درس فقه استاد مصطفوی

93/10/14

بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع: ولوغ خنزیر و جرز
سید یزدی قدس الله نفسه الزکیه فرمودند که «یجب فی ولوغ الخنزیر غسل الاناء سبع مرات» که شرحش را دادیم «و کذا فی موت الجُرَز» که گفتیم حکمش از نص استفاده شده هرچند نصش آن روایت که مربوط به ولوغ خنزیر است صحیحه است، روایتی که مربوط به جرز است موثقه است. منتها حکم هر دو همان هفت بار تطهیر از همان نصّ خاص که یک روایت باشد یعنی یک بار و یک روایت. که ولوغ خنزیر صحیحه علی بن جعفر بود و نصی که حکم جرز را بیان کرده است موثقه عمار ساباطی است. محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن احمد بن یحیی عن احمد بن یحیی عن احمد بن حسن بن علی عن عمرو بن سعید که توثیق خاص دارد عن مصدقه بن صدقه که هم توثیق دارد عن عمار الساباطی عن ابی عبدالله علیه السلام در حدیثی که تا اینجا میرسد «اغسل الاناء الذی تصیب فیه الجرز میتا سبع مرات»[1]. آن ظرفی که موش صحرائی داخل آن ظرف آب بمیرد، بعد از آنکه آن آب آلوده را بیرون بریزید هفت بار تطهیر کنید. یک روایت است با این سند و فتوا همین است و اشکالی نیست. اما مسئله خنزیر که گفتیم نص خاص دارد. سوال شد که خنزیر کلمه عربی است و ترجمه آن خوک و گراز است، خوک که معنای خنزیر است، آیا گراز هم همینطور است؟ بله، خوک و گراز دو تایش مصداق خنزیر است، منتها خوک تقریبا اهلی است و گراز خوک وحشی و قویتر و درندهتر است و حالت درندگی دارد و شکار حیوانات میکند و خوک هم علف خوار است و هم گوشت خوار. خوک و گراز هر دوتایشان خنزیرند، نجس العین گوشتش و تمام متعلقاتش آنهایی که دمویه هست نجس است و ولوغش هم نجس و تطهیر این ظرفی که ولوغ صورت گرفته باشد، باید هفت بار انجام بگیرد.

مسئله 7 : تطهیر ظروف خمر وجوب سه بار و استحباب هفت بار
مسئله هفتم: «یستحب فی ظروف الخمر الغسل سبعا و الاقوی کونه کسائر الظروف فی کفایه الثلاث». درباره تطهیر ظروف خمر که متاسفانه این هم جزء موارد محل ابتلاء است و از خمر هم استفاده میکنند که تطهیر ظروف متنجس به خمر واجب است که سه بار شستشو بشود و بنابر احتیاط هفت بار تطهیر بشود.

دو روایت و جمع عرفی
چرا هفت بار را احتیاطا گفتیم و اقوی شد سه بار؟ برای اینکه در این رابطه نصی که داریم اختلاف دارد. دو تا نص در این مسئله داریم، نص اول موثقه عمار که عمار سوال میکند از امام صادق علیه السلام «عن الاناء یشرب النبیذ»، از آن ظروفی که به خمر آلوده است، تطهیرش به چه صورت است؟ «فقال تغسله سبع مرات»[2] آن ظرف را هفت بار شستشو کنید. و اما ما باشیم و همین موثقه در بحث و مسئله قبلی گفتیم که اگر حکمی باشد و نصی باشد بلا معارض و به تعبیر صاحب جواهر سالم از معارض دیگر راهی نیست به جز عمل کردن به مقتضای همان نصّ. اما اگر نصوص متعدد و مختلف بود، باید به قواعد اصولی مراجعه کرد. اول جمع عرفی را بفهمیم و انجام بدهیم. درباره تطهیر ظرف آلوده به خمر یک روایت موثقه عمار بود که گفتیم، روایت دوم هم موثقه عمار است که در آخر این حدیث آمده است «و قال فی قدح أو أناء یشرب فیه الخمر قال تغسله ثلاث مرات» [3]سه بار این را تطهیر کنید. این دو تا موثقه از حیث اعتبار در یک حد هستند و از حیث دلالت هم هر دو دلالتشان واضح است. جمع از لحاظ سند نمیشود و از لحاظ دلالت هم جمع ممکن نیست پس برویم به طرف جم عرفی. قواعد اصولی درباره جمع عرفی میفرماید که مقتضای جمع این است که هر دو دلیل حفظ بشود. جمع این است که اگر شماره یک را مقدم بداریم، شماره دو کاملا از بین میرود و این جمع نیست و اگر شماره دو را مقدم بداریم، شماره یک هم حفظ شده و شماره دو هم حفظ شده، هر دو که حفظ بشود میشود جمع عرفی. بنابراین اگر روایت سبع را مقدم بداریم روایت ثلاث لغو میشود و از بین میرود و معنی ندارد. پس عمل به سبع مرات بکنیم روایتی که آمده است ثلاث مرات لغو میشود. اما اگر روایت ثلاث مرات را مقدم بداریم جمع بین هر دو شده. سبع مرات هم در یک حدی حفظ شده ولی ثلاث مرات هم هست. این معنای جمع عرفی است که در تمامی تعارضات بین عام و خاص از این قرار است. اگر کلی و عام را مقدم بداریم، خاص لغو میشود اما اگر خاص را مقدم بداریم عام و کلی هم تا حدودی حفظ شده و به خاص هم عمل شده است. مقتضای جمع عرفی این است که ثلاث مرات را که بگیریم حمل میشود بر اینکه واجب ثلاث مرات است و مستحب سبع مرات است و این جمع است. چنانچه صاحب جواهر قدس الله نفسه الزکیه میفرماید: حمل سبع مرات بر ندب و حمل ثلاث مرات بر وجوب «لعله اقوی» که اجماع نقل شده است بر اکتفاء به ثلاث مرات. یک شاهد جمع هم داریم. دلیل اگر داشتیم در حد اجماع منقول هم اگر بود، شاهد جمع میشود و کمک میکند این جمع را. اما اگر اخذ به سبع مرات بکنیم، ثلاث مرات دیگر نقش ندارد و لغو میشود. اما اگر ثلاث مرات را مقدم بداریم میگوییم ثلاث مرات واجب و سبع مرات مستحب[4]. این جمع است عرفی که متن هم همین را گفته است. «یستحب فی ظروف الخمر الغسل سبعا و الاقوی یعنی وجوب ثلاث مرات کسائر الظروف». بنابراین در نتیجه این جمع مطلب همین است که گفته شد بلا اشکال.

