشمن را از مرحله ی دور قابل تشخیص کرده است و زمینه ی اطلاع رسانی سریع در آن مقطع را با روشن کردن این گلدان های آتش فراهم کرده است. این دیوار دیگر باید اطمینان قطعی بدهد که هیچ تهدیدی مردم چین را تهدید نمیکرده است. هیچ تهدیدی بر آن ها نفوذ نمیکرده است اما وقتی این دیوار را ساختند بر خلاف زمانی که این دیوار نبود در فاصله ی کوتاهی دشمن سه بار هجوم آورد و از این دیوار عبور کرد و در داخل محوطه ی دیوار با سربازان و نظامیان چین درگیر شد و از قضا پیروز هم شدند و چینی ها سه بار متحمل شکست شدند. خب این نقطه یا نکته ای بود که چرا دیوار به این عظمت توانایی این را نداشت که مانع عبور دشمن شود. فرماندهان نظامی جمع شدند و بررسی کردند و ابعاد مسئله را دیدند و بالا و پایین کردند و بعد از مدتی در یک جلسه ای شر کردند و مطالب را با هم به اشتراک گذاشتند. نتیجه ی جمع بندی این بود که ارتش یا امپراطوران برای مقابله با تهدید دشمن دیوار ساختند اما از ساختن دیواربانان یا مرز بانان غفلت کردند. هر بار که در گذشته دیواری وجود نداشت، تهدید احساس میشد همه با هوشیاری در نقطه ی هجوم دشمن تجمع می کردند و دشمن را پایش میکردند و تهدید دشمن را دفع میکردند اما این بار که به دیوار اعتماد کردند، دشمن فرصت پیدا کرد و آمد روی دربانان یا دیواربانان به نوعی نفوذ کرد و آن ها را برای خود کرد، با پرداخت پول و رشوه یا وعده این ها را با خود هماهنگ کرد، این ها به لحظه ی هجوم دشمن همکاری با دشمن را در دستور کار گذاشتند و درب های ورودی این دیوار را این مرز بتنی را باز کردند بجای اینکه دشمن از دیوار نفوذ کند از درب ها وارد شد و فاجعه آفرید. به لحاظ تربیتی از این یک نتیجه ای میگیرند که اهتمام به ساختن قصور، قصر و دیوار و بنا و هر سازه ی دیگری که نشان دهنده ی اقتدار و ابهت و تمکن است نباید انسان را از ساختن نسل غافل کند. در یک خانواده ای ممکن است بسیار زندگی بسیط و خانه ی بسیطی باشد اما بخاطر تربیت قوی فرزندان خوبی را تربیت کند اما در یک خانواده ای هرچند ویلای لوکس دارد اما فرزندان موفقی را تربیت نکند. اهتمام به ساخت قصور نباید انسان ها را از اهتمام شان به تربیت اجیال و نسل ها؛ چینی ها سرگرم ساختن دیوار شدند اما از ساختن و مراقبت کردن از مرزبانان غفلت کردند. غفلت در اینجا یا عدم نظارت بر این ها که وقتی همه ی لشکر و مردم خواب هستند و سلامت آن ها به بیداری و هوشیاری و حس ملی و عرغ ملی چند مربان و نگهبان بستگی دارد اگر این ها هم بخوابند دشمن هجوم میآورد و از همه ی ظرفیت های خود استفاده میکند و نابودشان میکند.
ما در بحث مرابطه ضمن اینکه بر اهمیت رباط و مرابطه در نقاط مرزی تاکید داریم، در اهمیت رباط و مرابطه از مرزبانان هم تاکید داریم. ضمن اینکه میگوییم ممکن است در حوزه های سخت تهدید شکل بگیرد و آنجا مرابطه لازم باشد تأکید داریم در حوزه های نرم هم باید مرابطه شکل بگیرد. اگر در حوزه های نرم مرابطه شکل نگیرد، خسارت آن افزون از مواردی است که تهدید از مرز های سخت وارد حوزه ی حاکمیتی نظام اسلامی میشود. پس در مرز های نرم که برشمردیم مانند جایی که دشمن از ظرفیت استفاده میکند و تهدیدات بیوتروریستی یا میکروبی را میخواهد وارد کند یا جایی که میخواهد اسناد و اطلاعات کشور را ببرد یا جایی که میخواهد کار گزاران نظام اسلامی را با تخریب ذهنیت هایشان به استخدام خود در بیاورد، همه ی این ها لازم است مراقبت و مرزبانی شود. این تحول بزرگ در مرزبانی را باید در بحث فقهی مرابطه و مرزبانی مد نظر داشته باشیم. اگر احساس کنیم مرزبانی منحصر است به نقاطی که در گذشته از آن مراقبت می شده است و ابعاد جدید آن را نادیده بگیریم، این زمینه ساز نفوذ دشمن در داخل کشور خواهد شد. چه این نفوذ از طریق انتقال لوازم و موارد خطرناک باشد که مثل میکروب ها یا چه از طریق استخدام عوامل انسانی از بین نیرو های خودی و مدیران کشور، در مجموع این موضوع بسیار حساس است که باید در کنار تقویت استحکامات مرزی در کنار تقویت استحکامات مرز بانی در نقاط هجوم سخت به تقویت استحکام مرزی در نقاط نرم هم توجه کرد. خود این ساز و کار گسترده ای میخواهد. در آینده ما ادله ای برای تقویت این معنا که مرزبانی منحصر به حوزه های سخت نیست و این حوزه ها را شامل میشود، بیان میکنیم.
