موضوع: حديث
غدير و دلالت آن بر امامت حضرت اميرالمومنين(ع)
بررسی آيه اکمال دين، سوره
مبارکه مائده، آيه 3 در اين آيه نکات خوبی درباره
اکمال دين و ياس و نااميدی کافران آمده دارد. اکنون اين سوال مطرح می
شود که در صدر اسلام و دوران پيامبری حضرت رسول اکرم(ص) چه قضيه ای و
در چه روزی رخ داد که اين دو ويژگی اکمال دين و ياس و ناميدی
کافران را به همراه داشته است؟ برای فهم اين مطلب بايد به بررسی زندگی
آن حضرت و نيز روايات شأن نزول آيه برويم.
در صدر اين آيه مساله محرمات اکل بيان
شده و در ذيل آن مساله مستثنيات اين محرمات و بيان موارد اضطرار آمده است. در ميان
اين دو مطلب مساله اکمال دين و ياس کافرين مطرح شده است.
مرحوم علامه طباطبايی می
فرمايد: اگر اين قسمت آيه را برداريم هيچ اختلافی ميان صدر و ذيل آيه نيست. از
آن سو خود اين دو جمله يعنی اکمال دين و ياس کافران خيلی به هم مربوط
هستند. اين مطلب سوالی ايجاد می کند که چگونه اين دو مطلب که با صدر و
ذيل هماهنگ نيست در دل اين آيه قرار گرفته است؟ روايات شان نزول نيز هيچ اشاره ای
به صدر و ذيل آيه ندارند و اين نشان دهنده مستقل بودن نزول اين قسمت آيه است و
قطعا مصلحتی داشته که اين فقره آيه در اين قسمت قرار گرفته است.
[متن کتاب]
گفتار يازدهم:
کمال دين و نوميدی کافرانقرآن کريم از روزی
ياد کرده است که خداوند، دين اسلام را در آن کامل کرده و نعمت خود را بر مسلمانان
تمام نموده، و دين اسلام را- که کامل شده است – پسنديده است: ﴿
الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ
نِعْمَتِی وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا.﴾
[1]ويژگی ديگر آن
روز، اين است که کافران از اينکه بتوانند دين اسلام را دگرگون کنند يا نابود سازند
نااميد شدند، و مسلمانان نبايد از اين بابت نگران باشند، بلکه بايد از اين جهت
نگران باشند که مبادا بر اثر ناسپاسی نعمت الهی مستوجب عذاب خداوند
شوند: ﴿
الْيوْمَ يئِسَ
الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ.﴾
[2]نکته در خور توجه اين
است که دو فقره مزبور، بخش ميانی آيه سوم سوره مائده است. بخش آغاز آيه
مربوط به برخی از خوردنیهای حرام، و بخش پايانی آن بيانگر
جواز استفاده از آنها در شرايط اضطرار است.
[3] بنابراين، مفاد دو فقره ياد شده از مدلول صدر و ذيل
آيه مستقل است و به اصطلاح «جمله معترضه» است. در اينکه چگونه و چه کسی
ساختار آيه را اينگونه شکل داده است، سه فرض است:
الف)
آيه از آغاز از سوی خداوند، اينگونه نازل شده است.
ب)
پيامبراکرم(ص) دستور داده است که آيه اينگونه تنظيم شود.
ج)
صحابه، هنگام تدوين قرآن کريم آيه را اينگونه نظم داده اند.
رواياتی
که درباره سبب نزول دو فقره ميانی آيه نقل شده است، به دست میآيد که
اين دو فقره به صورت مستقل نازل شدهاند، زيرا در اين روايات، هيچ اشارهای
به صدر و ذيل آيه نشده است.
نکته
در خور توجه ديگر اين است که مفاد دو فقره ميانی آيه به يکديگر ارتباط وثيقی
دارند، زيرا نااميدی کافران از دين مسلمانان با کامل شدن دين اسلام، پيوند
استواری دارد، يعنی آنچه مايه کامل شدن دين اسلام شده است، سبب يأس
کافران از دين اسلام گرديده است. بدين علت است که مفسران اسلامی از صحابه و
تابعين گرفته تا متأخران و معاصران اين دو جمله را مرتبط به يکديگر شمردهاند.
[4] احاديث شأن نزولروايات
شأن نزول آيه اکمال دين دو دستهاند:
الف)
آيه در روز عرفه نازل شده است. اين روايت از طريق اماميه، از امام باقر(ع) و امام
صادق(ع)
[5] و از طريق اهل سنت از عدهای از صحابه
مانند: اميرالمؤمنين(ع)، عمر بن خطاب، قيس بن مسلم، ابنعباس و سمرة بن جندب نقل
شده است.
ب)
آيه در روز غدير خم نازل شده است. اين روايت نيز از طريق شيعه از امام باقر(ع) و
امام رضا(ع)
[6] و از طريق اهل سنت از عدهای از صحابه مانند
ابیسعيد خدری، ابیهريرة، جابر بن عبدالله انصاری و زيد
بن ارقم نقل شده است.
[7]درباره
جمع ميان اين دو دسته روايات، وجوهی گفته شده است:
1.