سوال: چرا یستحب گفته با اینکه احتیاط است؟
جواب: در بحث استدلال میتوانیم احتیاط بگوییم و در بحث فتوایی میتوانیم مستحب بگوییم و این با هم دیگر تنافی و تضاد ندارد.

مسئله 13 : اذا غسل الاناء بالماء الکثیر
مسئله سیزدهم: «اذا غسل الاناء بالماء الکثیر لا یعتبر فیه التثلیث بل یکفی مره واحده حتی فی اناء الولوغ نعم الاحوط عدم السقوط التعفیر فیه بل لا یخلو عن قوه و الاحوط التثلیث حتی فی الکثیر». هر موقع که الاحوط و الاقوی و الاظهر آمد در بحث، بحثی است بحث برانگیز. مسئله این است که اگر انائی که آلوده شده و تنجیس که ظرف و اناء متنجس حکمش تطهیر ثلاث مرات بود و اختصاص به ولوغ نداشت که اگر به ولوغ اگر آلوده میشد تعفیر اضافه میشد اما در اناء حکم تثلیث بود. آیا در صورتی که با آب کثیر شستشو و تطهیر بشود، مره واحده کافی است یا باز هم همان ثلاث مرات لازم است؟ این مسائلی است که ادلهای دارد و شاید قائلین که سید آمده اینها را احتباط و احوط جمع کرده است. بنابراین فتوای سید یزدی در عروه الوثقی این است که اناء و ظرف متنجس با آب جاری و کثیر یک بار شستشو بشود، کافی است و نیاز به تعدد و تکرار ندارد. اما از لحاظ ادله گفته میشود طبق تتبعی که به عمل آمده این است که در آب جاری و کثیر تعدد لازم نیست. تطهیر مره واحده کافی است. و شاید این مطلب از نظر بعضی از فقهاء مورد تسالم اعلام شده.

ذکری تسالم را ذکر میکند
شاهد بر این مدعا شهید قدس الله نفسه الزکیه میفرماید: «لا ریب فی عدم اعتبار العدد فی الجاری و الکثیر»[5]. عبارت «لا ریب فیه» در اصطلاح مساوی با تسالم است.



صاحب جواهر اتفاق را ذکر میکند
و صاحب جواهر قدس الله نفسه الزکیه میفرماید: «ظاهر الاصحاب الاتفاق علی الاجتزاء بمره واحده»[6]. بعد از این اتفاق گفته شد و این تسالم ذکر شد، صاحب جواهر ادامه میدهد ادله و پشتوانه دیگری هم برای این حکم بیان میکند.

ادله و مویدات
مضافا بر اتفاق صاحب جواهر ادله دیگری را هم اضافه میکند که عبارتاند از: 1. ظهور ادله دالّ بر تعدد به آب قلیل. برای اینکه در آن نصوصی گفتهاند باید مرتین تطهیر بشود یا ثلاث مرات بیان مشتمل بر کلمه صبّ است یا «تصبّ الماء مرتین»، بعد از که کلمه صبّ بکار ببرد معلوم است که آب قلیل است. باب 1 از ابواب نجاسات حدیث 2 و 7 که کلمه صبّ آنجا به کار رفته است. بعد از این میفرماید: صحیحه محمد بن مسلم که گفت اگر میخواهید شستشو کنید در مرکن مرتین «و فی الجاری مره واحده»[7] این هم دلیل واضحی است که گفته است مره واحده. ممکن است اشکال بشود که ماء جاری گفت و کثیر نگفت؟ جوابش این است که ابرز المصادیق تعرض کرده است، اشهر و ابرز مصادیق ماء کثیر جاری است و الا بعد ما از لحاظ فقهی میدانیم که آب کثیر دیگر در حکم با آب جاری مساوی هستند. آب جاری که مره واحده اینجا کافی بود میدانیم آب کثیر هم همین است، چون آب کثیر با آب جاری از لحاظ حکم فرقی فقهاً ندارد.