مرابطه در اعتقادات و باورها
پنجمین دسته از گلوگاه هایی که باید مورد توجه قرار بگیرد، گلوگاه های تهدید نرم و هجوم به باور و اعتقادات افراد جامعه است. آنجا که دشمن حمله میآورد تا دین مردم را از آن ها بگیرد. اگر دشمن فرصت پیدا کند از هر ظرفیتی برای آسیب رساندن به اعتقادات دینی مردم استفاده میکند. در گذشته هم تاکید کردیم هدف جنگ نرم تخریب باور ها و اعتقاد جامعه ی هدف است. وقتی به جامعه ی اسلامی با استفاده از ابزار جنگ نرم هجوم میآورند قصد و غرض آن ها تخریب ساختمان ها نیست بلکه تخریب اعتقادات دینی جامعه است. وقتی دشمن به مرز ها هجوم آورد باید در برابر آن مثل سد سکندر ایستاد. وقتی دشمن به مرز های اعتقادی هجوم میآورد اینجا هم باید ایستادگی کرد نمیتوان مرز های جغرافیایی را حراست کرد اما مرز های اعتقادی را رها کرد. اگر اینطور شود نتیجه ی همه ی زحماتی که انبیاء الهی کشیدند برای آشنا کردن مردم با توحید و انس مردم با خدا ، همه ی این ها از دست میرود. پس برای حراست از اعتقادات، باور ها و ادراکات جامعه باید مرزبانی کرد. اگر دشمن بتواند افکار و ادراکات جامعه را تسخیر کند، اعتقادات آن ها را برای خود کند دیگر نیازی به هجوم سخت ندارد. همه برایش فرش قرمز پهن میکنند. بدون مداخله ی دشمن، خودی ها دشمن میشوند و در جهت اهداف بیگانه قدم بر میدارند پس به موازات مرزبانی در نقاط جغرافیایی برای حراست از جان و مال و ممتلکات جامعه ی اسلامی، باید هر کجا که دشمن بتواند از آنجا استفاده کند و به باور های جامعه ی اسلامی آسیب برساند آنجا هم مرزبانی کرد. اینجا است که ممکن است کارخانه ی اسباب بازی سازی نقطه ی هجوم شود. کودکستان برای تخریب افکار اطفال نقطه ی هجوم دشمن شود. رادیو ها و تلویزیون ها مرکز هجوم و توپخانه ی دشمن شوند. رسانه ها امروز بزرگ ترین توپخانه هایی هستند که اعتقادات جامعه را تخریب میکنند مانند تلویزیون اینترنشنال یا وی او ای شما ببینید که شبانه روز چگونه برای تخریب اعتقادات کار میکنند. برای مسخره کردن اعتقادات، اینقدر نمونه فراوان است که کسی دیگر نمیتواند این را انکار کند. بیان آن هم ممکن است اشاعه ی فاحشه باشد. زمینه ساز تقویت و افزایش روز افزون آن شود. باید در این مرز ها مرزبانی کرد. از اعتقادات و از باور های اعتقادی دفاع کرد حالا یا مقابله به مثل کرد که یک نوع است. برای دفاع از مرز های اعتقادی ممکن است شما حرف آن ها، برهان و نکته و مطلب یا مدل استدلال آن ها را طوری هنرمندانه به آن ها برگردانید این ممکن است روشی باشد یک بار ممکن است اصل این تلویزیون و رادیو را بتوانید مانع شوید که در کشور اسلامی پخشی نداشته باشد که این الان تقریباً شبه محال شده است. با استفاده از قمر های استئنایی و استفاده از ظرفیت های دیجیتال و ماهواره ها تقریباً کشور ها سلطه ی خود را در فضای مجازی از دست دادند. کشور ها در حکمرانی در فضای مجازی قادر نیستند جلوی دشمن را بگیرند. باید برای آن روش هایی پیدا کرد. یکی از روش ها هم ممکن است این باشد پرهیز از اینکه در معرض تبلیغات دشمن قرار بگیریم. جاهایی که محل ضرر هست هم جوانان نباید حضور داشته باشند. روش های آن را ما در مباحث آینده به طور متمرکز و دقیق تر بررسی میکنیم اما اجمالا دفاع از افکار و اعتقادات و آرمان های دینی و حراست در نقاطی که ممکن است دشمن از آنجا هجوم بیاورد و مرزبانی در گلوگاه هایی که ممکن است به جامعه آسیب وارد شود، لازم است. پس دسته ی پنجم از نکات مرزبانی نکات تهدید اعتقادات و افکار دینی میشود. لذا دژبانی در مرز های جغرافیایی و کر و فر میدان های سخت نباید نظام اسلامی را از مرابطه و حراست در این مرز ها غافل کند.