آيه دو بار نازل شده است، مانند آيات ديگری که بيش از يک بار نازل شدهاند،
از قبيل آيه ﴿
بِسْمِ
اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ﴾،
آيه اول سوره روم، آيه روح(اسراء/ 85)، آيات پايانی سوره نحل(126-128)، سوره
فاتحة الکتاب و آيات ديگر.
[8] اين وجه را سبط ابن جوزی در تذکرة الخواصّ بيان
کرده است.
[9]2.
ترجيح دسته دوم بر دسته اول به دليل رواياتی که بيانگر اين است که پيامبراکرم(ص)
پس از نزول اين آيه، هشتاد و يک روز يا هشتاد و دو روز در دنيا باقی ماند.
[10] از سوی ديگر بر اساس نقل مورخان اهل سنت،
وفات پيامبر(ص) روز دوازدهم ربيع الاول بوده است.
[11] اين وجه را علامه امينی ذکر کرده و يادآور
شده است اگر چه مجموع روزهای زندگی پيامبر(ص) پس از روز غدير، بنابر اينکه
دوازدهم ربيع الاول رحلت کرده باشد، هشتاد و سه روز است، ولی يک يا دو روز
اضافی را میتوان بر مسامحه در نقل، حمل کرد، اما اگر در روز عرفه
نازل شده باشد مجموع روزهای زندگی پيامبر(ص) پس از عرفه نود و دو روز
خواهد بود و نمیتوان آن را بر تسامح در نقل، حمل کرد.
[12]3.
آيه در روز عرفه نازل شده است و پيامبر اکرم(ص) آن را روز غدير مقارن با اعلان ولايت
اميرالمؤمنين(ع) بر مردم تلاوت کرد، و مقصود از نزول آن در غدير همين معناست. آنچه
اين وجه را تأييد میکند، رواياتی است که بيانگر اين است که دستور
اعلان امامت اميرالمؤمنين(ع) از سوی خداوند به پيامبراکرم(ص) قبل از غدير خم
نازل شد، و پيامبراکرم(ص) منتظر فراهم شدن فرصت مناسبی برای انجام آن
بود، تا اينکه آيه تبليغ (مائده/67) نازل شد و پيامبر اکرم(ص) در غدير خم دستور
الهی را اجرا کرد. اين وجه را علامه طباطبايی بيان کرده است.
[13][
اشکال و جواببرخی
گفته اند بر اساس بعضی از روايات، آيه اکمال دين در روز عرفه نازل شده و ربطی
به روز غدير ندارد.
پاسخ
آن است که روايات شان نزول دو دسته است: برخی نزول آن را مربوط به روز غدير
و برخی آن را مربوط به روز عرفه می داند. بنابراين اين گونه نيست که روايات
شان نزول تنها مربوط به روز عرفه باشد.
اما
وجه جمع اين دو دسته روايات چگونه است؟ برای اين منظور وجوهی بيان شده
است: طبق نظر سبط ابن حوزی اين آيه متعدد نازل شده است که يکی در روز
عرفه و ديگری در روز غدير بوده است. معنای آيه اگر مربوط به روز عرفه است،
به جهت مقام ثبوت است. مرحوم علامه می فرمايد: طبق روايات شان نزول، آيه
اکمال در روز عرفه نازل شده است اما تلاوت آن مربوط به روز غدير بوده است.
اما
بر کلام مرحوم علامه دو نقد وارد است: اولا تعبير از نزول به تلاوت خلاف ظاهر است؛
ثانيا شاهدی که ايشان بر مدعای خويش بيان می فرمايد گويای
مطلب ايشان نيست.
مرحوم
علامه مجلسی نيز در جمع اين دو دسته می فرمايد: رواياتی که نزول
اين آيه را مربوط به روز عرفه می داند ضعيف است و لذا اين دو دسته روايات با
هم معرض نيستند.
در
معنای رواياتی که آيه اکمال دين را مربوط به روز عرفه می داند می
توان گفت: نصبی که در روز غدير برای حضرت اميرالمومنين(ع) با اين خصوصيات
اتفاق افتاد امر جديدی بود که تا کنون رخ نداده بود و لذا خدای متعال در
آيه تبليغ از پيامبر اکرم (ص) خواسته است که اين نحوه نصب را انجام دهد. بعد از آن
در آيه اکمال می فرمايد که اکنون دين کامل و کافرون مايوس شدند. اين نحوه
نصب نيز از جانب خدای متعال و مستند به اراده الهی است. اين اراده الهی
روز عرفه به پيامبر ابلاغ شد و پيامبر نيز در روز غدير آن را اجرا نمود. مانند اينکه
حکم نماز ظهر در صبح بر پيامبر ابلاغ شده باشد و ايشان بخواهند در ظهر آن را بيان
کرده و اجرا نمايند. ]
4.