سوال: آیا در مورد خمر هم که روایت سبع مرات بود هم با آب کثیر یک بار است؟
جواب: تمامی متنجساتی که محکوم به تعدّد در تطهیر هستند مورد بحث است. این متنجسات دو قسم است، یکی که الان بحث میکنیم که در متن آمده. قسمت اول متنجسات به غیر ولوغ و قسمت دوم متنجسات به ولوغ. الان متنجسات به غیر ولوغ را بحث میکنیم، خمر باشد یا بول باشد اینها همه تعدد میخواهد. دلیل سوم را به عنوان موید ذکر میکند که صاحب جواهر میفرماید: آب کثیر وجداناً استیلاء دارد و استیلای بر متنجس استهلاک میآورد، پس از استهلاک حکم نجاست ساقط میشود. آنگاه پس از سقوط حکم نجاست دیگر زمینه برای تعدد تطهیر وجود ندارد. تایید دیگر هم آن روایتی را که از فقه رضوی نقل کردیم یا کتاب مستدرک که آنجا گفته بود که تطهیر با آب جاری مره واحده کافی است[8]. با این دو تا تایید و این دو دلیل مطابق با ظاهر اصحاب و حتی مطابق با تسالم حکم همین است که در متن آمده اقوی این است که در آب کثیر تعدّد در تطهیر لازم نیست و آنجا که گفتهایم تعدد در تطهیر لازم است اختصاص دارد به آب قلیل. اما شرح و استدلالی که از عصر فقیه همدانی تا عصر اخیر آمده است، استدلال وسیعتر و به ادله دیگری هم توجه شده است.

کلام سید الخویی و 6 مورد مدرک حکم
 سیدنا الاستاد قدس الله نفسه الزکیه میفرماید: مدارک این حکم آنچه گفته شده است و گفته میشود شش مورد است: 1. انصراف. در صورتی که بگوییم تطهیر نیازی به تعدد دارد، این تعدد انصراف دارد به آب قلیل. معمولاً تعدد به آب کثیر معمول نیست و داخل آب کثیر یا جاری که گذاشته بشود تعدد عرفاً مورد ارتکاز نیست. آنچه که مورد ارتکاز است که پس از آن انصراف صورت میگیرد این است که اگر ظرف متنجس با آب قلیل شستشو بشود، تعدد زمینه دارد. 2. مرسل علامه حلی در ابواب نجاسات یک حدیثی عنوان گرفته به نام مرسل علامه. چرا این را مرسل علامه میگویند؟ اولا به اعتبار خود علامه است و ثانیا در جوامع روایی وجود ندارد. از امام باقر سلام الله تعالی علیه نقل شده است که آقا از بیابان یا محلهای عبور میکرد که آنجا آب کثیر وجود داشت، فرمود: «لا یصیب هذا شیئا الا طهره»[9]. این آب کثیر به چیزی اصابت نمیکند مگر اینکه ان شئ را تطهیر میکند. این اطلاق مفید این مطلب است که تطهیر یک بار کافی است و تعدد لزومی ندارد. 3. مرسله کاهلی «کل شئ یراه المطر فقد طهّره»[10] با اضافه این جمله که «المطر کالجاری»[11]. سید الحکیم میفرماید که ا«لمطر کالجاری» که میگوییم اینجا که مطر برای تطهیر تعدّد را برنمیتابد جاری بالاولویه تعدد را تحمل نمیکند، یک بار تطهیر با آب جاری کافی است. اولویتش معلوم است که قدرت ازاله جاری بیشتر از مطر است[12]. ادامه بحث جلسه آینده.


[1] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج2، ص1076، ابوابنجاسات، ب53، ح1، ط اسلامیه.
[2] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج25، ص368، ابواباشربه محرمه، ب30، ح2، ط آل البیت.
[3] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج2، ص1074، ابوابنجاسات، ب51، ح1، ط اسلامیه.
[4] جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج6، ص358.
[5] الذکری، شهید اول، ج1، ص15.
[6] جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی، ج6، ص195.
[7] وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج2، ص1002، ابوابنجاسات، ب2، ح1، ط اسلامیه.
[8] فقه رضوی، ص35 و مستدرک الوسائل، محدث نوری، ج2، ص553، ابوابنجاسات، ب1، ح1.
[9]  مختلف الشیعه، علامه حلی، ج1، ص178.
[10]  وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج، ص109، ابوابماء مطلق، ب6، ح5، ط اسلامیه.
[11]  التنقیحفی شرحالعروه الوثقی، سید ابوالقاسم خویی، ج4، ص55.
[12]  مستمسک العروه الوثقی، سید محسن حکیم، ج2، ص33.