رواياتی که نزول آيه اکمال دين را مربوط به روز عرفه دانسته از نظر سند
معتبر نيستند، ولی رواياتی که بيانگر نزول آيه اکمال دين در روز غديرخم
است، از نظر سند معتبرند. بنابراين، دسته اول نمیتوانند با روايات دسته دوم
معارضه کنند. علامه مجلسی پس از نقل روايتی که محدّث کلينی از
ابیالجارود از امام باقر(ع) روايت کرده و مدلول آن اين است که آيه اکمال دين
در روز عرفه نازل شده گفته است: «اين روايت از نظر سند، ضعيف است و مدلول آن با
روايات بسياری که بيانگر اين است که آيه اکمال دين، در روز غدير يا پس از آن
نازل شده مخالف است، و آن روايات با ظاهر آيه سازگارترند.»
[14]معنای اکمال ديندر
اين باره که مقصود از کمال دين در آيه مورد بحث چيست؟ وجوهی گفته شده است:
1.
مقصود اين است که با حضور پيامبر(ص) در حج، احکام حج به صورت کامل به مردم تعليم
داده شد.
اما
تعليم کامل احکام را نمیتوان به عنوان اکمال دين به شمار آورد، به ويژه اينکه
ميان تعليم احکام حج و نوميدی کافران از دين اسلام رابطه معقولی وجود
ندارد.
2.
مقصود از اکمال دين، اين است که باقيمانده احکام مربوط به حلال و حرام در سوره
مائده نازل شده و پس از آن درباره حلال و حرام حکمی نازل نشده است.
اين
وجه نيز با روايات بسياری که از طريق اهل سنّت درباره نزول احکامی پس
از حجة الوداع نقل شده است سازگاری ندارد، مانند نزول آيه کلاله در آخر سوره
نساء، و آيه ربا، چنانکه در صحيح بخاری
[15] از ابنعباس روايت شده است که آيه ربا آخرين آيه
نازل شده بر پيامبراکرم(ص) است.
3.
مقصود اين است که مشرکان حق ورود به مسجد الحرام را نداشتند و مسلمانان بدون
اختلاط با مشرکان میتوانستند در خانه خدا عبادت کنند.
اين
وجه نيز نادرست است، زيرا اولاً: اين مطلب، يکسال قبل از حجة الوداع تحقق يافته
بود و ثانياً: خالص شدن مسجد الحرام از وجود مشرکان و يأس آنان از عبادت در آن
مکان مقدس، مستلزم يأس عموم مشرکان و کافران از دين اسلام نبود، در حالی که –
همانگونه که در آغاز بيان شد- نوميدی کافران از دين اسلام با کامل شدن دين
اسلام پيوند استواری دارد.
[16]4.
مقصود اين است که با اعلان ولايت و امامت اميرالمؤمنين(ع) در غدير خم از سوی
پيامبراکرم(ص) بقای دين اسلام تضمين شد. اين وجه در احاديثی از امامان
اهل بيت(س) وجود دارد. در اين روايات از ولايت اميرالمؤمنين(ع) و اهل بيت معصوم پيامبر(ص)
به عنوان آخرين فريضه الهی ياد شده است.
[17] مقصود از فرايض در اين روايات، فرايض مهم و اساسی
اسلام است، چنانکه در روايات اهل بيت(س) از ولايت به عنوان پنجمين فريضه مهم
اسلامی در کنار نماز، روزه، زکات و حج ياد شده است. بنابراين، بر فرض صحت
روايات نقل شده از طريق اهل سنّت مبنی بر نزول برخی احکام پس از حجة
الوداع، منافاتی با اين روايات مشاهده نمیشود.
کمال
يک نظام يا يک مجموعه در گرو آن است که اولا: اجزا و عناصر لازم در شکلگيری
آن تحقق يابد و ثانيا: عامل و ضامن بقا و استمرار آن مشخص گردد. اجزای تشکيل
دهنده شريعت اسلامی از آغاز تا روز غدير بيان شده بود و عامل بقا و استمرار
آن در غدير خم مشخص و اعلان شد، و همين امر سبب يأس و نوميدی کافران از اين
شد که بتوانند از استمرار دين اسلام جلوگيری کنند.
[18]از
سوی ديگر، برای آنکه مسلمانان پس از رسول خدا(ص) و در زمان های
ديگر از احکام اسلام به صورت کامل آگاه شوند، بايد پيشوای معصومی در ميان
آنان وجود داشته باشد که از همه آنچه پيامبراکرم(ص) در تبيين معارف و احکام اسلام
باز گفته است، آگاه باشد و باب علم و حکمت پيامبر(ص) به شمار آيد. او کسی جز
اميرالمؤمنين(ع) نبود که پيامبراکرم(ص) در غدير خم، ولايت و امامت وی را به
مسلمانان اعلام کرد.
[19]و
[20][وجه
نااميدی کافران از انتصاب حضرت علی (ع) به جانشينی نيز اين بود
که آنان هر چه داشتند بکار بردند تا دين پيامبر را از بين ببردند اما کاری
از پيش نبردند. آنان ديگر نااميد شدند مگر يک اميد و آن اينکه چون پيامبر عقبه ای
ندارد با فوت ايشان، کسی نيست که ادامه کار ايشان را انجام دهد اما وقتی
اميرالمومنين (ع) با آن ويژگی ها در روز غدير نصب شد، ديگر تمام اميدهای
آنها نااميد شد. ]